شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34652
نام: سام
شهر: س
تاریخ: 2/20/2007 8:35:09 AM
کاربر مهمان
  من از همه ی دوستان خواهش میکنم اگر کسی به نام ایوب پیر اولاد را می شناسند اهل تبریز است لطفا" بیوگرافی کاملش را برایم یا در همین صفحه بفرستند یا به آدرس من میل کنند sam_m327@yahoo.com متشکرم.
34651
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/20/2007 8:25:49 AM
کاربر مهمان
  السلام عليک يا علی ابن موسی الرضا عليه السلام

واسه اون گنبد زرين پشت كوه‌های خراسون
واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ايوون
واسه كفترای معصوم كه تو آسمون میگردن
واسه آدمای مغموم كه ميان دخيل میبندن
واسه اون هوای تازه كه پر از عطر گلابه اگه دستم به ضريحت برسه واسم يه خوابه
واسه اون حوض قشنگی كه پر از آب زلاله واسه سنگ فرشای ايوون كه برام خواب و خياله
دل من تنگه می دونی كاشكی قابلم بدونی
چقدر آرزو دارم لب حوض وضو بگيرم يا كه از تربت پاكت مثل ياسا بو بگيرم
واسه اون اوج شكفتن توی عالم زيارت
واسه اون لحظه كه آدم می رسه به بی‌نهايت
واسه اون كفشا كه مردم روی پله در ميارن
واسه اون شمعی كه روشن توی صحن تو میزارن
واسه اون ساحت پاكی كه درش هميشه بازه
واسه دستای نيازی كه به سوی تو درازه
دل من تنگه میدونی كاشكی قابلم بدونی
هيچ كسی نوميد و ناكام نمیره از آستانت تو پر از لطف و شفايی واسه درد دوستانت
مثل مرهم تو ميمونی واسه آدمای دربند تو اميدی كه میشينه توی قلب يه نيازمند
تو صدام كن تو صدام كن زائر كوی تو باشم
يا برای كفترات من سر ظهر دونه بپاشم
من يه قاصر يه خطاكار لحظه خوب مناجات
ميدونم كه هيچ نيازی به زيارتم نداری
اما من غرق نيازم اما تو بزرگواری
واسه تو حرم نشستن واسه لحظه‌ی رسيدن
دل من تنگ میدونی كاشكی قابلم بدونی

ناشناس عزیز
التماس دعا
حتما یادت نره ها
34650
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/20/2007 8:01:35 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا تا ظهور حضرت دوست نگهدار و مدد کن رهبرم را

الهی امین

سلام صبح همگی بخیر
34649
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/20/2007 6:42:30 AM
کاربر مهمان
  سلام به تمامی اهالی اهل دل

سلام مبارز عزیز - دوست داشتن که فقط به حرف نیست باید توی عمل نشون بدی - بیا ببینیمت مومن
الحمد الله توی این چند وقط بچه های اهل دل پیدا شون شد حالا هم یاسمن ملت عشق - انشا ء الله موندنی بشن


اشك چشم عزاداران مرحم جراحات سيدالشهداء عليه السلام

شخصى به نام عبدالله مى گويد: در شب يازدهم محرم الحرام ، در خواب ديدم كه امام حسين عليه السلام در صحراى كربلا در ميان خاك و خون افتاده ، و يك هزار و نهصد و پنجاه زخم تير و نيزه و شمشير در بدن مبارك او ظاهر بود وسيلاب خون از زخمهاى بدن شريفش جارى بود.
چون آن حالت را در آن بزرگوار ديدم ، خوف عظيم بر دلم افتاد و از هول بيدار شدم ، و بسيار گريه نمودم ، و چون شب دوازدهم خوابيدم باز آن جناب را در خواب ديدم ليكن زخمهاى پيكر انورش صحيح و سالم شده بود پيش رفته عرض كردم :
پدر ومادرم فداى تو باد! يابن رسول الله ديشب شما را در خواب ديدم كه زخمهاى بسيارى بر شما وارد شده بود و امشب اثرى از آن زخمها نيست ، آن حضرت فرمود: بدان كه آب ديده گريه كنندگان مرحم جراحتهاى من مى باشد، اى عبدالله ! شب گذشته چون مرا در خواب ديدى و بر حال من گريستى !آب ديده تو مرحم زخمهاى من شد
34648
نام: مبــــــــــــــارز
شهر: اهــــــــــــــواز
تاریخ: 2/20/2007 6:28:02 AM
کاربر مهمان
  سلام بر دوستان عزیز اهل عشق

حقیقتش این روزا سرم خیلی شلوغه ، نمی تونم زهنم رو متمرکز کنم .
لطفاسکوتم رو با غیبت اشتباه نگیرید ، همه مطالبتونو می خونم و باید بهتون خسته نباید بگم ، به همتون مخصوصا مقداد عزیزم ، مجید عزیز ، مصطفی ساغر چی بزرگوارواحسان از تورنتو که همه مطالبشون خوندنیه ولی این چندتا مطلب آخریشون محشر بود ......... مومن چکار می کنی با این دل ما


خلاصه دم همتون گرم ..............


برادر مقداد خیلی دوست دارم ولی....................!!!


ناشناس عزیز اونجا که میری منو فراموش نکن داداش ، به آقا بگو : همون گدایی که تابستون اومده بود کنج حرمت نشست و زارزار گریه می کرد هنوز...............

قربون اون صبرت ،قربون اون مرامت ناشناس عزیز


خدایا شکرت

..................................

خداحافظ همین حالا

دوستدار دوستان حســــــین ، مبــــــارز خسته و عاشق
34647
نام: علی امینی
شهر: دهاقان
تاریخ: 2/20/2007 5:40:46 AM
کاربر مهمان
  مطالب در باره ی ایت الله العظمی بهجت (مد)
را بیشتر کنید
34646
نام: گمگشته
شهر: کر مانشاه
تاریخ: 2/20/2007 3:46:29 AM
کاربر مهمان
  دعا کنید برایم که حرف دل نشود عقده ای به زبانم
بگو به شهیدان راه یار هر آنچه که شد سد راه
برایم
34645
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 2/20/2007 1:44:05 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همگي:
چشم من خيلي خوشحال ميشم اگر فاطمه عزيز رو ببينم البته اگر ايميلشون بدستم برسه از طريقي كه خودشون صلاح ميدونند
34644
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 2/20/2007 1:16:46 AM
کاربر مهمان
  ناشناس عزیزم!

حالا که داری میری پیش درمونم ... سلام منو بهش برسون و
بگو ميدونم چه كار بزرگي برام كرده و قدرشو ميدونم ... از طرف من ازش تشكر كن و
بگو كه ميدونم اگه اون كار رو نكرده بود مرده بودم . . .
بگو فهميدم كجام و چيم و چيكار بايد بكنم . . .
بگو دارم درست مطابق نسخه اش عمل ميكنم
بگو اگه خدا بخواد داره نتيجه ميده
. . .

بهش بگو ميدونم نتيجه دست اون خداييه كه اونو به عنوان شفاعت بين من و خودش قرار داده
پس . . .
*بهش بگو شفاعتم كنه!*

* * * * *
ميدونم وقتي بري اونجا وجودت پر ميشه از دعاهاي آسموني!
اگه يه جاي كوچيكي هم تو دل بزرگت داشته باشم راضيم!
پس حتما پيامهاي منو به گوشش برسون و . . . دعا هم يادت نره ... خوب؟

* * * * *
دوستان فقط براي رفع اين مشكل نيست براي همه چيزي ازتون ميخوام :
تو دعاهاي آسمونيتون به ياد من هم باشيد!
34643
نام: یاسمن
شهر: ملت عشق
تاریخ: 2/20/2007 1:15:02 AM
کاربر مهمان
  ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را مذهب و ملت خداست
................................................................................................
وای خدای خوبم....................................
مهربونم ........ازت ممنونم............
تو این روزا مشکلاتم یه خورده ای بیشتر شده.........
ولی من .....من ....اصلا....اصلا...
ناراحت نیستم............
خیلی هم خوشحالم................
چون یقین دارم که تو حواست بیشتر بهم هست .......
دارم میبینم که چه جوری داری بهم نگاه میکنی...
آره عزیزم.....آره.....منم حواسم بهت هست...
فکر میکنی خوشحالیتو نمی بینم.................
من که میدونم تو..............من که میبینم که...
آره مهربونم.....آره مهربون یاسمن....ازت ممنونم....
ازت ممنونم که اینقدر ...........................
دوسم داری......................
وای که تو اوج غمگینیم چقدر خوشحالم و احساس غرور میکنم.........................
................................................................................................
همیشه از نگاه تو با تو عبور میکنم
از اینکه عاشق توام حس غرور میکنم
................................................................................................
دیگه نمیدونم چه جوری احساسمو بگم............
فقط اینکه................................
فقط اینکه ازت بازم ممنونم که اجازه میدی که روز به روز بیشتر بشناسمتو بیشتر عاشقت بشم......
وبازم ازت ممنونم که اینقدر دوسم داری.....
آخه من که میدونم چقدر دوسم داری.........
آره مهربونم.............آره............
................................................................................................
بضاعت نیاوردم الا امید
خدایا ز عفوم مکن نا امید
<<ابتدا <قبلی 3471 3470 3469 3468 3467 3466 3465 3464 3463 3462 3461 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved