اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 34522 |
نام:
بنده خدا
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 2:21:49 PM
کاربر مهمان
|
یه هشدار به اون شخصی که خیلی عاشق خودنمایی کردن و نوشتن اراجیفه
بچه ها بهت گفته بودن داری رو لبه تیغ راه میری ولی من دلسوزانه تر بهت میگم عزیز پاتو گذاشتی رو چاشنی مین خودت حالیت نیست چه بازی رو راه انداختی
مطمئن باش تو این عصر تکنولوژی و مدرن امروزی خیلی راحت میشه به همه چیز دست پیدا کرد
تو فکر نکن که اثری از خودت به جا نمیذاری
هستن کسانی که اگه ارداه کنن خیلی راحت میتونن رد تو رو بزنن اگه تو این زمینه اطلاعات نداری میتونی
پرس و جو کنی
اگر هم نوشته ها رو خونده باشی میدونی همه دوست دارن دست از این حرکتهای بچه گونه ات برداری
کاری نکن که به روزی بیفتی مجبور بشی از همه عذر خواهی کنی
مواظب زیر پاهات باش ببین داری کجا راه میری؟
از ما گفتن
|
|
| 34521 |
نام:
ناشناس
شهر:
غريبستان
تاریخ:
2/18/2007 2:14:48 PM
کاربر مهمان
|
سلام
آدمين بزرگوار من نوكرتم نميخواي آستين بالا بزني و به داد حرف دليها برسي ؟؟؟؟
بدجوري شيميايي ميزننا !!!
قرار نيست ديگه همه مسئوليتا رو به دوش ما بگذاري ، خودت ميدوني يه جاهايي كار ، كار خودته
ياعلي
|
|
| 34520 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 2:06:30 PM
کاربر مهمان
|
نرگس خانم از بوشهر
قرار بر این بوده که در این ایام که سالگرد شهدای بدر و خیبر در باره شهدا یادداشتهایی نوشته بشه
یاد داشت آقا امین هم به این نیت نوشته شده
شما میتونید به نوشته های روزهای قبل مراجعه کنید
و متوجه این موضوع بشوید
فکر میکنم از شما خواسته بودم دیگر به این بحثها ادامه ندهید
مثال اون شخص و وضعیت روحی روانی اش هم قبلا توضیح دادم
از خدا میخوام همه مریضها رو شفا بده
|
|
| 34519 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
2/18/2007 1:44:35 PM
کاربر مهمان
|
با خودم میگفتم، چقدر نامرد بودن، چقدر سنگ دل بودن، چقدر پست و حقیر بودن، چقدر خواب غفلت مست شون کرده بود که صدای هل من ناصر ینصرونی رو شنیدن ولی همچنان در خواب سنگین غفلت ارمیده بودن. خیمه حسین(ع) تو دشت کربلا غریب بود و امروز..........
|
|
| 34518 |
نام:
حسین_AT
شهر:
میناب
تاریخ:
2/18/2007 1:37:16 PM
کاربر مهمان
|
در این شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
|
|
| 34517 |
نام:
دوست
شهر:
دوستي ها
تاریخ:
2/18/2007 1:12:33 PM
کاربر مهمان
|
آقا رضا شما بهتر بود اندكي تا’ مٌل مي كرديد و تحقيق بهتر مي توانستيد مطالب خود را بنگاريد
دنيا به هيچ نمي ارزد كه شما قصد داشته باشيد حقايق اصلي را كتمان كنيد و ذهن خود و دوستانتان را آشفته كنيد
به اميد روزي كه در زمره بهترين ها باشيد
|
|
| 34516 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 12:55:47 PM
کاربر مهمان
|
شهدا در قهقه مستانه و شادی وصالشان عند ربهم یرزقونند(امام خمینی)
|
|
| 34515 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 12:46:43 PM
کاربر مهمان
|
تو را در دل باید جسجو کرد
نمیدانم در کدام افق روشن گم شدی،
باز نمیدانم این حس غریب اعتماد و احترام و دوست داشتن تو از کجا سرچشمه گرفته است
خواستم در رویاهای کودکانهام تصویرت را تداعی کنم
میخواستم اولین دعای سحرگاهم تو باشی و اولین هدیهام نیز از خالق تو باشی اما آسمان آرام آرام بارید و سجادهام را نمناک و معطر کرد و جز زلالی قطرات دیگر هیچ ندیدم .
و اکنون به آنجا رسیدم که تو هستی چون راهت، راهی نیست که با گذشت زمان از یادها برود و چراغی نیست که با باد نسیان خاموش گردد، تو همیشه هستی چون مادر از همان بچگی میگفت که تو پیش خدا رفتی و هرگز نمیمیری .
چون:
شهیدان زندهاند
|
|
| 34514 |
نام:
جواد سینا (علی)
شهر:
افغانستان
تاریخ:
2/18/2007 12:34:09 PM
کاربر مهمان
|
این روزها عجب روزهایی است برای من
شرحش ناگفتنی است...
چگونه میگذرند نمیدانم
چگونه تحملشان میکنم نمیدانم
این روزها هوا ابریست و خبری از آسمان آبی نیست
چقدر دلم برای آن آسمان زیبای آبی تنگ شده است... چقدر برایش دلتنگم
یادش بخیر
نقش زیبای خاطره است بر ذهنم
ازکبوترهای سفید محبت که در آن زمینه آبی رنگ چه سرخوش و شادمان پرواز میکردند...
مانند چادر نمازی آبی رنگ که با گلهای سفید تزئین شده اند...
چقدر آبی آسمان را دوست داشتم از کودکی
و حالا این روزها چقدر دلم تنگ است برای آسمان آبی ...
افسوس که آسمان آبی من خود را پنهان کرده است... و این شهر
این شهر دود گرفته چهره آسمان آبی مرا در پشت دود ماشین های هزار رنگ مخفی کرده است....
سعی میکنم ، سعی میکنم از آنها که میان من و آسمان آبی جدایی انداخته اند دلگیر نباشم
که دلگیر بودن از آدمها و کینه داشتن از آنها کاری ناشایست است...
دیروز مهربانی میگفت:
آسمان آبی ، دل دریایی میخواهد...
و من سعی میکنم ، تمرین میکنم تا دل دریایی داشته باشم
روزی که آسمان آبی من ، دوباره خود را به من نشان دهد..
باید دل دریایی داشته باشم
آن روز دوباره متولد میشوم و باز پرواز کبوترها را در آن زمینه آبی به تماشا می نشینم ....
|
|
| 34513 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
2/18/2007 12:25:42 PM
کاربر مهمان
|
يا حق
سلام
خداي من!
چقدر به من نزديكي...
منم به تو اينقدر نزديكم!؟؟؟
ناشناس! بامرام! به دعاي بي مثالت سخت محتاجم... بايد خوب بداني كه بي تابي و خستگي يعني چه...
برادرم! امين! بنويس
بنويس اگرچه ننوشتند و بنوي آنچه زياد نوشتند و زياد نخواندند...
بنويس
بنويس
هم قدمم!
اگر بداني چه شبي داشتم من!
دعايم كن
دعايم كن
سورنا! به زيارت عاشورايت نياز دارم....
...
التماس دعاي بسيار
يا زهرا(س)
|
|