شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34332
نام: عباس بن علی
شهر: نینوا
تاریخ: 2/16/2007 1:14:56 AM
کاربر مهمان
  السلام علی من جعل الشفاءفی تربته
سلام بر کسی که خاک کوی او دوای دردهاست
امام زمان(ع)زیارت ناحیه مقدسه
با توای ترنم باران،ای آفتاب حقیقت،ای زلال صمیمی آب به خلوت آوندهای حیات ریشه زدی ودر اندام لطیف همه درختان به استجابت نیایش روییدن وبالیدن نشستی اگر تو نبودی هنوز چشمه ها مسیر دریا نمی دانستندوابرها سردر گم باریدنفهیچ خاک تشنه ای را به باور شکفتن ورستن نمی خواندند.یاحسین
نیمی از خورشید در سیلاب خون افتاده بود
کاروان میبرد نیم دیگرخورشید را
کاروان بودوگلوی زخمی زنگوله ها
ساربان دزدیده بودانگشتر خورشید را
عظم الله اجورنا یا صاحب الزمان فی مصائب جدک الحسین
34331
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/16/2007 12:58:53 AM
کاربر مهمان
  فطرت و روح انسان در جستجوى بى نهايت است ، چيزهاى محدود او را سير نمى كند. چون از درون ميل به كمال دارد، پس در بيرون نيز بايد كمال مطلق وجود داشته باشد و آن خداست . در درون چون عاشقيم ، در بيرون نيز بايد معشوقى وجود داشته باشد. معشوق واقعى انسان كيست ؟ معشوق هاى غير واقعى مانند ظرف هاى يكبار مصرف هستند. حضرت ابراهيم عليه السلام به خورشيد پرستان فرمود: (انّى لا احبّ الافلين )(90) من آنچه را كه رفتنى است دوست ندارم .
نشانه هاى خدا
قرآن در آيات بسيارى عبارت ((و من آياته )) را تكرار مى كند. تا بدين وسيله به ما اعلام نمايد كه اين همه نظم و هماهنگى ، هرگز نمى تواند تصادفى به وجود آيد. اكنون به ذكر برخى از نشانه هاى الهى در طبيعت و در وجود خود مى پردازيم . بديهى است كه اين نشانه ها ما را به وجود خداوند متعال رهنمون مى گردد. (سنريهم اياتنا فى الافاق و فى انفسهم انّه الحقّ)(91)
نشانه هاى خدا در طبيعت
آيا هيچ گاه در مورد كوه ها فكر كرده ايم ؟ كوه ها، آب برف و باران را در خود ذخيره مى كنند، زلزله را مهار مى نمايند، طوفان هاى تند را مهار مى كنند. كوه در لطافت هوا نقش دارد، سنگش براى ساختمان و معادنش براى رفع نيازهاى بشر استفاده مى شود.
خورشيد به زمين نور مى رساند و اقيانوس بخار آب را به بالا مى فرستد، سپس ‍ جاذبه زمين آن را پائين مى كشد و باران مى بارد.
ريشه درختان ، موادّ غذايى را جذب نموده ، به برگ ها مى رساند، برگ نيز نور خورشيد را جذب نموده ، به ريشه مى رساند. آيا اين هماهنگى ها دليلى بر حكومت يك قدرت بى نهايت و مدبّر نيست ؟
نشانه هاى خدا در آفرينش حيوانات
بين كف پاى شتر و صحراهاى پر از ريگ و خار كه شتر در آن جا زندگى مى كند، تناسب وجود دارد. از آنجا كه شتر حيوان باربرى است ، داراى گردنى بلند و قوى است كه همانند يك اهرم عمل مى كند. اردك نيز چون مى خواهد در آب شنا كند، پر و بالش ‍ چرب است تا آب به پوست بدنش نرسد.
نشانه هاى خدا در وجود انسان
چشم .
قرآن مى فرمايد: (الم نجعل له عينين )(92) آيا ما دو چشم به انسان نداديم ؟ اگر در ساختمان چشم خود دقّت كنيد، به اين نتيجه مى رسيد كه حتّى پيشرفته ترين دوربين ها با آن قابل مقايسه نيست . دوربين هاى پيشرفته سنگين هستند و چشم بسيار سبك . دوربين ها مرتّب بايد فيلمشان تعويض شود و چشم نيازى به تعويض فيلم ندارد. دوربين ها بايد تنظيم شوند و چشم به صورت خودكار تنظيم مى گردد.
خداوند براى چشم شش نوع وسيله حفاظت قرار داده است ، محافظى در داخل چشم به نام اشك ، از آنجا كه چشم از پيه ، ساخته شده و نگهدارى پيه با آب شور ممكن است ، اشك چشم نيز شور است . محافظ ديگر مژه است ، محافظ سوّم پلك ها هستند. محافظ چهارم ابروها و محافظ پنجم خطوط پيشانى است كه از ورود عرق به چشم جلوگيرى مى كند.
آخرين محافظ، بينى و استخوان هاى اطراف چشم هستند كه چشم را در درون خود چون صدفى قرار داده ، از آن حفاظت مى كنند.
چگونه ساختمان دستگاه عكس بردارى چشم با نور هماهنگ است و عدسى چشم در برابر نور بيشتر به طور خودكار، تنگ و در نور كمتر باز مى شود و پلك ها و ابروهاى سياه و زيبا نور را تعديل مى كند و به دستگاه مى رساند؟
چگونه چشم با آب شور و دهان با آب شيرين مخلوط و مزه آب ها با ساختمان دهان و چشم تطبيق مى كند.
زبان .
عضو كوچكى كه وظايف بزرگى به عهده دارد. هم در چشيدن مزه و طعم غذا و هم در بلعيدن آن ، انسان را كمك مى كند و بالاتر از همه نقش آن در سخن گفتن است كه با گردش دقيق خود، حروف و صداه
34330
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/16/2007 12:55:27 AM
کاربر مهمان
  خداشناسى از راه نظم و هماهنگى
بهترين و ساده ترين دليل توحيد، نظم و هماهنگى عجيبى است كه بر موجودات جهان حاكم است . اين دليل به عنوان برهان نظم ناميده مى شود. برهان نظم داراى امتيازاتى است ، از جمله :
1- برهانى قرآن است . آيات قرآن نيز همواره ما را به شناخت شگفتى هاى طبيعت و تفكّر و تاءمّل در آيات عظمت خداوند دعوت كرده است .
2- عشق آفرين است . وقتى انسان الطاف و نعمت هاى خداوند را مى شناسد، عشق و محبّت او به خداوند بيشتر مى شود.
3- شيرين است . انسان وقتى كه ارتباط هستى را درك مى كند لذّت مى برد.
4- پوياست . هرچه علم پيشرفت مى كند، ارتباطاتى كه بين موجودات هستى است بيشتر كشف مى شود.
5 - براى همه قابل فهم ودرك است ونيازى به داشتن اطلاعات فلسفى ندارد.
روشن است كه وجود هماهنگى ميان اجزاى يك ساختمان ، مقاله هاى يك كتاب وسطرهاى يك نامه بهترين دليل بر يكى بودن سازنده ونويسنده آن است .
اگر سه نفر نقّاش در كنار هم مشغول كشيدن تصوير يك خروس شوند، يكى سر خروس ، ديگرى شكم آن و سوّمى پايش را بكشد، بعد ما اين سه ورقه را از سه نقّاش ‍ بگيريم و به هم پيوند دهيم ، هرگز نقش سر و شكم و پا كه از سه نقّاش است با يكديگر هماهنگ نخواهد بود.
آرى ، وجود هماهنگى ، توازن ، تناسب و زمان بندى بسيار دقيق در آفرينش ، بهترين و ساده ترين دليل يكتايى اوست .
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: در هر نفسى كه انسان مى كشد هزاران نعمت موجود است . شما هنگامى مى توانيد نفس بكشيد كه برگ درختان مسئوليّت خود را انجام دهند و آب اقيانوس ها تميز باشد؛ تميز بودن آب اقيانوس ها به پاكسازى آنها از مردارهاى دريايى بستگى دارد و اين نهنگ ها هستند كه در دريا اين مسئوليّت مهم را انجام مى دهند، پس در نفس ‍ كشيدن ما برگ ها و هر نهنگ ها و... مشاركت دارند.
از دست و زبان كه بر آيد
كز عهده شكرش به در آيد
هماهنگى در هستى
در نظام هستى ، ضعف ها با قدرت ها، حمله ها با دفاع ها وخشونت ها با عاطفه ها چنان به هم آميخته اند كه انسان را مبهوت مى كند و در مجموع ، نظام هماهنگى را به وجود آورده است .
آيا تاكنون انديشيده ايد كه :
چگونه ضعف نوزاد با قدرت و حمايت والدين او جبران مى شود؟!
چگونه پرتاب سنگ هاى بزرگ آسمانى با استقامت فضاى ضخيمى كه در اطراف زمين است جبران و مشتعل مى شود؟
چگونه انسان كه گاز كربن پس مى دهد، با عكس العمل گياه كه گاز كربن را مى گيرد و اكسيژن پس مى دهد، هماهنگ و متناسب عمل مى كند؟
چگونه خشونت و قاطعيّت مرد با مهر و عاطفه زن كه - با هم زندگى مى كنند و يكديگر را تعديل مى كنند - هماهنگ است ؟ شما دادوستدهاى قهرى و طبيعى را كه در آفرينش نهفته است ، مطالعه كنيد تا دريابيد كه چگونه تناسب و هماهنگى دقيقى در آنها به چشم مى خورد.
اگر زمين سفت وسخت بود، براى كشاورزى وحفر چاه وساختمان سازى و براى دفن اموات وموادّ زايد چه مى كرديم ؟ اگر سست وشل بود، چه مى كرديم ؟!
هماهنگى درون و بيرون
چگونه بين معده در درون انسان و خوراكى ها در بيرون ، هماهنگى و تناسب وجود دارد. انسان تشنه مى شود، در بيرون آب وجود دارد. تمايلات جنسى دارد، براى او همسر وجود دارد.
فطرت و روح انسان در جستجوى بى نهايت است ، چيزهاى محدود او را سير نمى كند. چون از درون ميل به كمال دارد، پس در بيرون نيز بايد كمال مطلق وجود داشته باشد و آن خداست . در درون چون عاشقيم ، در بيرون نيز بايد معشوقى وجود داشته باشد. معشوق واقعى انسان كيست ؟ معشوق هاى غير واقعى مانند ظر
34329
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/16/2007 12:54:52 AM
کاربر مهمان
  برای شیطان
عقل
عقل به ما مى گويد: هر اثرى يك مؤ ثّرى دارد و اين حكم به قدرى روشن است كه اگر شما بسيار آرام به صورت نوزادى بدميد، او چشم باز مى كند، به اطراف مى نگرد و به دنبال مؤ ثّر مى گردد وچنين مى فهمد كه اين دميدن از يك سرچشمه اى به وجود آمده است . آرى ، مساءله ((از اثر پى به مؤ ثّر بردن )) از روشن ترين مسايل روزمرّه زندگى ماست . چگونه مى توان باور كرد كه مثلا تصوير يك خروس يا طاووس به عكّاس يا نقّاش نياز دارد، ولى خود خروس و طاووس به خالق و طرّاح نياز نداشته باشد؟! چگونه عقل را قانع كنيم كه يك دوربين عكّاسى سازنده دارد، لكن چشم انسان سازنده با شعورى ندارد؟ در صورتى كه عكس بردارىِ چشم به مراتب مهم تر از عكس بردارى دوربين است ، زيرا دوربين هر چند بار كه عكس گرفت بايد فيلم آن را عوض كنيم ، ولى چشم دائما در حال عكس بردارى است . چگونه عقل قبول كند دستگاه پالايش نفت ، سازنده داشته باشد، امّا دستگاه گوارش انسان ، سازنده نداشته باشد؟ چگونه بپذيريم كه نظم در رفتار يك فرد، دليل بر وجود شعور در اوست ، ولى نظم در جهان هستى ، دليل بر وجود شعور در خالق آن نباشد؟
كوتاه سخن اين كه اگر يكى از نشانه هاى بهترين جهان بينى آن است كه با پذيرفتن عقل تواءم باشد، عقل ما در برخورد با نظم و حساب دقيق ، براى جهانِ هستى ، قدرت با شعورى را مى پذيرد و مطالعه در هستى ما را به سوى يك بينش الهى سوق مى دهد.
فطرت
از هر انسانى ، در هر زمان و مكانى بپرسيم كه شما در جهانِ هستى چه احساسى داريد؟ آيا احساس مى كنيد مستقل هستيد يا در خود احساس وابستگى داريد؟ كسى نيست كه بگويد: من احساس مى كنم در اين جهان ، مستقل هستم ، همه و همه در خود اين احساس وابستگى را دارند، لكن اين احساسِ صادقانه دو گونه اشباع مى شود: اشباع صادق و اشباع كاذب .
نظير طفلى كه احساس گرسنگى مى كند؛ اين احساسِ صادق ، گاهى با مكيدن سينه پرشيرِ مادر صادقانه اشباع مى شود و گاهى با مكيدن پستانك خشك ، به صورت كاذب اشباع مى شود. در انسان هم اصل احساس وابستگى ، يك واقعيّت و حقيقتى است لكن وابسته به چه چيزى ؟
1- به قدرت خدا؟
2- به قدرت طبيعت ؟
خود طبيعت هم وابسته به صدها شرط است ، پس بايد به قدرتى وابسته باشيم كه او ديگر همچون ما وابسته نباشد.
34328
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/16/2007 12:47:00 AM
کاربر مهمان
  برای شیطان

میشه بطور اتفاقی یه آدم درست کنی - یا بطور اتفاقی یه موجود دیگه درست کن ........ حتما اتفاقی هم میمیری ..... پس زندگی پوچ- بی هدف و ...... داری - چون زندگی بی معنا میشه ترحم رو احمقانه میدونی و کشتن رو دوست داری ......
اما بوجود آمدن زمین و انسانها ..... به قول شما اگه هرچیزی بر اثر تکثیر بوجود آمده باشند ( علت و معلول ) خوب بلاخره یه موجودی بوده که از اول اول وجود داشته ... همون خداست .......
شیطان سه هزار سال خداوند را عبادت کرد ولی حاضر نشد به انسان سجده بکند ولی تو که حاضر نیستی به خدا سجده بکنی آیا از شیطان بدتر نیستی !!!!!!
بیدار شو از خواب غفلت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
34327
نام: شیطان
شهر: hell
تاریخ: 2/16/2007 12:14:12 AM
کاربر مهمان
  مردم به این دلیل به خدا اعتقاد دارند که دنیا بیچیده است و به نظر آنها بعید است که چیز هایی به پیچیدگی سنجاب بالدار یا چشم آدمی یا مغز به طور اتفاقی به وجود آمده باشد.اما باید منطقی بود و اگر مردم منطقی فکر کنند متوجه می شوند که فقط به این دلیل می توانند بگویند خدا هست که این چیز ها در حهان اتفاق افتاده است و وجود دارد در حالی که میلیارد ها سیاره وجود دارند که در آنها حیات جریان ندارد.اما کسی هم در آنها زندگی نمی کند که مغز داشته باشد و به این موضوع توجه کند و این درست مثل این است که همه آدم های دنیا با سکه شیر یا خط بیندازند.ممکن است کسی پیدا شود که 5698 بار پشت سر هم شير بياورد و با خودش فكر كند كه آدمي استثنايي است در صورتي كه واقعا اينجور نيست چون از طرف ديگر ميليون ها آدم ديگر هستند كه ۵۶۹۸ بار شير نياورده اند.و حيات در كره زمين در اثر يك حادثه به وجود آمده است.اما اين حادثه خيلي ويژه است و براي اينكه اين حادثه به وجود بيايد ۳ شرط لازم است.

۱. همه چيز ها بايد نسخه مشابه خود را توليد كنند.‌‌‌‌‌‌‌‌‌( اين عمل تكثير نام دارد )

۲. همه چيز ها بايد هنگام تكثير اشتباهات كوچكي مرتكب شوند.( به اين عمل در زيست شناسي جهش با تغير شكل مي گويند )

۳. اين جهش بايد در نسخه هاي مشابه آن ها يكسان باشد.( به چنين چيزي ارث بري مي گويند )

اين شرايط خيلي نادر است اما احتمال به وجود آمدن شان هست و باعث به وجود آمدن حيات يا زندگي مي شوند.اين شرايط بالاخره اتفاق مي افتد و اين همون چيزي است كه در زمين رخ داده.

شما فكر مي كنيد خدا به اين علت انسان را در زمين قرار داده يا آفريده چون اشرف مخلوقات است اما انسان هم نوعي حيوان هستند و به مرور زمان تبديل به حيوان ديگري مي شوند و آن حيوان از انسان باهوش تر خواهد بود و انسان را در باغ وحش خواهد گذاشت همان طور كه ما شامپانزه ها و گوريل ها را در باغ وحش مي گذاريم و يا اينكه انسان ها مبتلا به يك بيماري مي شوند و در اثر آن مي ميرند و نسلشان منقرض مي شود و يا اينكه آنقدر آلودگي ايجاد مي كنند كه سرانجام خودشان قرباني آن مي شوند و در چنين حالتي تنها حشرات در دنيا به حيات خود ادامه خواهند داد و آنها اشرف مخلوقات خواهند شد...

اين است چرخ زندگي:نفرت از همه... كشتن براي كمك كردن... دوست داشتن براي كشتن... مرگ... نمي توان بدون كشتن دوست داشت... ترحم احمقانه است.

34326
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 2/15/2007 11:55:25 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
الحمدالله كه كم و بيش همه دارن مي يان! ولي چن نفري غيبتشون طولاني شده....
اميدوارم هر كجا هستتن ، خير باشه و معرفتشون بيشتر از گذشته.

مي بينيد دوستان، تا چشم رو هم مي گذاري جمعه ها پشت سر هم مي گذرن و هنوز هم خبري نيست...
اصلاً يه جور واژه ها رو كم مي يارم براي بيان حجم اين دلتنگي و هراسم، آري هراس! چرا نترسم، من ترس دارم كه اگرآقايم فردا بيايد، چه دارم كه بگويم!؟
راست مي گفت عزيزي:
اقیانوس
در کاغذ
جا
نمی گيرد...
آقاي من!
مي بيني !؟
می بینی؟!
همه چیز می گذرد :
آب،
ثانیه،
روز،
عمر...
همه مي گذرد!
تنها من مي مانم و تنهايي ام و يه كوه عظيم از انتظار كه نمي دانم به تلخي صبرش بيانديشم يا به حلاوت بعدش دلخوش كنم!؟
عجب!
چه دنياي غريبي ساخته ايم براي خودمان!
ميان گچ و سيمان و اهن گرفتار شده ايم!
خسته ام آقاي من
خسته ام
اندكي مرا باور كن...

التماس دعا
آنقدر كلمات براي چيدن كنار هم در ذهنم به هم مي لولند، كه كم مي آورم از توان به هم ريسيدنشان!!!

يا زهرا(س)

34325
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/15/2007 11:44:42 PM
کاربر مهمان
  سلام به اهالی اهل دل

علیک سلام آقا مصطفی و عبدالزینب عزیز ( اسم عزیزمون بت شکن بود نه بت پرست )
ناشناس جان خواستیم یکم خودمون رو برات لوس کنیم شاید اسم ما رو هم توی دعات ببری
الحمد الله این بحثها باعث شد بفهمیم سردارای قلعه همیشه هستن و ترجیح میدن بعضی اوقات سکوت کنن
... اما ما هم دل داریم ..... دلمون واسه حرفهای پر سوزشون تنگ میشه
یکی حلالیت خواست .... صداشو شنیدین .... ما رو که باید حلال کنه چون خیلی اذیتش کردیم ..........

اللهم صل علی محمد و آل محمد
34324
نام: عاشق110
شهر: ناکجا آباد
تاریخ: 2/15/2007 11:31:06 PM
کاربر مهمان
  اگر کورم خدا را میشناسم * علی مرتضی را می شناسم

توان با عاشقانش زندگی کرد * من این دیوانگان را می شناسم

دلم دیوانه عشق حسین است * غم و درد و دوا را می شناسم

ز بس در سفره ضیفش نشستم * شهید کربلا را می شناسم

گدایش را به شاهی میرساند * من این مشکل گشا را می شناسم

34323
نام: بي نام
شهر: نا كجا آباد
تاریخ: 2/15/2007 11:29:00 PM
کاربر مهمان
  من از قبيله ترديدم از قبيله تنهايي دلم براي ساغر جون مي سوزه چون منكه قبول شدم و جزو نخبه هاش شدم فهميدم اينا اصل نيست تو زندگي يه چيزاي ديگه اصله مثل عشق كه بدون اون زندگي بي معناست حالا عشق به هر چي مثلا"رياضي فرزند كار همسر و..... واسه مژگان جون آخه دوست خوب تو قصه ست من يه دوست خوب داشتم ولي اونم منو درك نكرد و رفت با يكي ديگه مي خوام بگم ...نمي دونم ...منم مي خوام يكي براي يك بار هم كه شده دركم كنه خيلي زياده!!!!!!
<<ابتدا <قبلی 3439 3438 3437 3436 3435 3434 3433 3432 3431 3430 3429 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved