اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 34302 |
نام:
آتوسا
شهر:
تهران
تاریخ:
2/15/2007 5:29:14 PM
کاربر مهمان
|
chera gadam boland nmishe
|
|
| 34301 |
نام:
شوق پرواز
شهر:
تهران
تاریخ:
2/15/2007 4:58:05 PM
کاربر مهمان
|
الســـــــــــــــــــــــــلام علیــــــــــــــک یا ابــــا صــــــــالح الـمهدی (عج)
ســـــــــــــــــــــلام بــــه همـــــــــــــــــــــــه عـــــــــــاشــــــــــقان
هــــــــــر کــــــــــس که خـــــــــــــــــــــــــــدا را فـــــــــــــــــرامــــوش کـــــرد ، خــــــــــــــــــــــود را فـــــــــــــــــــرامـــــــــــــوش کــــــــــــــــــرده *
التــــــــــــــــــــماس دعــــــــــــــــــــــــــا
|
|
| 34300 |
نام:
من صور هستم
شهر:
همین نزدیکیها تهران
تاریخ:
2/15/2007 4:45:19 PM
کاربر مهمان
|
فقط ممنون و متشکرم از این سایت بسیار پر
--
این شعر رو تقدیم می کنم به عشق همه عاشقها
صد چشم در آستانه غمخوار شماست
مهتاب خجل ز نور رخسار شماست
پروانه که با شمع غزل می خواند
سرکش ز غم و هلاک دیدار شماست
-----
یا علی
یا حق
|
|
| 34299 |
نام:
هانی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/15/2007 3:50:56 PM
کاربر مهمان
|
خیلی گناه می کنم با اینکه می دونم بذه ولی نمی تونم ترک کنم البته بخواتر دوره جوونیه و مجردی ولی چه کنم خیلی سخته
|
|
| 34298 |
نام:
شوق پرواز
شهر:
تهران
تاریخ:
2/15/2007 3:40:43 PM
کاربر مهمان
|
الســـــــــــــــــــــــــلام علیــــــــــــــک یا ابــــا صــــــــالح الـمهدی (عج)
ســـــــــــــــــــــلام بــــه همـــــــــــــــــــــــه عـــــــــــاشــــــــــقان
هــــــــــر کــــــــــس که خـــــــــــــــــــــــــــدا را فـــــــــــــــــرامــــوش کـــــرد ، خــــــــــــــــــــــود را فـــــــــــــــــــرامـــــــــــــوش کــــــــــــــــــرد *
التــــــــــــــــــــماس دعــــــــــــــــــــــــــا
|
|
| 34297 |
نام:
مصطفی
شهر:
شهر دل
تاریخ:
2/15/2007 3:40:37 PM
کاربر مهمان
|
ای کاش یکی هم به فکر من بود.
|
|
| 34296 |
نام:
هستی
شهر:
اهواز
تاریخ:
2/15/2007 3:27:16 PM
کاربر مهمان
|
ازایران برایمان بگویید.مچکریم.
|
|
| 34295 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/15/2007 3:17:40 PM
کاربر مهمان
|
علیکم السلام عبد الزینب عزیز
بخون که داری خوب نوحه میخونی
زبان حال حضرت عباس رو هم بخون
فردا جمعه است ها
میدونی که
وقتی بخونی آقا سراسیمه تشریف میارن
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
|
|
| 34294 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
2/15/2007 3:05:25 PM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علیکم جمیعا و رحمة الله و برکاته.....
بسم رب الشهدا و الصدیقین
بچه های قدیمی سلام علیکم.....
بچه های جدیدی هم سلام علیکم خوش اومدید صفای قدمتون...
سارا خانم سلام...
مقدادجان سلام.خوبی مومن...
ناشناس مومن خدا سلام...
تا یه چند روز دیگه از جبهه برام یه سوقاتی
می یارن...حاجی میدونی چیه...
یه موتور تریل مدل شصت و یک.....حاجی به یاد جبهه....
خروش سلام علیکم....
بت پرست هر جا که هستی سلام
بی قرار عزیز سلام...
علمدار سلام مومن خوبی...
عبدالفاطمه مومن خدا سلام
احسان جان سلام خوبی داداش....
امین جان سلام...
مصطفی جان سلام...
روشنک عزیزسلام ...
شاهد مومن خدا خوبی...سلام...بی مرام حالا که ما اومدیم... کجایید؟
دکتر اسلامیان سلام علیکم........
نرگس خانم سلام..
داداش هادی سلام....خوبی مومن.....
منتظر جان خوبی...سلام دارم خدمتتون..
داداش مجید خودم خوبی مومن.....
باران خانم خوبید...
عبدالزهرا ی عزیز سلام علیکم خوبید انشالله....
بسیجی مومن سلام...
چه کار کردی مومن پیشرفت یا پسرفت....
داداش مبارز عزیز خداییش دیروز بود داشتم بهت فکر می کردم....چه خبر خوبی مومن.....
توبه جان سلام.....
و تموم بچه های عزیز.........که این مخ صاحاب مرده
به یاد نمیاره....
دلم برا همتون تنگ شده.......
یادتونه ماه رمضون.....
فکر کنید هووووووووووووو چقدر زود گذشت....
چقدر زود گذشت....
یادش بخیر شب زنده داری ها.......
یادش بخیر یادش بخیر......
اینجا شده مسیر رفت و آمد.....
هر کی میاد یه چیزی می گیره و میره....
هر کی میاد.....تو دلش جرقه می زنه و میره...
هی خدا هی خدا
نمی دونم چرا رنگ دیوارای اینجا یه کمی
قاطی می زنه.....
حرف دل کم شده.....
حرف دلا خیلی کم شده....
اینطوری می خواین برات کربلا بگیرید....
اینطوری می خواین سرباز آقا مهدی بشید...
اینطوری............
یه کمی فکر کنید...
حرفم با بعضی هاست....
نه همه....
بگذریم این و بگم و یا علی......
جناب مختار از خولی پرسید کدوم صحنه از همه بیشتر
دلت رو به درد آورد....
گفت وقتی که به خیمه حمله کردیم هر کی به دنباله
غنیمت بود....
من دیدم دمه در خیمه ای خانمی میره داخل و میاد بیرون...
به نزدیکی خیمه رفتم....
چادر خیمه رو بالا زدم رفتم داخل...
دیدم علی ابن حسین به روی زیر اندازی خوابیده.....
چنان زیر انداز را کشیدم که با صورت به زمین افتاد....
در حال رفتن به بیرون بودم که چشمم به چادری که بر سر زینب بود افتاد ....
چادر را به زور از سرش کشیدم....
با دست سر خود را پوشاند.....
گوش واره ای بر گوشش برق می زد...
بر گوش او گوش واره ای بود.....
گوشواره را از گوشش کشیدم......
گوش پاره شد..........................
یا زینب.
|
|
| 34293 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
2/15/2007 2:33:31 PM
کاربر مهمان
|
يا مقلب القلوب
سلام
سلام
سلام
انشاء الله كه همه خوبن!
آقا كي گفته اينجا قديمي و جديد و اينا فرق دران!؟
به قول عزيزمون ناشناس، اينجا اگه قديمي هم هست، جارو كش گرد خاك جديديا هسان!
منم كه گفتم، اگه بخوايين تو روضه ها و جشنا، كفشا رو جفت مي كنم!!!!
سنگ صبورم! نعمت شانزدهمي خداي من! بازم من رو شرمنده كردي!؟ فداي دل مهربوني هات، اگه بدوني چقدر دلم براي دعاي نابت تنگ شده!؟ اگه بدوني چقدر دلم هواي شباي صحن جمهوري آقا رو كرده! اگه بدوني چقدر دلتنگتم مؤمن!... اي ي ي ي
هم قدم!
چه خوب كه خدا رو همين نزديكي ها حس كردي، چقدر بر خود باليدم كه هم قدمم داره به خدا مي رسه.... هنوز هم يه شاخه رز سفيد با سايه ي صورتي خشك شدهف روي ميزم هست....
شلمچه ! يادت هست!؟...رئوف بودن و دلتنگ بودن و سوختن و دم برنياوردن رو مي گم...
اگه بدونيد امسال عرفه كي رفته بود بين الحريمن!.... اگه اشتباه نكنم.... شهيد كمنام برا همون دعا كرده.... خدا كنه كه دعاش بگيره و از اسارت در بيام...
داداش كيميا! مرد«ومن نمي گي دلمون برات تنگ مي شه!؟ قارداش ديميرن، عبدالفاطمه نيلسين!؟
ياديندادي، كارگاه عبدالفاطمه!؟... اي روزگار، دنيا يالان دنيادي...
راستي ديشب مي خواستم به برادر مصطفي هم خوشامد بگم، آخه دردشون يه جور از جنس درداي خودمونه، يعني زخمش رو دارم حس مي كنم، كاش بتونيم مرهمي باشيم برا لحظه اي درد عزيزي...
برادر امين هم خوش اومدي، موندگار بشين انشاءالله
راستي بچه ها كسي از حاج آقا بازمانده خبر نداره!؟
سورنا! اين روزا و شبا سخت به زيارت عاشورات ، روي پشت بوم خونه، اونم زير بارون ، رو به حرم آقا...محتاجم....
التماس دعاي بسيار
يا علي مدد
يا زهرا(س)
|
|