شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
33902
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/9/2007 7:50:39 AM
کاربر مهمان
  آب خواستن امام حسن عليه السلام و امام حسين از جدشان

در كتاب مفتاح الجنة مرويست كه روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله در حجره خود نشسته بود، و حسنين عليهما السلام در خدمت آن حضرت بودند، و آن جناب به ديدن آن بزرگواران مسرور بود، كه نامگاه امام حسن عليه السلام از جد بزرگوار خود آب طلبيده حضرت به درون حجره نظر انداخت كسى را نديد.
پس از جاى خود برخاسته جام را پر از آب كرد مى خواست كه به امام حسن عليه السلام بدهد، امام حسين عليه السلام عرض كرد: يا جداه اناعطشان ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله متفكر شد، كه در ميان دو نور ديده چه كند اگر آب را به امام حسن عليه السلام بدهد امام حسين عليه السلام محزون مى شود و اگر به امام حسين عليه السلام بدهد، امام حسن عليه السلام محزون مى شود.
در اين فكر بود كه ناگاه از عقب سرش دستى با جام پر از آب از بيرون حجره دراز گرديد، و عطر آن آب ، حجره را، معطر گردانيده و به امام حسين عليه السلام داد.
و رسول خدا صلى الله عليه و آله از ديدن آن خوشحال شده آب درون را به امام حسن عليه السلام داد و در آن حال ، جبرئيل به حجره ، داخل شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: يا جبرئيل كجا بودى ؟ عرض كرد: در سدرة المنتهى بودم كه از جانب پروردگار عالم به من وحى رسيد كه خود را به بهشت برسان ، و يك جام آب از آب سلسبيل پر كرده براى حسين ببر، او را از انتظار بيرون بياور، مبادا! دل مبارك حسين عليه السلام آزرده گردد.
(به به !!!!!! مبارز عزیز - رسیدن بخیر )
اللهم صل علی محمد و آل محمد
33901
نام: بیدل
شهر: اصفهان
تاریخ: 2/9/2007 7:34:43 AM
کاربر مهمان
  بیدلی در همه ایام خدا بااوبود
اونمی دیدش ازدورخدایامی کرد
دوستان التماس دعا
33900
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 2/9/2007 3:03:12 AM
کاربر مهمان
  سلام به همگی!
بعضی از رفقا سنگرهاشون تو قلعه خالیه....
یه دفعه دیدید دشمن شبیخون زد ها...از ما گفتن.
دعا بفرمایید فراووووووووووووووووووووووووووووووون.
داداش کوچیکتون بی قرار.
33899
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 2/9/2007 12:59:05 AM
کاربر مهمان
 

سلام برهمگی
*****************************************
باسم الله الرحمن الرحیم
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه.
یا فاطمة الزهرا، یا فاطمة الزهرا، یا فاطمة الزهرا،
**********************************************

این روزا سالگرد عملیات بزرگ والفجر هشته. بیست و یک سال پیش توی همچین روزایی ، انگار زمین یه عالمه فرشته به آسمون صادر می کرد. فرشته هایی که دنیا از رشادت ها و دلاوری هاشون انگشت به دهن موند.
آخ که چقدر دلم برای خروش اروند تنگ شده.برای ساعت ده شب بیستم بهمن شصت و چهار که صدای دل انگیز این رمز مقدس توی فضای جبهه ها پیچید. برای منورها و تله های انفجاریش. برای خورشیدی هاش. برای صدای قایق هاش. برای نخلستونای اینور و اونورش. برای بوی رطوبتش بخصوص وقتی که با بوی باروت قاطی می شد. برای مسجد فاو. برای امامزاده زکًی. برای کارخونه نمک. برای ترکشای داغی که...
دلم می خواد امشب بازم کنار ساحل دلم بشینم و بیاد پرستوها، اروند، اروند گریه کنم
آه خدایا انگار همین دیروز بود...با ما چه می کنی در این روزگار غریب...

بچه ها...التماس دعا



33898
نام: reza
شهر: قم
تاریخ: 2/9/2007 12:55:33 AM
کاربر مهمان
  salam delam gerefte
33897
نام: مهدي
شهر: انديمشكپ
تاریخ: 2/9/2007 12:47:01 AM
کاربر مهمان
  شايد اين جمعه بيايدشايد دست افشان پاي كوبان مي روم
بر در سلطان خوبان مي روم

اب را با خون دل گل ساختم خون دل حوردم ز گل گل ساختم زين سبب گل محرم راز من است پرده عشاق هم ساز من است
33896
نام: یک دوست
شهر: دوستی
تاریخ: 2/9/2007 12:21:50 AM
کاربر مهمان
  با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم
آنهایی که یادواره شهید آوینی را در سال ۸۰در دانشگاه میمه ب یاد دارند برای من ایمیل بزنند
mavin_2008@yahoo.com
33895
نام: الهام
شهر: _ _ _ _ _ _ _ _
تاریخ: 2/8/2007 11:54:45 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب قبل...

و امروز ما باید پرچم داران انقلاب واحدی باشیم که به دست محمد(ص) استوار شد و با خون حسین(ع) جان گرفت...

خدایا!در این راه یارمان باش...
33894
نام: الهام
شهر: _ _ _ _ _ _ _ _
تاریخ: 2/8/2007 11:34:32 PM
کاربر مهمان
  یا رب!با نام تو می نویسم...

سلام بر صاحبان دلهای پاک...
و سلام مخصوص خدمت دوستانی که در "روزهای خون"کربلا منتظر نوشته هاشون بودیم اما انگار جای دیگری ثواب کار دیگری رو می بردند...

و امروز اگرچه پرچم های سیاه در حال پایین اومدنند اما امیدوارم که همیشه حسینی بمونیم.
همچون حسین(ع)فکر کنیم و همچون حسین عمل کنیم.حسینی باشیم...
___________________________________
انقلاب...
واژه ای که خوب با آن آشناییم.هر لحظه در درونمان انقلابهایی رخ می دهد.تحول های کوچک و بزرگ...حق ها و باطل ها رویاروی هم صف کشیده اند و هر لحظه یکی پیروز میدان است و مهم ترین انقلاب ها،انقلاب های درون است برای بهتر شدن...

و انقلاب های بزرگ جهانی شکل نمی گیرند مگر زمانیکه انسانها منقلب شوند...
در درون محمد(ص) انقلابی برپا می گردد...بدنبال حق است،خدا را می جوید و بدنبال آزادی انسانهاست...
و اوست که انقلابی را بر پا می کند که تا تاریخ و ملتها و سرزمین ها ادامه می یابد.

و محمد(ص)رهبر این انقلاب شد و بیشتر دانستنش،باعث نشد که از مردم بگریزد و رهبر بودنش او را همچون قدرتمندان زمانش به درون کاخ ها نکشاند...
رسالتش سبب شد که بیشتر در بین مردم باشد و با مردم و از مردم باشد گرچه در روزگار خودش تنهاترین است...

و پس از او علی راهبر می شود و در راه همان انقلاب شهید می شود،به دست کسانی که اتفاقا قرآن می خواندند و نماز هم می خواندند اما از روح هردوی آن غافل بودند.
و پس از او کسانی همچون حسین راه او را ادامه دادند و حسین(ع)اینبار پدیدآورنده ی انقلاب خونین شد...
گرچه می پنداریم که خون ها خشکیده اند و آتش ها خاموش شده اند و اصلا کربلای امروز کربلای دیروز نیست و عصر تکنولوژی!است اما انقلاب کربلا،انقلابی بود که نتیجه اش امروز بیش از گذشته ارزشمند است و امروز بیش از دیروز به آن عقاید نیازمندیم...به آن اندیشه ها...
که اگر آن عقاید نباشد قرن پیشرفت،باعث پسرفت انسانها و بازگشت به قبل ها می شود و علم هم به دست غیر عالمان نابود می شود.

امروز خیمه ای نیست که به دست غارتگران آتش بگیرد..امروز اسب ها را بر بدن ها نمی تازند...امروز بتان سنگی نیستند که قصد شکستنشان را داشته باشیم...و امروز نیزه ای نیست که...
اما امروز سرزمینها راغارت می کنند،روحها را به اسارت می برند،امروز افکاری تبدیل به بت گشته اند،و امروز اگرچه نیزه نیست اما هزاران سلاح ویرانگر هست که روحها و عقاید را نشانه می گیرد...
و در هر دوره و عصری کسانی بوده،هستند و مطمئنا خواهند بود که این راه را ادامه می دهند...
روزگاری،امیرکبیر بود پس از او مدرس ها و مصدق ها و...بودند و در عصری هم خمینی کبیر آمد و به قصد آزاد کردن مردم و مستقل کردن آنان قدم در این راه نهاد و مردمی که همواره مستعمره ی متمدن بودند،با نام استقلال برخاستند...

تمام این انقلاب ها رخ داد و اگرچه شاید همیشه در راه اصلی نماندند و گاه منحرف شدند(مثلا مشروطه خواهان که در پی انقلاب مشروطه بودند اما از هدف منحرف شدند.)اما ویژگیهای یکسانی داشته اند.

و در هر دوره هدایتگران،بدلیل جهل دوستان و یا به سبب علم بسیار دشمنان از صحنه دور افتاده اند که مصداقش در تاریخ اسلام و در تاریخ ایران هم وجود دارد.
و امروز در سراسر دنیا و به دست قدرتمندان،پرچم هایی برافراشته شده اند که یا با نام آزادی می خواهند آن را نابود کنند و یا با نام آزادی در پی نابودی انسانیت اند.

و
33893
نام: سعیدرضا
شهر: مهریز
تاریخ: 2/8/2007 11:21:19 PM
کاربر مهمان
  خدمت مقدس سربازی (معافیت)
<<ابتدا <قبلی 3396 3395 3394 3393 3392 3391 3390 3389 3388 3387 3386 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved