اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 33742 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/6/2007 2:36:19 PM
کاربر مهمان
|
آقا امین عزیز سلام
یه پیغام برات میل کردم بخونش
|
|
| 33741 |
نام:
فوادفیضان اعظمی
شهر:
افغانستان
تاریخ:
2/6/2007 2:22:27 PM
کاربر مهمان
|
just since get in touched with this web site I really found the site very useful site espcially islamic site is that
دست شما درد نکند
|
|
| 33740 |
نام:
اسماعیل
شهر:
بندرعباس
تاریخ:
2/6/2007 12:52:51 PM
کاربر مهمان
|
عرب در ملخ میخورد
سگ اصفهان آب یخ می خورد
|
|
| 33739 |
نام:
الهه
شهر:
ساوه
تاریخ:
2/6/2007 12:46:57 PM
کاربر مهمان
|
شباهنگام
که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام در آن نوبت...
گرت یاداوری یا نه من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم........
|
|
| 33738 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
2/6/2007 12:40:46 PM
کاربر مهمان
|
سلام به اهل دلان عزیز
خدارا شکر می کنم که دوباره توفیق سر زدن به قلعه عشق رو به من حقیر عطا فرمود.
* دوستـــــــدار ، دوستان حسین مبـــــــــــــــــــارز خسته و عاشق
|
|
| 33737 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/6/2007 11:46:22 AM
کاربر مهمان
|
ای خدای ابا عبدالله!
یا لیتنا کنا معک ما را آکنده از صداقت و اخلاص کن.
ای خدای عباس!
تنها تویی که میتوانی عشق را با جنگاوری و ادب را با دلاوری در وجود کسی متجلی کنی. ما را بدست ساقی ابوفاضل، از این فضائل، سیراب کن.
ای خدای زینب!
تو را به عظمت زینب سوگند که جلوهای از جلال زینب را به مردان و زنانمان بنمایان تا جلوههای فریبای دنیا در نگاهشان رنگ ببازد.
ای خدای علیاکبر!
ما را در سنت ذبح عزیزان، پیش پای محبوب، شیعهی حسین قرار ده.
ای خدای سکینه!
به هنگامه ظهور مصیبت، آرامش و سکینهای عنایتمان کن که درد و داغ و بلا را چون مهر و لطف صفا بر جان خویش بپذیریم و زبان جز به مدح و شکر تو نگشاییم.
ای خدای قاسم!
حلاوت شهادت را – شیرینتر از عسل- به مذاقمان آشنا کن.
ای خدای علیاصغر!
تویی که به کوچکترین سرباز حسین، برترین کمال را بخشیدهای، عشق و وفا را از شیعیان حسین، دریغ نکن.
ای خدای حبیب!
دلمان را تا واپسین دم کهولت و پیری، همچنان جوان عشق حسین بدار.
ای خدای ذوالجناح!
وقتی که اسبی در آستان حسین، به معرفتی چنان دست مییابد، روا نیست که سالکان کوی او محروم از معرفت بمانند. ما را تا کمترین پایه معرفت حسین، تعالی ببخش.
ای خدای کربلا!
ما را روزبهروز به این حقیقت کربلایی که مقربان درگاهت را جام بلا بیشتر میدهی آشناتر کن.
ای خدای عاشورا!
داغ فرزندان حسین را و مصیبت شیعه را به ظهور حضرت منتقم تسلی ببخش.
|
|
| 33736 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
2/6/2007 11:30:19 AM
کاربر مهمان
|
السلام علی الله و علی الحسین ثار الله...
سلام بر همه دوستان اهل دل...
ممنون از عاشق (شیراز جنت طراز)
پس خداوند به لطف خود اهل ایمان را از ظلمت شبهات به نور حق هدایت فرمود و خداوند هر که را بخواهد به راه راست هدایت فرماید. بقرة ۲۱۳
مهم:
گمان کردید که به بهشت داخل می شوید بدون امتحاناتی که پیش از شما بر گذشتگان آمد که بر آنان رنج و سختیها رسید و همواره پریشان خاطر و هراسان بودند تا آنگاه که رسول و گروندگان به او عرض کردند بار خدایا کی باشد که ما را یاری کنی، همانا یاری خدا نزدیک خواهد بود. بقرة ۲۱۴
مهم:
... چه بسیار شود که چیزی را ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده و چه بسیار چیزی را دوست بدارید و در واقع شر و فساد شما در آن است و خداوند به مصالح امور داناست و شما نمی دانید. بقرة ۲۱۶
...و فتنه گری، فسادانگیزتر از قتل است. کافران پیوسته با شما مسلمین کارزار کنند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند و هر کس از شما از دین خود برگردد و بحال کفر باشد تا بمیرد چنین کسان اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده و آنان اهل جهنمند و در آن همیشه معذب خواهند بود. بقرة ۲۱۷
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقي شيوه رندان بلاكش باشد!
|
|
| 33735 |
نام:
علی شریعتی
شهر:
مزینان_کویر
تاریخ:
2/6/2007 11:30:13 AM
کاربر مهمان
|
.....جندب بن جناده،مردی از قبیله ی خطرناک و بدنام صحرا بود.قبیله ی غفار راهزنانی بی باک بودند که حتی حرمت ماه حرام را نگاه نمی داشتندو در قتل و غارت از هیچ جنایتی دریغ نمی کردند.اما جندب بن جناده از سه سال پیش از بعثت،انقلابی را در عمق وجدانش احساس می کرد که او راسخت گرفتار کرده بود.پیوند خویش را با فلس ،بت غفار،بریده بود.آتش شکی که در درونش برافروخته شده بود،هر چه را وراثت ومحیط بر تار و پوددل و دماغش بافته بودند،می سوزاند و خاکستر می کردو او،سالهای بسیار در ظلمت و جاهلیت می سوخت و رنج می بردتا نیمه شبی که غفاردر پیرامون فلس خفته بود و وی در زیر اندیشه های بسیار چشم به آسمان ستاره ریز و پر سخن صحرا دوخته بود،ناگاه جرقه ای درظلمت طوفانی درونش زدو احساس کرد که "یافت"و برخاست و در برابر "او"به سجده افتاد واز شوق یافتن گمشده ی عزیز خویش،گریست
سه سال بعد شنیدکه در مکه"خبر بزرگی"شده است،برادرش انیس را به جستجو فرستاداما از آنچه او برایش حکایت کرد سیر نشد و خود به راه افتاد...... جندب بن جناده،اعرابی ای از قبیله ی وحشی و راهزن غفار،وارد خانه ی ابن ارقم می شود(خانه ای که پیامبر در آن مخفی شده است).و پس از چند لحظه،"ابوذر غفاری"بیرون می آید(جندب بن جناده پس از آوردن اسلام نام خود را به ابوذر غفاری تغییر داد).
نمی دانیم که در این خانه،محمد به او چه گفت و او از محمد چه شنیدو یا در سیما و نگاه و طنین اسرارآمیزو پر جذبه ی سخن وی چه دید؟چه یافت؟
......روحی که زاده ی آسمان و بیابان است آینه ای است که نمی تواندآفتاب را در خویش پوشیده دارد،چه می گویم؟آفتاب بر آینه نمی تابد،آینه خورشید را از درون خویش طلوعی دوباره می دهد.....
|
|
| 33734 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/6/2007 11:10:45 AM
کاربر مهمان
|
سلام آقا مصطفی
مخلصیم
|
|
| 33733 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/6/2007 11:07:33 AM
کاربر مهمان
|
پرسيدی:
بعد از شهدا چه کردهايم ؟
جوابت دادم :
هيچ
از حرمت آلاله نوشتيم
در حالی که
پای مان روی لالهها بود
یا علی
|
|