شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
33542
نام: گمنام
شهر: غمسرا
تاریخ: 2/3/2007 10:32:26 AM
کاربر مهمان
  روزگار ما شده از شام ظلمانی بتر
از فراق روی تو ای صبح نورانی بیا
دهر زندانستبی روی تو بر ما شیعیان
بر تسلای دل این جمع زندانی بیا
دی طبیبی گفتدرد هجر بی درمان بود
ای ولی الله تو بر این درد درمانی بیا
دنیای مادی همچنان بر قرار و مادر جواد رحمت الهی همواره غوطه ور بودیم.
غیر از دوازده امام و پیامبران همه دروازهای وادی السلام پذیرای سعادتمندان عالم برزخ بود اما اخباری که از جاده ها و راههای برهوت می رسید حاکی از گرفتاری عده زیادی از مردم بود و از دیگر سو تعداد اهالی دشت عذاب هر آن رو به افزایش بود.همه اینها نشانگر دنیایی پر از ظلم و ستم بود که از یک سو دروازه شهادت واز سوی دیگر دشت غذاب را پر رونق جلوه می داد و عده ای را در برهوت بی پایان معطل و گرفتار نموده بود.
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم ترا؟
کی بوده ای نهفته که پیدا کنم ترا
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم ترا
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته که رسوا کنم ترا
وآنروز فرا رسید روزی که عالم برزخ خریدارهزاران
انسانی شد که بنا گاه و سراسیمه جهان مادی را ترک گفتند.
یکبارکه عده ای ازانهادرحلقه ماحضور داشتندخاطرات
خودراازان لحظات آخربیان کردند.چنانچه یکی ازآنها
می گفت:من در بازار مشغول خرید بودم همین که
خواستم مبلغ جنسی را که برداشته بودم بپردازم
ناگهان صیحه وحشتناک و بلندی راشنیدم که تحمل مرا
ربودودردم جان سپردم.
دیگری می گفت من مشغول گفتگو با دوستم بودم که آن صدای بی مانند روح ما را از بدنمان جدا کرد.

در آستانه قیامت
در آستانه قیامت با عظمت کوه ها از جا کنده
می شوند(مرسلات ۱۰)
هر جند بزرگ و سنگین و ریشه دار باشند و آنگاه
حرکت خود را آغاز می کنند. (نبا ۲۱)
چیزی نمی گذرد که کوه های بزرگ و کوچک با هم برخورد
کرده قطعه قطعه شده (الحاقه ۱۴).
صداهای مهیبی را بر سطح زمین خالی از سکنه طنین
انداز می سازند. قطعه های سنگ در فضا به هم
می خورند و همچون گرد در هوا پراکنده (واقعه ۶).
و همانند پشم زده شده در می آیند (معارج ۱۰).
و در پایان آنهمه کوه هاس سر به فلک کشیده بصورت
سرابی در می آیند که گویا اصلا نبوده اند.(نبا ۲۱).
وقتی کوهها که نگهدارنده زمین هستند نابود شوند
زمین سست گشته زلزله های شدید و پی در پی آنرا به
لرزه در می آورد. (زلزال ۱).
زمین به شدت کوبیده شده (فجر ۲۳).
هر چه را در خود پنهان دارد بیرون می ریزد.(زلزال۲
و در پایان زمین به شکل امروزی دیده نخواهد شد هر
چه هست غیر از زمین امروزی است.(ابراهیم ۴۷).
اآسمانها و کواکب نیز بهتر از زمین نخواهد بود.خورشیدبا
آنهمه عظمت و درخشندگی اش تاریک شده(تکویر ۱).
به عمر با برکت و طولانی خود خاتمه می بخشد.بدنبال آن
ماه نیز که شبهای زمین را همچون چراغی روشن می ساخت
سیاه و تاریک می گردد(قیامت ۸ ).
و در یک صحنه عجیب و باور نکردنی ماه و خورشید در
یک جا جمع می شوند (قیامت ۹ ).
پس از ان ستارگان روبه تاریکی می روند(تکویر۲)
کواکب از هم فرو می پاشند(انفطار۲).
وتمام کهکشانها از نظم و مدار خود خارج گشته متلاشی
می گردند.
در آن زمان آسمان نیز سست شده (الحاقه ۱۶).
از جا کنده می شود (تکیر ۱۱).
و به حرکت می افتد و همچون طوماری
33541
نام: علی
شهر: ارسنجان
تاریخ: 2/3/2007 10:10:15 AM
کاربر مهمان
  یادی ازرفیقان با وفا
33540
نام: الهام
شهر: تهران
تاریخ: 2/3/2007 9:07:36 AM
کاربر مهمان
  در انتظار بادی هستم که مرا به سوی تو بکشاند اری امروز روز تو بود اما فقط بوی تو می امد و از تو خبری نشد اخر این بار تا جمعه دیگر اشک هایم را روانه کدام دریا و دلتنگیم را روانه کدام قصه کنم ؟باز هم تو را در غریب ترین لحظه هایم میسرایم و باز هم منتظر میمانم و در این میان هیچ چیز نمی تواند پلک هایم را خسته و روی هم رفته بیابد
33539
نام: محسن
شهر: قزوین
تاریخ: 2/3/2007 8:58:06 AM
کاربر مهمان
  نسیمی جان فزامی آید
زسوی کربلامی آید
33538
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/3/2007 7:52:34 AM
کاربر مهمان
  به یاد ثارالله

سكوت بود و خرابه‏هاى شام، سكوت بود و نغمه‏هاى جانسوز دل، نسيمى شروع به وزيدن كرد و گلبرگهايت را در آغوش كشيد و آنها را به ديار عشق برد .

همانجايى كه خورشيد را سر بريدند آن را بر سر نى كردند و همانجايى كه تو را از خاك به درآوردند . و همانجايى كه يوسف را از يعقوب گرفتند و عباس را از حسين .

نيلوفر كبودم! تو غنچه‏اى بودى كه هرگز نشكفتى نمى‏دانى با رفتنت چه آتشى بر دل گلهاى ديگر و آن گل ياس گذاشتى. حال اى آسمان گريه كن و اى بلبل حق بخوان، بخوان قصه‏ى شهادت را بخوان حديث عشق را، بخوان فراق ياران را از خرابه‏هاى شام و بخوان قرآن خواندن خورشيد را بر سر نى .

روزى كه در جام شفق مل كرد خورشيد

بر خشك چوب نيزه‏ها گل كرد خورشيد

شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم

خورشيد را بر نيزه گويى خواب ديدم

خورشيد را بر نيزه؟ آرى اينچنين است

خورشيد را بر نيزه ديدن سهمگين است . . .
33537
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/3/2007 7:42:02 AM
کاربر مهمان
  اللهم عجل لولیک الفرج

بسم الله الرحمن الرحیم

اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولضالین

الهی آمین
33536
نام: الناز سادات فتحی
شهر: تهران
تاریخ: 2/3/2007 3:08:43 AM
کاربر مهمان
  خدایا خسته شدیم تا کی منتظر امام زمان بمونیم همیه جونا خسته اند سلام به همه عاشقا هم زمینی هم آسمونی قوربونتون بای
33535
نام: fatemeh
شهر: ..............
تاریخ: 2/3/2007 1:12:39 AM
کاربر مهمان
  «إِنى لمْ أَخرُجْ أَشرًا وَلا بطرًا وَلا مفسدًا وَلا ظالما وَإِنما خرَجتُ لطلبِ الاِْصْلاحِ فى أُمّة جدّى، أُريدُ أَنْ آمرَ بالمعرُوفِ وَأَنهى عنِ المنكرِ وَأَسيرَ بسيرَةِجدّى وَأَبى علىِّ بنِ أَبيطالب»;
يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امت جد م از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جد م و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»
در اين سخن چند نكته مهم، شايان توجه است:1
1 ـ اصلاح امت
2 ـ امر به معروف و نهى از منكر،
3 ـ تحققِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).

آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:

أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.

بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.
در اين سخن هم چند نكته قابل توجه است:
1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود
2 ـ اصلاحات در همه شهرها
3 ـ ايجاد امنيت براى مردم،
4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبات و احكام الهى.

33534
نام: اسماعيل علي دادي
شهر: اسلامشهر
تاریخ: 2/3/2007 12:59:53 AM
کاربر مهمان
  "ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عندربهم یرزقون."
شما گمان نكنید آنهایی كه در را خدا كشته شده اند مرده اند بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.
33533
نام: اسماعيل علي دادي
شهر: اسلامشهر
تاریخ: 2/3/2007 12:53:48 AM
کاربر مهمان
  كاش مي شد كه فرصت دست بوسي آقامقام معظم رهبري كه منشاخيرومعرفت ومظهرنوروعدالت است را به دست آوريم واز قطره اي نورمعرفت ايشان سيراب شويم كاش
<<ابتدا <قبلی 3360 3359 3358 3357 3356 3355 3354 3353 3352 3351 3350 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved