اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 33412 |
نام:
افسانه حسن زاده
شهر:
مشهد
تاریخ:
1/31/2007 7:56:12 PM
کاربر مهمان
|
اینجناب خواهشمند است که ناظم مدرسه ما را عوض کرده
مدرسه ی استاد شهریار واقع شده در بیستمتری طلاب میلان۷
|
|
| 33411 |
نام:
اسماعيل علي دادي
شهر:
اسلامشهر
تاریخ:
1/31/2007 7:19:03 PM
کاربر مهمان
|
آقامقداد نصيحت زيباي شماراديدم وسعي خواهم كرد كه به آن عمل كنم قبول دارم كه زياده روي كردم امابه نظر شماآيا نوشتن اين اراجيف درچنين سايت زيباومباركي كمي احمقانه نيست؟
|
|
| 33410 |
نام:
LoverGod14lovers...
شهر:
عشق...
تاریخ:
1/31/2007 7:13:45 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الحق...
سلام علیکم...
انا لله و انا الیه راجعون...
امین جان داغ دلمو تازه کردی...
خدا ان شاء الله توفیق بده ما هم مثل اون با عموی سادات قمر بنی هاشم محشور بشیم...
خدایا بی پناهم...ز تو جز تو نخواهم...اگر عشقت گناه است...ببین غرق گناهم...
|
|
| 33409 |
نام:
اسماعيل علي دادي
شهر:
اسلامشهر
تاریخ:
1/31/2007 7:13:45 PM
کاربر مهمان
|
آقا احسان نمي دانم چگونه از شما تشكر كنم كه مرا بخشيديدبازهم ازجناب عالي عذرمي خواهم.اميدوارم ديگر به آن مطلب احمقانه فكر نكنيد.
|
|
| 33408 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
1/31/2007 6:35:01 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم به بهانه طی الارض-در یک سال در کریسمس- در شهری بیش از 30 کیلومتری بندر اباردین بودم که بندری کوچک وبا یک پایگاه و دانشکده کوچک نیروی دریائی است در پارک این شهر قدم میردم که یک تابلو انواع اردکها منراجلب کرد یک چوان به من نزدیک شد وشهر داد که این پرنده گان بیشتر انها از قطب شمال به اینجا پرواز میکنند وتا اینجا بیشتر نمی روند ومنحصر بفرد هستند . وبسیاری از د انشمندان دنیا برای تحقیق درباره انها به اینجا می ایند وپرواز انان کمتر از طی الارض نیست زیرا بدون هیچ گونه علامتی بدون خطا با اینجا میا یند وبا به محل سابق باز میگردند ایشان ادامه داد در نیروی دریائی انگلستان سربازی کرده ودریک برنامه متحور دریائی که مراقبت وتحقیق از کوه های یخ است که گویا انگلستان بدلائل امنیتی خاص از انان وحشت دارد شرکت کرده وطبق گفته مسئولین هیچ حادثه رخ نمیدهد ولی قایق درچار گرداب وطوفان واب قایق را فرا میگیرد وبا کوشش اب را از قایق بیرون میکنند وحال همه بجز ایشان وخیم بوده است ونزدیک یک کوه یخ بودند گروه رای انها این میشود به کوه یخ بروند تاا ز صرف انرژی جلوگیری کنند ودر پناه کوه از گزند باد نجات پیداکنند وبه احتمال زیاد میمیرند وجا ی انان برای گروه نجات مشخص باشد ولی ایشان اطمینان میدهد که قایق را تا ساحل شخصا هدایت کنند گویا روسها بروی یک کوه یخ یک دستگاه ارسال عکس سوار کرده بودند که پس از پایان ماموریت وزمان به دام افتادن به ته اقیانوس رفته ومنفجر میشود واقای ایدن ابراز میداشت که باید هر نه کیلو متر مربع حداقل یکسری رادار و دوربین های بسیار قوی که عکس به مرکز مخابره کند قرار دهند که چناچه ماشینهای فضائی تمام اتوماتیک روسها فرود اید که در داخل ان بمب های اتمی باشد حداقل متوچه شوند وکسی از کمبود بودجه شکوا نکند.. ولی بلاخره کشتی گشتی نجات انها را نجات میدهد من پرسیدم مگر شما لباس گرم وبادگیر نداشتید ایشانگفت که لباس گرم وبادگیری انگلیسی بنجل به تمام معنی است ولباس گرم وباد گیر امریکائی یک درجه بهتر است انهم بنجل است فقط در هوای کمی سرد کارائی دارد اشاره به چب کرد ورنگ اش کمی سفید شد وچشمانش کمی دودو زد من بچپ نگاه کردم وبندر اباردین را در پنجاه قدمی دیدم که یک جوان بسیار قد بلند بروی دکل کشتی در روی سکوی ان کناریک میله که بالا ان یک پرچم بود مستقیم نگاه میکرد ویک بادگیر کم رنگ سفید پوشیده بود که درهوای خنک باد میخورد ایشان گفت این همان بادگیر امریکائی است.فردا ان روز من برای دیدن ابار دین حرکت کردم .پیاده خیابان اصلی راطی کردم وبا انتها خیابان که رسیدم با کمال تعجب دیدم بیابان مثل ایران است وسرم را برگرداندم دیدم یک فرد پیر با شلوار کوتاه ویک پیراهن ورزشی ویک کاپشن ورزشی وکفش ورزشی درست مثل کسی که تمرین دو مارتون میکند به سرعت به من نزذیک شد وگفت انجا چه میکنی با کسی وعده ملاقات داری یا چیزی گم کرده اید یا قصد خودکشی دارید گفتم میخواهم به اباردین بروم گفت فاصله اباردین بیش از سی کیلو متر است واینجا بسیار خطرناک است وادم میکشند من اولین باربود که کلمه خطرناک را در مورد انگلستان میشنویدم. وادامه داد که الان در اباردن پایان دور اموزشی دانشکده دریائی است ویک مانور کوچک و اتشبازی هم میکنند وهر سال امریکائیها مایل بودند در این مانور شرکت کنند انگلستان اجازه نمیداد ولی امسال اجازه داده که یک ناوچه گوچگ بعنوان مهمان شرکت کند وامریکائی ها هم خودشان رالوس کردند وامدند که هم فیلم برداری کنند وهم فرفره بزنند وچپ وراست بروند وخودی نشان بدهند واتش
|
|
| 33407 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
1/31/2007 6:23:40 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
انالله و انا الیه راجعون
به یاد ثارالله
این مطلب که میخونید یکی از دست نوشته های ثارالله هستش یا به قول خودش دلنوشته. برای شادی روحش صلوات یادتون نره.
سلام بر تو ای برگزيده خداوند و ای پسر برگزيدهی او
بعد عاشورا چه بگوييم ... كه سالها و روزها قبل از آن نيز سكوت بلندترين حرفهامان بود ...
سكوت و اشك دو قلمي بود كه شيعه بر دست گرفت تا روايتگر صبر زينب باشد و طوفان سرخ حسين...
سالهاست نقاشان تنها خون ميكشند و شمشير ...
سالهاست دل مرده است ...
و سالهاست دل مردهايم .....
بعد زينب كه نه ... قبل زينب و قبل عاشوراي زينب .... دل مرده است ...
و دل مردهايم ....
سالهاست عاشقان معشوق را يافتهاند نه در خود و نه در دل ....
معشوق را در پس نالههاي دل زينب يافتهاند ....
قلمها ننوشتند جز اين كه:
دل اگر هست دل زينب كبري باشد...
بعد عاشورا آسمان دل به زمين نشست ...
عرصه بر هر چه بود و نبود تنگ گشت ... فقط نام حسين است كه يكه تازي ميكند
در اين روزهاي تمام غروب زينب است و سالها غم و اندوه ....
اين روزها زينب است و رقيه ...
اين روزها زينب است و خرابه ...
اين روزها زينب است و هلال نيزهاي كه بهرهي هر منزلش است ...
اين روزها زينب است و چشمان رو گردان عباس ...
آه عباس...
اين روزها زينب است و رقيه ... شام .... سيلي .... حسين .... عباس ... و باز ... سيلي!
تمام اين روزها تمام غروب حكايت زينب است و قافله سالاري او ....
اين روزها كه ميگذرد ... زمان شرمندهتر ميشود ...
آب نيز كه سالهاست شرمندگي خود را به كول ميكشد ....
و آسمان ... و آسمان نيز سالهاست دلگير است .. نه ناي تابش خورشيد را دارد و نه ناي بارش باران را
بغض كرده است ... نه توان گريه دارد و نه توان تماشاي زينب و احوال قافله را ...
آسمان نيز ابري شده است ....
و زمين...
زمين انتظار ميكشد ...
انتظار روزي را كه بر روي همان زمين كه خون جانش را ريختند ... روزي اسبي بتازد و فرياد انا المهدي سردهد ...
كنون زمين سر فرو برده ... نه توان لرزه دارد ... و نه جاي سكوت ...
هر چه هست مهدي جان تويي و خاندانت
|
|
| 33406 |
نام:
قیس
شهر:
نشذعم.شبلاشدهسفشد
تاریخ:
1/31/2007 6:18:57 PM
کاربر مهمان
|
راجع به فال معلومات مکمل میخواهم
|
|
| 33405 |
نام:
انتظار
شهر:
دلتنگي
تاریخ:
1/31/2007 5:38:24 PM
کاربر مهمان
|
براي احسان از كانادا
اگه حرفام برات مهم كه بخون ببخشيد من يه انتقاد از شما دارم نمي دونم درست يا نه براي شما مي نويسم چون خيلي مطلب مي نويسيدمطالب زيبا
انتقاد
شما خيلي رسمي افراد رو خطاب مي كنيد ميدونم ادبتون رو ميرسونه اما وقتي وارد اين سايت شديد انگار همه اهل يه خونواده هستم نمي دونم شايد سنتون زياد ونمي تونيد مثل جوناي حالا حرف بزنيد نمي دونم اميد وارم انتقادم شما را ناراحت نكرده باشه باز هم معذرت مي خواهم من و ببخش
|
|
| 33404 |
نام:
مجید محمدی
شهر:
شهر گمشده
تاریخ:
1/31/2007 5:12:37 PM
کاربر مهمان
|
من یکی را دوست داشتم ولی از دستشش دادم ولی حالا
که یکی دیگر را دوست دارم نمیدانم چه کنم لطفا کمکم
کنید
|
|
| 33403 |
نام:
LoverGod14Lovers...
شهر:
عشق
تاریخ:
1/31/2007 4:27:49 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الباصر...
سلام علیکم...
خیلی وقته نیومدم اینجا...اصلاً دلیل هم نداشت بیام اینجا...چون به موقعش توفیق صحبت به خدارو پیدا میکنم هر روز ولی امروز لازم بود بیام...لازم...
نمیدونم کدومتون قدیمی هستید نمیدونم...ولی باید قدیمی ها یا ثار الله رو بشناسن...کسی که دلش خون بود از ضد ارزش ها...کسی که یه بچه ولایتی تیر بود...کسی که عاشق اهل بیت بود...کسی که ارزشی بود...کسی که بود ولی قدرشو ندونستیم...آره رفقا برادرا و خواهرا...یه جوون رعنا به بچه حزب اللهی پر کشید و رفت...به جدم قسم بهشتی هستش...ولی چرا ما باید ارزش ها رو لگد کنیم چرا این سوال رو از خودتون بکنید...چرا باید رفیق من امیر عباس من داداش من دلش خون باشه از چیزایی که میبینه میشنوه...چرا باید آقا امام زمان(عج) روزهای جمعه از دست ما شیعه ها گریه کنه...چرا باید برای ما استغفار کنه...
چرا ما نباید به ارزش ها پایبند باشیم...
این جوون که گفتم نمونه کامل یه حزب اللهی بودش..بله پر کشید و رفت...رفت پیش اربابش حسین فاطمه...دیگه حرفی ندارم...فقط همین...حزب اللهی باشید و بمانیم ان شاء الله...
من الله التوفیق...
من قراء فاتحمة الصلوات...
ان شاء الله الگوی ما باشند این بچه حزب اللهی ها...
|
|