اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 33302 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
1/29/2007 12:02:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر همگی. قبول باشه
***************************
امام هشتم سلام الله علیه در حدیثی خطاب به ریان ابن شبیب فرمودند:
اگر می خواهی بدون گناه ، خداوند متعال را ملاقات کنی حسین را زیارت کن و اگر دوست داری در اتاقهای بهشت با پیغمبر و اهل بیتش همنشین باشی قاتلان حسین را لعنت کن.
ای پسر شبیب! اگر دوست داری ثواب شهیدان در رکاب حسین را ببری هر وقت او را یاد کردی بگو:
(( یا لیت کنت معکم فافوز فوزاً عظیما ))
*****************************************
|
|
| 33301 |
نام:
سیدالرحمان اکبری
شهر:
گچساران
تاریخ:
1/29/2007 11:54:39 AM
کاربر مهمان
|
دلم خیلی تنگ
|
|
| 33300 |
نام:
فاطمه
شهر:
تهران
تاریخ:
1/29/2007 11:16:44 AM
کاربر مهمان
|
امام حسین را دوست دارم
|
|
| 33299 |
نام:
خاطره
شهر:
بوشهر
تاریخ:
1/29/2007 9:54:32 AM
کاربر مهمان
|
سلام به اونایی که قلباشون مثل آینه صاف و مثل رود ضلاله آره با شمام که حرمت خاک و خون رو دونستید و رفتید به اونجایی که فقط ممتعلق به خودتونه و بس .... آره ما کجا و جایگاه شما کجا..
ولی به حرمت همون خونتون به من و همهی این زمینی ها یه نیم نگاهی بکنید فقط یه نیم نگاه
|
|
| 33298 |
نام:
سعید
شهر:
بندر عباس
تاریخ:
1/29/2007 8:34:31 AM
کاربر مهمان
|
سلام به شما خوبی انشاال... امیدوارم که حا لتون خوب باش . میشه یه درد دل کنم درد دل ام اینکه در مراسم عزاداری امام حسین این دختران با چه وضعی میان ایا دولت ما نمی تونه جلو این مدها رو بگیره اینها که با این وضع میان ما پسر ها خیلی گناه می کنیم اخه اونها رو هر کاری کنیم نبینیم اخر هم جلو ما می یان اگر دولت ما یه کاری بتونه بکنه خیلی خوبه . با تشکر بندهکوچک شما و دست بوس شما سعید
|
|
| 33297 |
نام:
پرناز
شهر:
رامسر
تاریخ:
1/29/2007 8:31:28 AM
کاربر مهمان
|
بخش استخاره دراین بخش فوق العاده عالی است. باتشکر.
|
|
| 33296 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
1/29/2007 6:15:14 AM
کاربر مهمان
|
فرشتگان سوگوار
امام صادق عليه السّلام فرمود:
چهار هزار فرشته نزد قبر سيدالشهدا عليه السّلام ژوليده و غبارآلود، تا روز قيامت بر آن حضرت مى گريند.
امام رضا عليه السّلام به (ريّان بن شبيب ) فرمود:
اى پسر شبيب ! اگر بر چيزى گريه مى كنى ، بر حسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام گريه كن ، چرا كه او را مانند گوسفند سر بريدند.
امام رضا عليه السّلام فرمود:
هر كس در مجلسى بنشيند كه در آن ، امر (و خطّ و مرام ما) احيا مى شود، دلش در روزى كه دلها مى ميرند، نمى ميرد.
امام رضا عليه السّلام فرمود:
گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين عليه السّلام گريه كنند، چرا كه گريستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى ريزد.
امام رضا عليه السّلام فرمود:
اى پسر شبيب ! اگر بر حسين عليه السّلام آن قدر گريه كنى كه اشگهايت بر چهره ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را كه مرتكب شده اى مى آمرزد؛ كوچك باشد يا بزرگ ، كم باشد يا زياد.
امام رضا عليه السّلام به ريّان بن شبيب فرمود:
اگر تو را خوشحال مى كند كه در درجات والاى بهشت با ما باشى ، پس در اندوه ما غمگين باش و در شادى ما خوشحال باش .
|
|
| 33295 |
نام:
fatemeh
شهر:
...........
تاریخ:
1/29/2007 5:11:42 AM
کاربر مهمان
|
تا هفتاد بار اين كار را در حق من روا بدارند، هرگز از تو جدا نگردم تا در خدمت تو به استقبال مرگ بشتابم، و چرا چنين نكنم كه كشته شدن يك بار است و پس از آن كرامتى است كه پايانى ندارد.
پس از او زهيربن قين برخاست و گفت: به خدا سوگند دوست دارم كشته شوم، باز زنده گردم، و سپس كشته شوم، تا هزار مرتبه، تا خدا تو را و اهلبيت تو را از كشته شدن در امان دارد!
و بعد از زهير گروه ديگرى از اصحاب سخنانى حماسى بر زبان جارى كردند، و امام عليهالسلام در حق آنها دعاى خير فرمود و به خيمه خود بازگشت.
سپاه عمر بن سعد رو به سوى خيمهها نموده و اطراف خيام امام حسين عليهالسلام را محاصره كردند با خندقى كه به دستور امام عليهالسلام در اطراف خيمهها حفر شده بود و در آن آتش افروخته بودند، برخورد كردند، شمر بن ذى الجوشن (عليه اللعنه) نعره بر آورد كه: اى حسين! پيش از فرا رسيدن قيامت و آتش دوزخ، به استقبال آتش رفتهاى؟!
مرگ از عسل شيرينتر است, قاسم بن حسن عليهالسلام به امام عليهالسلام عرض كرد: آيا من هم در شمار شهيدانم؟امام عليهالسلام با عطوفت و مهربانى فرمود: اى فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟عرض كرد: اى عمو! مرگ در كام من از عسل شيرينتر است! فرمود: عمويت به فداى تو باد! آرى تو نيز از شهيدان خواهى بود آن هم پس از رنجى سخت، و پسرم عبدالله نيز كشته خواهد شد.
قاسم گفت: اى عمو! مگر لشكر دشمن به خيمهها هم حمله مىكنند تا عبدالله شيرخوار هم شهيد شود؟!
امام عليهالسلام فرمود: عمويت به فدايت تو باد! عبدالله كشته خواهد شد هنگامى كه دهانم از شدت عطش خشك شود و به خيمهها آمده آب با شير طلب كنم و چيزى نيابم، فرزندم عبدالله را طلب مىكنم تا از رطوبت دهانش بنوشم، چون او را نزد من آوردند قبل از آن كه لبانم را بر دهان او بگذارم، شقاوت پيشهاى از لشكريان دشمن، گلوى فرزند شير خوارم را با تير پاره كند و خون او بر دستانم جارى شود، آنگاه است كه دست به آسمان بلند كنم و از خدا طلب صبر نمايم و به ثواب او دل بندم، در اين حال نيزههاى دشمن مرا به سوى خود خواند و آتش از خندق پشت خيمهها زبانه كشد و من بر آنها حمله خواهم كرد و آن لحظه، تلخترين لحظه دنياست و آنچه خدا خواهد، واقع شود.على بن الحسين عليهالسلام فرمود: قاسم با شنيدن اين سخنان زار زار گريست و ما نيز گريستيم و بانگ شيون و زارى از خيمهها بلند شد.
یا رب دلم از غم حسین محزون کن
در سینه ی ما محبتش افزون کن
جز مهر حسین هر آنچه باشد در دل
خون سازو ز راه دیده ام بیرون کن
|
|
| 33294 |
نام:
fatemeh
شهر:
...........
تاریخ:
1/29/2007 4:44:06 AM
کاربر مهمان
|
خطبه امام عليهالسلام شب عاشورا
امام عليهالسلام ياران خود را نزديك غروب به نزد خود فراخواند.
على بن الحسين عليهالسلام مىفرمايد: من نيز خدمت پدرم رفتم تا گفتار او را بشنوم در حالى كه بيمار بودم، پدرم به اصحاب خود مىفرمود:
من يارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهلبيتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهلبيتم نمىشناسم، خدا شما را به خاطر يارى من جزاى خير دهد! من مىدانم كه فردا كار ما با اينان به جنگ خواهد انجاميد. من به شما اجازه مىدهم و بيعت خود را از شما بر مىدارم تا از سياهى شب براى پيمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنيد و هر يك از شما دست يك تن از اهلبيت مرا بگيريد و در روستاها و شهرها پراكنده شويد تا خداوند فرج خود را براى شما مقرر دارد. اين مردم، مرا مىخواهند و چون بر من دست يابند با شما كارى ندارند.
خداى را ستايش مىكنم بهترين ستايشها و او را سپاس مىگويم در خوشى و ناخوشى. بار خدايا! تو را سپاسگزاريم كه ما را به نبوت گرامى داشتى و علم قرآن و فقه دين را به ما كرامت فرمودى و گوشى شنوا و چشمى بينا و دلى آگاه به ما عطا كردى، ما را از زمره سپاسگزاران قرار بده. من يارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهلبيتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهلبيتم نمىشناسم، خدا شما را به خاطر يارى من جزاى خير دهد! من مىدانم كه فردا كار ما با اينان به جنگ خواهد انجاميد. من به شما اجازه مىدهم و بيعت خود را از شما بر مىدارم تا از سياهى شب براى پيمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنيد و هر يك از شما دست يك تن از اهلبيت مرا بگيريد و در روستاها و شهرها پراكنده شويد تا خداوند فرج خود را براى شما مقرر دارد. اين مردم، مرا مىخواهند و چون بر من دست يابند با شما كارى ندارند.
پاسخ ياران امام عليهالسلام
برادران امام و فرزندان و برادرزادگان او و فرزندان عبدالله بن جعفر (فرزندان حضرت زينب عليهاالسلام) به امام عرض كردند: ما براى چه دست از تو برداريم؟ براى اين كه پس از تو زنده بمانيم؟! خدا نكند كه هرگز چنين روزى را ببينيم.
ابتدا عباس بن على عليهالسلام اين سخن را گفت و بعد ديگران از او پيروى كردند و جملاتى همانند، بر زبان راندند.پس امام عليهالسلام روى به فرزندان عقيل نمود و فرمود: شما را كشته شدن مسلم كافى است، برويد كه من شما را اذن دادم.
آنها گفتند: سبحان الله! مردم چه مىگويند؟! مىگويند ما بزرگ و سالار خود و عموزادگان خود كه بهترين مردم بودند در دست دشمن رها كرديم و با آنها به طرف دشمن تيرى رها نكرديم و نيزه و شمشيرى عليه دشمن به كار نبرديم!! نه! به خدا سوگند چنين نكنيم، بلكه خود و اموال و اهل خود را فداى تو سازيم و در كنار تو بجنگيم و هر جا كه روى كنى با تو باشيم، ننگ باد بر زندگى پس از تو.
سپس مسلم بن عوسجه بپا خاست و گفت: بهانه ما در پيشگاه خدا براى تنها گذاردن تو چيست؟! به خدا سوگند اين نيزه را در سينه آنها فرو برم و تا دسته اين شمشير در دست من است بر آنها حمله كنم، و اگر سلاحى نداشته باشم كه با آن بجنگم سنگ برداشته و به طرف آنها پرتاب مىكنم، به خدا سوگند كه ما تو را رها نكنيم تا خدا بداند كه حرمت پيامبر را در غيبت او درباره تو محفوظ داشتيم، به خدا قسم اگر بدانم كه كشته مىشوم و بعد زنده مىشوم و سپس مرا مىسوزانند و ديگر بار زنده مىگردم و سپس در زير پاى ستوران بدنم در هم كوبيده مىشود و تا هفتاد بار اين كار را در حق من روا بدارند، هرگز از تو جدا نگردم تا در خدمت تو
|
|
| 33293 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
1/29/2007 4:15:58 AM
کاربر مهمان
|
کربلا...۱۴
۳ - تنظيم امور خيمه گاه
امام حسين(ع) كه تجربيات ارزنده اى از نبرد با دشمنان داشت، با همان ياران اندك خود تمام جوانب جنگ و دفاع را ملحوظ مى داشت و از پيش براى آن تصميم بايسته و لازم را اتخاذ مى كرد. آن حضرت، براى دفاع بهتر و روان تر در برابر تهاجم احتمالى دشمن، دستور داد كه خيمه ها را به يكديگر نزديك كرده و به طناب هاى محكم آن ها را به هم پيوند دهند و در اطراف خيمه ها خندقى حفر كرده و آن ها را از خار و هيزم انباشته كنند تا در هنگام هجوم دشمن از سه طرف آنان را با خندق هايى شعله ور مواجه كرده و از يك طرف با نيروهاى تدافعى خويش در برابر دشمن ايستادگى كند. اين تصميم و تدبير آن حضرت، بسيار اثر بخش و كارساز بود. زيرا بارها دسته هايى از اراذل و گروه هاى جنايت پيشه سپاه عمر بن سعد، قصد هجوم به خيمه گاه امام حسين(ع) را نمودند ولى با انبوهى از آتش مواجه شده و از كار خويش منصرف گرديدند.
۴ - عبادت و راز و نیاز
شب عاشورا، به عنوان آخرين شب زندگانى امام حسين(ع) و ياران وفاداراش، براى آنان بسيار مغتنم بود. آنان از اين شب بيشترين و بهترين بهره هاى معنوى و عرفانى را به دست آوردند و تا بامدادان عاشورا به راز و نياز، و مناجات، نماز و قرائت قرآن پرداختند و روح و روان خود را با دعا و شب زنده دارى صيقل داده و براى شهادت در راه خدا آماده كردند.
روز عاشورا
اين روز، پر آوازه ترين روزهاى سال و خاطره آميزترين روز تاريخ بشرى است . درين روز بزرگ، پاى مردى، فداكارى و سربلندى گروه اندكى از انسان هاى به خدا پيوسته در برابر ده ها هزار مردان جنگى و جنايت پيشه به نمايش درآمد. اين روز، روز فداكارى امام حسين(ع) و ياران باوفاى وى مى باشد و تا ابد به آنان تعلق خواهد داشت . در اين روز، حوادث و رويدادهاى مهمى در سرزمين كربلا به وقوع پيوست كه براى هميشه در تاريخ ثبت و درج خواهد ماند. در اين جا به طور گذرا به اهم رويدادهاى روز عاشورا مى پردازيم :
۱- تنظيم سپاه
امام حسين(ع) پس از نماز صبح، سپاه خويش را كه متشكل از ۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پياده بودند، به سه دسته تقسيم كرد. دسته اول را در بخش ميمنه، دسته دوم را در بخش ميسره و دسته اى را ميان آن دو قرار داد. فرماندهى بخش ميمنه را به «زهير بن قين» و فرماندهى بخش ميسره را به «حبيب بن مظاهر» واگذار كرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بيرق سپاه را به برادرش عباس بن على(ع) معروف به قمر بنى هاشم سپرد و خيمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نيز سپاهيان جنايت پيشه خود را به چند گروه تقسيم كرد. وى، فرماندهى بخش ميمنه را به عمر بن حجاج، فرماندهى بخش ميسره را به شمر بن ذى الجوشن، فرماندهى سواره نظام را به عروه بن قيس و فرماندهى پياده نظام را به شبث بن ربعى واگذار كرد. وى بيرق ننگين سپاه خود را به غلامش «دريد» سپرد. دو سپاه در برابر يك ديگر صف آرايى كرده و براى آغاز نبرد سرنوشت ساز، لحظه شمارى مى كردند.
ادامه دارد...امان از دل زینب در آن لحظات!
|
|