شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
32842
نام: فاطمه
شهر: کرمان
تاریخ: 1/21/2007 11:24:49 AM
کاربر مهمان
  اسم من فاطمه هست من در یکی از ادارات معتبر استان کرمان کار می کنم شکر خدا از کارم راضی هستم مدیر امور مالی شرکت که مردی تقریباً مسن است با من رفتار بسیار خوبی دارد و این رفتار و توجه او در امور کاری شرکت نسبت به من باعث شده که همکارانی که در مجاورت من کار می کنند مخصوصاً هم اتاقی هایم نسبت به من حسادت بورزند و به قول معروف دارند از راههایی وارد می شوند تا مرا جلوی مدیر امور مالی از لحاظ وجه کاری خراب کنند و هم این دیروز بود که یک مورد برایم پیش آورند و کاری را که من انجام نداده بودم به من نسبت دادند و این کار را به اتاق مدیر امور مالی شرکت هم کشاندند و ایشان از دست من خیلی عصانی بوده و حتی گفته دیگر نمی تواند روی من حساب کند ولی خدارا شکر من به اتاق ایشان رفتم و با ایشان صحبت کردم و از خودم دفاع کردم و چون ایشان خیلی مرد فهمیده ایی است حرفهایم را قبول کرد و دوباره امروز مثل همیشه آمد و با هم کارهای شرکت را انجام دادیم ولی من از سر آنهایی که می خواهند مرا در این شرکت خراب کنند نمی گذرم و آنها را به خدا واگذار می کنم تا سزای عملشان را به خودشان برگرداند و از خداوند بزرگ می خواهم که هر کس که می خواهد مرا در این شرکت خراب کند و آبروی مرا از لحاظ کاری خراب کند خداوند از سر تقصیراتش نگذرد و این را هم می دانم که خداوند سزای هر کسی را به او میرساند و آبرویش را می برد انشاءا... که خدا مر در کارهایم موفق گرداند و زبان بدگویان را به روی من ببندد و هر کس که می خواهد مرا در این شرکت خراب کند انشاءا... خودش خراب عالم شود ان شاء ا...
32841
نام: م ص
شهر: تهران
تاریخ: 1/21/2007 11:16:23 AM
کاربر مهمان
  میام به پیش گنبدت نعره هو هو میزنم
اونقدر میگم حسین حسین تا که همون جا بمیرم
32840
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 1/21/2007 11:05:05 AM
کاربر مهمان
  سلام


یا کاشف الکرب ان وجه الحسین (ع)



یاعلی
32839
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 1/21/2007 10:54:22 AM
کاربر مهمان
  چه میشود که شوم کبوتر حرمت

32838
نام: صادق
شهر: بندرعباس
تاریخ: 1/21/2007 10:45:26 AM
کاربر مهمان
  الهی بحق الزهرا ان تحفظ خدام ابیعبدالله الحسین منجمله ملابا سم الکربلایی
32837
نام: وحدت
شهر: سراب
تاریخ: 1/21/2007 9:39:15 AM
کاربر مهمان
  هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است
این زن صدایش آشناست
ای وای بر من زینب است
التماس دعا
32836
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 1/21/2007 9:12:18 AM
کاربر مهمان
  مسعده گويد : « ‌مَرَّ الْحُسَيْنُ بْنُ عَليٍّ عليهما السلام قَدْ بَسِطوا كِساءً لَهُمْ وَ الْقَوْا عَلَيْهِ كَسراً فَقالوُا :‌هَلُّمَّ يا ابْنَ رسول اللهِ فَثَنّي وَ رِكَهُ فَاْكَلَ مَعَهُمْ ثُمَّ تَلا :‌«‌ اَنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبرينَ »‌ ثم قال :‌ قَدْ اَجَبْتُكُمْ فَاْجيبوني قالوا : نَعَمْ يَا ابْنَ رَسولِ اللهِ فَقاموا مَعَهُ حَتّي اتوُا مَنْزِلَهُ فَقالَ لِلْجاريةِ :‌اُخْرُجي ما كُنْتِ تَدَّخَرينَ . »
[ حسين بن علي از كنار بينواياني گذشت كه پارچه اي گسترده و در آن به خوردن پاره هاي نان خشك مشغول بودند. بينوايان گفتند:‌ بفرما اي فرزند رسول خدا ! امام بر آن سفره نشست و از آن پاره هاي نان تناول كرد و سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « هر آينه خداوند خود بزرگ بينان را دوست ندارد . » سپس فرمود : من دعوت شما را پذيرفتم . اينك شما هم دعوت مرا پذيرا باشيد ] و به سراي من ]گفتند : پذيرا شديم اي فرزند رسول خدا سپس برخاستند و به سراي او فرود آمدند . امام حسين عليه السلام به كنيزك خود دستور داد كه با هر آنچه در خانه است از آنان پذيرايي كند. »

بحارالانوار 44/189
32835
نام: وحدت
شهر: سراب
تاریخ: 1/21/2007 9:06:07 AM
کاربر مهمان
  هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است
این زن صدایش آشناست
ای وای بر من زینب است
التماس دعا
32834
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/21/2007 9:01:52 AM
کاربر مهمان
  سلام بر خدای لب تشنگان...
کربلا...۳
حركت به سوى عراق
امام حسين عليه السلام در روز هشتم ذى حجه سال ۶۰قمرى از مكه خارج گرديد و با تمام اهل بيت و همراهان خود عازم كوفه شد.
يحيى بن سعيد از سوى برادرش عمرو بن سعيد (عامل يزيد در مكه) ماموريت يافت آن حضرت را از حركت به سوى كوفه بازدارد و وى را به مكه بازگرداند، ولى تلاش و اصرار او بى ثمر بود و امام حسين عليه السلام اعتنايى به گفتار و رفتارش نكرد و به حركت خويش ادامه داد. آن حضرت از مكه تا كربلا چند منزل را طى كرد كه برخى از آن ها عبارتند از: تنعيم، ذات عرق، حاجر، زرود، ثعلبيه، زباله، بطن عقبه، شراف، عذيب هجانات ، قصر بنى مقابل و سرزمين كربلا.
در توقف گاه رزود، خبر شهادت مسلم بن عقيل در كوفه توسط عبيدالله بن زياد، به اطلاع امام حسين عليه السلام رسيد. قافله حسينى پس از گذشتن از توقف گاه شراف، با سپاه يك هزار نفرى حر بن يزيد تميمى روبرو شد. حر بن يزيد از سوى حصين بن نمير ماموريت يافته بود كه در راه ميان مكه و كوفه ورود شد. حر بن يزيد از سوى حصين بن نمير ماموريت يافته بود كه در راه ميان كوفه به گشت زنى پرداخته و در صورت برخورد با قافله امام حسين عليه السلام مانع ورود وى به كوفه گردد. سپاه خسته و تشنه حر بن يزيد پس از روبرو شدن با قافله حسينى، از الطاف و بزرگوارى امام حسين عليه السلام برخوردار شد.
گرچه رفتار حر با امام حسين عليه السلام دوستانه و غيرخصمانه بود، ولى به هر حال او نماينده و فرستاده دشمن امام حسين عليه السلام يعنى عبيدالله بن زياد، عامل يزيد در بصره و كوفه بود كه ماموريت پيدا كرد آن حضرت را رها نكند و او را در تعقيب خود داشته باشد تا دستور بعدى واصل گردد.
در توقف گاه عذيب هجانات نامه اى از عمر بن سعد (فرمانده نظامى سپاه عبيدالله) به حر ارسال گرديد مبنى بر اين كه كار را بر امام حسين عليه السلام تنگ و سخت گير و او را از بيابانى كه فاقد آب و آبادانى باشد، گذر دهد.

ادامه دارد...
32833
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 1/21/2007 8:59:26 AM
کاربر مهمان
  نداي حضرت صاحب الزمان عج بين ركن و مقام

در روايات آمده است كه :

چون حضرت قائم عج ظاهر شوند بين ركن و مقام ايستاده پنچ ندا مي كنند :

اَلاُولي : " اَلا يا اَهْلَ اَلْعالَم ! اَنا اَلْامامُ اَلقائِمِ "

اَلثّانِي : " اَلا يا اَهْلَ اَلْعالَم ! اَنا الصَّمْصَامُ الْمُنتَقِمُ "

الثّالِثُ : " اَلا يا اَهْلَ اَلْعالَم ! اِنَّ جَدَّيَ اَلحُسيْنَ قَتَلوهُ عَطْشاناً "

اَلّرابعُ : " اَلا يا اَهْلَ اَلْعالَم ! اِنَّ جَدَّيَ اَلحُسيْنَ طَرَحُوهُ عُرْياناً "

اَلاُولي : " اَلا يا اَهْلَ اَلْعالَم ! اِنَّ جَدَّيَ اَلحُسيْنَ سَحَقُوهُ عُرْياناً " (1)

اول : اي اهل عالم آگاه باشيد كه من امام قيام كننده ام .

اول : اي اهل عالم آگاه باشيد كه من شمشير انتقام گر هستم .

اول : اي اهل عالم آگاه باشيد كه جدم حسين را تشنه شهيد كردند .

اول : اي اهل عالم آگاه باشيد كه جدم حسين را عريان رها كردند .

اول : اي اهل عالم آگاه باشيد كه بدن جدم حسين را از روي دشمني خُرد كردند .
<<ابتدا <قبلی 3290 3289 3288 3287 3286 3285 3284 3283 3282 3281 3280 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved