شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
32792
نام: دل تنگ
شهر: غریب
تاریخ: 1/20/2007 4:19:46 PM
کاربر مهمان
  از کجا بدونم خدا منو دوست داره.منو بخشیده.و الان راهی را که می رم درسته یا نه.یه نشونه می خوام یه چیزی که مطمئن بشم خدا با منه .و منو به حال خودم نذاشته .
32791
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 1/20/2007 3:52:33 PM
کاربر مهمان
 
سلام بر لبان تشنه...
32790
نام: طاهره
شهر: تهران
تاریخ: 1/20/2007 3:50:41 PM
کاربر مهمان
  زندگی
32789
نام: منتظر
شهر: اصفهان
تاریخ: 1/20/2007 3:37:47 PM
کاربر مهمان
  دلم گفته از این زمونه غریب اقا ظهرور کن
32788
نام: بی نشانان
شهر: سوئد
تاریخ: 1/20/2007 3:24:09 PM
کاربر مهمان
 
http://shahedaneeshgh.parsiblog.com
با سلام! اتاق نواي نينوادر paltalk به مناسبت ماه محرم ماه شور ، عشق ، ايثار ماه حج عشق بازان با برگذاري شب شعر، سخنراني، و نواهاي عاشورائي هم چون سالهاي گذشته ميزبان عاشقان حسيني مي باشد. زمان: هر شب به مدت 13 شب از اول محرم از ساعت 22:30 به وقت ايران 20:00 به وقت اروپاي مرکزي. برنامه ها متعاقبا اعلام مي شود.

www.saghi.se
32787
نام: فرشاد
شهر: کرج
تاریخ: 1/20/2007 2:22:03 PM
کاربر مهمان
  دل تنگ جالبه در این زمونه مگه دلی هم تنگ می شود در کشوری که نام اسلام همیشه با آن برده می شود دیگر نمیتوان سر را با لا گرفت ودر خیابان راه رفت به دلیل انواع واقسام فساد دیگر حتی درحرم های شریف شهرمان هم نمی توان سر را با گرفت
32786
نام: محمدعلي ابكار
شهر: اصفهان
تاریخ: 1/20/2007 2:05:15 PM
کاربر مهمان
  ازروي كتاب كودكي خواند ايران وطن عزيزمااست
فرمودمعلمش بگوماست مااست مخوان كه ناروااست
شاگردك بينواندانست كاين گفته صواب ياخطااست
ازگفتن ماست روترش كرد كه ماست جداوطن جدااست
گفتاكه اگروطن بودماست ماك ومرقش بگوكجااست
استادكه مردزيركي بود چون ديدكه پرسشي بجااست
گفتش اگرابكي است اين ماست بشنوكه بگويمت چرااست
ماك ومرقي كه دارداين ماست برسفره چرب اغنيااست
ترشيده وچرخ كرده اش نيز قوت شب وروزهرگدااست
چون ماوتوايم شل ترازماست*گرماست شل است ازخودماست
((احمدگلچين معاني ))
32785
نام: آرزو امیدوار
شهر: ایران من
تاریخ: 1/20/2007 1:51:27 PM
کاربر مهمان
  ما همه فقط تو رو داریم خداجونم
تنهامون نذار که اگه تو تنهامون بذاری دیگه ......
دوستای خوبم
خودتون رو حفظ کنین از این همه آلودگی
به خدای خوبمون میسپارمتون
32784
نام: X man
شهر: Ahwaz
تاریخ: 1/20/2007 1:22:01 PM
کاربر مهمان
  سلام خدمت اهل دلی ها ، ببخشید که مزاحمتون شدم .
می خواستم از این کانال سلامی کنم به دوستان با مرام خودم ، آقایان شهریار و دانیال عزیز و گمگشته بزرگوار
32783
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 1/20/2007 12:52:04 PM
کاربر مهمان
  فضایل و سیره امام حســـــــــــــــــــــــین(علیه السلام)

(( قسمت نهم))




خدا می خواهد تو را کشته ببیند!!!
سحر گاه آن شب ، امام حسین (علیه السلام) عزم رفتن نمود ، هنگامی که خبر رفتن امام حسین به گوش محمد بن حنفیه رسید ، (شتابان ) آمد و مهار شتری که حضرت بر آن سواربود را گرفت و عرض کرد : (برادر جــــــان !) آیا تو نگفتی که در باره سخنان من فکر خواهی کرد؟؟؟
امام (علیه السلام) فرمودند : ((آری !))
محمد گفت : پس چرا این همه شتاب و عجله در رفتن می نمایی؟
حضرت فرمودند :(( هنگامی که تو از پیش من رفتی ، رسول خدا (ص) نزد من آمدند و فرمودند : حســــــین جان ! (از مکه ) خوارج شو (و به سوی عراق برو) زیرا خداوند می خواهد تو را کشته ببیند ))
محمد ابن حنفیه گفت: اِنّا لِلّه و اِنّا الیه ِ راجِعونَ ، پس اگر به نیت کشته شدن می روی ، زنان و کودکانت را چرا می بری ؟
امام (علیه السلام) فرمودند : ((رسول خدا (ص) به من فرمودند : اراده خداوند بر این تعلق گرفته که خاندان مرا اسیر و گرفتار ببیند ))
امام (علیه السلام) پس از گفتن این سخنان ، با محمد بن حنفیه وداع نمود ه و حرکت کرد .*
*لهوف سید ابن طاووس، ص/95





آگاهی از شهادت در خواب بین راه
در یکی از استراحت گاهای بین راه مکه و کربلا ((قیصر بنی مقاتل )) حالتی به امام حسین (علیه السلام) دست داد که نسبت به حوادث کربلا مسائلی برای آن حضرت آشکار شد و چند بار فرمود :


اِنّا لِلّه و اِنّا الیه ِ راجِعونَ وَ اَلحَمدُلله رَبَّ اَلعالَمینَ

امام سجاد (علیه السلام) پرسید : پدر جان ! چرا چند بار کلمات حمد و استرجاع را تکرار می کنید ؟
پاسخ داد : سر بر زین اسب گذاشته بودم و خواب سبکی بر چشمان من مسلط شد ، ندایی به گوشم رسید که می گفت :
این جمعیت در حرکت است و مرگ نیز در تعقیب آنان است ، دانستم که خبر مرگ مارا می دهد .
از حضرت علی ابن الحسین (علیه السلام) پرسیدند : پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم ؟


امام پاسخ داد: بَلی والَّذی اِلَیهِ مَرجَعُ العِبادِ


((به خدایی که همه بندگان به سوی او باز می گردند ما بر حق استواریم ))
حضرت علی بن الحسین اظهار داشت . وقتی حق با ماست از کشته شدن باکی نداریم .
امام حسین (علیه السلام) فرمود : (( خداوند بهترین پاداشی که پدرم به فرزندش می دهد به تو عطا فرماید))*

* سخنان امام حسین (علیه السلام)، دشتی /ص62

<<ابتدا <قبلی 3285 3284 3283 3282 3281 3280 3279 3278 3277 3276 3275 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved