شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
32312
نام: شراره
شهر: اراک
تاریخ: 1/7/2007 8:08:45 AM
کاربر مهمان
  سلام
سردفتر عالم معانی عشق است
سربیت قصیده جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است

فقط خدا رودوست دارم
32311
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 1/7/2007 5:44:42 AM
کاربر مهمان
  ارزش نشر خاندان نبوت

صالح هروى گويد: شنيدم از حضرت رضا (ع ) كه فرمود: ((خداوند رحمت كند بنده اى را كه ، امور و برنامه ما را زنده بدارد)).
عرض كردم : ((امور و برنامه شما را چگونه زنده بدارد؟!)).
فرمود: ((علوم ما را بياموزد و سپس به ديگران آموزش دهد، زيرا وقتى مردم ارزشهاى گفتار ما را بدانند، از ما پيروى مى كنند)).
عرض كردم : ((اى فرزند رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله )! از امام صادق (ع ) براى ما نقل شده كه فرمود:
من تعلم علماً ليمارى به السفهاء او يباهى به العلماء اوليقبل بوجوه الناس ‍ اليه فهو فى النار.
ترجمه :
((هر كس علمى را بياموزد تا بوسيله آن با افراد سفيه و كم عقل ، مجادله و ستيز نمايد، يا بوسيله آن بر علماء، فخر بفروشد، يا بوسيله آن بزرگان مردم را متوجه خود سازد، چنين كسى در آتش دوزخ است )).
(بنابراين طبق فرمايش جدتان امام صادق (ع ) نبايد علوم را در صور فوق به ديگران آموخت ).
حضرت رضا (ع ) فرمود: ((جدم امام صادق (ع ) درست فرمود)).
ولى آيا مى دانى كه سفهاء (كم عقل ها) كيانند؟
عرض كردم : نه ، نمى دانم اى فرزند رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ).
فرمود: ((آنها قصه گوهاى از مخالفطين ما هستند)).
سپس فرمود: ((آيا مى دانى ، علماء كيانند؟!)).
عرض كردم : نه ، اى فرزند رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ).
فرمود: ((آنها علماى آل محمد (صلى اللّه عليه و آله ) مى باشند، كه خداوند پيروى از آنها و مودت و دوستى آنها را واجب نموده است )).
و بعد فرمود: ((آيا مى دانى معنى ((تا مردم را به سوى خود متوجه كنند)) يعنى چه ؟
عرض كردم ، نه ، نمى دانم .
فرمود: سوگند به خدا منظور اين است كه كسى بدون حق ، ادعاى امامت كند، (و مردم را به سوى خود دعوت نمايد) كه چنين فردى اهل جهنم است .

اللهم صل علی محمد و ال محمد
32310
نام: رازي
شهر: نصف جهان
تاریخ: 1/7/2007 5:34:10 AM
کاربر مهمان
  اين تحقيق هاي مدرسه داره من را مي‌كشه . خدايا كمكم كن .
32309
نام: دلبر
شهر: canada
تاریخ: 1/7/2007 4:47:02 AM
کاربر مهمان
  چقدر خوشحالم...
درختها جنگلها كوهها همه براي من افريده شده اند

ماهها ستاره ها خورشيد همه براي من افريده شده اند
درياهها ماهيها اقيانوسها همه براي من افريده شده اند
دشتها كوهها گلها همه براي من افريده شده اند

فقرها تنگدستيها گرسنگيها همه براي من افريده شده اند
لذتها دردها رنجها همه براي من افريده شده اند

جهان دوست داشتني و زيبا همه براي من افريده شده اند
پدر و مادر بي نظير و همراهي كه از توصيفش كلماتي ندارم خواهر و برادر مهربانم همه براي من افريده شده اند
چقدر خوشحالم ...

مي توانم تمام زيباييها و لطافتها و نرميها را احساس كنم
چه زيبا جريان عشق در وجودم جاري است

چه زيبا شاد و پر انرژي هستم

چه زيبا ست دوست داشتن يك گل سرخ

و چه زيباست دوست داشتن يك پروانه

چقدر خوشحالم

خدايم

خدايم

اميدوارم ارزش تمام اين خوبيها زيباييها خوشيها لذتها دردهاو رنجها را داشته باشم

چقدر خوشحالم ...

32308
نام: رویا
شهر: تهران
تاریخ: 1/7/2007 1:54:53 AM
کاربر مهمان
  دل تنگ من فقط یه چیزمیگه اونم عشقه
32307
نام: رسول آتش بار بلداجی
شهر: بلداجی
تاریخ: 1/7/2007 12:20:21 AM
کاربر مهمان
  من رسول آتش بار از بلداجی سلام گرم دارم خدمت تمام همشهریان عزیزم.
قدمهای من از من جا نمانید

از اینجا میروم اینجا نمانید

منی که جز خودم چیزی ندارم

خودم را روی دوشم میگذارم

به دنبال کلافی پیچ در پیچ

کسی در هرگز ناممکن هیچ

کجای بی کجایی را بگردم؟

من از بیهوده گردی توبه کردم

نمیخواهم نمیخواهم بمانم

32306
نام: fedra
شهر: tehran
تاریخ: 1/7/2007 12:17:13 AM
کاربر مهمان
  man 11 rozeh ke az eshgham joda shodam khaily narahatam chikar konam
32305
نام: مرضیه
شهر: تهر ان
تاریخ: 1/6/2007 11:47:52 PM
کاربر مهمان
  ازدواج
32304
نام: علي رضايي
شهر: خوزستان - شهرستان باغملك - شهر صيدون
تاریخ: 1/6/2007 11:29:44 PM
کاربر مهمان
  به نام هستي بخش يكتا
(( به نام او كه بهترين و مقدس ترين حقيقت است ))
من در اين كوير غربت و حيرت مانده ام ، من كه از فرط عطش و تشنگي لبهايم شكافته است ، من كه از دويدن به سوي سراب ها پاهايم ضعيف و رنجور شده است ، من كه در اين كوير خشك سايه اي براي پناه از آفتاب گرم و سوزان مي جويم . به اميد عبور قافله اي چه ساعت ها كه صورتم را بر ريگ هاي كوير ساييده ام ، ولي نااميد نشدم ، نا اميد نيستم و نااميد نخواهم بود ، چون مي دانم كه روزي قافله سالاري از قافله عاشقان براي نجاتم خواهي فرستاد تا مرا به وادي پرآب و نعمتت رهنمون شود . مي دانم مركبي از عشق برايم خواهي فرستاد تا پاهاي تاول زده ام ديگر صورت ريگ هاي كوير را خيس و نمناك نكند و مي دانم كه چتر رأفت و رحمت بر سرم خواهي گرفت و مرا به " وادي السلام " خودت رهنمون خواهي شد و مي دانم كه روزي قول " ادخلي في جنتي و ادخلي في عبادي " را به من ارزاني خواهي كرد .
پس مي مانم ، در اين كوير مي مانم ، در اين محنت و غربت و دم بر نمي آورم ،پسگنداب هاي مانده در زير سنگ ها را نخواهم نوشيد ، در زير خارها پناه نخواهم گرفت و خود را به تمناي رسيدن قافله سالاراني غير از تو هرگز نمي آلايم . من هرگز سر به ابتذال دويدن در پس قافله ها گرفتار نخواهم كرد، چه من گرفتار عشق توأم ، من چشم به راه قافله سالار توأم .
خوب مي داني كه من كدامم ؟ كجايم ؟ از كجايم ؟ و به كجا ؟ پس اينجا به انتظار خواهم نشست واشك هاي انتظارمرا به اين خارهاي تشنه و خشكيده و به اين ريگ هاي تفتيده و به همه ي اين كوير ارزاني خواهم داشت هرچند من به آن ها نيازمند ترم ولي لبان خشكيده ام را به جز جام او تر نخواهم كرد .
وفادارم ، وفادارم و وفادار خواهم ماند . بنوش اي خاك صحرا كه اين اشك ، اشك ما چشم انتظاران است،بنوش و گلگون شو كه اين اشك ، اشك چشم انتظاري بهاران است .
تقديم به عزيزترين وجود عالم هستي :
مانديم ونديديـــم به ناز آمدنت
چون سرو سرافراز،فراز آمدنت
دل در خم كوچه ي شهادت ماندست
يك عمر در انتظار باز آمدنت
32303
نام: علي رضايي
شهر: خوزستان - شهرستان باغملك - شهر صيدون
تاریخ: 1/6/2007 11:26:46 PM
کاربر مهمان
  به نام هستي بخش يكتا
(( به نام او كه بهترين و مقدس ترين حقيقت است ))
من در اين كوير غربت و حيرت مانده ام ، من كه از فرط عطش و تشنگي لبهايم شكافته است ، من كه از دويدن به سوي سراب ها پاهايم ضعيف و رنجور شده است ، من كه در اين كوير خشك سايه اي براي پناه از آفتاب گرم و سوزان مي جويم . به اميد عبور قافله اي چه ساعت ها كه صورتم را بر ريگ هاي كوير ساييده ام ، ولي نااميد نشدم ، نا اميد نيستم و نااميد نخواهم بود ، چون مي دانم كه روزي قافله سالاري از قافله عاشقان براي نجاتم خواهي فرستاد تا مرا به وادي پرآب و نعمتت رهنمون شود . مي دانم مركبي از عشق برايم خواهي فرستاد تا پاهاي تاول زده ام ديگر صورت ريگ هاي كوير را خيس و نمناك نكند و مي دانم كه چتر رأفت و رحمت بر سرم خواهي گرفت و مرا به " وادي السلام " خودت رهنمون خواهي شد و مي دانم كه روزي قول " ادخلي في جنتي و ادخلي في عبادي " را به من ارزاني خواهي كرد .
پس مي مانم ، در اين كوير مي مانم ، در اين محنت و غربت و دم بر نمي آورم ،پسگنداب هاي مانده در زير سنگ ها را نخواهم نوشيد ، در زير خارها پناه نخواهم گرفت و خود را به تمناي رسيدن قافله سالاراني غير از تو هرگز نمي آلايم . من هرگز سر به ابتذال دويدن در پس قافله ها گرفتار نخواهم كرد، چه من گرفتار عشق توأم ، من چشم به راه قافله سالار توأم .
خوب مي داني كه من كدامم ؟ كجايم ؟ از كجايم ؟ و به كجا ؟ پس اينجا به انتظار خواهم نشست واشك هاي انتظارمرا به اين خارهاي تشنه و خشكيده و به اين ريگ هاي تفتيده و به همه ي اين كوير ارزاني خواهم داشت هرچند من به آن ها نيازمند ترم ولي لبان خشكيده ام را به جز جام او تر نخواهم كرد .
وفادارم ، وفادارم و وفادار خواهم ماند . بنوش اي خاك صحرا كه اين اشك ، اشك ما چشم انتظاران است،بنوش و گلگون شو كه اين اشك ، اشك چشم انتظاري بهاران است .
تقديم به عزيزترين وجود عالم هستي :
مانديم ونديديـــم به ناز آمدنت
چون سرو سرافراز،فراز آمدنت
دل در خم كوچه ي شهادت ماندست
يك عمر در انتظار باز آمدنت
<<ابتدا <قبلی 3237 3236 3235 3234 3233 3232 3231 3230 3229 3228 3227 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved