شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
31762
نام: HAMID
شهر: TEHRAN
تاریخ: 12/24/2006 4:40:21 PM
کاربر مهمان
  ASHEGH MAN DADASH REZA HELALI .KHEYLI DOSESH DARAM.HELALI ZENDEGI.BEHTARIN MADAH BE NAZARE MAN HAST
31761
نام: م.م.م
شهر: ت
تاریخ: 12/24/2006 4:23:22 PM
کاربر مهمان
  یا صاحب العصر و الزمان
31760
نام: Dorothy
شهر: NYC
تاریخ: 12/24/2006 3:10:26 PM
کاربر مهمان
  Cool guestbook, interesting information... Keep it UP
31759
نام: حسن
شهر: مشهد
تاریخ: 12/24/2006 2:47:50 PM
کاربر مهمان
  سلام من همیشه دلم میخواست کهدرد دلم را بهیکی بگویم ولی حیف دردهایم یکی نیست خواسته باشم بگویم همان روز اولکه اسمشراگفتند دل هری ریخت ولی او انگار نه انگار که منم واخرش باشه برای بعد.
31758
نام: هیلیا
شهر: تبریز
تاریخ: 12/24/2006 1:41:25 PM
کاربر مهمان
  midoonin man kheyli dosesh daram vali on
hanoozzzzzzzzzz to elesh fek mikonam be joooz man yeki dige ham hast man ashegesham
akhe on hame donyaye mane
baram 2a konin ba man bemoone va dosam dashte bashe fagat delesh bara man bashe :(
31757
نام: صنم
شهر: تهران
تاریخ: 12/24/2006 1:10:32 PM
کاربر مهمان
  سلام.دلم خیلی کرفته.واقعا نمیدونم که باید چی کار کنم.مونندم سر اینکه حرفاشو باور کنم یا نه.هیچ وقت فکر نمی کردم ابنقد دوستش داشته باشم.هر جا می رم انگار با منه.منو عاشقه خودش کرد و حالا هم رفته که رفته هیچ خبری ازش ندارم.دارم دیوونه می شم.خدا جون می دونم بنده خوبی برات نبودم ولی تو بزرگی کمکم کن که یه راهی پیدا کنم.خدا جون خودت دیدی مگه من چی گفتم مگه نمی خواست که با هم ازدواج کنیم پس چی شد اون همه حرف.آخه چرا چرا باید اینطوری شه.خدایا کمکم کن.از هر کی که این حرفامو می خونه خواهش میکنم که واسم دعا کنه از ته دلش دعا کنه.
31756
نام: حسینی
شهر: قزوین
تاریخ: 12/24/2006 1:02:25 PM
کاربر مهمان
  خدا رحمت کند آوینی را کاش می شد ....
31755
نام: مهردادسلمانیان
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/24/2006 12:50:11 PM
کاربر مهمان
  امام صادق فرمودند:هر بنده ای روزی ۷مرتبه آیه زیر رابخواند جهنم می گوید خدایا او را از من پناه ده.

(اسئل الله الجنه واعوذبالله من النار)

*ازخدادرخواست بهشت می کنم واز آتش به او پناه می برم*


اگه آیاتی (از انتشارات گل نرگس)خواستیددرموردبهشت وثوابهای الهی.بخشش گناهان.آرزووحاجات ایمیل بزنیدتابراتون توی "هرچه می خواهد دلتنگت بگو "بنویسم.

ایمیل:mehr.salmanian@gmaiL
31754
نام: حلاج
شهر: تبریز
تاریخ: 12/24/2006 12:38:53 PM
کاربر مهمان
  منم مجنون
آمده ام حالا
همين آن
آني كه گذشت
مي دانم كه نه دير رسيده ام و نه زود
الان وقت من است
من مجنون
مثل آن وقت كه وقت تو بود
وقت سزار
و يا وقتهايي كه مي آيند و
ديگراني كه متولد مي شوند
مي داني
اين را شايد فقط من مي دانم و تو
اصلا من هم نمي دانم
همان بهتر كه فقط يك نفر بداند انهم تو
اين عين وحدت است
اينجايي ها در كثرت گم مي شوند عجيب
آن چيست
آن كه تو مي داني فقط
آري اين است كه
عاشق مردني نيست
متولد شدنيست
هر روز هر ساعت هر آن
از چه ؟
از عشق
و وقتي متولد شد
فقط باز متولد مي شود و باز و باز و باز... تا كجا ؟
تا ...
تا ليلي
مي داني سزار
عشق تصوير درخشان زندگي نيست
عشق تمام زندگيست و تمام مردگيست
عشق اصلا تمام هست هست و تمام نيست
باز بهتر بگوبم
غير عشق نيست
عشق چيست ؟
وصف ناشدنيست ( اكبر من ان يوصف )
مي داني سزار
سرزمين آبي تو
انتهاي آبي سرزمينهاي پاك نيست
آن سو تر
پشت خط آبي سرزمينت
باز سرزمين آبي است
سزار شهيدم
انتهاي افق را مي بيني
پرچم ات
پرچم آبي سرزمين ات
بايد در انتهاي او به اهتزاز درآيد
و تو
تويي كه متولد شده اي تا
هميشه زنده بماني
بدان كه تا آن روز
بايد بجنگي و بر پاكي سرزمين ات خون جگر بسوزاني
آااااااي سزار
آسمان را رها كن
اينجا روي زمين
هفت آسمان به روي هم افتاده اند
اينجا ميان كوچه ها و پس كوچه ها
هزار پنجره باز است تا وصال
اينجا روي زمين
آسماني است كه بايد
بي پر و بال پريد
مي دانم
خيلي وقت است
پريده اي سزار
صداي بال زدن ات را مي شنوم
دلم را نسوزان
مي دانم نوبت
نوبت من است
يا رقيه
مگر رمز عبور اين نبود ؟
31753
نام: سمیه
شهر: تهران
تاریخ: 12/24/2006 12:36:48 PM
کاربر مهمان
  اگر چه فقیر و تهی دستم اما فقط محتاج یک نگاه تو هستم
<<ابتدا <قبلی 3182 3181 3180 3179 3178 3177 3176 3175 3174 3173 3172 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved