اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 31382 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/16/2006 10:39:10 PM
کاربر مهمان
|
دليل دندانشكن شيخ بهائى
محمدبن حسين عبدالصمد معروف به ((شيخ بهائى )) از علماى معروف و از مفاخر جهان تشيّع در قرن دهم و يازدهم هجرى است كه بسال 1031 ه.ق از دنيا رفت و قبرش در مشهد در جوار مرقد شريف حضرت رضا(ع ) است .
او در يكى از سفرهاى خود، با يكى از علماى اهل تسنّن ملاقات نمود، و خود را در مقابل او، در ظاهر شافعى وانمود كرد. آن دانشمند اهل سنّت كه از علماى شافعى بود، وقتى كه دانست شيخ بهائى ، شافعى است ، و از مركز تشيّع (ايران ) آمد، به او گفت : ((آيا شيعه براى اثبات مطلوب و ادعاى خود، شاهد و دليل دارد؟))
شيخ بهائى گفت : من گاهى در ايران با آنها روبرو شده ام مى بينم آنها براى ادعاى خود شواهد محكمى دارند.
دانشمند شافعى گفت : اگر ممكن است يكى از آنها را نقل كنيد.
شيخ بهاء گفت مثلا مى گويند: در صحيح بخارى (كه از كتب معتبر اهل سنت است ) آمده ، پيامبر (ص ) فرمود:
فاطمة بضعة منّى من اذاها فقد آذانى و من اغضبها فقد اغضبنى .
:((فاطمه (س ) پاره تن من است ، كسى كه او را آزار دهد، مرا آزار داده و كسى كه او را خشمگين نمايد مرا خشمگين نموده است .))
و در چهار ورق ديگر در همان كتاب است :
و خرجت فاطمة من الدنيا و هى عاضبة عليهما.
:((و فاطمه وفات كرد در حالى كه نسبت به ابوبكر و عمر، خشمگين بود.))
جمع اين دو روايت و پاسخ به اين سؤال طبق مبناى اهل سنّت چگونه است ؟
دانشمند شافعى در فكر فرو رفت (كه با توجه به اين دو روايت ، نتيجه اين است كه آن دو نفر، عادل نبودند پس لايق مقام رهبرى نيستند) پس از ساعتى تاءمل گفت : گاهى شيعيان دروغ مى گويند، ممكن است اين هم از دروغهاى آنها باشد، به من مهلت بده امشب به كتاب ((صحيح بخارى )) مراجعه كنم ، و صدق و كذب دو روايت فوق را دريابم ، و در صورت صدق ، پاسخى براى سؤ ال فوق پيدا كنم .
شيخ بهاء مى گويد: فرداى آن روز، آن دانشمند شافعى را ديدم و گفتم ، مطالعه و بررسى تو به كجا رسيد؟
او گفت : همانگونه كه گفتم ؛ شيعه دروغ مى گويند، زيرا من صحيح بخارى را ديدم هر دو روايت فوق در آن مذكور است ، ولى بين نقل اين دو روايت ، بيش از پنج ورقه فاصله است ، در حالى كه شيعه مى گفتند: چهار ورق فاصله است !!
براستى عجب پاسخى ؟ و شگفت مغلطه اى ، منظور وجود اين دو روايت در آن كتاب است ، خواه بين نقل آن دو روايت پنج ورق فاصله باشد يا پنجاه ورق ، چه فرق مى كند؟!
|
|
| 31381 |
نام:
مریم
شهر:
کلاله
تاریخ:
12/16/2006 10:32:10 PM
کاربر مهمان
|
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
|
|
| 31380 |
نام:
---
شهر:
---
تاریخ:
12/16/2006 10:29:42 PM
کاربر مهمان
|
سلام
من خاک پای نوکرای امام زمانم
خود امام زمان توصیه کرده از عمویم عباس کمک بخواهید و این ذکر راسه بار بگویید
یا اباالغوث ادرکنی
من هم که دلم پاک پاک نیست اما واست دعا میکنم
|
|
| 31379 |
نام:
سرگردان
شهر:
قزوین
تاریخ:
12/16/2006 10:13:40 PM
کاربر مهمان
|
امیدم ناامید شده.موندم سرگردون چیکار کنم .
دیگه واسم فرقی نمی کنه زنده باشم یا نه.
فقط شب وروز می گم خدایا راحتم کن.حالا هر طوری که خودت صلاح میدونی.
|
|
| 31378 |
نام:
نوکر آقا امام زمان
شهر:
سلماس
تاریخ:
12/16/2006 9:53:45 PM
کاربر مهمان
|
تو رو به جون آقا امام زمان دعام کنید خیلی مشکل دارم تویی که داری اینو می خونی الان می دونم دلت پاکه پاکه پاک برام دعا کن
|
|
| 31377 |
نام:
kaktoosabi
شهر:
teh
تاریخ:
12/16/2006 8:08:39 PM
کاربر مهمان
|
سلام
یاران ! این قافله ، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد كه :الرحیل ، الرحیل . از رحمت خدا دور است كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. ای دعوت فیضانی است كه علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می كشد و ... بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن ، چشمه خورشید می جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن ؛ حسین ، حسین ، حسین ،حسین . نمی تپد ، حسین حسین می كند . یاران ! شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن ، كه گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفكند ؟... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیك است كه در كربلا ، و كدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟ كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین كه از من و تو شایسته تر است . الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب كنید.
یاران شتاب کنید اربابم حسین در راه است ..چند روز دیگر
اربابم مولایم سرور من امیر من ......چه کنم دلم روز به روز ساعت به ساعت لحظه به لحظه همراه شماست .عرفه عرفه عرفه ....خدایا یعنی میشه منم همراه این قافله برم به کربلا .........می کٌـــــشی مرا حسین (ع)
|
|
| 31376 |
نام:
مـــــــبارز
شهر:
اهــــــــواز
تاریخ:
12/16/2006 8:07:40 PM
کاربر مهمان
|
سلام به دوستان اهل معرفت
* نمـــــــــــــــــــــــــــــــــــاز
نماز ، بر قراری ارتباط با الله و بریدن از آلهه است.
نماز، سکوی اعتلا و عروج انسان است.
نماز، معیار حق جویی، شکوفایی جوانه های وجود و پیمان تسلیم است.
نماز، صف آرایی در کرانه ء هستی و دیدن نا دیده هاست.
نماز، صیقل وجود و آیینه حق است.
نماز، درس توحید ،رمز اخلاص و راز عبودیت است.
نماز، نوید بخش سلامت جسم ، بهداشت روان و طهارت روح است.
نماز، چشمه جوشان معرفت است.
نماز، ارزش است و نگهدار ارزشها.
نماز، کامل ترین پاسخ به عالی ترین نیاز انسان است .
نماز، انعکاس فریاد روح محبوس در جسم است .
نماز، راس تمام عبادتهاست.
نماز، وسیله محو گناهان است.
نماز، اعلان جنگ با شیطان است.
نماز، شرط قبولی اعمال است.
نماز، روشن کننده شب های تاریک است.
نماز، روشنی بخش چشم پیغمبر است.
نماز، از بهترین توشه های آخرت است.
نماز، آخرین سفارش پیغمبران است .
نماز، کلید بهـــــــــــــــــــــــــــشت است.
از پیامبر اسلام روایت است :نخستین پرستشی که بر بندگان واجب شد ، نمــــــــاز است ، آخرین عملی که به هنگام مردن بماند ، نمــــــــــاز است و اولین چیزی که در روز قیامت ، از آن بپرسند ،نمــــــــــــــــــاز است پس هر کس به خوبی جواب گوید و پاسخش را بپذیرند ، در حسابرسی های پس از نمـازش آسان گیرندو آن که پاسخ نیکو ندهد ، در اعمال دیگرش به سختی حساب کشند.
باز هنــــــــــــــگام نــــــماز آمده اسـت * * * مــــوقع راز و نیاز آمده اســــت
گوش کــــــــــــــن یار تو را می خواند * * * بهترین کار تورا می خــــــــواند
ای که صبح است و به خواب سحــری * * * در خیالات خوشی غوطه وری
یا که ظهر است ولــــــــــــــی در کاری * * * وقت مــــــعراج تو در بازاری
بشتابید اگــــــــــــــــــــــــــــر در راهید * * * بار بندید اگر همراهــــــــــــــید
شعر از ((عبد الرحیم سعیدی راد))
|
|
| 31375 |
نام:
مجید
شهر:
ازکرج
تاریخ:
12/16/2006 8:02:57 PM
کاربر مهمان
|
بيا درويش شويم خاکي بي ريا شويم
قفل تن را بشکنيم از من و ما رها شويم
بيا پروانه صفت به دور هم بگرديم
زير چتر معرفت يکدل و يکصدا شويم
زندگي باطل صفا نداره.....عالم فاني وفا نداره .......
اونهايي که خاکي هستند عاشق دل پاکي هستند
پيش خدا عزيزند شاه گدا نداره
افتاده شو ، مغرور نباش ، پروانه شو ، بي نور نباش
اينهمه به مال و منالت نناز
يا اينکه به حسن جمالت نناز
دو روز دنيا که اينهمه منم منم نداره
خوردن حرص و طمع نداره
زندگي بذر محبت کاشتنه
نه به ناداني و نه به داشتنه
حاصل عمر گران مايه ما......نام نيک از خود بجا گذاشتنه .......نام نيک ..........
نام نيک از خود بجا گذاشتن.........
|
|
| 31374 |
نام:
هادی
شهر:
کرمان
تاریخ:
12/16/2006 7:59:10 PM
کاربر مهمان
|
سلام دوستان
خدا کاری کن که سرانجام کار تو خشنود باشی ما رستگار
الهی به امید تو
|
|
| 31373 |
نام:
مرتضی
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/16/2006 7:13:05 PM
کاربر مهمان
|
عجب حالیه اینجا
همتون با حالین
شمع وگل و پروانه جمعند فقط جای شماخالی بودکه پرشد
حالا واستون یه شعر با حال میگم
(حال)دنیاراچو پرسیدم من ازفرزانه ای
گفت یا باداست یاخواب است یاافسانه ای
گفتم آنها راچه میگویی که دل بر او نهند
گفت یا مستند یا کورند یا دیوانه ای
گفتم از احوال عمرم گو که بازم عمر چیست
گفت یا برق است یا شمعست یا پروانه ای
دم همتون ولرم
|
|