اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 31152 |
نام:
سارا
شهر:
شيراز
تاریخ:
12/11/2006 9:53:51 PM
کاربر مهمان
|
سلام . وقت به خير . كي مي آييد شيراز؟
|
|
| 31151 |
نام:
عاشق
شهر:
مشهد
تاریخ:
12/11/2006 9:06:59 PM
کاربر مهمان
|
گفتنیها زیاده اما:
توی خلوت دلم فقط خودت خونه داری
یه نگاه بکن اینجا یه دیوونه داری
تو تموم زندگیم فقط نمکگیر توام
بذار راحتت کن یه عمریه گیر توام
|
|
| 31150 |
نام:
./.
شهر:
./.
تاریخ:
12/11/2006 8:48:38 PM
کاربر مهمان
|
دئيسم بر اين چند اصل بنا شده:
1.
باور به خدا بر مبنای عقل، تجربه، طبيعت و نه بر مبنای نوشتهای مقدس يا وحی الهی. اين بدان معنی است که با استفاده از عقل و با مشاهده نظم و پيچيدگی جهان هستی و بر اساس تجربه شخصی ميتوان به وجود خدا پی برد.
2.
باور بر اينکه طبيعت (جنس) خدا غير ماترياليست و غالباً غير قابل فهم برای بشر است، پس در حال حاضر برای بشر غير قابل تعريف است. اضافه بر اين, زبان بشر محدود و نامناسب برای تعريف خداست، ولی انسان ميتواند از عقل برای تحليل و بحث درباره اين طبيعت (جنس) استفاده کند.
3.
باور به اينکه رابطه خدا با بشر فرا شخصی است. ولی اين بدان معنی نيست که خدا از انسان دور است بلکه به اين معنی است که خدا رابطه ای عميق با همه مخلوقات دارد و نه تنها با بخشی از آنها.
4.
باور به اينکه انسان توانايی آن را دارد که که از عقل خود برای به وجود آوردن اصول اخلاقی استفاده کند و از طريق عقل خود ميتواند از اين اصول برای درست رفتار کردن استفاده کند. در اصل بشر ميتواند از طريق وجدان خود سنجش ارزشی داشته باشد.
5.
باور به اينکه انسان ها قادر به تجربه وجود خدا هستند که اين معنويات ناميده ميشود. اين تجربيات معنوی چندين وجه دارند، همچون احترام، پرستش، دوستی و حتی ميتوانند از نوع ماوراء طبيعی باشند. هر انسانی قادر است خدا را عميقاً تجربه کند.
6.
باور بر اينکه خدا بايد پرستش شود از طريقی که به بهترين وجه با عقايد شخص مطابقت داشته باشد. اين اشخاص هستند که تعيين ميکنند چگونه پرستش کنند و هرکس به شخصه و به دلخواه خود در اين مورد عمل ميکند. برای خيلی ها، اين عبادت هم چند وجهی و کاملاً شخصی است.
7.
باور بر اين قانون طبيعی که همه مردان و زنان يکسان آفريده شده اند و ملزوماً آزاد هستند، پس هيچ انسانی حقی بيشتر از ديگری ندارد.
8.
باور بر اينکه هدف بشر اينست که عقل خدادادی را برای فهم اينکه زيستن، به تمام معنی، چيست استفاده کند(يعنی چگونه بيشترين استفاده را از زندگی ببريم)، و در راه تامين آسايش و سعادت و شادی همه گام بردارد.
9.
باور به اينکه عقل و احترام از طرف خدا به انسان ارزانی شده اند و ما بر آن هستيم که آنها در تمامی جوانب زندگی استفاده کنيم تا به زندگی مفهوم ببخشيم. اين به آن معنی است که ديگر عقايد و اديان را، تا آنجا که زيان بر نباشند، محترم شماريم.
|
|
| 31149 |
نام:
sara
شهر:
uk.london
تاریخ:
12/11/2006 7:55:12 PM
کاربر مهمان
|
sange ghabram ra nemisazad ka30 mandeam dar ko0chehaye bika30 behtarin do0stam mara az yad bord so0khtam khakestaram ra bad bord
|
|
| 31148 |
نام:
الهام
شهر:
_ _ _ _ _ _ _ _
تاریخ:
12/11/2006 6:51:07 PM
کاربر مهمان
|
ای راز بودن ها و نبودن ها!
در جاده بی پایان وصالت در حرکتیم...
تا شاید در جاده انتظار تو بارانی ببارد و قطره ای هم بر وجود ما بنشیند.
تا شاید اندکی از حقیقت همیشه بودنت را دریابیم.
تا شاید بدانیم که تنها برای عبادت تو خلق شده ایم.تا علم بیاموزیم برای نزدیک کردن دیگران به تو.سخن بگوییم برای بودن در مسیر تو.در حرکت باشیم برای رسیدن به تو.......
تا در این سرایی که مانده ایم تنها برای تو بمانیم و نه برای زندگی.بدانیم که تنها برای زندگی زندگی نمی کنیم بلکه برای ایستادن و حرکت کردن به سوی توست که نفس می کشیم...وآنگاه درک کنیم که معنای زندگی چیزی نیست جز حرکت بسوی تو...
ای همیشه همراه
ای خدای بی همتا
و
ای امید همه نبودنها
همیشه در کنارمن هستی یقین دارم که اگر با من نبودی نفسی هم نمی ماند...
|
|
| 31147 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
12/11/2006 6:03:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام
محتاجم به دعاتون!
خیلی خیلی ضروری...
یادتون نره ها!
|
|
| 31146 |
نام:
احسان ج
شهر:
بناب
تاریخ:
12/11/2006 5:59:22 PM
کاربر مهمان
|
سایت خیلی قشنگ و غنی دارید خوش به حالتان که دنباله رو شهید آوینی هستید خوش به حالتان که هم در دنیای واقعی صالح هستید وهم در دنیای مجازی ثواب می کنید که تمام آدمها وفرشتگان به حالتان غبطه می خورند مارا هم دعا کنید اگر وقت کردید به وبلاگ ما نیز سری بزنید ویاریمان کنید
www.fatemion-bonab.blogfa.com
|
|
| 31145 |
نام:
علی شریعتی
شهر:
مزینان-کویر
تاریخ:
12/11/2006 5:40:37 PM
کاربر مهمان
|
حج...آهنگ...قصد...یعنی حرکت و جهت نیز هم.
همه چیز با کندن تو از خودت...از زندگی ات و از همه علقه هایت آغاز می شود.مگر نه در شهرت ساکنی؟سکونت سکون؟
حج;نفی سکون.زندگی چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ .نوعی مرگ که نفس می کشد.مرگی جاندار. زیستنی مرداری.بودنی مردابی.
...و اکنون(تو)ابراهیمی و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای.اسماعیل تو کیست؟چیست؟
مقامت؟آبرویت؟شغلت؟پولت؟خانه ات؟باغت؟اتومبیلت؟خانواده ات؟علمت؟درجه ات؟هنرت؟روحانیتت؟لباست؟نامت؟نشانت؟جانت؟جوانی ات؟زیبایی ات؟و...
این را باید خود بدانی و خدایت.من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم.آنچه که تو را در راه ایمان ضعیف می کند.
آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند. آنچه دلبستگی اش نمی گذارد که پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی.
آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه و...به فرار می کشاندو عشق به او کور و کرت می کندو بالاخره آنچه برای از دست ندادنش همه دستاوردهای ابراهیم وارث را از دست می دهی."او اسماعیل توست."
اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شی یا حالت و یا یک وضع و یا حتی یک نقطه ضعف!تو خود آن را هرکه هست و هرچه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی.
"چه;ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است و ذبح گوسفند به جای گوسفند; قصابی!!!"
|
|
| 31144 |
نام:
ریحانه س.ک
شهر:
دل
تاریخ:
12/11/2006 5:35:38 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله...
سلام حس میکنم میای اینجا
حرمت فاصلمونو کم نکن
|
|
| 31143 |
نام:
ماهر
شهر:
جهنم
تاریخ:
12/11/2006 3:41:57 PM
کاربر مهمان
|
خسته شده ام چه کنم نمی دانم نه در درس موفق شدم نه در کار نه در عبادت و ایمان به خدا نه در عشق و عاشقی نه در مداحی نه در هیچ کاری
|
|