شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
31092
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 12/10/2006 10:31:36 AM
کاربر مهمان
  ...انی ظلمت نفسی!! یا لطیف ارحم عبدک الضعیف....
....پس گوش بده تو هم خواهی شنید....فقط به صدای خدا گوش بده!! او هر لحظه با توست...و با تو سخن می گوید...
31091
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 12/10/2006 10:26:17 AM
کاربر مهمان
  سلام بر خدا و خداجویان...
برادر گرامی مجید عزیز....توضیحتان در مورد محبت خدا بسیار زیبا و قابل تامل و برای حقیر جالب بود...خیلی ممنونم...باز هم بنویس.

برای آوا...
نمونه ای از صحبت خدا با این حقیر..!!!( گرچه تمایلی برای نقل این موارد ندارم تا خدایی ناکرده بوی ریا بگیرد ولی از آنجا که معتقدم خداوند با همه بندگانش به زبان خودشان صحبت می کند و برای اثبات ادعای خود؛ این اتفاق را ذکر می کنم تا بدانید که او با همه ما هر روز و هر ساعت حرف می زند و سخن می گوید فقط باید گوش داد....باید گوش داد...پس گوش بده!!)

یک روز در یکی از فروشگاههایی که لوازم دست دوم الکترونیکی می فروشند به دنبال سیم رابط کامپیوتر به پرینتر می گشتم...ماشینم را هم در پارکینگ پارک کرده بودم...پس از یافتن و خرید سیم مورد نظر که به صورت جدا فروخته می شد به سرعت به خانه رفتم و مشغول نصب سیم شدم که فهمیدم نوع سیمی که خریده ام قابل اتصال به پرینتر من نیست...بنابراین برگشتم و بعد از پارک کردن ماشین دوباره داخل فروشگاه شدم...ولی متاسفانه سیمی که به پرینتر من بخورد را پیدا نکردم الا یک سیم!! آنهم به یک پرینتر قدیمی و شاید هم خراب که مطمئنن کسی آن را نمی خرید وصل بود... و حالا صحبت من(......) و خدا از اینجا شروع شد:
......: خدایا چه کار کنم؟...من که هزینه این سیم قبلی را داده ام...اینها هم که جنس را پس نمی گیرند مگر اینکه تعویضش کنی...خوب پس بهتر است که این سیم را از این پرینتر قدیمی جدا کنم و به جایش سیم به اشتباه خریداری شده را قرار دهم...هزینه هر دوی آنها هم که یکی است!!!
خدا:...اما هزینه ای که داده ای برای آن سیم دیگر بود نه این یکی که جدا کردی..!!
.....: خدای من؛ حالا آنقدر بر این بنده ات سخت نگیر..!! سیم سیم است دیگر...چه فرقی میکند؟
خدا: حال اگر بنده دیگری بیاید و بخواهد این پرینتر قدیمی را بخرد که نمی تواند..!! چون تو سیم آنرا برده ای!!؟
.....: خدایا، قربان کرمت!! آخر کدام آدم عاقلی این پرینتر به این قدیمی را می خرد آنهم در این اوراق کده!!؟؟؟
خدا: نفس عملت اشکال دارد راضی نیستم!!
.....: کجایش اشکال دارد..!!؟ من که پول آن را داده ام!!
خدا: بگذارش سر جایش...این مال آمیخته به حرام است...سر خود را کلاه مگذار!!
.....: خدای مهربان...به ببخششت امید دارم اینقدر بر ما سخت نگیر....قول می دهم دفعه آخری باشد که اینگونه رفتار کنم...تو بگذر..!!
خدا: هر چه می خواهی همان کن که ما تو را آزاد و با اختیار آفریدیم..
.....: بنده شخصا غلام درگاهتم...ممنون!

....پس از آنکه سیم تازه یافته را برداشته و به سمت ماشین حرکت کردم و خوشحال از آن که مشکل را حل شده می دیدم...با نزدیک شدن به ماشین هنوز کلید در را از جیب مبارک بیرون نیاورده بودم که دیدم حضرتش جواب این لج و لجبازی را به ثانیه نکشیده در دامانم قرار داد!!!.....چشمتان روز بد نبیند که ماشین نو این حقیر را در حالی که پارک بوده چنان از یک چشم جلو کور کرده بودند که تو گویی آن الوار آهن هم داشت به من دهن کجی می کرد و می خندید...احتمالا یا صد در صد بنده ماموری!! از طرف خدا موقع عقب و جلو کردن ماشینش برای خروج از پارکینگ ماموریت خود را به نحو احسنت انجام داده بود!! و چراغ و سپر جلوی سمت راننده را مورد عنایت قرار داده بود....همان جا بی اختیار به آسمان نگاه کردم.....انگار شنیدم که میگفت: خوب! باز هم می خواهی آن سیم را با خود ببری یا...هنوز حرفش تمام نشده بود که گفتم: ارحمنی یا رب...ارحمنی!!!
31090
نام: جواد اسماعیلی
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/10/2006 9:51:24 AM
کاربر مهمان
  در حال حاضر که بسیاری اط سایتها انواع و اقسام عکسها و مطالب مبتذل برای کاربران ارسال می کنند چه خوب است برادران عزیز آن مرکز فرهنگی این کار رابا ارسال عکسهای مذهبی و مطالب ارزشمند پاسخ دهند
برای شما آرزوی موفقیت دارم
31089
نام: برگردد یا بماند
شهر: تهران
تاریخ: 12/10/2006 9:30:31 AM
کاربر مهمان
  محل کار قبلی بهتر است یا جدید
31088
نام: محمد
شهر: مهرشهر کرج
تاریخ: 12/10/2006 9:09:22 AM
کاربر مهمان
  یک صدام نادون هزار عاقل کوشونده در ره باطل یکی قاتل یکی مقتول دراین دریای بی حاصل با این دستگاه دوربینم جهان را بر بلا بینم جهان بحر سباه باشد به غیر ان خطا باشد ادم کشی چرا باشد مگر که این جهان بین الملل نیست که از رحمان مروت هیچ خبر نیست
31087
نام: حمیدرضا احمدی
شهر: تهران
تاریخ: 12/10/2006 9:04:07 AM
کاربر مهمان
  آتش ب هجانم افکند شوق لقای دلدار
از کف برد صبرم> ای ناقه پای بردار
31086
نام: اوا
شهر: تنهايي
تاریخ: 12/10/2006 8:10:58 AM
کاربر مهمان
  نمي دانم كه هستي اي مسافر شبهاي تنهاييم اي فرياد رس لحظه هاي تنهاييم نمي دانم از جنس چه هستي ولي اين را مي دانم كه براي اين دل خسته تنها اميد تو هستي
احسان جان از اين كه جوابم مي دهي يه دنيا ممنون ولي اگه مي شه به منخانم نگو چون فكر مي كنم غريبه هستيم كمكم كن تا بتونم عاشق واقعي خدا شم
31085
نام: مجید
شهر: ازکرج
تاریخ: 12/10/2006 6:47:54 AM
کاربر مهمان
  اهــــــل دل ای‌‌ مسلمانهــای نازنین ســـلام
حاج آقا بازمانده عزيز
خروش عزيز كه كمابيش سر ميزنه .
آقاي عبد عاصي و ناشناس عزيز
عبدالفاطمه وعبدالزهراعزيز
سورنا و دلتنگ كربلاي عزيز
علي عزيز از شيراز
هدي عزيز از آمريكا.
پانيذ و شاگرد مكانيك عزيز
توبه و شاهدو بيقرارعزيز
زهرا خانم شيدايي و داداش علي عزيز
غريبستان وكاكتوس عزيز
مقدادو عبدالزينب عزيز
منتظر و مبارز عزيزوعلمدار عزيز
Sara خانم و Fatemeh عزيز
نرگس و سايه و الهام خانم عزيز
فاطمه از ري و اقا احسان و امير حسين عزيز
آقا اسلاميان و علي عزيز از كوير
گل نرگس عزيز و تعداد ديگه اي از دوستان كه همشون عزيز و گرامي اند اما اسمشون در ذهنم نيست

هرگز فرامش نكنيد كه خدايي داري كه هم بخشنده هست و هم مهربان پس تو نيز هم بخشنده باش و هم مهربان.

هرگز فراموش نكنيد كه علامت‌انسان‌ حمد است و هر چيزي حمد خودش را دارد. اما همه كمالات از آن خداست پس حامد ومحمودخداست.
خداوند در نماز از مومنان خواسته كه ‌روزي‌ ده‌ مرتبه‌ او را حمد كنند. ولي اينرا تنها از انسان خواسته براي آنكه‌. حمد امتياز تنها امتياز انسان است.حمد يعني‌ خضوع‌ در مقابل‌ خدا
قرآن‌ مي‌فرمايد آخرين‌ حرف‌ بهشتيان‌ الحمدلله‌ است‌ «آخردعواهم‌ ان‌ الحمدلله‌ رب‌ العالمين....حمد يعني‌ اينكه‌ به‌ زبانمان‌ «الحمدلله‌» بگوييم‌؛ با وجودمان‌ «الحمدلله‌»
يك‌ بچه‌ مسلمان‌ وقتي‌ مي‌گويد: «اياك‌ نعبد و اياك‌نستعين‌»، بايد بفهمد يعني‌ ....ه‌، يعني‌ خدايا انحصاراً تو را مي‌خواهم‌ يعني‌ عاشق‌ توام‌ آنوقت‌ ازفهم‌ آن‌ لذت‌ مي‌برد
31084
نام: مجید
شهر: ازکرج
تاریخ: 12/10/2006 6:16:59 AM
کاربر مهمان
  سلام عليك,م در جواب آقا احسان گل كه پرسيده بودن چرا خدا وند فرموده بالاترين محبت مومنان نسبت به خداوند است. من فكر ميكنم جواب شما در اين چند جمله باشه.
صاحب تفسير روح المعانى براى محبت و دوست داشتن، مراحلى را ذكر مى كند و مى گويد:
نخستين مراتب محبت «هوى» (به معنى تمايل) است;
سپس «علاقه»، يعنى محبتى كه ملازم قلب است
و بعد از آن «كلف» به معنى محبت شديد،
و سپس «عشق» و بعد از آن «شغف» (يعنى حالتى كه قلب در آتش عشق مى سوزد و از اين سوزش احساس لذت مى كند)،
و بعد از آن «لوعه» (اندوهناك شدن و سوختن قلب) و سپس مرحله اى كه عشق به تمام زواياى دل نفوذ مى كند
و سپس «تدله» و آن مرحله اى است كه عشق، عقل انسان را مى ربايد
و آخرين مرحله، «هيوم» و آن مرحله بى قرارى مطلق است كه شخص عاشق را بى اختيار به هر سو مى كشاند.•

در پايان بيان اين نکته شايسته است:

«محبت» بين خداوند متعال و بندگانش طرفينى است. همان طور كه بندگان براى كسب كمالات در پى محبوب واقعى (خداوند) هستند خداوند نيز براى تربيت و رشد بندگان خود توجه و عنايت محبت آميز دارد.
«قلْ إِن كنتمْ تحبونَ اللهَ فاتبعونى يحببكمُ اللهُ وَيغفرْ لكمْ ذُنوبكمْ وَاللهُ غفورٌ رَّحيمٌ; (آل عمران، 31)
بگو: اگر خدا را دوست مى داريد از من پيروى كنيد تا خدا (هم) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است.»
به همين جهت خداوند اساس دينش را بر پايه «محبت» قرار داده است. امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «هل الدين الاّ الحب; دين چيزى جز محبت نيست.»
31083
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 12/10/2006 3:53:55 AM
کاربر مهمان
  سخنان امام خمینی(ره) در مورد مجلس خبرگان

# مجلسى كه براى ادامه نظام جمهورى اسلامى و شرعيت بخشيدن به آن ، نقش اساسى دارد.
# مجلسى كه علاقه مندان به اسلام و جمهورى اسلامى دل بدان بسته و مخالفان و دشمنان آن چشم به آن دوخته اند.
# شما اى فقهاى شوراى خبرگان ! آغاز به كارى كرديد كه سرنوشت اسلام و ملت رنجيده و شهيد داده و داغديده گرو آن است .
# تاريخ و نسل هاى آينده درباره شما قضاوت خواهند كرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آراء و اعمال شما مى باشند.(( والله من ورائهم محيط و رقيب )) .
# مجلس خبرگان يك مجلسى است كه بايد شما و ملت بدانند كه اين مجلس پشتوانه كشور است براى حفظ امنيت كشور و حفظ استقلال كشور و حفظ آزادى براى كشور.
صحيفه نور جلد 17، ص 89
<<ابتدا <قبلی 3115 3114 3113 3112 3111 3110 3109 3108 3107 3106 3105 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved