اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 31052 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
12/9/2006 12:44:26 PM
کاربر مهمان
|
آيتالله مصباح يزدي، رئيس شوراي عالي مجمع جهاني اهل بيت(ع) که با سفر به لبنان و ديدار با سيدحسن نصرالله پيام تبريک اين مجمع را به دبير کل حزبالله لبنان ابلاغ کرده است، شب گذشته گزارشي از اين سفر ارائه کرد.
وي در اين گزارش مواردي از امدادهاي غيبي که در جنگ 33 روزه به كمك نيروهاي مقاومت اسلامي آمده بود را نيز براي حضار بيان نمود.
به گزارش «موعود»، به نقل از سايت «اخبار شيعيان»، وي با تأکيد بر اينکه برخي از پيروزيهاي حزبالله عظيمتر از معجزات صدر اسلام بوده به موارد زير اشاره کرد که در ديدار با سيدحسن نصرالله بلاواسطه از خود وي شنيده است:
دوربين ديد در شب!
دشمن در اين جنگ دو برگ برنده داشت. يكي اينكه مجهز به دوربين مادون قرمز بود و در شب به راحتي ما را هدف قرار ميداد اما ما در شب هيچ ديدي نسبت به آنها نداشتيم و دومين ترفند بزرگ آنها گسترش جبهه مبارزه با استفاده از هليبرن و تخليه نيروهاي مجهز در پشت خط بود.
فرمانده يكي از قرارگاههاي مهم ما كه كاملا مورد اعتماد و وثوق من است براي من تعريف كرد: شبي كه از اين جنگ گسترده و حربه اسرائيليها خسته شده بودم و دشمن هم با استفاده از هليكوپتر در حال پياده كردن نيرو در خط مقدم بود و به علت در اختيار نداشتن وسايل ديد در شب كاري از دست ما برنميآمد، از شدت خستگي به خواب رفتم. در خواب حضرت زينب(س) را ديدم و از اوضاع نزد ايشان گله كردم. ايشان با اشاره بنده را متوجه قسمتي كردند كه خانمي ايستاده بود. من به آن سمت رفتم و حضرت زهرا(س) را مشاهده و درددلهاي خود را به اوعرض كردم. حضرت فرمودند: ما به فكر شما هستيم و براي شما دعا ميكنيم. من اصرار كردم و وضع وخيم جبهه خودمان را كه به خاطر هليكوپترهاي اسرائيليها به وجود آمده بود يادآور شدم .حضرت مرا به صبوري دعوت كردند. اما من همچنان اصرار كردم! حضرت كه اصرار مرا مشاهده كردند با دست خود اشارهاي كردند و سپس فرمودند: برو تمام شد.
من در همين حين از خواب بيدار شدم و به خاطر سماجتي كه كرده بودم ناراحت و پشيمان بودم. معمولا اخبار خط مقدم جبهه با تاخير پانزده دقيقهاي به قرارگاه ميرسيد. بعد از حدود پانزده دقيقه از لحظه خواب من، به من اطلاع دادند كه يك هليكوپتر اسرائيلي با عدهاي از افراد زبده سقوط كرده و من متوجه شدم در همان لحظه اشارٍه حضرت، اين سقوط براي هليكوپتر اسرائيلي اتفاق افتاده و همين حادثه باعث ترس شديد دشمن و عقبنشيني آنها گرديده است.
جالب اينكه دشمن صهيونيست، پس از اين حادثه تصور ميكرد كه حزبالله از ابزار پيشرفته ديد در شب بهرهمند است.
ادامه آتش، بدون مهمات!
در يکي از جبههها که مهمات بخشي از نيروهايمان تمام شده بود دستور عقب نشيني را صادر کرديم. اين نيروها در کنار رودخانهاي بودند که اسرائيل ميخواست تا ساحل آن پيشروي کند و آن را مرز خود قرار دهد. اين رزمندگان با گروهي که پشت رودخانه بودند تماس ميگيرند که ما در شرف سقوط هستيم و تقاضاي کمک ميکنند. آنها هم پاسخ ميدهند که اميدي به ما نداشته باشيد چون مهمات نداريم.
در همين اثناء ميبينند آتشي بر سر اسرائيليها فرود آمد. نيروهاي خط مقدم هم تماس گرفته بودند که خوب جايي را زديد همين جا را بزنيد!
آتش ادامه پيدا ميکند و بر اثر شدت حجم آن، اسرائيليها موفق به پيشروي نميشوند و فرار ميکنند.
بعد از فرار آنها، نيروهاي جلو از نيروهاي پشت رودخانه تشکر ميکنند ولي آنها هم پاسخ ميدهند ما که گفتيم: سلاح و م
|
|
| 31051 |
نام:
sara
شهر:
تهران
تاریخ:
12/9/2006 11:19:29 AM
کاربر مهمان
|
برسم ادب سلام مجدد,
ادامه بحث تعادل و توازن
در وهله اول بايد گفت نقش انسان در تعيين سرنوشت دنيا و آخرت خود مهمتر از آنست كه گوشش را بسپارد به حرفهاي يك عده انسانهاي منفعت طلب. حالا اين انسانها ممكنه در لباس دوست باشند و ممكنه در لباس دشمن باشند.
بهر حال اونچه كه مسلمه اكثر ماها از همون موقع كه بچه بوديم قلبمون براي اين كشورو اين مذهب ميزده و هيچوقت هم دلمون نميخواد كه از نابساماني اين جامعه دشمنان ما شاد بشن. بهبود شرایط زندگی اجتماعی , اقتصادی وفرهنگي اين كشور كه در سایه گسترش برنامه های آموزشی مستمر بوجود مياد آرزوي همه ماست. اما اين رو بايد در نظر گرفت كه براي پيشرفت يك جامعه تمام هنجارها وناهنجاری های اجتماعی در ارتباط با یکدیگر عمل می کنند و یک همبستگی مثبت يا منفي رو بوجود مياورند. صرف اينكه دشمنان ما از راي ندادن و در صحنه نبودن ما خوشحال نميشوند دليل بر اين نميشود كه ما نحوه انتخابات و نحوه راي دادن و آگاهي دادن به ملت را اصلاح نكنيم. ایجاد تعادل و توازن
در انتخابات يعني در نظر گرفتن انتظارات مردم...مگر مردم جز ساماندهي جامعه و وضع زندگي خود چه ميخواهند??? اينكه شما آمار مطرح كرديد كاملا بينش درستي, ولي اگر ما توقع داشته باشيم كه بدليل وجود دشمنان خارجي مردم سطح انتظارات خود را پايين نگه دارند و اشخاصي سر كار بيان كه در همون سطح كار بكنند به طبع اين عادلانه نيست.
حالا شما بياييد دو گروه رو در نظر بگيريد كه يك گروه سابقه چندان درخشاني نداره و ديگري هم هنوز امتحان پس نداده اگر ملت به گروه دوم راي بده و گروه دوم هم يك سري خرابكاري ببار بياره در انتخابهاي بعدي مردم به چه كساني را خواهند داد?! به آنهايي كه بدليل سوئ سابقه, مردم ميترسن دوباره بهشون راي بدن يا باز هم يك گروه جديدديگر يا يك گروهي با سابقه بسيار كوتاه مدت??? احتمالا پاسخ اينه كه باید بین بد و بدتر يكيروانتخاب کردو ببینیم که کدام جریان وقتی سرکار بیاید اوضاع را خراب تر می کند.و بعد كه متوجه شديم آن که ندانم کاری بیشتری دارد و خرابکاری بیشتر می کند نباید رأی بیاورد, لذا من با رأی دادنم اگر نگذارم وضع بدترشود پس اين خودش یک قدم به جلو است. يا اينكه نه اينگونه فكر كنيم كه هيچ آدم عاقل و بالغي روی زمين نيست که سزاوار و شايسته راي ندان باشه و در عين حال هيچ آدم عاقل و بالغي روی زمين نيست که سزاوار و شايسته دادن رايي باشه كه اونرو به حقوق حقه اش نرسونه و رايش از او فقط يه آلت دست درست كنه.
البته در مثال نوشته قبل من بطور كل به مسئله راي اشاره كردم حالا ممكنه اصلا اين مثال تو جامعه ما دق نكنه و مثلا شامل حال عراق فعلي بشه و اصلا اشاره به تاريخ گذشته باشه و يا در آينده مشكلاتي بوجود باد كه لازم باشه به اين موضوع بديد ديگري نگاه كرد اما اجالتا بحث اصلي حفظ تعادل در كل اركان زندگيست و من فكر ميكنم خود انسان اگر كنترل روي احساسات و نفسش داشته باشه بهتر از هر كسي ميدونه كه كجا داره قدم اشتباه برميداره...خب حال چه کسی باید فرهنگ سازی کند??? و به چه صورت???!! آیا از طریق انتخابات می خواهیم فرهنگ سازی کنیم????!! بله از اين طريق هم ميشه... اما چطورش....اونو ديگه بحثشرو ميندازيم به دهه اول محرم وبا بهره گيري از مكتب و مرام اهل بيت انشائالله به يك نتايج مثبتي هم خواهيم رسيد كه به نظر می رسد موثرترین عامل در ساختن فرهنگ بهره گيري از همان چراغهاي فروزان الهي باشه...
|
|
| 31050 |
نام:
محمد
شهر:
خمینی شهر
تاریخ:
12/9/2006 10:56:11 AM
کاربر مهمان
|
خدایامارابه خودمان وامگذار-دستمان را بگیر-ماراازاین گرفتاریهای زندگی نجات بده-التماس دعا
|
|
| 31049 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
12/9/2006 10:14:41 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر خدا و بندگان عاشقش...
عبدالزینب عزیز، خداوند خیرت دهد، 850 تای باقی رو برای این حقیر بگذارید تا حداقل به این بهانه لحظاتی از این حیات فانی را به گفتن ذکر نه از جهت ثواب آن بلکه از جهت کمتر به امور دنیا چسبیدن و به قیل و قال بیهوده مشغول بودن، سپری کنم...
***
برای آوا خانم از شهر تنهایی و همه کسانی که واقعا تنها هستند:
در این که برای انسانها هیچ عشقی بالاتر، شیرین تر، پاک تر و زیباتر از عشق الهی نیست و هیچ موجودی قادر نخواهد بود خلاء این عشق را پر کند شکی نیست...اما از آنجا که این گفته در حرف و سخن ساده و زیبا می نماید و در عمل بسیار مشکل، و برای هر کسی هم نمی توان عشق الهی را برای خروج از تنهایی تجویز کرد و همه را مجبور کرد تا به زور عاشق خدایی شوند که هنوز آنطور که باید و لازمه عاشقی حضرتش می باشد او را نمی شناسند! چرا که عاشق عشق خدا باید دارای شرایطی باشد و به آن شرایط پایبند تا به غمزه و ناز دیگری، معشوق خود را نفروشد؛ خداوند راه دیگری قرار داده که نه تمام هدف آن ولی بخشی از آن تحصیل مراحل و لمس کردن و به عینه دیدن احساس واقعی یک عاشق است که این درس در مدرسه "اسلام" تدریس می شود و نام کتاب آن هم "ازدواج" است...آنگاه که عاشق بنده ای از بندگان آفریده او شدی و عقل و هوشت را در دام کسی دیدی که هر چه دارد از زیبایی و کمالات؛ از او عاریه گرفته...و هر جا و هر لحظه و در هر کار که تصویر معشوق را در فکرت مجسم کردی و بی قرار با نگاهی به عقربه های ساعت برای دیدنش لحظه شماری کردی؛ خواهی فهمید که اگر روزی چنین احساسی نسبت به خداوند پیدا کردی؛ میتوانی ادعا کنی که واقعا عاشق او شده ای...ازدواج در واقع تمرین عملی درصدی( و نه همه) از آنچه در عشق الهی بر انسان می گذرد؛ می باشد....در واقع علائم و اثرات یکی است...آن جنبه تقدس و درجه عاشقی است که فرق می کند...بنابراین دوستانه به همه خواهران و برادران عزیزم اکیدا توصیه میکنم با اعتماد به نفس کامل و توکل به خداوند تصمیم به ازدواج با یک فرد همسنگ و همتراز خود گیرند و *تا وقتی که گوهر وجودیشان پاک است و در این فضای مسموم و جو بی اعتمادی، آلوده تر نشده اند * سریعا ازدواج کنند که ثمرات روانی و روحی این امر مقدس بسیار مهم و با منفعت است تا آنجا که پیامبر فرمودند "با ازدواج نیمی از دین خود را کامل کنید، نیمه دیگر را تقوی الهی کنید." و این یعنی نصف راه را رفتن...به امید آنکه هیچ کسی تنها نباشد.
با آرزوی خوشبختی تان....
|
|
| 31048 |
نام:
محمد
شهر:
موحدی
تاریخ:
12/9/2006 10:07:13 AM
کاربر مهمان
|
1-ازدواج حضرت علی (ع)بافاطمه زهرا(س)به طورددقیق
وخطبه ازحضرت درباره ای ازدواج رایم ارسال بدارید
متشکرم
|
|
| 31047 |
نام:
جواد خانی
شهر:
گیلان املش روستای گرکرود
تاریخ:
12/9/2006 9:57:59 AM
کاربر مهمان
|
از همه حرف دلها می خواهم که مطالب نو شتنی را خلاصه
بنو یسند
|
|
| 31046 |
نام:
وحید
شهر:
قوچان
تاریخ:
12/9/2006 9:56:48 AM
کاربر مهمان
|
باسلام من دانشجوهستم در کار خود ماندهام لطفا مرا راهنمای کنید با تشکر
|
|
| 31045 |
نام:
سمیرا
شهر:
گلستان
تاریخ:
12/9/2006 9:33:29 AM
کاربر مهمان
|
دوست دارم تورا ببینم
|
|
| 31044 |
نام:
fatemeh
شهر:
...........
تاریخ:
12/9/2006 8:48:44 AM
کاربر مهمان
|
As a mMoslem person, we should try to have magnetic personality with passion, but this gift should not lead us into difficulties. If we go over our emotins we will loose our power and magnetic.
ما بعنوان يك شخص مسلمان بايد سعي كنيم شخصيت جذابي رو با مهرباني و عشق زياد ايجاد كنيم. (و مثل آهنربا كه آدمها رو جذب ميكه ما هم بتونيم انسانها رو به خود جذب كنيم.)
البته اين عشق نبايد ما رو به طرف مشكلات ببره و ما نبايد كنترل احساساتمانرا از دست بدهيم كه درآنصورت قدرت و جاذبه خود را از دست خواهيم داد
|
|
| 31043 |
نام:
باران
شهر:
آسمان
تاریخ:
12/9/2006 8:14:02 AM
کاربر مهمان
|
http://rabeah.blogfa.com/
|
|