شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30682
نام: اميد ناصري
شهر: تهران
تاریخ: 11/30/2006 5:27:18 PM
کاربر مهمان
  من دوست دارم با كسي ازدواج كنم كه من را درك كنه و از خدا م يخواهم كه راه را براي ما جوانها باز گذارند تا بتوانيم با دختر مورد علاقه خويش ازدواج كنبم و بتوانيم طعم خوشبختي را با آن حس كنيم و انتظارم از پدر و مادران اين است كه اينقدر به مال دنيا براي دخترانشان دل ندوزند و از شما م يخواهم كسي را براي ازدواج با من معرفي كنيد
30681
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 11/30/2006 5:21:46 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت همگی

برو بچه های دانشجوی تهرانی
گردهمایی صراط حمید برای دانشجویان علاقمند به
غرب شناسی ودین شناسی ودر نهایت شناخت علم واقعی به مدت چهار هفته در تالار الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار میشود.
علاقمندان می توانند از فردا به مدت چهارهفته روزهای پنج شنبه وجمعه از ساعت هشت صبح تا دوازده ظهر به دانشکده مدیریت زیر پل گیشا مراجعه کنند.
برگزارکننده:بسیج دانشگاه امام صادق علیه السلام
با حضور اقایان:
تلوری.پناهیان.زیبا کلام و.......

بچه ها اگه تونستین حتما شرکت کنین.

30680
نام: باران
شهر: دلتنگ اسمان خدا
تاریخ: 11/30/2006 4:55:22 PM
کاربر مهمان
  قسم

به فریادقسموبه سوگنامه دل

زخمی ام وخسته

نه دل ماند ونه دلدار

چشمم چنان مست باریدن است که گویه هایم درگل مانده

زبانم به شن نشسته

ودستانم در باتلاق زندگی فرو رفته ومعذور از نوشتن

بگوئید کجایند آدمیان وپیغمبران وامامان

آنان پاک بودند واستوار

انان به درد دنیا خم نمی شدند

درچشمشان دنیا حقیر بود وپست

آری همین پستی دنیا زهر برآنان داد

سرشان برنیزه هدیه داد ومیخ در برسینه شان کوبید

پستی دنیا تیغ برفرق فرود آورد وگوشواره از گوش کشید

واین دنیای پست است که عشق را گریزان کرد وبشر را خودنما

حرمت را برپید وغیرت را خرد کرد

شرف را برباد داد وحیا را تکه تکه کرد

این دنیای پست است که انسانیت را سر برید

برای چه ماندیم وبرای چه نسل بعد از خود را می زاییم

که هرچه پیش می رویم بیشتر به گل می نشینیم

وسرمان را مغرورتر برآسمان می کشیم

پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند

چه شد که همه خود رارنگین به دیگری می شناسانند

چه شد که دیگر از آن خود نیستیم

هیچ کس در طرح خود نیست

هیچ کس پایبند عهد ازلی اش نیست

هیچ کس خود را که نه خدایش را نمی شناسد

چه شد ما در پس پرده ،پرده ای دیگر برخود کشیدیدم

چرا وجودمان را بار نگ ننگین می کنیم

چرا فراموش کرده ایم وجود کیستیم وچه در وجودمان جاری است به خود آییم

آنگاه که زمان می آید ومکان نابود می شود

دیگر دستگیری نمی یابیم

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم در نابود ها بودنی نیافتیم ونیمی تردید واندکی با حضور قلب آمدنت را طلب می کنند

تنهاییموقدممان یارای رفتن ندارد

هر ان وجود منجی ات را بیشتر خواهانیم

مارا به حال خود وامگذار

مارا دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز آی به این پست خاک

ومارا رهنمون باش

/http://rabeah.blogfa.com/
30679
نام: بسجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 11/30/2006 4:50:33 PM
کاربر مهمان
  عبدالزینب جان به خدا گفته بودم اصلا نمی نویسم ولی وادار به نوشتنم کردی ...

چون دیروز نشستم یکم کلام رو گذاشتم جلوم فکر کردم با خودم گفتم خوب حتما یک اشکالی دارم که این کار ها رو با من کردن ... آبروم رو بردن یا حالم و گرفتن بین بچه ها ضایع شدم ... اینا دیگه نمیخوام سر مطالب خورده برم ...

خلاصه می خوام خودم رو تا محرم درست اصلاح کنم ...اگه شما ها هم یخورده پر و بالم رو بگیرین و کمکم کنین دیگه واقعا ...

حالا عبدالزنب جان به این حرفم گوش کن ... اینو یکبار گفتم یک بار دیگه بگم بد نیس :

یک روز یک نفر داشت همینطور می رفت میبینه یک روحانی رسما با لباس روحانی داره دزدی میکنه به دوستش میرسه میگه :
عجب ... چه دورو زمونه ای شده ها روحانی ها هم دزدی می کنن ...
دوستش میگه عمرا روحانی دزدی نمی کنه
طرف میگه بابا به خدا خودم دیدم ، خودم با این دوتا چشمام دیدم روحانی دزدی کرد
دوستش میگه نه عمرا قبول نمی کنم روحانی دزدی نمی کنه
طرف میبینه که دوستش اصلا میگه مرغ یک پا داره ، میگه من با همین دو تا چشمم دیدم

دوستش برمی گرده بهش میگه:

(( عزیز دل جان برادر ، امکان داره دزد بره طلبه بشه یا دروغگو یا هرکس ... اما اون دزدی که دزدی میکنه یا دروغگو یا ... هرکاری میکنه دیگه روحانی نیست که ، اون فقط لباس روحانی رو پوشیده و گرنه همون دزده ... ذاتش تغییر پیدا نکرده فقط لباسهاش رو عوض کرده))

حالا عبدالزینب جان ، جان من ، برادر من ، کسی که داره دروغ میگه بعد میگه من بسیجی هستم ... یا مردم رو معذب میکنه و میگه من بسیجی هستم ، ... همون جریانه اون بسیجی نیست همون دروغگو هستش اما فقط تو شکل بسیجیها اومده بیرون ...

خیلی به دعاتون محتاجم ، ضمنا حلالم کنید بچه ها

تا محرم مونده پنجاه و یک روز

یاعلی اصغر حسین
30678
نام: ب
شهر: ع ش
تاریخ: 11/30/2006 4:29:54 PM
کاربر مهمان
  تا محرم ۵۱ روز فقط باقی مونده...

(یاعلی اصغر)
30677
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/30/2006 3:59:23 PM
کاربر مهمان
  سوغات شهيد مطهّرى از پاريس

آن هنگام كه امام خمينى (ره )از عراق به پاريس رفتند، عده اى از بزرگان به ديدار امام شتافتند، يكى از آنها ديدار علامه شهيد مرتضى مطهّرى بود، شهيد مطهّرى پس از اين ملاقات به ايران باز گشتند، دوستانش از او پرسيدند: از پاريس چه ديدى ؟ او در پاسخ گفت : ((چهار آمن )) ديدم ، اكنون اين موضوع را از زبان خود شهيد مطهّرى بشنويم :
من كه قريب دوازده سال در خدمت اين مرد بزرگ تحصيل كرده ام ، باز وقتى كه در سفر اخير به پاريس ، به ملاقات و زيارت ايشان رفتم ، نيز اضافه كرد، وقتى برگشتم ، دوستانم پرسيدند: چه ديدى ؟
گفتم : چهارتا ((آمَنَ)) ديدم .
1- آمَنَ بِهَدَفِهِ: ((امام خمينى به هدفش ايمان دارد))، دنيا اگر جمع بشود نمى تواند او را از هدفش منصرف كند.
2- آمَنَ بِسَبيلِهِ: ((به راهى كه انتخاب كرده ايمان دارد))، امكان ندارد او را از اين راه ، منصرف كرد، شبيه همان ايمانى كه پيغمبر به هدفش و به راهش ‍ داشت .
3- آمَنَ بِقَوْلِه : ((به گفتارش ايمان دارد))، در همه رفقا و دوستانى كه سراغ دارم ، احدى مانند او به روحيّه مردم ايران ايمان ندارد، به ايشان نصيحت مى كنند كه آقا كمى يواشتر، مردم دارند سرد مى شوند، مردم دارند از پاى در مى آيند، مى گويد: نه مردم اين جور نيستند كه شما مى گوئيد، من مردم را بهتر مى شناسم و ما مى بينيم كه روز به روز صحت سخن ايشان آشكار مى شود.
4- و بالاتر از همه ، آمن بِرَبِّه : ((به پروردگارش ايمان دارد))، در يك جلسه خصوصى ، ايشان (امام ) به من گفت : ((فلانى !اين ما نيستيم كه چنين مى كنيم ، من دست خدا را به وضوح حس مى كنم ))، آدمى كه دست خدا و عنايت خدا را حس مى كند و در راه خدا قدم بر مى دارد، خدا هم به مصداق : ان تنصروا اللّه ينصركم (اگر خدا را يارى كنيد، خدا شما را يارى مى كند - سوره محمّد آيه 7) بر نصرت او اضافه مى كند...من اين گونه تاءييدى را به وضوح در اين مرد (امام ) مى بينم ، او براى خدا قيام كرده و خداى متعال هم قلبى قوى به او عنايت كرده است ، كه اصلا تزلزل و ترس ‍ در آن ، راه ندارد...اين مردى كه روزها مى نشيند و اين اعلاميه هاى آتشين را مى دهد، سحرها اقلا يك ساعت با خداى خودش راز و نياز مى كند، آنچنان اشكهائى مى ريزد كه باورش مشكل است ، اين مرد درست نمونه على (ع ) است ، درباره على (ع ) گفته اند
كه در ميدان جنگ به روى دشمن لبخند مى زند و در محراب عبادت از شدت زارى بى هوش مى شود و ما نمونه او را در اين مرد مى بينيم .

30676
نام: سارا
شهر: سنندج
تاریخ: 11/30/2006 3:12:53 PM
کاربر مهمان
  رازدوست داشتن
30675
نام: آزاده
شهر: گنبد
تاریخ: 11/30/2006 2:15:02 PM
کاربر مهمان
  دلم گرفته نميدونم چي بگم
انتظار خيلي سخته
آقا جون كي ميايي؟
30674
نام: محمد
شهر: دزفول
تاریخ: 11/30/2006 1:42:09 PM
کاربر مهمان
  نرگس جان به خدا دوست دارم اینو هرجوری که تو بگی حاضرم ثابت کنم
30673
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 11/30/2006 1:30:34 PM
کاربر مهمان
  وصلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم
المصطفی محمد(ص)
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عج الفرجهم)
السلام علی قلب الزینب الصبور
نه خیلی عالیه.
ما رو که یکی دیشب منع به نوشتن کرد...
برا همین نتونستیم بنویسیم.
ولی حرفهای همه جالب بود.
ولی اگه شما بیاید بگید بسیج باید چطور باشه بهتر نیست؟
نه اینکه بیاید بحث کنید که کی بسیجی هست یا کی نیست.
می دونید چیه تو بین مردم ما...
بسیج الان شده فقط باز و بسته کردن کلاشینگف.
یا چهار ،پنج تا رژه....
یا که فقط عشق لباس پلنگی دارن.
یا عشقشون این شده که یه کارت ناصری یا ظابطی بگیرن... به مردم گیر بدن.
یا نه اینا چیه....
بسیج شده کارت فعال گرفتن برا کم شدن سربازی...
بسیج شده کارت فعال گرفتن برا سهمیه دانشگاه...
اربابای من بیاید یه خورده رو با خدا سیر کنید...
کاری که بچه های ما دارن می کنند ...
همین تفسیر قرآن..
این بسیجه....
وقتی تو دل شب از خوابت زدی بلند شدی نماز خوندی...
سر خدا هیچ منتی نزاشتی این بسیجه.
اصلا چرا مستحبات..
نماز ظهرت نشد ساعت ۵ بعد از ظهر این بسیج...
نماز صبح نشد ساعت ۸ صبح این بسیج..
دروغ نگفتی این بسیج...
غیبت نکردی این بسیج...
به نامحرم نگاه نکردی این بسیج...
میون دو نفر رو خراب نکردی این بسیج.
هر وقت تونستی دلت و از هوس های دنیا پاک کنی این بسیج.
چرا ساکت بشینی بزرگوار.....
ساکت نشستیم صاف صاف جلومون را می رن به ریشمون می خندن دیگه...
آره اینا بسیج...
یا زینب(س)
<<ابتدا <قبلی 3074 3073 3072 3071 3070 3069 3068 3067 3066 3065 3064 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved