شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30592
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/29/2006 6:05:54 AM
کاربر مهمان
  به كمالات امروز خود قانع نشويد، تكامل و تداوم آنرا از خدا بخواهيد.
2 توجّه به نسل و فرزندان ، يك دورنگرى عاقلانه و خداپسندانه است كه حاكى از وسعت نظر و سوز وعشق درونى است وبارها در دعاهاى حضرت ابراهيم آمده است .
3 راه و روش بندگى را بايد از خدا آموخت وگرنه انسان گرفتار انواع خرافات و انحرافات مى شود.
4 تا روح تسليم نباشد، بيان احكام سودى نخواهد داشت . در اينجا ابراهيم عليه السّلام ابتدا از خداوند روح تسليم تقاضا مى كند، سپس راه و روش عبادت و بندگى را مى خواهد.
5 نياز به توبه وبازگشت الطاف الهى ، در هر حال وبراى هر مقامى ، ارزش است
6 يكى از آداب دعا، ستايش پروردگار است كه در اين آيه نيز به چشم مى خورد.
منبع : تفسیر نور و راهنما
اللهم صل علی محمد و آل محمد
( علیک سلام عبد الفاطمه - به به جناب علمدار !! کجایی پسر ؟؟؟؟)
30591
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/29/2006 6:01:32 AM
کاربر مهمان
  دعای ابراهیم
پروردگارا! و ما را دو بنده تسليم فرمان خويش قرار ده و از نسل ما امّتى تسليم فرمان خود [پديدآور ]و مناسك ما را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير، همانا تو خود بسيار توبه پذير و رحيمى.

1 - تسيلم خدا شدن، از دعاهاى ابراهيم و اسماعيل(ع) به هنگام ساختن كعبه

2 - ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند خواستند تا از ميان نسلشان گروهى را به مقام تسليم نايل سازد.

3 - علاقه ابراهيم و اسماعيل (ع) به ذريه خويش

4 - تسليم خدا بودن، راه و روش بندگى كردن اوست.

5 - تسليم بودن در برابر خدا، داراى مراتب و درجات است.
چون ابراهيم و اسماعيل (ع)، تسليم خدا بودند ولى باز هم تقاضاى توفيق براى نيل به اين مقام را داشتند، معلوم مى شود: مقام تسليم، داراى درجات و مراتب است.

6 - تمامى ذريه ابراهيم و اسماعيل(ع)، شايستگى نايل شدن به مراحل والاى تسليم را دارا نيستند.

7 - تشريح و تبيين طريقه عبادت خدا و چگونگى آداب آن، از درخواستهاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند
«أرنا مناسكنا»; يعنى، خدايا! شيوه عبادت كردنت را به ما ارائه كن.

8 - ابراهيم و اسماعيل(ع) به هنگام ساختن كعبه، از خداوند خواستند تا چگونگى اعمال حج را به آنان بياموزد.
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مناسك - چنانچه برخى از اهل لغت و نيز برخى از مفسّران گفته اند - به معناى اعمال حج باشد.

9 - تشريع احكام دين و بيان چگونگى پرستش، از شؤون خداوند است.

10 - ابراهيم و اسماعيل (ع)، از خداوند خواستند تا توبه خود و فرزندانشان را بپذيرد.

11 - انسان در هر مقام و منزلتى، ناتوان از اداى وظايف الهى خويش است.
از آن جا كه ابراهيم و اسماعيل (ع) از گناه و معصيت منزهند، ولى در عين حال به درگاه خدا توبه مى كنند و تقاضاى پذيرفته شدن آن را دارند نكاتى به دست مى آيد; از جمله اينكه: انسان در هر منزلتى - هر چند منزلت پيامبران باشد - نمى تواند وظيفه عبوديت خويش را به درگاه خدا ادا كند.

12 - خداوند، تواب (بسيار توبه پذير) و رحيم (بسيار مهربان) است.

13 - توفيق براى تسليم شدن در برابر خدا، تبيين چگونه عبادت كردن او و پذيرش توبه، پرتوهايى از رحمت الهى به بندگان است.

14 - دعا به درگاه خداوند، مؤثر در برآورده شدن خواسته هاى معنوى انسان است.

15 - از حضرت على بن ابى طالب (ع) روايت شده است كه:
چون ابراهيم(ع) از ساختن خانه كعبه فارغ گشت، عرض كرد: پروردگارا! من مأموريت خود را انجام دادم، پس شيوه انجام اعمال حج را به ما نشان بده و آن را بر ما آشكار كن و به ما بياموز. پس خداوند جبرئيل را فرستاد تا به همراهى ابراهيم حج نمايد [و به صورت عملى به ابراهيم(ع) نشان دهد] ».
۱۶-با آنكه حضرت ابراهيم واسماعيل هر دو در اجراى فرمان ذبح ، عالى ترين درجه تسليم در برابر خدا را به نمايش گذاردند، امّا با اين همه در اين آيه از خداوند مى خواهند كه مارا تسليم فرمان خودت قرارده . گويا از خداوند تسليم بيشتر و يا تداوم روحيّه تسليم را مى خواهند. كسى كه فقط تسليم خدا باشد، نه تسليم عموى بت تراش مى شود و نه در برابر بت ها به زانو مى افتد و نه از طاغوت ها پيروى مى كند.
۱۷-به كمالات امروز خود قانع نشويد، تكامل و تداوم آنرا از خدا بخواهيد.
۱۸-توجّه به نسل و فرزندان ، يك دورنگرى عاقلانه و خداپسندانه است كه حاكى از وسعت نظر و سوز وعشق درونى است وبارها در دعاهاى حضرت ابراهيم آمده است .
۱۹-راه و روش
30590
نام: fatemeh
شهر: ........
تاریخ: 11/29/2006 2:46:57 AM
کاربر مهمان
  سلام بر خاضعان و عاشقان. سلام بر عبدالفاطمه و ديگر دوستانيكه رسم دوستيرو به جا ميارن و مثل اين بنه حقير اينقدر گرفتار نيستند كه فقط بتونن يك تك پا بيايند و بروندد. اميدوارم كه سايه تون كم نشه و پايدار بمانيد.

الذين يجادلون فى آيات الله بغير سلطان اتاهم كبر مقتا عندالله و عند الذين آمنوا كذلك يطبع الله على كل قلب متكبر جبار (سوره‏مؤمن،آيه 35).

همانها كه در آيات خدا بى آنكه دليلى براى آنها آمده باشد به مجادله برمى‏خيزند (اين كارشان) خشم عظيمى نزد خداوند و نزد آنان كه ايمان آورده‏اند بار مى‏آورد، اين گونه خداوند بر دل هر متكبر جبارى مهر مى‏نهد!

خداوند بر دلهاى متكبران جبارمهر نهاده كه اشاره به اين است كه لجاجتها و دشمنى‏ها در برابر حق چنان پرده ظلمانى بر فكر آنها مى‏اندازد كه به هيچوجه

قادر به درك حقيقتى نيستند، تنها خودشان را مى‏بينند و منافعشان و هوا و هوسهايشان را، فكر آنها به صورت ظرف دربسته‏اى در مى‏آيد كه نه محتواى فاسد را مى‏توان از آن بيرون كرد و نه محتواى صححيح را وارد آن ساخت، اين نتيجه «تكبر» و «جباريت» است كه در واقع صفت دوم نيز از صفت اول متولد مى‏شود؛ زيرا «جبار» در اين گونه موارد به معنى كسى است كه از روى خشم و عضب، مخالفان خود را مى‏زند و مى‏كشد و نابود مى‏كند و پيرو فرمان عقل نيست، و به تعبير ديگر كسى است كه به خاطر خودمحورى و خود بزرگ‏بينى، ديگران را مجبور به پيروى از خود مى‏كند(بنابراين جباريت ثمره شوم تكبر است, البته اين واژه(جبار) گاهى بر خداوند اطلاق مى‏شود كه مفهوم ديگرى دارد و به معنى شخص جبران كننده نقايص و اصلاح كننده شكستگى‏ها و كاستى‏هاست.
بزرگان اخلاق گفته‏اند: اساس تكبر اين است كه انسان از اينكه خود را برتر از ديگرى ببيند احساس آرامش كند، بنابراين تكبر از سه عنصر تشكيل مى‏شود: نخست اينكه براى خود مقامى قائل شود، ديگر اينكه براى ديگرى نيز مقامى قائل شود و در مرحله سوم مقام خود را برتر از آنها ببيند و احساس خوشحالى و آرامش كند.
واژه «كبر و تكبر» گاه به آن حالت نفسانى كه در بالا اشاره شد گفته مى‏شود و گاه به عمل يا حركتى كه ناشى از آن است، مثلا چنان مى‏نشيند يا راه مى‏رود و سخن مى‏گويد كه نشان مى‏دهد خود را برتر از همه اطرافيانش مى‏بيند، اين اعمال و حركات را نيز تكبر مى‏نامند كه ريشه اصليش همان حالت‏باطنى و درونى است.نشانه‏هاى تكبر، بسيار زياد است، از جمله اينكه افراد متكبر انتظارات زيادى از مردم دارند، انتظار دارند ديگران به آنها سلام كنند، كسى پيش از آنها وارد مجلس نشود، هميشه در صدر مجلس جاى گيرند، مردم در برابر آنها كوچكى كنند، كسى از آنان انتقاد نكند و حتى پند و اندرز نگويد، همه براى آنها امتيازى قائل شوند و حريمى نگه دارند، مردم در برابر آنها دست‏به سينه باشند و هميشه از عظمت آنان سخن بگويند.
30589
نام: لیلا
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 11/29/2006 2:00:29 AM
کاربر مهمان
  سلام دوست عزیز نمی دونم چرا فکر میکنم هر کس به این سایت واین قسمت می آیدمثل خودم تنها ودلتنگ است پس بیایید حق دوستی را بجا آوریم وبرای رفع مشکلات یکدیگر دعا کنیم قبل از هر چیز از خدا ظهور آن یار سفر کرده را بخواهیم زیرا با آمدن او تمام مشکلات حل میشود پس با صلوات بر محمد وآل محمد بایکدیگر بگوییم اللهم عجل لولیک الفرج امیدوارم خداوند حاجت شما رانیز براورده ی خیر بنماید بحق امام رضا که این روزها تولد مبارکشان است وما از آن جناب منتظر عیدی هستیم.۰
30588
نام: یه حسه قریبم
شهر: عشق اما دل سردی
تاریخ: 11/29/2006 1:20:06 AM
کاربر مهمان
  در روز وداعت برای تو نگریستم پرسیدند چرا گفتم برای گریه کردن فرصت دارم ولی برای دیدن تو فقط چند لحظه فرصت باقیست
30587
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 11/29/2006 12:38:19 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم
سلام دوستان
خدا بهمون رحم كنه با اين كارامون كه يه در ميون سر خودمون رو كلاه مي گذاريم!!!!

يكي مي گه عاشق شو، يكي مي گه عاشق نشو!
ولي آقا جان وقتي آدم عاشق شد كه ديگه نمي شه برش گردوند به دنيا!

يكي مي گفت اگه عاشق بشي ديوونه مي شي
گفتم خوب اينكه غمي نداره، ديوونه مي شي فكر و ذكرت فقط مي شه او ...
گفت نه اگه ديوونه بشي مجنون مي شي!
گفتم خوب چه بهتر، آدم مجنون رو كه همه رهاش مي كنن به حال خودش، ما هم كه چون نمي تونيم دنيا رو رها كنيم، مجنون مي شيم تا اين دنيا با آدماش ما رو رها كنن تا برا خودمون باشيم و معشوقمون.
گفت اگه مجنون بشي مي ميري !
گفتم؛ خوب وقتي براي رسيدن به محبوبت راهي به جز اين نباشه چه فكري از اين بهتر كه از فرط جنون نگاهش جان به قربانگاه وصالش ببري!
حالا خودم موندم اول راه عاشقي كدوم طرفه!؟
ولي يه بنده خدايي يه بار برگشت و صريح بهم گفت: تو ديوونه اي ....!!!!!!
واي خداي من!
محبوب من! اگه بدوني اين كلمه چقدر من رو خوشحال كرد! ... داشتم از لذت اين كلمه تو لدم برات سجده ي شكر مي آوردم!
خداي من!
حالا كه دارم مي يام عاشقت بشم، مي گي اين دنيا من رو رها كنه !؟
...
اله من! نازنين خداي من! در اين وقت عزيز، تو اين وقت شريف و لحظات صفر عاشقي كه كسي نيست جز خودت و خودم .... حالا كه همه رفتن بخوابن براي خودشون! ... نگام مي كني !؟
خدا!
مي گم اگه راهم ندي يه جور ديگه ديوونه مي شم واونوقت بنده ات ....
خداي من!
خودت مراقبم باش!
مراقب همه ي ديوونه ها باش!

يا علي مدد
يازهرا(س)

30586
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 11/29/2006 12:01:58 AM
کاربر مهمان
  سلام ...حال و روزم ابریه ..طوفانیه.بازم زد به سرم بیام یکم از اقا سید مرتضی پیشت شکایت کنم .خودت خواستی .میگم بابا رفتی اون بالا مارو ول معتل گذاشتی پایین اخه نمی گی این بچه ی من اون پایین داره چه غلطی میکنه ..؟؟ نگفتی نباید این بی پدر رو تنها گذاشت ؟نگفتی اگه زور بالا سرش نباشه ادم بشو نیست ؟نگفتی این بچه ی من یکم سربه هواست ..باید مراقبش بود ؟ببینم تو چه پدری هستی میری واسه خودت کیف میکنی ما رو بی خیال میشی .....یه بار به مادر گفتم گفت بچه نگو خدا قهر ش می اد بابات ناراحت میشه ...گفتم مادر بابا ناراحت میشه اصلا کو کجاست که ناراحت بشه .گفتم شما می بینیش ..گفت اره ..گفتم پس سلام منو هم بهش برسون...گفتم مادر چرا داری با این حرفها منو خر می کنی من اون بچه چند ساله نیستم که هر کسی رو دیدم گفتی این باباته عمو رضا رو گفتی بابامه .دست بردار از این خیال بافی ....نه اون ما رو می بینه نه می زاره ما اونو ببینیم ......پدر به این بیرحمی تا بحال دیده بودی .تعجبم اینه هر چی بچه ناخلف تر باشه پدر بیشتر سراغش میاد تا ادبش کنه نگو که اصلا این بابای ما نمیدونه بچه داره یا نه ؟وقتی با امامش همنشینه وقتی پیش خداست حالا ما رو میخواد چیکار .مادر تو هم زیاد خوش خیال نباش ....بعد اینهمه مدت یه زحمت به خودش داد یه نشونه بده از خودش که این مادر بزرگ از بس چشم به راه موند چشمهاش کم سو شد اخر ش هم از غمش دق کرد هیج جا هم نرفت گفت میترسم برم و بیاد و من خونه نباشم .......بابا بی معرفت با مرام .....هوای ما رو که نداری اقلا چشمت به این عمو رضا باشه یهو دسش رو نگیری بکشونیش دنبال خودت ...باز به معرفت عمو رضا یکم هوای ما رو داره ......ای بابای تنهایی خور !!!!
30585
نام: معصومه
شهر: تهران
تاریخ: 11/28/2006 11:11:07 PM
کاربر مهمان
  سلام برارواح پاک شهداوامام راحل از چی بگم از بی بند باری مملکت بگم از کسا نی بگم که خون شهدا را چا مال می کنند مابایدجواب گویی خون شهدا باشیم به امید انروز که اقایمان حضرت مهدی عج الله فرجه ظهور کند
30584
نام: عاشق منتظر
شهر: عشق
تاریخ: 11/28/2006 11:03:59 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

بخونيد : ( دعاي حضرت يونس به هنگام گرفتاري)


لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين

لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين

لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين
30583
نام: ستاره گم شده
شهر: آسمون شب
تاریخ: 11/28/2006 10:51:28 PM
کاربر مهمان
  گاهی شبها گریه کنون میام در خونه تو
داد می زنم میگم منم عاشق دیوونه تو
می گم منم اون که شده اسیر مهربونیات
اونکه یه عمر عاشق به اون همه لطف و صفات
وقتی تو این دنیای تو کار دلم گیر می کنه
حسادت قلب منو از آدمها سیر می کنه
میام در خونه تو می گم به فریادم برس
رو می کنم به آسمون می گم به داد من برس
اخه تو محبوب منی عزیز من خوب منی
تویی تویی خدای من خدای باصفای من
تو روحمی تو جونمی تو قلبمی تو خونمی
خدای مهربون من عشق تو /تو خون منه
<<ابتدا <قبلی 3065 3064 3063 3062 3061 3060 3059 3058 3057 3056 3055 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved