شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30362
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/23/2006 7:37:07 PM
کاربر مهمان
  براي مريم – معشوق خدا
آدم عاشق همه چيزش رو واسه معشوقش ميگه با اينكه ميدونه كه معشوقش اين چيزا رو ميدونه ولي چون از صحبت كردن با معشوقش لذت ميبره دوست داره بيشتر حرف بزنه
عالم از ناله عشاق مبادا خالي
كه فرح بخش و خوش آهنگ صدايي دارد
صبرتون رو زياد كنيد – اين مورد هم ميتونه برا شما يه امتحان الهي باشه – ميدونم سخته و خيلي اذيت ميشيد اما اگه ايمانتون رو قوي تر كنيد و با خدا بيشتر حرف بزنيد و از اهل بيت كمك بخوايد خدا كمكتون ميكنه – توي فاميل ما هر دختري با ايمان تر بود زودتر ازدواج كرد. سختي و بلا همراه زندگي انسان مومنه
زياد بوده افرادي كه از اهل بيت خواستن كه يه فرد صالح گيرشون بياد واين امر محقق شده – هر كسي كه شما را دوست داشته باشد شما را با تمام ضعفها و كمبودها بايد بخواهد(حتي با وجود بد اخلاقي و ..... ساير افراد خانواده ) – اگر كسي همين الان جا زد خدا رو شكر كنيد چون بعدها اين مشكل كه مطرح كرديد ميتوانست زندگي شما را ازتون بگيره و تحمل رنج اين يكي سختتره – مادرتون رو مقصر ندونيد چون بنا به گفته شما او يك بيمار است .انسان تا زمانیکه یه نعمت رو از دست نداده قدرش رو نمیدونه - قدر مادر تو بدون
هر چند خسته دل و ناتوان شدم
هرگه که یاد خدا کردم جوان شدم
(آقا مجید - آقا احسان - سارا خانم نمیخواهید کمک کنید
30361
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/23/2006 7:28:53 PM
کاربر مهمان
  من و جدائیت ای دلربا خدا نکند ای وای حسین
غم تو و دل ما و بلا خدا نکند ای وای حسین
شب است و گرد سرت تا به صبح می گردم ای وای حسین
مرا به صبح غمت آشنا خدا نکند ای وای حسین
30360
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/23/2006 7:26:04 PM
کاربر مهمان
  مقداد جان می تونی از طریق این شماره یا از طریق علمدار با مم در ارتباط باشی
عبدالفاطمه
مبارز
شاهد
روشنک
عبدالزینب
و......
التماس دعا
دلم براتون تنگ شده
اگه می تونید با من تماس بگیرید
۰۱۱۱۳۲۹۳۶۱۷
30359
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/23/2006 7:12:19 PM
کاربر مهمان
  خدا میون دنیا
میون عرش اعلی
آفریده دو مولا
دو تا امیر و آقا
دو تا امیر و سرور
دو تا یار و برادر
یکی امام و مولا
یکی به نام سقا
یکی غریب مادر
یکی مثال حیدر
یکی شهید بی سر
یکی ساقی لشکر
یکی شاه زمینه
یکی ماه زمینه
یکی حبل المتینه
یکی یل ام البنینه
دلبر و مه جبینه آقام ابالفضل
یل ام البنبنه آقام ابالفضل
30358
نام: رضا
شهر: گتوند
تاریخ: 11/23/2006 7:09:07 PM
کاربر مهمان
  شب گررخ مهتاب نبیند سخت است
لبتشنه اگر آب نبیند سخت است
ما نوکر وارباب تویی مهدی جان
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
مهدی جان بیا که دلم تنگ است بیا و این گرگهایی که
بویی از انسانیت نبردند ودر آن بالا نشته اندو دل مردم از آنها خون است را ببین.......... وعدالت را بانام عدالت له کرده اندراببین وعدالت علی را که رو به نابودی است زنده کن......
30357
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/23/2006 7:06:35 PM
کاربر مهمان
 
ساقي از لطف تو در هر دو سرا ممنونم
بنگر از حسرت ديدار تو چون مجنونم
من آواره ي مي خواره ي بد نام کجا
حرمت ميکده و جام مي گلگونم
شده بد نامي من ورد زبانها ساقي
ببر از دايره ي کون و مکان بيرونم
مدتي از سر خان کرمت دور شدم
کس نپرسيد چرا غم زده و محزونم
نروم از در ميخانه ي مهرت هرگز
گر چه مژگان تو هر دم بکشد در خونم
کرمي کن در ميخانه به رويم بگشا
که همه هستي خود را به تو من مديونم
تا نفس دارم و فرياد زنان مي گويم
که من از لطف تو در هر دو سرا ممنونم
30356
نام: سيد مرتضي
شهر: اصفهان
تاریخ: 11/23/2006 7:04:25 PM
کاربر مهمان
  بيائيد ياد شهدارا در دلمان زنده كنيم
بيائيد و بياد سيد شهيد گناه نكنيم
بياد شهيد آويني كاه ياد او غالبا بامن است.
30355
نام: باران
شهر: شیراز
تاریخ: 11/23/2006 7:03:49 PM
کاربر مهمان
  واگرتنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست و او جانشین تمام نداشته های من است.
30354
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/23/2006 6:49:06 PM
کاربر مهمان
  داستان من و قصه ي تنهايي هاست
گر چه کوتاه و حزين است وليکن زيباست
با همه رهگذران وصف رخش مي گويم
شايد از لطف خدا درک کنم يار کجاست
صورت دلبر من رفته به رخسار حسن
قد و بالاي رشيدش علوي چون مولاست
دوش از طالع خود پي به نکاتي برديم
حسرت ديدن او تا به ابد ر دل ماست
بگذاريد بميرم ز غم هجرانش
دل بيمار دگر خسته ز درمان و دواست
در پي او همه جا رفته ام اما ياران
دل ديوانه ي ما را هوس کرب و بلاست
30353
نام: sepideh
شهر: gorgan
تاریخ: 11/23/2006 6:45:59 PM
کاربر مهمان
  man dostt daram
<<ابتدا <قبلی 3042 3041 3040 3039 3038 3037 3036 3035 3034 3033 3032 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved