اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29982 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
11/12/2006 5:15:06 PM
کاربر مهمان
|
امام زمان
|
|
| 29981 |
نام:
یک تنهای غریب
شهر:
غریبستان
تاریخ:
11/12/2006 4:08:42 PM
کاربر مهمان
|
همیشه از اینکه فلسطینیان مظلوم واقع شدند میسوختم و میسوزم ولی بیشتر زمانی سوختم که وقتی از یک فلسطینی پرسیدم آیا در دیار شما شیعه هم پیدا میشود او در پاسخ به من گفت: "الحمدلله" نه!
شاید او نمیدانست که حق شیعه های ایرانی است که آنها را تا الان سرپا نگه داشته.
اما بعدتر فهمیدم که نه تنها او بلکه...
بگذریم
اما از آنروز نمیدانم آیا هنوز هم باید برای مظلومیت فلسطینیها بسوزم؟
الحق که راست گفته اند که شیعه همچون مولایش مظلوم است...
|
|
| 29980 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
11/12/2006 3:59:05 PM
کاربر مهمان
|
اول خدا آخر خدا
Every night In My Dream I See You
I Feel You
That Is How I Know Go On
Far Across The Dist Acne & Space
Between Us You Have Come To Show You
Go On
Near. Far. Wherever You Are
I Believe That the Heart Does Go On
Once more, you open The Door
And you're here in My Heart
And My Heart Will Go On And On
LOVE Can Touch Us One Time
And Last For a Life Time
And Never Let Go Till Were Gone
LOVE Was When I LOVE You
One True Time
I Hold TO
In My Lift Well Always Go On
Near, Fat, Wherever You Are
I Believe That The Heart Does Go On
Well Stay Forever This Way
You Are Safe In My Heart
And My Heart Wall Go On And On
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
خدایا هوای منو ، جواد و دوستان اهل دلی روبیشتر داشته باش.
اول خدا آخر خدا
|
|
| 29979 |
نام:
ادریس:
شهر:
گیلان :» املش گرکرود
تاریخ:
11/12/2006 3:25:54 PM
کاربر مهمان
|
نزدیک یک سال است که بنده ادریس فرو زنده دچار مشکل مالی شده ام از حرف دلا می خام که برای من دعا کنید تا من بتوا نم مشکلم را حل کنم و پیش خدا وخلق خدا روسفید بشوم
|
|
| 29978 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
11/12/2006 2:52:43 PM
کاربر مهمان
|
اي قدمگاه بسيجي ها
اي قدمگاه عاشقان
تو خوب مي داني كه چه سايه بلندي را از كف داده اي. بوسه هاي تو بر قدمهايي مي نشسته است كه استوارتر از عزم آنان را زمين به ياد ندارد. يادهايت را در خود تجديد كن تا آنجا كه اگر هزار سال نيز از اين روزها بگذرد تو را با اين نام بشناسند كه قدمگاه بسيجيان بوده اي. شب را به ياد بياور كه انيس عشاق است.
اي دوكوهه! تو را با خدا چه عهدي بود كه از اين كرامت برخوردار شدي و خاك زمين تو سجده گاه ياران خميني شد. چه مي كني در فراق پيشاني هايشان كه سبب اتصال ارض و سما بود و آن نجواهاي عاشقانه..
دو كوهه مي دانم كه چقدر دلتنگي. مي دانم كه دلت مي خواهد باز هم خود را به حبل دعاهاي شهدا بياويزي و با نمازشان تا عرش اعلي بالا روي. مي دانم كه چه مي كشي دو كوهه!!! عمر تو هزارها سال است و شايد هم ميليونها سال. اما از آن روز كه انسان بر اين خاك زيسته است آيا جز اصحاب عاشورايي سيدالشهداء كسي را مي شناسي كه بهتر از شهداي ما خدا را عبادت كرده باشد؟؟؟
(از نجواهاي شهيد بزرگوار سيد مرتضي آويني)
يادش گرامي
|
|
| 29977 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
11/12/2006 2:47:15 PM
کاربر مهمان
|
سلام
عرض ادب رفقای قدیم و دوستای جدیدم
خاک پای بزرگای قلعه
دست بوس اونایی که دلشون قد دریاست
و ............ پیشونی بوس اون عزیز دلی که نخواست اما ..... عجیب دلم رو پرپر کرد!!!!
آقا مقداد عزیز میخواستم بگم ندا دادی منم شنیدم ، خوندم ، چشمام رو بستم و خیال کردم که مناجات علی رو دارم از حنجره یکی از عزیزای خدا میشنوم...
بغضم ترکید
آخه میدونی ، صدایی که شنیدم شکسته تر از اون چیزی بود که باورش کرده بودم خیلی شکسته !!!
خیلی بده فکر کنی اونقد عزیزی که سرسجاده بزرگا بنشوننت و از سر پل صراط ردت کنن جوری که آخ خ خ نگی
اما میدونی من وقتی چشمام رو باز کردم کجا بودم ؟
........ از پل پرت شده بودم ......
عبدالفاطمه نازنینم !
باورش برای خودمم سخته اما ظاهرا دوره سربازی من همون دو سالیه که رقم خورده ، لیاقت سربازی قلعه و نوکرای آقا لیاقتی بیش از اینکه من دارم میخواد !!!
یادته ................... هیچی بگذریم!!!
داداش بازمانده ، خروش عزیز ، عبدالرضا شلمچه ای (اگه یه روز برگشتی و این صفحه رو ورق زدی) داداش علی (اگه یه روز زهرا اومد و دلش به یاد ما افتاد و بعدش ما رو یاد تو انداخت)
تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت هیچ چیز نه بپرسم نه طلب کنم فقط از خدا بخوام اونقد بزرگم کنه ، اونقدر بهم لیاقت بده که هر چیز که طالبش شدم ، خودم درش غلط بخورم که شنیدن کی بود مانند دیدن .... فکر کنم دیگه اینطور یادتون برام اونقدر شیرین هست که با نبودتون دلم به درد نیاد.
عزیزای دلم (خصوص دلتنگ کربلای عزیز) انشاالله اگه کربلایی شدید توی سرزمین بین الحرمین ، زیر آسمون صبر ، کنار گنبد عشق ، زیر طاقی ادب ، پنجه در پنجه مردونگی ................ مرگ ناشناس چشمای پر اشک من ، لبای قفل شده از بغض من ، روح خسته و بسته من رو فراموش نکنید.
حکایتای شیرین دو سال سربازی من ، اگه به کعبه دلها مشرف شدید اول و آخر طواف عاشقی ، توی طراوت صفا و مروه ..... ناشناس رو فراموش نکنید.
باور کنید که خیلی خیلی دوستتون دارم
خیلی دلم براتون تنگ میشه
و شدید پیگیرم که خبرای دلشادیتون رو بشنوم
و
یارئوف و یارحیم
یاعلی
|
|
| 29976 |
نام:
جواد خانی گرکرددی
شهر:
گیلان :» املش
تاریخ:
11/12/2006 2:11:56 PM
کاربر مهمان
|
مبارز جان سلام نوشته ات را خواندم و بهش فکر کردم
برام دعا بکن که هر چه زود تر من از این گرداب
بیرون بییا م آرزومند آرزوهایت
|
|
| 29975 |
نام:
جواد خانی گرکرددی
شهر:
گیلان :» املش
تاریخ:
11/12/2006 1:58:41 PM
کاربر مهمان
|
از مقداد: کمال تشکر را دا رم
|
|
| 29974 |
نام:
شهید گمنام (یونس )
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
11/12/2006 1:57:54 PM
کاربر مهمان
|
در پوست خود نمی گنجم گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس در آیم سیمهای خاردار مانعند، من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم.
**************
سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت
|
|
| 29973 |
نام:
شهید گمنام (یونس )
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
11/12/2006 12:04:19 PM
کاربر مهمان
|
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم . آب را جیره بندی کرده ایم نان را جیره بندی کرده ایم عطش همه راهلاک کرده، همه را جز شهدا که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند دیگر شهدا تشنه نیستند.
فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه
*******
آخرین برگ دفترچه یادداشت یکی از شهدای گردان حنظه
|
|