اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29972 |
نام:
س
شهر:
تاریخ:
11/12/2006 11:42:15 AM
کاربر مهمان
|
|
|
| 29971 |
نام:
خدیجه
شهر:
تبریز
تاریخ:
11/12/2006 11:27:32 AM
کاربر مهمان
|
من استادم را خیلی دوست داشتم ولی هیچ وقت بهش نگفتم الان هم خیلی وقته ندیدمش دلم براش تنگ شده
|
|
| 29970 |
نام:
معصومه
شهر:
تهران
تاریخ:
11/12/2006 10:17:48 AM
کاربر مهمان
|
دلم خیلی تنگه برای همه چیز ،برای اقا ،دلم هوای مدینه کرده دوباره دلم می خواد دوباره با کبوتر های بقیع هم ناله بشم ،دوباره دلم هوای جنوب داره می خوام برم طلاییه، شلمچه،......
|
|
| 29969 |
نام:
مجيد
شهر:
تاریخ:
11/12/2006 10:15:41 AM
کاربر مهمان
|
.The Quran is a form of communication.
قرآن يه فرمي از ارتباطه.
The Quran is Allah's communication to the creation.
قرآن ارتباط الله با خلقته.
The same Quran is our means of communicating with Allah.
قرآن هم براي ما نوعي ارتباط با خالقه
All communication is either by spoken word or
written word.
همه ارتباطات ميتونه با حرف باشه يا با نوشتن.
Even the sign language for deaf people is written word.
حتي علامتهايي كه براي زبان كرها نوشته شده
We either communicate by tongue or by hand.
ما يا بازبانمون ارتباط برقرار ميكنيم يا با دست
There is a third form of communication which is by thought.
يه ارتباط سومي هم وجود داره كه بوسيله فكره.
In this day and age, there is great emphasis on
communication.
توي اين روزا و ايندوره تاكيد زيادي روي مسئله ارتباط ميشه.
However, the first form of communication most of us learn in childhood is the communication by
tongue.
هرچند كه بيشتر ما اولين فرم ارتباط رو كه ياد گرفتيم از طريق زبان و در دوران بچه گي بود.
در قرآن سوره قيامت ميفرمايد.
(16)Do not move your tongue concerning the
(Quran) to make haste with it.
وقتي قرآن ميخوني دربارش شتاب نكن و زبونترو رو با عجله حركت نده
(17 )It is for Us to collect it and to recite it.
آن براي ماست كه مطالبش رو گرد بياوريم و آنرا با صدايي موزون بخوانيم.
(18) Then, when We recite it, follow its recitation.
بعد وقتي با صداي موزون خونديم در پي اش دوباره آنرا بازگو و براي خود تعريف كني
(19) Then it is for Us to explain it (and make it clear).
براي خودمون شرحش بديم تا اينكه كاملا واضح بشه
It is for Us to collect it (Quran) (in your mind), and (give you the ability) to recite it (by heart),
قرآن براي گردآوردن اطلاعات در ذهن ما و حفظ آنها در قلب ماست
" So whenever Jibreel came to Rasool Allah he would keep quiet (and listen), and when the Angel left, the Prophet would recite that revelation as Allah promised him.
بنابراين هر وقت كه جبرئيل بر پيامبر نازل ميشد او اول ساكت بودو گوش ميكرد بعد كه فرشته ميرفت پيامبر با صداي موزون ميخواند آنچه كه بهش الهام شه ود درست همانطوريكه خداوند بهش قول داده بود
|
|
| 29968 |
نام:
اوا
شهر:
تنهايي
تاریخ:
11/12/2006 9:11:06 AM
کاربر مهمان
|
دراين دنيا تك وتنها شدم من بدون تو ببين چه ها شدم من. بيا كه دست توي دستات بزارم ببين اشكامو كه بخون حرفامو
به كه بگويم دوست دارم چرا دنيا اينقدر بي معرفت اي خدا حرف دلم را به كي بزنم چرا كسي صداي يه دل خسته رو نميشنوه چر اتنها ارزوم كه يه روز از تنهاييي در بيام ولي افسوس...........
|
|
| 29967 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
11/12/2006 7:52:20 AM
کاربر مهمان
|
پيام ها:
1 خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم كرد، سپس او را آفريد.
2 آفرينش ملائكه ، قبل از آدم بوده است . زيرا خداوند آفريدن انسان را با آنان در ميان گذاشت .
3 انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهى ، تنها بدست خداست .
4 انسان ، جانشين دائمى خداوند در زمين است .
5 انسان مى تواند اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفة اللهى باشد.
6 ملائكه ، فساد و خونريزى را كار دائمى انسان مى دانستند.
7 حاكم و خليفه ى الهى بايد عادل باشد، نه فاسد و فاسق . خليفه نبايد ((يفسد فى الارض )) باشد.
8 طرح لياقتِ خود، اگر بر اساس حسادت نباشد، مانعى ندارد.
9 عبادت و تسبيح در فضاى آرام ، تنها ملاك و معيار لياقت نيست .
10 به خاطر انحراف يا فساد گروهى ، نبايد جلوى امكان رشد ديگران گرفته شود. با آنكه خداوند مى دانست گروهى از انسان ها فساد مى كنند، امّا نعمت آفرينش را از همه سلب نكرد.
11 مطيع و تسليم بودن با سؤ ال كردن براى رفع ابهام منافاتى ندارد.
12 خداوند فساد و خونريزى انسان را مردود ندانست ، لكن مصلحت مهمتر و شايستگى و برترى انسان را طرح نمود.
13 توقّع نداشته باشيد همه ى مردم بى چون و چرا، سخن يا كار شما را بپذيرند. زيرا فرشتگان نيز از خدا سؤ ال مى كنند.
14 علوم و اطلاعات فرشتگان ، محدود است .
منبع: تفسير نور
(جواب سوالت در آيات بعدي است)
|
|
| 29966 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
11/12/2006 7:46:29 AM
کاربر مهمان
|
سلام دوستان اهل عشق
از امام حسين عليه السلام پرسيدند:
يا ابن رسول الله روزگار را چگونه ميگذراني؟
فرمودند:
روزگار را در حالتي مي گذرانم كه پرودگار بزرگ ناظر بر اعمال من است و آتش جهنم را در پيش روي خود مشاهده مي كنم. مرگ در تعقيب من است و از گير حساب بازپسين رهايي ندارم و در گرو اعمال خويشتن ميباشم.
آنچه دلم بخواهد، نمي شود و قدرت دفع مكروهي از خويشتن ندارم. كارها در دست ديگري است، اگر اراده كند عذابم فرمايد و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار مي دهد. بنابر اين كدام مسكين است كه از من درماندهتر باشد؟
بحار الانوار، ج ,78 ص 116
|
|
| 29965 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
11/12/2006 7:37:50 AM
کاربر مهمان
|
برای احسان از کانادا
وهنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من بر آنم كه در زمين جانشينى قرار دهم . فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار مى دهى كه در آن فساد كند و خون ها بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى كنيم . خداوند فرمود: همانا من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد.
نكته ها:
O در آيه ى قبل خوانديم كه خداوند، همه ى مواهب زمين را براى انسان آفريده است . در اين آيه و آيات بعد، مساءله ى خلافت انسان در زمين مطرح مى شود كه نگرانى فرشتگان از فسادهاى بشر و توضيح و توجيه خداوند وسجده ى آنان در برابر نخستين انسان را بدنبال دارد.
O فرشتگان ، يا از طريق اخبار الهى ويا مشاهده ى انسان هاى قبل از حضرت آدم عليه السّلام در عوالم ديگر يا در همين عالم ويا به خاطر پيش بينى صحيحى كه از انسان خاكى ومادّى وتزاحم هاى طبيعى آنها داشتند، خونريزى وفساد انسان راپيش بينى مى كردند.
O گرچه همه ى انسان ها، استعداد خليفه خدا شدن را دارند، امّا همه خليفه ى خدا نيستند. چون برخى از آنها با رفتار خود به اندازه اى سقوط مى كنند كه از حيوان هم پست تر مى شوند. چنانكه قرآن مى فرمايد:
O قرارگاه اين خليفه ، زمين است ، ولى لياقت او تا(قاب قوسين او ادنى ) مى باشد.
O به ديگران اجازه دهيد سؤ ال كنند. خداوند به فرشتگان اذن داد تا سؤ ال كنند و گرنه ملائك ، بدون اجازه حرف نمى زنند و فرشتگان مى دانستند كه براى هر آفريده اى ، هدفى عالى در كار است .
سؤ ال : چرا خداوند در آفرينش انسان ، موضوع را با فرشتگان مطرح كرد؟
پاسخ : انسان ، مخلوق ويژه اى است كه ساخت مادّى او به بهترين قوام بوده : و در او روح خدايى دميده شده و بعد از خلقت او خداوند به خود تبريك گفته است : سؤ ال : خدايى كه دائما حاضر، ناظر وقيّوم است چه نيازى به جانشين وخليفه دارد؟
پاسخ : اوّلاً جانشينى انسان نه به خاطر نياز و عجز خداوند است ، بلكه اين مقام به خاطر كرامت و فضيلت رتبه ى انسانيّت است . ثانياً نظام آفرينش بر اساس واسطه هاست . يعنى با اينكه خداوند مستقيما قادر بر انجام هر كارى است ، ولى براى اجراى امور، واسطه هايى را قرار داده كه نمونه هايى را بيان مى كنيم :
# با اينكه مدبّر اصلى اوست : لكن فرشتگان را مدبّر هستى قرار داده است .
# با اينكه شفا بدست اوست ؛ امّا در عسل شفا قرار داده است .
# با اينكه علم غيب مخصوص اوست ؛ لكن بخشى از آن را براى بعضى از بندگان صالحش ظاهر مى كند.
پس انسان مى تواند جانشين خداوند شود و اطاعت او همچون اطاعت از خداوند باشد. و بيعت با او نيز به منزله ى بيعت با خداوند باشد. و محبّت به او مثل محبّت خدا باشد.
O براى قضاوت درباره ى موجودات ، بايد تمام خيرات و شرور آنها را كنار هم گذاشت و نبايد زود قضاوت كرد. فرشتگان خود را ديدند كه تسبيح و حمد آنها بيشتر از انسان است . ابليس نيز خود را مى بيند و مى گويد: من از آتشم و آدم از خاك و زير بار نمى رود. امّا خداوند متعال مجموعه را مى بيند كه انسان بهتر است و مى فرمايد:
پيام ها:
1 خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم كرد، سپس او را آفريد.
2 آفرينش ملائكه ، قبل از آدم بوده است . زيرا خداوند آفريدن انسان را با آنان در ميان گذاشت .
3 انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهى ، تنها بدست خداست .
4 انسان ، جانشين دائمى خداوند در زمين است .
5 انسان مى تواند اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفة اللهى باشد
6 ملائكه ، فساد و خونريزى را كار دائمى انسان مى
|
|
| 29964 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
11/12/2006 7:33:29 AM
کاربر مهمان
|
خدا همين نزديكي هاست...
|
|
| 29963 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
11/12/2006 7:26:04 AM
کاربر مهمان
|
سه مصيبت بزرگ
مردى به محضر امام سجاد(ع ) آمد، و از حال و روزگار دنياى خود شكايت كرد، امام سجاد(ع ) فرمود:
مسكين ابن آدم ، له فى كلّ يوم ثلاث مصائب لايعتبر بواحدة منهن ، و لو اعتبر لهانت المصائب و امر الدنيا...
: بيچاره انسان كه در هر روز، دستخوش سه مصيبت است كه از هيچيك عبرت نمى گيرد، در صورتى كه اگر عبرت مى گرفت ، مصائب دنيا براى او آسان مى شد.
1 هر روز كه از عمر او مى گذرد از عمر او كاسته مى گردد، در صورتى كه اگر از مال او چيزى كاسته مى شد قابل جبران بود، ولى كاهش عمر قابل جبران نيست .
2 هر روز، رزقى كه به او مى رسد اگر از راه حلال باشد، حساب دارد، و گرنه عقاب دارد (و اين حساب و عقاب در دادگاه الهى در انتظار او است .)
3 مصيبت سو از همه بزرگتر است ، و آن اينكه هر روز كه از عمر انسان مى گذرد، به همان اندازه به آخرت نزديك مى گردد، ولى نمى داند كه رهسپار بهشت است يا دوزخ ؟ اگر براستى در فكر اين سه مصيبت باشد، گرفتاريهاى مادى ، در برابر آنها ناچيز است و آسان خواهد شد.
|
|