اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29752 |
نام:
نرگس
شهر:
............
تاریخ:
10/25/2006 4:07:20 PM
کاربر مهمان
|
آره بخدا هيچ چيزي قشنگتر از تعادل نيست..............................همه معنيهاي قشنگ رو ميشود در تعادل پيدا كرد. امروز يعني همين چند ثانيه پيش متوجه شدم كه ريشه كمه تعادل همون عدله.....................عبدالزهرا ميبيني كه منم نقهاي شدم. فاطمه خانوم چي شد كه تو هم به شهر نقطه چينها هجرت كردي?????????????????????..........................
|
|
| 29751 |
نام:
ابوالفضل
شهر:
یزد
تاریخ:
10/25/2006 3:45:29 PM
کاربر مهمان
|
اگر من امام زمان راببینم...
|
|
| 29750 |
نام:
سامi
شهر:
شمال ایراn
تاریخ:
10/25/2006 2:36:58 PM
کاربر مهمان
|
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شور ... .
کاش همه همونجوریکه تو ارزش قائل می شدی براتارزش قائل میشدن به حرفات گوش می کردن .
|
|
| 29749 |
نام:
fatemeh
شهر:
.........
تاریخ:
10/25/2006 2:18:22 PM
کاربر مهمان
|
چه تعالى مذهبى يا اخلاقى يا علمى يا هنرى منافات دارد و همه آنها را مىميراند).
4. يكسو نگرى و جهل و نابخردى برخى از مبلغان و داعيان دينى كه بر اثر نداشتن دريافت جامع و همه جانبه ازمعارف دين، ميان آموزههاى دينى و غريزههاى بشرى ستيز ايجاد مىكنند و دين را به جاى اينكه مصلح و تعديل كننده غريزههاى ديگر معرفى كنند آن را ضد و منافى و دشمن ساير فطريات بشر مىشناسانند، بىخبر از اين كه:(در سرشت انسان تمايلات زيادى هست، از جمله تمايل به ثروت، تمايل به محبوبيت اجتماعى، تمايل به علم و حقيقت جويى، تمايل به تشكيل خانواده و انتخاب همسر و امثال اينها. تمايل دينى نيز يكى از تمايلات طبيعى انسان است، هيچ يك از اين تمايلات با يكديگر سر جنگ ندارند، بين آنها تضاد و تناقض واقعى نيست. هر كدام از آنها سهمى و خطى و بهرهاى دارد، اگر سهم و خط و بهره هر يك از آنها به عدالت داده شود هماهنگى كامل ميان آنها برقرار مىشود. نا هماهنگى و جنگ و ستيز آن گاه بر مىخيزد كه انسان بخواهد سهم بعضى از آنها را به ديگرى بدهد، يكى را گرسنه نگه دارد و ديگرى را بيش از حد لازم اشباع نمايد.
يكى ازمختصات دين اسلام اين است كه همه تمايلات فطرى انسان را در نظر گرفته، هيچ كدام را از قلم نينداخته و براى هيچ كدام سهم بيشترى از حق طبيعى آنها نداده است.بعضى از مقدس مآبان و مدعيان تبليغ دين به نام دين به جنگ همه چيز برمىخيزند، شعارشان اين است كه اگر مىخواهى دين داشته باشى پشت پا بزن به همه چيز، گرد مال و ثروت نگرد، ترك حيثيت و مقام كن، زن و فرزند را رها كن، از علم بگريز كه حجاب اكبر است و مايه گمراهى است، شاد مباش و شادى نكن، از خلق بگريز و به انزوا پناه ببر و امثال اينها بديهى است وقتى كه مفهوم زهد، ترك وسائل معاش و ترك موقعيت اجتماعى و انزوا و اعراض از انسانهاى ديگر باشد، وقتى كه غريزه جنسى پليد شناخته شود و منزهترين افراد كسانى باشند كه در همه عمر مجرد زيستهاند، وقتى كه علم دشمن دين معرفى شود و علما و دانشمندان به نام دين در آتش افكنده شوند و يا سرهايشان زير گيوتين برود، مسلماً و قطعاً مردم به دين بدبين خواهند شد.
راه پيش گيرى از دين گريزى و دين ستيزى مردم آن است كه مربيان دين،
اولاً: بكوشند خودشان عالم و محقق و دين شناس بشوند، و به نام دين مفاهيم و معانى نامعقولى را در اذهان مردم وارد نكنند كه همان معانى نامعقول، منشأ حركتهاى ضد دينى مىشوند.
ثانياً: در اصلاح محيط بكوشند و از آلودگى هاى محيط تا حدود امكان بكاهند.
ثالثاً: از همه مهم تر و بالاتر اين كه به نام دين و به اسم دين با فطريات مردم معارضه نكند آن وقت است كه خواهيد ديد، مردم، يدخلون فى دين الله افواجاً)......
|
|
| 29748 |
نام:
fatemeh
شهر:
.........
تاریخ:
10/25/2006 2:09:35 PM
کاربر مهمان
|
با سلام منم,از شهر آمريكا به ...........كوچ ميكنم براي اينكه حساسيتي توليد نشه.
فطرَةَ اللهِ التي فطرَ الناسَ عليها
همه انسان ها فطرتا خداجوی هستند.
« بدون هيچ گونه انحراف به چپ و راست به آيين الهي روي آور و ملازم خلقت فطري باش كه خداوند مردم را مطابق فطرت الهي آفريد . » (روم/30)
فطرت گونهاى خاص از ساختار خلقى و سرشتى است كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرار گرفتن در شعاع تأثير تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد و بر اساس آن نسبت به حقايق و واقعيّت هاى جهان هستى بىطرف نيست.
(معناى فطرى بودن قوانين اسلامى هماهنگى آن قوانين و عدم ضدّيّت آنها با فطريات بشر است). انسان در فطرت خويش (حنيف) هست، يعنى در فطرت انسان، حقگرايى و حقيقتگرايى وجود دارد). در مورد انسانها فطرت به كار برده مىشود، فطرت نيز مانند غريزه و طبيعت يك امر تكوينى است، يعنى جزء سرشت انسان است و اكتسابى نيست و يك امرى است كه از غريزه آگاهانهتر است. انسان آنچه را كه مىداند مىتواند بداند كه مىداند، يعنى انسان يك سرى فطريات دارد و مىداند كه چنين فطرياتى دارد. فرق ديگرى كه فطرت با غرائز دارد اين است كه غرائز در محدوده امور مادّى است، ولى فطريات مربوط مىشوند به مسائلى كه ما آنها را مسائل انسانى مىناميم، مسائل ماوراء حيوانى. (در انسان به طور فطرى غريزه علم جويى وجود دارد، اين يك حالت روحى معنوى فطرى است در انسان اساساً ميل به جويندگى، كاوشگرى و عقب زدن پرده جهالت و نادانى يك ميل طبيعى است) (در انسان خداجويى و خداخواهى و خداپرستى به صورت يك غريزه نهاده شده است، همچنان كه غريزه جست وجوى مادر در طبيعت كودك نهاده شده است). خواستهها وگرايشهاى فطرى: 1. جسمى
2. روحى. (تمايلات جسمانى پايان پذير است و گاه امكان تبديل شدن به حالت تنفر را دارند، مثلاً انسان گرسنه براى اين كه احساس خودش را خاموش كند غذا مىخورد، غذا هم كه خورد اين احساس از بين مىرود، بلكه يك حالت نفرتى هم پيدا مىكند و همچنين است غريزه جنسى، اما خواستههاى روحى سيرى ناپذيرند؛ برترى طلبى، تفوق خواهى و قدرت خواهى در انسان يك نوع عطش روحىاند؛ انسان مىخواهد هر مقدار قدرت كه دارد باز قدرت بيشترى داشته باشد و حتى لانهايى هم هست هر انسانى اگر در مسير قدرت طلبى و برترى طلبى و بسط سلطه خودش بيفتد نهايت ندارد، اگر تمام زمين هم در زير قدرت و تسلطش بيايد باز در فكر آن است كه اگر بشود در يك كره ديگر اگر انسانهايى و تمدنهايى باشد لشكركشى كند و برود آنجا را نيز بگيرد. همه خواستههاى فطرى انسان از نگاه استاد مطهرى در پنج مقوله مىگنجند: فطرت حقيقت جويى، فضيلت خواهى، زيبايى طلبى، خلاقيت و نوآورى، عشق ورزى و پرستش.از آنچه گفته شد علت پشت پا زدن برخى انسانها به گرايشهاى مقدس انسانى پديدار مىشود، افزون بر اين، شهيد مطهرى اسباب و زمينههايى براى روگردانى آدميان از گرايشهاى متعالى و مقدس و به طور مشخص، گرايش و فطرت دينى بر شمرده است كه عبارتند از:
1. اقتضاى برخى از شرائط سياسى و اجتماعى كه الزاماً انديشه ضد دينى را عقيده رسمى مىشناسد.
2. بدآموزى مذاهب و تصوير نامعقول و فردگريز از مفاهيم دينى چون خدا، فرشته و... كه با تكامل و پيشرفت عقلانى و علمى پيروان آن مذهب، آموزههاى ضد عقلانى و مذهبى آن به يكباره كنار گذاشته مىشود.
3. آلوده بودن محيط اجتماعى و غرق شدن افراد در شهوت و هواپرستى چه اينكه: (بديهى است غرق شدن در شهوات پست حيوانى با هرگونه احساس تعالى، چه تعالى مذهبى يا اخلاقى ي
|
|
| 29747 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
10/25/2006 1:58:53 PM
کاربر مهمان
|
اسلام علي قلب الزينب الصبور
سلام اينروزا خيلي مي نويسم..
شايدم حق بعضي ها ضايع شه....
نمي دونم...ولي خدا ميدونه آدم تو تنهايي كه چه چيزا.................
بي خيال...
حرف اخرم .......
اول بگم كه ما ايرانيها مرده پرستيم...
كه شخصي خوب گفت...
در حيرتم از مرام اين مردم پست
اين طايفه ي زنده كشه مرده پرست
تا هست به هستي بكشندش ز جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست
سيد خيلي مظلوم بود...
ولی خوش به حالش سید خودش و به آقا فروخت به کمتر از آقام قانع نشد..
شده حاجی یک کلام
خدا بيامرزتش...الهي آمين.....
كه حتما امرزيده شده...كه به ما وعده دادن
به شب اول قبرم نكنم وحشت و ترس
چون در ان لحظه حسين است كه مهمان من است...
يكي بهم ياد داد هر وقت دلم گرفته قرآن باز كنم ..هر چي كه اومد بخونم...
امروز اين كار و نكردم...سوره ي فرقان رو آوردم نشستم به خوندن.....
ختاب به كافران و ...مجازاتشون....
و خطاب به مومنان و پاداششان....
خدا بهشت و برا ما به ارث گذاشته پس تلاشتون كجاست...
بچه ها اون موقع بت بود اين امروز اون بت شكل جديدي گرفته....
نصيحت نمي كنم...چون هم من خودم بدم مياد...هم بيشتر جوونا....
ولي.......................
آقا جان بيا...براي دل من بيا....
آقا جان اين دفعه رو بيا كه من ...
آقا منم مي خوام خودتو بخوام...
آقا به راضي بودن تو هم رضايت مي ديم....
به اميد اينكه سرباز كوچيكي از اقا باشيم....
يا زينب
|
|
| 29746 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
غریبستان...
تاریخ:
10/25/2006 1:24:27 PM
کاربر مهمان
|
یاحق
سلام
ممنون...
یاحق
|
|
| 29745 |
نام:
یاسمن
شهر:
ملت عشق
تاریخ:
10/25/2006 1:21:14 PM
کاربر مهمان
|
خانم یا آقای(مبارز،از اهواز)اگر ناراحت نشی میخوام نظرم رو درباره حرفای دلت بگم
هیچ وقت از دست خدا گله نکن. هیچ وقت، هیچ وقت
نمیدونم انتظارت یا خواستت از خدا چیه
ولی، فقط یه چیزی میخوام بهت بگم
مگه تو به حرفای خدا گوش میکنی،که انتظار داری خدا به همه حرفات ودعاهات گوش کنه
نمیدونم منظورم رو میفهمی یا نه
ولی،یقین داشته باش که خدا خیلی دوست داره،خیلی
چون،اگرم هیچی نداشته باشی،که داری
همین که هروقت دلت میخواد،میتونی باهاش حرف بزنی از دستش گله کنی،ولی اون هیچی بهت نمیگه،در صورتی که میتونه هرکاری،هرکاری بکنه،قدرتشم داره.
ببینم تا حالا شده به این فکر کنی که خدامون اون بالا چه جوری نشسته و داره این همه،این همه،این همه گناه رو این پایین میبینه
پس اون چی، فکر میکنی اون از دست ما ناراحت میشه
فکر میکنی غصه ما وگناهامونو نمیخوره
پس کی جواب مهابونیای اونو بده
تو فقط ازیه نفر انتظارای بزرگتو داری
ولی میدونی اون از چند نفر انتظار داره
چرا همیشه اون باید حواسش به ما باشه و از ما چشم بر نداره،چرا ما حواسمون به اون نیست
نمیدونم حرفامو قبول داری یا نه،ولی همیشه ازش بخواه ولی مواظب باش تو خواستنات حتی یه ذره ناراحتش نکنی،باشه
راستی از این به بعدخواستی دعا کنی منم از یادت نبر.چون میدونم دعاهات برآورده میشه،نگو دارم حرفای امیدوار کننده میزنم.یه ذره به خودتو به دوروبرت نگاه کن میفهمی چی میگم
همیشه هم اطمینان داشته باش که تنها کسی هست که دوست داره به حرفات گوش کنه و...
راستی دوست دارم نظرتو درباره حرفام بدونم،توهم اگه از حرفام ناراحت نشدی ودوست داشتی نظرتو برام بگو. خدایا،مهربونم شکرت... شکرت
|
|
| 29744 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
10/25/2006 12:49:43 PM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلب الزینب الصبور
سلام بر عبد مادرم زهرا
مومن انشالله عیدتون مبارک باشه و همچنین نما زو روضه هاتون.
کبوتر با کبوتر باز با باز
اون مومن خدا یه دیوونه است
من و چه کار با دیوونه ها
در ضمن من خبر از خودم ندارم چه برسه به......
یا زینب
|
|
| 29743 |
نام:
ابوالفضل دانشور
شهر:
اباده
تاریخ:
10/25/2006 12:42:14 PM
کاربر مهمان
|
خدایا کارم درست بشود و بروم
خدایا بچم زودتر صحیح و سالم بیاد خونه
|
|