اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29262 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
10/16/2006 3:56:48 AM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلب الزینب الصبور
سلام.
ایشالله.
ایشالله.
از این دنیایی که برا خودمون درست کردیم راحت
می شیم.
کار خوب که بلد نیستیم لااقل با مهر شهادت بریم
اون دنیا.
شخصی به پیامبر گفت که بهترین دعا رو برا من بکنید.
گفت اگه بخوام بهترین دعا در حق شما بکنم می گم انشالله
شهید شید.
شخصی می گفت برا همتون رقم می خوره که با شهادت
بیاید اینجا مب گفت اقا امضا می زنه ولی خودتون
پاکش می کنید.
http://www.shah-e-dameshgh.blogfa.com/
یا زینب.
|
|
| 29261 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
10/16/2006 3:22:33 AM
کاربر مهمان
|
چی میشه امشب آقا پای پرونده شهادت ما رو هم امضاء کنه...
|
|
| 29260 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
10/16/2006 3:06:32 AM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلب الزینب الصبور
سلام بر تموم دل های ناپاک مثل خودم انشالله دیگه
امشب بخشیده می شید.
یعنی خدا کنه بخشیده شیم.
چون اگه نشیم دیگه واویلا باید صحرای عرفات همدیگه
رو ببینیم.
در ضمن داداش شاهد ما رو کسی ندیده.
یه سر به ما بزنه.در ضمن عبدالفاطمه باهات کار
دارم.
امانتی به دستت رسید.
حالا منتظرتم.
خیلی بی قرارم.
دلم یه طوریه.
شرمنده که اون کارو کردم..
یا زینب.
|
|
| 29259 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
10/16/2006 3:06:27 AM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلب الزینب الصبور
سلام بر تموم دل های ناپاک مثل خودم انشالله دیگه
امشب بخشیده می شید.
یعنی خدا کنه بخشیده شیم.
چون اگه نشیم دیگه واویلا باید صحرای عرفات همدیگه
رو ببینیم.
در ضمن داداش شاهد ما رو کسی ندیده.
یه سر به ما بزنه.در ضمن عبدالفاطمه باهات کار
دارم.
امانتی به دستت رسید.
حالا منتظرتم.
خیلی بی قرارم.
دلم یه طوریه.
شرمنده که اون کارو کردم..
یا زینب.
|
|
| 29258 |
نام:
عصت
شهر:
مشهد
تاریخ:
10/16/2006 2:48:29 AM
کاربر مهمان
|
با سلام
دیدی اخر صدای وا قربتا شنیدن میون خیم ی عشق سوخثن ورفتن
|
|
| 29257 |
نام:
مهدی
شهر:
ابرکوه
تاریخ:
10/16/2006 2:00:38 AM
کاربر مهمان
|
دلم براش تنگ شده
|
|
| 29256 |
نام:
fatima
شهر:
Tabriz
تاریخ:
10/16/2006 1:58:33 AM
کاربر مهمان
|
صداي پايش هنوز در گوش کوچه مي آيد
نفرين بر اين کوچه ها که تاب قدمهاي مهربانش را نداشتند
همان کوچه هايي که ديوارهايش شاهد نامردماني بود که پاسخشان تيغ بود بر لطافت ياس
اندوه نگاهش زمين را خرد مي کرد و سوز نهفته اي که در سينه داشت قلب آسمان را مي لرزاند
سکوت مرده ي کوچه را صداي قدمهاي رهگذر حياتي تازه بود
اما گويي کوچه ها هم ...
سکوت مي کنم تا براي آخرين بار صداي قدمهايش را لمس کنم
آري
او ميرود
و چه آرام قدم بر ميدارد
با هر قدمش عرش به لرزه مي افتد
نفرين بر اين کوچه ها
نفرين بر مردمانش که نگاههاي مهربان رهگذر را ياراي ديدن نداشتند
اذان امشب بغضي نهفته دارد
شايد او نيز چون زمينيان بيتاب رهگذر است
ديدگانم را مي بندم
آخر هجرتش را تاب ديدن ندارم
و اين نامردمان چگونه مي نگرند بي قطره اي اشک
او قدم بر ميدارد و آسمان سکوت مي کند
پس از او کودکان با نوازش کدامين رهگذر خواهند آراميد؟
اندوه هجرتش سينه ام را مي فشارد
و اين اندوه مرا چه دشوار است
با که بگويم اندوهي که در سينه دارم
پس از او با که سخن بگويم؟
بغضي غريب در سينه دارد
و فريادهايش در چاه چه زيبا نجوا ميکند با نسيم
خزان نگاهم را به بهار نگاهش عادت داده بودم
و او همچنان گام بر ميدارد
از سايه ها مي گذشت و به سوي نور مي شتافت
و شوقي در نگاهش
گويي ديگر موسم وصال است با عشقي که سالها در انتظارش بود
صدايش مي زدم
اما ميرفت
گو يي در انتهاي کوچه ندايي او را ميخواند
...
چه سکوتي دارد امشب
گويي خاک مرده بر شهر پاشيده اند
و او دگر به ميعادگاه رسيده است
در محراب ايستاد و قامت بست
شوقي عجيب در نگاهش بود
و چه آرام نجوا ميکرد با معبود خويش
ايستادو قامتش چون سروبا ديدگانم عشق بازي ميگرد
حمد و سوره را که مي خواند شوقي غريب در صدايش موج ميزد
به رکوع رفت
از شرمش قامت دنيا شکست
و ميدانست که اين قامت ديگر نخواهد ايستاد
بر خاست و با محراب وداع کرد
با رنج زمانه و نامردي مردمانش
ديدگان مهربانش را به دنيا بست و به سجده رفت
و گويي زمين در سجودش به لرزه افتاد
گويي زمين هم ميدانست که اين وداع آخر است
در گوش زمين وصيت کرد و با خاک وداع
و زمين و زمان فرياد ميزد که از اين سجده بلند مشو
شايد زمين توان جدايي از پيشاني مهتابيش را نداشت
و چه سنگين است اين جدايي
از سجده بر خاست و ناگهان
...
ناگهان
صدايي عرش را فرا گرفت
به خداي کعبه که رستگار شدم
زمين و زمان فرياد مزدند و زمينيان حيران ، از ظلمي که بر او روا داشته بودند
محراب غرق خون بود و رهگذر گويي سفر را آغاز کرده بود
ديگر صداي پاي رهگذر در کوچه ها نمي آمد
ديگر کسي نبود تا اندوه کودکان يتيم کوفه را نوازش کند
آري
رهگذر مي رفت و
مي رفت و
می رفت ...
امشب به يادش تا صبح خواهم گريست
خيره به خاک غربت زده ي کوچه
تا شايد يکبار ، فقط يکبار ديگر صداي قدمهاي رهگذر
آرامش قلب خسته ام گردد
...
آسمان را نظاره کن
...گويي ستارگان از عرش هبوط مي کنند
اگر امشب خورشيد را ديدي
سلام مرا نيز به او برسان
---------------------------
التماس دعا
|
|
| 29255 |
نام:
mj
شهر:
pa
تاریخ:
10/16/2006 1:42:29 AM
کاربر مهمان
|
حضرت باری تعالی به حضرت موسی بن عمران وحی کرد که : آیا هرگز عملی برای من بجا آورده ای ؟
موسی (ع) عرض کرد : پروردگارا من نمازم را برای تو بجا آوردم. روزه را برای تو گرفتم . صدقه را برای تو دادم و ذکر تو را نمودم.
خداوند فرمود : نماز برهان و حجت توست ، روزه سپر تو و صدقه سایبان تو و یاد من نور است از برای تو پس کدام عمل را برای من بجا آورده ای؟
موسی عرض کرد : خداوندا! مرا بدان عمل که برای تو باشد راهنمایی کن .خداوند فرمود: آیا برای من با کسی دوستی و برای من با کسی دشمنی کرده ای هرگز ؟ (حدیث قدسی)
ای علی دوستی تو ایمان و دشمنی تو نفاق است.مگر نشنیده اند از پیامبر(ص) که :ای علی دوستی تو ایمان و دشمنی تو نفاق است.
مگر نشنیده اند که :حزب علی حزب خداست و حزب دشمنان او حزب شیطان .
مگر نشنیده اند که : علی ریسمان محکم الهی است.
مگر نشنیده اند که : ای علی تو را پسندیده ای .
مگر نشنیده اند که : ای علی ! صراط مستقیم تویی.
مگر نشنیده اند که :ای علی حق با توست و حق بر زبان توست و در قلب تو و دیدگان تو.
مگر نشنیده اند که : ای علی تو به خانه خدا می مانی . (همانطور که مردم به زیارت خانه خدا می روند و خانه خدا به زیارت کسی نمیرود )
مگر نشنیده اند که : یا علی تو اصل منی.تو قسیم بهشت و جهنمی .
مگر نشنیده اند که : علی پرچم هدایت است .
مگر نشنیده اند که :علی بگوید: من همانم که هزار کتاب از کتب انبیا نزد من است .بگوید : من همان کتابم که در آن تردید نیست.بگوید : من سر مخزون خداوندم من عالمم به آنچه بوده و خواهد بود.
خداوندا تیرگی جهالت را از دلهای ما بزدا
و انوار معرفت بر قلوب ما بتابان
و توفیق طاعت و عبادت و ترک معصیت عنایت بفرماید.
|
|
| 29254 |
نام:
mj
شهر:
pa
تاریخ:
10/16/2006 1:00:36 AM
کاربر مهمان
|
امیرالمؤمنین(ع) با همه عظمت و بزرگی، به درگاه خدا رو می آورد و با او خلوت و زمزمه می کرد و چنین با خدا می گفت: «خدایا، گناهی را از من بیامرز که تو از من بدان داناتری. پس اگر بازگشتم، تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدایا گناهی را از من بیامرز که از درونم وعده کردم و بدان وفا کردنی در نزد من برایش نیافته ای. خدایا، گناهی را از من بیامرز که به زبانم خواستهام به سوی تو تقرّب بجویم، سپس قلبم با آن مخالفت کردهاست. خدایا به گوشهی چشم اشاره کردنها و سخنان بیهوده گفتنها و خواستههایناروای دل و لغزشهای زبان را از من بیامرز.»
|
|
| 29253 |
نام:
رضا
شهر:
كوير
تاریخ:
10/15/2006 11:52:33 PM
کاربر مهمان
|
دعای روزبيست و دوم
*****************
اَللَّهُـمَّ افْتَحْ لِي فِيِه اَبْوَابَ فَضْلِكَ وَ اَنْزِلْ عَلَيَّ فِيِه بَرَكَاتِكَ، وَ وَفِّقْنِي فِيِه لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِكَ، وَ اَسْكِنّي فِيِه بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِكَ، يَا مُجيِبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّيِنَ.
پروردگارا، بگشا برمن در آن درهاي فضلت را و نازل كن برمن در آن بركاتت را و توفيقم ده براي اسباب خوشنوديت و سكونتم ده در آن ميان بهشتت، اي اجابت كننده دعاي بيچارگان.
|
|