شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28792
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 10/7/2006 2:58:57 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم – الجهاد نور-زمانیکه دشمنان اسلام برای سد کردن راه پیشرفت اسلام سعی میکنند . نیروهای مسلمانان چون در جاده صراط حق قرار دارند نمیتوانند با در نظر گرفتن شرایط تعین شده از ان صرفنظر کنند این سد کردن میتوان مقاصد سیاسی- اقتصادی- اعتقادی ودیگر ابعاد را در بر داشته باشد تمام انواع ان در طبق بندی لشگرهای شیطان قرار دارند والزام نبرد های اسلامی که در طبقه وظائف اعتقادی پر اهمیت ودرجه اول قرار میگیرنند وای نبردها بخاطر منافع بعضی هاتغیر وتحول پیدا نمیکنند. وهمیشه ----مخالفین این نوع نبردها مورد انتقادشدید پیامبر اکرم(ص)منبع ومرکز رادمردی وشجاعت و وظیفه شناسی واقع شدند.در عصرجاهلیت اعراب گاهی در جنگ ها فرار میکردند وگاهی رهبران وادار به سا زش میکردند یا حتی رهبران را عوض میکردند که سازش کنند ومسا.ئل مهم جنگ 1- گرفتن غنیمت 2- انتقام گرفتن بود که غالبا از روی تعصب جاهلی انجام میگرفت ولی جنگ دراسلام یک وظیفه الهی- جهانی-ملی است که رهبران طبق یک سر ی قوانین اسلامی ملزم به رعایت ان هستند چه درموردجنگیدن ودر مورد سازش کردن ونمی بایست مسلمانانی که در اروزی زندگی کردن درفضا اسلامی وداشتن ازادی برای عبادت کردن رابعللی روح اسلامی را از دست بدهند یا متحمل خوردن ضربت چه دربعد معنوی وچه مادی گردند مایوس ومضطرب باشند. داشتن تمرینات جنگی در زمان صلح وکنترول ومراقبت از مرزها ودرامادگیکامل همیشگی بخصوص نسبت به مکان وفضا که موردشک وظن واقع شده است چه از لحاظ تروریستی وچا از لحاظ جنگی وجالب انکه شدت سختگیری ومراقبت وحساسیت دفاعی در نقطه مرزی بابا پایتخت وشهر ام القری یکسان است هر کشور اسلامی باید بتواند اگر تمام کشورها به او حمله کنند فاتح از میدان نبرد خارج شودکه امروز علی الظاهردولت امریکا بر اساس ادعا مقامات نظامی اش دارای چنان استعدادی میباشد نبرد اسلامی که در اسلام بنام جهاد شناخته میشودیک شرافت واافتخار با درجه ممتار است که در مقابل حیوانیت وسبعیت ساکت باشد چگونه میشود این همه گور های دست جمعی مردمان بی گناه عراقی را درمحوطه قرار گاه گارد ریاست جمهوری دید ونفس در سینه حبس نشود وعرق گرم بربدن انسان ننشیند ومضظرب نشود وهیچگونه احساس وظیفه احساس نکند ایا نباید امید و نشاط وازادی مداوم را برای انسان های مایوس ومظطرب ونیازمند کمک به ارمغان اورد
28791
نام: رضا
شهر: كوير
تاریخ: 10/7/2006 2:14:04 AM
کاربر مهمان
  دعای روز سيزدهم
**************

اَللّهُمَّ طَهِّرْني فيهِ مِنَ الدَّنسِ وَ الْأقْذارِ ، وَ صَبِّرْني فيهِ عَلى كائِناتِ الْأَقدارِ ، وَ وَفِّقْني فيهِ لِلتُّقى وَ صُحْبَةِ الْأبرارِ بِعَوْنِكَ ياقُرَّةَ عَيْن الْمَساكينِ

اي خدا در اين روز مرا از پليدي و كثافت پاك ساز و بر حوادث خير و شر قضا و قدرت صبر و تحمل عطا كن و بر تقوا و پرهيزكاري و مصاحبت نيكو كاران موفق دار. به ياري خود اي مايه شادي و اطمينان خاطر مسكينان.

التماس دعا
28790
نام: نعم
شهر: ربضان
تاریخ: 10/6/2006 10:45:12 PM
کاربر مهمان
  شكر
28789
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 10/6/2006 9:18:45 PM
کاربر مهمان
  تعجب عزرائيل
سليمان (ع) روزى نشسته بود و نديمى با وى . ملك الموت (عزرائيل ) در آمد و تيز در روى آن نديم مى‏نگريست . پس چون عزرائيل بيرون شد ، آن نديم از سليمان پرسيد كه اين چه كسى بود كه چنين تيز در من مى‏نگريست؟ سليمان گفت: ((ملك الموت بود .)) نديم ترسيد . از سليمان خواست كه باد را فرمان دهد تا وى را به سرزمين هندوستان برد تا شايد از اجل گريخته باشد .
سليمان باد را فرمان داد تا نديم را به هندوستان برد . پس در همان ساعت ملك الموت باز آمد. سليمان از وى پرسيد كه آن تيز نگريستن تو در آن نديم ما، براى چه بود . گفت: ((عجب آمد مرا كه فرموده بودند تا جان وى همين ساعت در زمين هندوستان قبض كنم؛ حال آن كه مسافتى بسيار ديدم ميان اين مرد و ميان آن سرزمين - پس تعجب ‏كردم تا خود خواست بدان سرعت، به آن جا رود))
28788
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 10/6/2006 8:49:32 PM
کاربر مهمان
  بقيه :
اما يك چيز مسلمه كه هر كسي كه ايمان داره و اهل دل هست حقيقتا وظيفه سنگيني به دوش داره... كسيكه خودهاي گم شده آدما رو بيادشون مياره. در واقع حضورش يه بهانه ي ساده براي درك هستيه, يه جوروسيلست كه جلوي پوسيدگي خلقت زيباي خداوند رو ميگيره...من بيشتر از اين وقت نوراني شما عزيزان رو نميگيرم واز خداوند درخواست ميكنم كه به عزت و جلال و قدرتش در اين ماه عزيز دلهاي ما را پاك كنه و از نور معرفت و درك شبهاي قدر محروم نشيمو بياد بياريم كه براي چه درسهايي اينجا اومديم و چه جور وسيله اي بايد باشيم .آمين يا رب العالمين
28787
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 10/6/2006 8:43:50 PM
کاربر مهمان
  ديدي بعضي وقتارو كه آدما سربه دست آوردن يه دلي با هم دعواشون ميشه يا به هم حسادت ميورزن...خيلي جالبو خنده داره واز طرفي غمگين كننده....اي كاش بشه همه چيز رواز دور تماشا كرد!!! بعضيا هم يه دنيايي دارن عجيب و غريب .اصلا هم نميشه از توي دنياشون بيرونشون آورد.....تصويري كه جز خيال تشون
چيزديگه اي درش نقش نداره...كاراشون شبيه بازيگراست... عشقشون,صداقتشون, نگاشون وووهمه يه جور بازيه....ولي خوب ميگن بهشت مال چهره ها و صداهاي آشنا, مال آدماي واقعيه و نه آدماي بازيگر...ديدي بعضيا چقدر كلامشون بوي آشنايي ميده?...اصلا تا حالاش دهازدرخونه اي رد بشيد و يه بوي خاصي به مشامتون بخوره?...يه جور بوي آشنا?...بعضي كوچه ها!!! بعضي مكانها صداي يه عمر ميدن!!!... از اين بعضيها زيادن كه دوره شون شايد حتي برگرده به قبل از زاده شدن ما,اما من هنوز نفهميدم كه جنس اين آشناييها, چه جور جنسيه كه هيچوقت زمان انقضاشون سر نميرسه!!...این هو هوی باد و خرامیدن نسیم ها چيه كه هر چه چشم و گوش و لبان دربارشون ميگن و حس ميكنن خسته نميشن?...نميدونم صداهاي آشنا چه جنسين كه هر چي گوش ميشنوه خسته نميشه?!...اما حداقل اينو ميدونم كه از هر جنسي باشن, از جنس ماده زمخت اين دنيايي نيستن...از يه جنسين كه ما قبلا لمسش كردي,ولياز يادمون رفته.اينه كه فكر ميكنم وقتي نميبينيم يا نميشنويم يا لمسشون نميكنيم دلتنگ ميشيم,و وقتي هم كه باهاشون برخورد ميكنيم, حس يه جور آشنايي بهمون دست ميده و خوشحال ميشيم. ياد قسمتاي گمشده خودمون ميافتيم !!!!اصلا من فكر ميكنم همه ما آدما وقتي به اين دنيا ميايم, عاشقيم!! فقط ميآييم كه معرفت كسب كنيم...اينطور نيست كه مياييم معرفت كسب كنيم تا بعد عشق پيدا كنيم...اين غلطه...غلطه آي غلطه...
آدم وقتي عاشق يه چيزي ميشه دلش ميخواد اونو بشناسه, والا چيزي كه بوي عشق نميده, محاله كه بشه درست شناختش...وقتي به چيزي علاقه نداريمو يه جور احساس غريبگي ميكنيم با خودمون ميگيم تلاش را چه سوداگر بعد از مدتهاسعي, برای نشون دادن خودت به ديگرون باز هم باهات مثل غريبه ها رفتاركردن...اين بود كه اتفاقا در گرماگرم اين گفتگوها با خودم ياد, يكي ياد يكي از نوشته هاي برادر مجيد افتادم, كه احاديثي راجع به زودجوشي و خوش خلقي وگرمي موئمنين آورده بودو ميشد اينطوري استنباط كرد كه اصلش آدماي مومن اگرچه در دنيا احساس غريبي ميكنن اما براي خيليهاآشنا و بشارت دهنده هستن ...به هر حال ما كه هنوز دقيقا نميدانيم كجائيم?و با دستخط کج و کوله به بركت اينماه بياد آشناهايي كه ازم دور هستن و آن آشناهايي كه نزديكن يه چيزايي مينويسيم. بيادآن آشنايي كه خيلي از ماها در انتظارشيم...اگه تو اين دوره زمونه خيلي آدما براي هم غريبه شدن چندان هم عجيب نيست...براي اينكه جنساداره تغيير ميكنه صداقت و مروتهاست كه داره فراموش ميشه...اون محبت هايي كه از جنس نور بودن...اعتمادهاي دو طرفه اي كه,گاها شدن مثل الماس در قعر زمین...شايد هم به اين دليل باشد كه نميدانيم فرصتهايي که از آن بهره نمی گیریم ، ممكنه آرزوي جن وانس هاي ديگه باشه...حالا كه يه طوري شديم كه ديگه سخت به درخت وآب وآتيش گره ميخوريم نميدونم....شايد اگر بيدار نشيم و معرفت كسب نكنيم خا يه قومو يه گروه ديگه رو بياره كه حداقل اوناازاين فرصتهاي هستي براي كسب معرفت استفاده كنن همونطور كه وعده اشرو هم داده... خواهران و برادران عزيزم من اين مطالب رو بصورت عمومي مينويسم و حتي شايد منظورم از بكار بردن كلمه من يا ما يا شما نه خودم باشد و نه شما... اما يك چيز مسلمه كه هر كسي كه ايمان داره
28786
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 10/6/2006 7:19:17 PM
کاربر مهمان
  السلام

زندگی شیرین است اما شهادت شهد ناب است و خالصتر ، آری شهادت شیرینتر است و گوارا تر...

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد بادآن روزگاران یاد باد

والسلام
28785
نام: -
شهر: tehran
تاریخ: 10/6/2006 7:18:40 PM
کاربر مهمان
  man mikham az inja beram.....vali .....shohada kojayiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiid?
28784
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 10/6/2006 7:05:38 PM
کاربر مهمان
  سبزي

طراوت

شادابي

و استقامت را از درخت بياموزم

بياموزم كه در برابر طوفان زندگي

بردبار و مقاوم باشم

آب هست

خاك هست

جوانه خواهم زد.....
28783
نام: باران
شهر: اسمان
تاریخ: 10/6/2006 6:52:56 PM
کاربر مهمان
  سلام حادثه واقعا برای مادرت تاسف خوردم ولی ناراحت نباش فکر میکنم این برای مادرت یک امتحان از جانب خداست خدا میخواست ببینه مادرت در شرایط خاص هم مثل قبل میمونه ومن احساس میکنم مادرت توی این امتحان قبول میشه. براش دعا میکنم سلامتیشو بدست بیاره. امیدوار باش.
<<ابتدا <قبلی 2885 2884 2883 2882 2881 2880 2879 2878 2877 2876 2875 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved