شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28772
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 10/6/2006 4:17:01 PM
کاربر مهمان
  سلام
نقل قول از استاد :
هر انسانی وقتی مهمونی دعوت می شه
مخصوصا وقتی مهمونی بزرگی باشه
می ره همه جا به همه قسمتها سر می زنه
ببینه کیا تو این مهمونی دعوتن
ببینه بقیه چی کار می کنن
این کارها بصورت طبیعی شکل می گیره
اگه هم مهمونی بسیار مهم و با عظمتی باشه و خودشم زیاد تو این مهمونی فرد قابل توجهی نباشه می ره می گرده دنبال ی نفر آشنا که به واسطه اون صاحب خونه هم اونو تحویل بگیره و ...
ما هم تو این مهمونی کسی رو نداریم غیر تو آقا جان
من هم ی انسانی هستم که پستم
اصلا کسی نیستم که خدا بخواهد به منتوجه کنه
انقدر تو طول سال گناه کردم که اگه هم خدا هم بخواد نمی تونم استفاده کنم
آقا جان دست ما رو هم بگیر تو این مهمونی آشنا ما شو به واسطه شما آنچه که به خوبها می دن به ما هم بدن
ما هم می خوام آدم بشیم

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادمو باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
28771
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 10/6/2006 2:34:14 PM
کاربر مهمان
  دوکوهه السلام ای خانه عشق
28770
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 10/6/2006 2:27:13 PM
کاربر مهمان
  السلام

تقدیم عاشقان عباس ابن علی:

** بخوانید و از عشق احساسیم من
** زگهواره تا گور عباسیم من

والسلام
28769
نام: بهزاد
شهر: سعداباد
تاریخ: 10/6/2006 2:19:39 PM
کاربر مهمان
  حرف دل را بگویید
28768
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 10/6/2006 2:06:08 PM
کاربر مهمان
  محب واقعی
(( امام صادق عليه السلام فرمود: از جمله سخنان خداوند با موسى عليه السلام اين بود كه خطاب به او فرمود: اى پسر عمران ! دروغگوست كسى كه بگويد: مرا دوست دارد ولى چون شب فرا رسد، در خواب باشد. آيا محبّ، مايل نيست كه با محبوبش خلوت كند؟! اى پسر عمران ! من دوستانم را مى شناسم وقتى كه شب فرا رسد، ديده آنان ، از قلبشان متحوّل شود و عقوبتم برابر چشمانشان مجسّم گردد. از روى مشاهده مرا خطاب نمايند. و از روى حضور با من تكلّم كنند. اى پسر عمران ! از قلبت مرا خشوع ده و از بدنت خضوع و از چشمت ، در ظلمات شب ، اشك ! مرا بخوان كه قريب و محبيم خواهى يافت .
28767
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 10/6/2006 2:02:48 PM
کاربر مهمان
  - چه كنم با شرم؟
مردى از اهل حبشه نزد رسول خدا صلوات الله عليه و آله آمد وگفت: (( يا رسول الله!گناهان من بسيار است . آيا در توبه به روى من نيز باز است؟ )) پيامبر (ص) فرمود: (( آرى، راه توبه بر همگان، هموار است . تو نيز از آن محروم نيستى))
مرد حبشى از نزد پيامبر (ص)رفت . مدتى نگذشت كه بازگشت و گفت
((يا رسول الله!آن هنگام كه معصيت مى‏كردم، خداوند، مرا مى‏ديد؟ ))
پيامبر (ص) فرمود: (( آرى، مى‏ديد )) مرد حبشى، آهى سرد از سينه بيرون داد و گفت: (( توبه، جرم گناه را مى‏پوشاند؛ چه كنم با شرم آن... )) در دم نعره‏اى زد و جان بداد
28766
نام: فارقیلیطا
شهر: تبریز
تاریخ: 10/6/2006 12:34:01 PM
کاربر مهمان
  سلام علیلم خدمت برادر محترم آقای ایرانمنش با آرزوی قبولی عباداتتان ...کاش میشد با اینترنت با بهشت که جایگاه متقینی مثل شماست ارتباط داشت.حرف دل زیاد هست ولی گوش شنوا نیست یا اگر هست سر آخر سر تکان دادنی بیش نیست.امید قلبی بنده نافرمان خدا سلامتی شما و همرزمان ( باخدای)شماست.
علاقه بنده نسبت به شما برادر گرامی از پخش گزارشی در مورد شیمیایی شدن شما شروع شد.
بازیگری وجانبازی !
28765
نام: ممد عشقی
شهر: گمنام
تاریخ: 10/6/2006 3:09:00 AM
کاربر مهمان
  سیمای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار

الهم صل علی محمد وآل محمد
28764
نام: علی شریعتی(کتاب آری اینچنین بود برادر)
شهر: مزینان-کویر
تاریخ: 10/6/2006 3:06:20 AM
کاربر مهمان
  او در همان حال که در اوج آسمانها پرواز میکرد ناله کودک یتیمی تمام اندامش را مشتعل می کرداکنون در عصر و جامعه ای زندگی می کنیم که باز من و هم نزادان من و هم طبقه هایم به او نیازمندیم.
ما اکنون به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم ازده شده ایم بردگی بر افتاده است اما به بردگی ای بدتر از سرنوشت تو (در خطاب به بردگان مصر-فرعون)محکوم شده ایم!
اندیشه ما را برده کرده اند دلمان را به بند کشیده اندو اراده مان را تسلیم کرده اندو ما را به عبودیتی ازاد گونه پرورانده اند.
برادر تو اربابت را به سادگی می شناختی و درد شمشیری را که می خوردی حس می کردی و می دانستی که برده ای و چرا برده ای و کی برده شدی و ما اکنون به سرنوشتی همرنگ سرنوشت تومحکوم شده ایم بی انکه بدانیم کی ما را به بردگی این قرن کشانده است و از کجا غارت می شویم و چگونه تسلیم به انحراف اندیشه و به عبودیت ها ی زمین دچار شدیم.
بیش از عصر تو محرومیم و ظلم و تبعیض طبقاتی و ستم بیش از زمان توست اما با چهره های تازه و پیرایه های تازه تر!
و برادر علی تمامی عمرش را بر روی این سه کلمه گذاشت:
مکتب وحدت عدالت"
28763
نام: لاوان
شهر: سنندج
تاریخ: 10/6/2006 2:48:56 AM
کاربر مهمان
  با سلام و :چند مداحی از اهنگران<با تشکر
<<ابتدا <قبلی 2883 2882 2881 2880 2879 2878 2877 2876 2875 2874 2873 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved