شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28762
نام: علی شریعتی(کتاب آری اینچنین بود برادر)
شهر: مزینان-کویر
تاریخ: 10/6/2006 2:38:29 AM
کاربر مهمان
  اما برادر ناگهان خبر یافتم مردی از کوه فرود آمده و در کنار معبدی فریاد زده:
من از جانب خدا آمده ام
و من باز بر خود لرزیدم که باز فریبی تازه برای ستمی تازه اما چون لب به سخن گشود باور نشد:
من از جانب خدا آمده ام که خدا اراده کرده تا بر همه بردگان و بیچارگان زمین منت گذاردو آنان را پیشوایان جهان و وارثان زمین قرار دهد.
باورم نشد گفتم او نیز همچون پیامبران دیگر در ایران و هند چین شاهزاده است که به نبوت مبعوث شده تا با قدرتمندی هم پیمان شود و قدرتی تازه بیافریند.
گفتند : نه یتیمی بوده و همه او را دیده اند که در پشت همین کوه گوسفند می چرانیده.
به او ایمان اوردم چرا که همه برادرانم را گرد او دیدم:بلال برده برده زاده از پدر و مادر بیگانه ای از حبشه.سلمان اواره ای به بردگی گرفته شده از ایران.ابوذر فقیر در مانده ی گمنامی از صحراو....باور کردم و ایمان اوردم چرا که همه کاخش چند اتاق گلی بود که خود در گل و خاک کشیدنش شرکت کرده بود... و تا بود چنین بود و چنین مرد.
(او مرد و همه چیز تغییر یافت)ناگهان دیدم برادر شمشیرهایی که بر سینه شان ایات جهاد حک شده بود و معابدی که سرشار از سرود و نیایش الله بودو ماذنه هایی که اذان توحید می گفت و چهره هایی که به نام ادامه سنت آن پیام اور دست اندر کار بودندو ما را به بردگی و قتل عام گرفته بودند پیش ازمن کسی دیگر را قربانی مظلوم این شمشیرها و محراب ها کردند:"علی"
برادر! علی خویشاوند ان مرد پیام اور بود و در محراب عبادت الله کشته شد. خود پیش از من و خوانواده اش پیش از خوانواده من و پیش از بردگان و ستمدیدگان تاریخ نابود شدند.و خانه اش پیش از خانه ما بنام جهاد و زکات غارت شدو قران پیش از انکه وسیله ای شود برای باز چاپیدان من باز بیگاری من و باز بردگی من بر سر نیزه شد و "علی"را شکست.
عجبا این بود که بعد از پنج هزار سال مردی را یافتم که از خدا سخن می گفت نه برای خواجگان بلکه برای بردگان نیایش می کرد.
.........مردی یافتم که دختر و پسرش وارث پرچم سرخی بودند که در طول تاریخ در دستان ما بود و پیشوایان ما.
.........او بهتر از دموستنس سخن می گوید امانه برای احقاق حق خویش.او بهتر از بوسوئه خطیب سخن می گوید اما نه در دربار لویی بلکه پیشاپیش ستمدیدگان.بر سر قدرتمندان است که فرید می کشد.
"او خود نه محراب دارد و نه مسجد او خود قربانی محراب است"
28761
نام: مهدي اشنه در از گيلا و ند د ما و ند
شهر: شهر قم حو ز ه علميه قم
تاریخ: 10/6/2006 12:44:55 AM
کاربر مهمان
  با سلامودورد به پيشگاه امامزمان-ع-و باسلام به روه امام ا مت وشهداانقلاب اسلامي وهشت سال دفاع مقدس
28760
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 10/6/2006 12:21:52 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم- روزنامه تایمزکه قبلادر مسائل پر اطلا عات با کارشناسی بسیار عمیق سیاسی- اقتصادی ظاهر میشد در مورد گرجستان نه تنها سیاست گرجستان را تبین نمیکند بلکه صورت مسئله راهم دارد پاک میکند وازچند نکته کوچک میتوان پی برد که مسله حساس هست وباید یک دگرگونی اساسی درگرجستان رخ میدهد یا باید رخ بدهد جامعه گرجستان یک جامه از که تا حدودی جامعه بی طبقه را تجربه کرده است کار اقتصادی در این جامعه بسیار مشگل است بهترین الگو ان اللگو انگلستان است که قطار جدید قیمت بلیط ان به نحوی باشد که غنی ترین فرد حد اکثر چهار بار سوار میشود فقیر ترین فرد سه بار بتواند سوار شود. ومیتوان از پول اموزش و بهداشت کم کرد ویک جمله کلیشه ای متاسف هستیم ودر اینده جبران میشود د رکتاب سازمان برنامه وبودجه نوشته میشودشاید به اقای ساکاشویلی فرموده است باسکوت کم کم جامعه را چند طبقه بکن وسعی کن جامعه مرعوب شود یک دین کشیوت گرجستانی خیلی عجیب است تا امروز حزب مسلط یک کتاب برنامه ریزی جامعه منتشر نکرده است که یک صفحه هویت حزبی که اخیرا مدشده است منتشر نکردهاست هیچ یک کارت لوایح وعملیات یکسال را هم منتشر نکرده که بز هیچ اقلا تعداد متنابهی کنفرانس وشورا فرا خوانی وغیره نداشته با مقایسه با اقای براون در انگلستان با ان همه برنامه وحتی اعلانا بیان ما بعضی کشوراه از جمله ایران مجبور به خرید ویائل نظامی وغیره کردیم تا کارخانه های انگلستان بچرخد زیر باران سرزنشها واقع شد زیزا حاضر نبود از بودجه سرسام اور نظامی مقداری به کشور تزریق کند گفتاد ایشان کفاش بوده وبعد معلم شیمی شده در ضمن معلمی تحقیقات در شیمی نداشته؟1
28759
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 10/6/2006 12:11:59 AM
کاربر مهمان
  همتون حتما اون داستان معروف برخوردامام حسن علیه السلام روبا مردشامی شنیدید که: مرد شامی حضرت رو ملاقات کردوشروع کرد به لعن وناسزا به حضرت .حضرت هیچ نفرمودن تا مرد ساکت شد.روکردن به اون مرد وسلام کردن وخنده نمودن وفرمودن:ای شیخ گمان می کنم غریب باشی وگیا برتو مشتبه شده امری چند پس اگر از ما استرضا جویی از تو راضی وخشنود می شویم واگرچیزی سوال کنی عطا می کنیم واگر طلب ارشاد وهدایت کنی تور ارشاد می کنیم واگر بردباری بطلبی عطا می کنیم واگر گرسنه باشی تورا سیر می کنیم واگر برهنه باشی تورا می پوشانیم واگر محتاج باشی بی نیازت می کنیم واگر رانده شده باشی تورا پناه می دهیم واگر حاجتی داری حاجتت را برمی اوریم واگربار خودرا به خانه ما فرود اوری ومیهمان ما باشی تا وقت رفتن برای تو بهتر خواهدبود زیرا که ما خانه گشاده داریم وجاه ومال فراوان است
چون مرد شامی این سخنان راشنید گریست ومی گفت شهادت می دهم که تویی خلیفه الله درروی زمین وخدابهتر می داند که رسالت وخلافت رادرکجاقراردهدوپیش ازان که تورا ملاقات کنم تو وپدرت دشمن ترین نزدمن بودید وحال محبوبترین نزد من وتا درمدینه بود مهمان ان حضرت بودواز محبان ومعتقدین اهل بیت رسالت گردید.


حالا تواین روزایی که داریم به تولد کریم اهل بیت نزدیک میشیم حیفه که ندونیم داریم میریم درخونه چه شخصیتی.
اقاجونم می دونم دیگه ابرویی برام نمونده که بیام سراغت میدونم گناهام انقدر زیاد شده که ...اما اقاجون ببین بین چه ادمایی هستم همشون عاشق اهل بیتن همه منتظر اومدن فرزند فاطمن .همه دارن باتمام وجود در حسرت یه نگاه اقا می سوزن .
تاحالا دیدی بی احترامی کرده باشن؟دیدی بجز با درود وصلوات نام مبارک شمارو برده باشن.نه دیگه اقاجون تاحالا نشده که از مادر بگن واشکشون جاری نشده باشه نشده که از مدینه بشنون و...اقجون ببخش قراره ما شادیمون درست وحسابی باشه ونریم سراغ...
پس اقاجون خودت بیا این بچه ها وهرکی دلش با مولاست رو مهمون خودت کن ببین ماهم خسته ایم ببین دستامون خالیه هیچی نداریم.اقاجون یعنی میشه به ماهم بگی اگه گمراه شدی بیا خودم میشم راهنمات میشه بگی چیزی میخوای خودم بهت میدم .بگی که اگه ازهمه جا رونده شدی بیاخودم پناهت میشم .بگی خودم میشم چاره تمام دردات میشه بگی بیا مهمون خودم شو .وای اقاجون همین اخری بسه.
اره فقط بگو بیاین مهمونم بشین.بیاین تو خونه خودم بهتون جابدم .فقط همین.اقا پس تا روز ولادتت نرسیده هممونو دعوت کن تو خونت نکنه اون روز بیاد وماهنوز پشت در منتظر باشیما .خودت گفتی بزرگه پس برا همه جا داره حتی گناهکارا.
28758
نام: نصرت
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/5/2006 10:58:51 PM
کاربر مهمان
  باعرض سلام جناب آقاي آيت الله بحجت من شنيده ام كه شما به خاطر قدرت ايمان زياد با آسماني ها در ارتباط هستيد.و حتي ظهور آقا امام زمان را به پير ها هم تبريك گفتيد و فرموديد كه بايد اميد وار باشند .و انسان ها را به شكل واقعي خودشان و اعمالشان را مي بينيد .خواستم از شما خواهش كنم مشكل بيماريم را بپرسيدخوب ميشوم و اگر لطف كنيد وآدرسي محبت كنيد من مزاحم اوقات شما شوم و با شما يك ديدار داشته باشم خوشحال مي شوم. شايد شما به ياري خدا من كمكي كنيد .من نمازم را مي خوانم قرآن هم زياد مي خوانم ذكر هم هرچه به زبانم مي آيد مي گويم ولي نمي دانم ديگر بايد چه كنم به خدا من صبر زياد ندارم خواهش مي كنم كمكم كنيد با من تماس بگيريد
28757
نام: جديدي
شهر: تبريز
تاریخ: 10/5/2006 10:36:23 PM
کاربر مهمان
 





سلام آقاجون دلم تنك آقاجون اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم




28756
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 10/5/2006 10:13:58 PM
کاربر مهمان
  انتظار
انتظار، وقت نمى شناسد، صبح و شام نمى شناسد، گاه و بيگاه نمى شناسد. انتظار سوز شوقى است كه به جان مى افتد، شعله عشقى است كه در دل مى گيرد، تا جان به تن منتظران است و تا دلشان مى طپد، انتظارشان مى سوزاند و گرما مى بخشد.
انتظار دوران با شكوه امام زمان(عليه السلام) تنها بهانه اى براى حركت پيگير منتظران نيست، بلكه خود نيز براستى گنجى واقعى است، گنجى كه پربهاتر از آن در سرتاسر آفرينش وجود ندارد.
انتظار امام زمان(عليه السلام) يعنى انتظار خلاصه همه خوبيهاى خلقت.
و انتظار دوران امام زمان(عليه السلام) يعنى انتظار عصاره همه تاريخِ سراسر نور و هدايت پيامبران.
اگر انتظار كشيدى و به مقصود رسيدى، او را ديدى، كلام جانبخشش را شنيدى، دست عنايتش را برسرت احساس نمودى، در سايه حكومتش حكومت توحيد و عدالت و انسانيت را تجربه كردى، و در دوران خلافتش، خليفة اللّهىِ انسان را مجسّم يافتى، كامياب خواهى بود.
و اگر انتظار كشيدى و به مقصود نرسيدى، او را نديده مُردى، و طعم عدالت موعود را نچشيده وعده حق را اجابت كردى، باز هم كامياب خواهى بود; زيرا انتظار فرج خود از بالاترين مصاديق فرج و گشايش است.
28755
نام: احسان
شهر: تهران
تاریخ: 10/5/2006 9:56:16 PM
کاربر مهمان
  اللهم العجل لولیک الفرج
28754
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 10/5/2006 9:54:35 PM
کاربر مهمان
  خداشناسى على عليه السلام

امام باقر عليه السلام از جدّش اميرمؤ منان نقل مى فرمايد كه : مردى برخاست و گفت : اى امير مؤ منان با چه چيز خدايت را شناختى ؟
فرمود: با شكسته شدن عزم ها و همّت ها؛ چون تصميم به انجام كارى گرفتم ، مانع شد. و چون عزم كردم پس قضاى الهى با عزمم مخالفت نمود؛ پس دريافتم كه مدّبر، كسى است جز من .
مرد گفت : چه باعث شد شكر نعمتهاى او را به جاى آورى ؟
حضرت عليه السلام فرمود: به بلايا نگريستم كه خداوند، آنها را از من دور نمود و غير مرا دچار آن ساخت ؛ از اين رو دريافتم كه او به من نعمت ارزانى داشته است ، پس شكرش را بر خود لازم دانستم .
مرد پرسيد: چرا لقايش را دوست دارى ؟
فرمود: چون دريافتم كه براى من دين فرشتگان و فرستادگان و پيامبرانش را برگزيده ؛ دانستم كه مرا گرامى داشته و فراموشم نكرده است . پس مشتاق لقايش ‍ شدم

28753
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 10/5/2006 7:11:44 PM
کاربر مهمان
  بقيه:
با يه ديدار يا يه گفتگوي تازه جشن بگيره......آره ديگه شماها هم بايد آدماي خوشبختي باشيد كه توي اين بحران معنويت, توي اين دوره زمونه كه هر كسي يه جور سر معني رو ذبح ميكنه, دلتنگ يه كسي و يه چيزي هستيد...من هرچه زور ميزنم فعلا فقط دلتنگ دريام ولي شما رو نميدونم...، از صميم قلبم براتون دعا ميكنم
<<ابتدا <قبلی 2882 2881 2880 2879 2878 2877 2876 2875 2874 2873 2872 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved