اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 28722 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
10/5/2006 1:27:37 AM
کاربر مهمان
|
سید دیدی چی شد؟فکر کنم بازم برا هوای نفسم رفتم والکی گفتم خدایا فقط براتو میام.اگه برای اون بود پس چرا بازم خودمو فقط دیدم.اون همه ادمای پاک اونجا رو من حتی یه تاپیر هر قدرهم کم نذاشت.بازم گفتم......اخه خدایا اخه چرا مگه چه عیبی داشت تو این مورد کمکم می کردی.ای خدا این ماه مبارک هم داره میگذره.تا کی باید بگم ادم میشم ودرست میشم کی قراره از تو ظاهر عملم در بیام وبه اصلش برسم.خدایا عمرم داره تو همین کار میگذره اخه چندسال نفهمم که .....خدایا چندوقت خودمو گول بزنم که نه خداهمین جوری قبول می کنه تو به بقیش کار نداشته باش.من که میدونم دیگه حاقل خودم میونم تو این چندین ساله با چه اوضاعی .چه نیتی ....اخه چند سال دیگه تو غفلت باشم ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خودت میدونی که حسرت به دل موندم حتی برای یه بار فقط یه بار حقیقتش رو بفهمم (اومدم بگم مثل بعضی از بنده هات نباشم اما دیدم اخه ادم از کجا معلوم همون بعضیا از تو کلی هم جلو نباشن وخودت خبر نداشته باشی )خب باشه مثل الان خودم نباشم که موندم تو مقدمه وهیچی از کار اصلی نمی فهمم حتی برای یه لحظه
سید توکه میدونی چی میگم توکه می فهمی چقدر سخته ادم فکر کنه خدا حتی برای یه بار هم که شده نمیخواد باهاش مثل بقیه ادما حرف بزنی.بهت راه نمیده که ...سید میدونی چه دردناکه خودت بارها منو دیدی که به چه حال وهوایی رسیدم تو این مورد اما بازم انقدر سیاه وخطاکارم که.....
نه خدایا کفر نمیگم بازم شکرت .میدونم که میدونی .با همه این بدیام وخطاهام وزشتیامو روسیاهیام وگناهام دوست دارم .
خدایا میدونم الان بازم خودخواهی میشه اما به خاطر تمام نعمتایی که بهم دادی دوست دارم
به خاطر تمام دردایی که بهم دادی دوست دارم
به خاطر این که یه چیزی بهم دادی که حداقل خودمو باهاش راضی می کنم که با اون خواستی بهم بگی به یادتم دوست دارم
نمی دونم کاش می تونستم بااطمینان بگم به خاطر..................
اما به هر حال دوست دارم .
خدایا به همین روزا وشبای عزیز هرکی هر چی ازت میخوادو به صلاحشه بهش عنایت کن.همه اهل دلیا رو هم....
|
|
| 28721 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
10/4/2006 11:30:27 PM
کاربر مهمان
|
السلام
صبح رمضونیتون بخیر ...
میدونین بچه ها گاهی آدم از خودش هم خسته میشه! یعنی دیگه آدم از خودش حالش به هم میخوره ماه رمضون اومد به نصف داره میرسه ما بازم آدم نشدیم...
بابا عجب پر رو هستیم ما ... یکی بیاد خونه شما مهمونی ، پا بشه استکانها رو بشکنه بزنه همه جا رو درو داغون کنه شما بگین شما باشین چیکار میکنین...
بابا عجب پر رو هستم من اومدم تو خونه خدا بازم گناه میکنم ... بابا عجب رویی دارم من ... خاک توسر این بی حیایی خودم کنم ... نه اینتوری نمیشه... بابا نمیشه که آدم دست رو دست بذاره و این نفس رو گردن کلفت کنه ... ای خدا همیشه اینو میگم بعدش روز از نو روزی از نو اصلا بی خیال میدونین ...
*********** تلک شقشة هدرت ثم قرت***************
والسلام
|
|
| 28720 |
نام:
امیر بابایی
شهر:
کرج
تاریخ:
10/4/2006 9:38:55 PM
کاربر مهمان
|
آقا جون
این دل عاشق منو بی سروسامونش نکن
تا وقتی قلب عاشقم بخاطر تو می زنه
طلسم تنهایی من با ذکر نازت میشکنه
|
|
| 28719 |
نام:
sima
شهر:
canada
تاریخ:
10/4/2006 7:03:31 PM
کاربر مهمان
|
man az in keshvar be shomaha nasihati konam ke gadre keshvareman ra bedanid va be hich onvanbe fekre amadane nabashid vagean avaze dohol ast
|
|
| 28718 |
نام:
sima
شهر:
canada
تاریخ:
10/4/2006 7:03:27 PM
کاربر مهمان
|
man az in keshvar be shomaha nasihati konam ke gadre keshvareman ra bedanid va be hich onvanbe fekre amadane nabashid vagean avaze dohol ast
|
|
| 28717 |
نام:
باران
شهر:
اسمان
تاریخ:
10/4/2006 6:59:50 PM
کاربر مهمان
|
به نظر من ادم نباید بزاره الکی عاشق بشه. کسی که توجهت به طرفش جلب میشه رو باید بررسی کنی ببینی ایا این اقا یا خانم به تو و خانوادت میخوره یا نه. اگه میخوره واحتمالش رو میدی که اگه بحث ازدواج تو با اون درمیون گذاشته بشه ممکن که نظرش مساعد باشه بعد دوستش داشته باش یعنی بزار اول عقلت نظرشرو بده بعد دلت اطمینان داشته باش کسی رو که عاقلانه انتخاب کنی عاشقشم میشی.
|
|
| 28716 |
نام:
دور
شهر:
ارومیه
تاریخ:
10/4/2006 6:50:09 PM
کاربر مهمان
|
دلم خیلی تنگه باب الحوایج موسی ابن جعفر مددی مولا
|
|
| 28715 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/4/2006 5:39:47 PM
کاربر مهمان
|
تكبر
قال الله الحكيم : (فالذين لايؤ منون بالاخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون
:آنان كه به قيامت ايمان ندارند قلبشان منكر و آنان جزء مستكبران بشمار مى آيند
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : (لا يدخل الجنة من كان فى قلبه مثقال حبة من خردل من كبر
:داخل بهشت نمى شود كسى كه باندازه دانه خردل در دلش كبر باشد.
شرح كوتاه :
آدم متكبر خود را بالاتر و بهتر از ديگران مى داند، و با دلايلى واهى و اعتبارى در ذهن خود شيوه شيطان را (كه گفت من از آتش و آدم از خاك خلق شده )، آتش بر خاك برترى دارد، اولين گناهى كه در خلقت انجام شد از شيطان كبر بود.
از اين معلوم مى شود كه رذيله بودنش جاى شكى نيست : آدمهاى متكبر ديگران را حقير مى شمارند و منتظر سلام افراد ديگر به آنها هستند، و متوقع هستند كه مورد تعظيم و تكريم قرار گيرند، و دائما جنبه افضليت و بزرگى در سرشان مى پرورانند.
فرق عجب با تكبر آنست كه شخص معجب خود پسندى بخود دارد، اما متكبر بزرگى از ديگران را دارد لذا مرضش بالاتر از عجب مى باشد
ثروتمند كنار فقير مرد ثروتمندى با لباسهاى پاكيزه و تميز خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و نشست . بعد از او مرد فقيرى با لباسهاى كهنه و مندرس وارد شد و پهلوى همان ثروتمند نشست .
ثروتمند لباس آراسته خود را از كنار مستمند تازه وارد جمع كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ترسيدى لباست را كثيف نمايد؟ عرض كرد: خير، پرسيد: پس براى چه چيزى اين عمل را انجام دادى ؟
عرض كرد: مرا همنشينى (نفسى ) است كه هر كار خوب را در نظرم بد و هر كار بد را در نظرم خوب جلوه مى دهد.يا رسول الله نصف مال خود را براى كيفر عملم به او بخشيدم .
پيامبر صلى الله عليه و آله به فقير فرمودند: آيا مى پذيرى ؟ عرض كرد: نه يا رسول الله صلى الله عليه و آله . ثروتمند گفت : چرا؟ گفت : مى ترسم آنچه را از تكبر و خود پسندى تو را فرا گرفته ، مرا هم فرا گيرد(اقای دکتر اینو داشته باش تا فردا .....)
|
|
| 28714 |
نام:
عباس دانش منش
شهر:
تهران
تاریخ:
10/4/2006 5:33:18 PM
کاربر مهمان
|
هر وقت که دلم خیلی خیلی میگیره ...
اون لحظه هایی که هوای دلم ابری میشه...
خدا مهمونه منه....
ای کاش میتونستم خدا رو ببوسم و بهش بگم چقدر دوسش دارم...
|
|
| 28713 |
نام:
حسین
شهر:
گرگان
تاریخ:
10/4/2006 5:25:05 PM
کاربر مهمان
|
به ياد داشته باش که در ارتفاعات بالاي جو ديگر ابري نيست. اگر زندگيمان ابري است به اين دليل است که روحمان هنوز به اندازه کافي اوج نگرفته است و بدان هر چه بالاتر ميروي از نگاه آنان که پرواز را نميدانند کوچکتر به نظر ميرسي.
|
|