اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 28502 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
9/29/2006 12:31:08 AM
کاربر مهمان
|
یامولای متی نغادیک و نراوحک فنقر عینا؟
ای مولای من کی شود که با تو صبح و شام کنیم و روشنی بخش دیدگانمان گردی؟
|
|
| 28501 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوه
تاریخ:
9/28/2006 11:43:56 PM
کاربر مهمان
|
اقا سید دیدی چی شد؟دیدی سید ارومم کن دیگه مگه من مهمونت نیستم مگه سربازت نیستم اره سرباز بدیم اما حالا که رام دادی خودت ارومم کن
از همه اهل دلیا میخوام یه دعای باحال برام بکنن
|
|
| 28500 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/28/2006 11:43:44 PM
کاربر مهمان
|
یادته سید از خدا چی خواستم یادته.دیدی درست دست گذاشت رو همون نقطه ضعف.بهش گفتم خدایا من نمی تونم منو اینجوری امتحان نکن.
سید انقدر عبد بی بی از صحن اقا گفت دلم پر کشید تو صحن اقام.یادته سید چه ساعتایی بود تنها وتنها وتنها.من بودم ویه گنبد زرد .من بودم وکفترای سقاخونه.یه پنجره فولاد که...یه صدای روضه که از دور میومد یادته سید .
اون شب یادته عجب شبی بود باورم نمیشه اون من بودم.سید تو بگو بگو چی کار کرده بودم بگو تا شاید دوباره اقا بهم نگاه کنه.من که دارم دق می کنم .
اقا میگن اگه سه بار به جوادالائمه قسمت بدیم رد نمی کنی.نگفتن که ادمش کی باشه نگفتن که باید پاک باشه گفتن تو به بزرگی خودت جواب میدی.پس اقا به کرم اقام امام جواد به جود وبخشش پسرت به مهروبنیو جوونیه سالارت قسمت میدم هر کی دلش برات تنگ شده رو بطلب.منم راه بده بیام اقا دستمو خالی نذار دلم تنگهبرات بذار بیام.بذار بیام شاید اونجا بتونم دلمو صاف کنم بذار بیام
|
|
| 28499 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/28/2006 11:26:42 PM
کاربر مهمان
|
یادته سید از خدا چی خواستم یادته.دیدی درست دست گذاشت رو همون نقطه ضعف.بهش گفتم خدایا من نمی تونم منو اینجوری امتحان نکن.
سید انقدر عبد بی بی از صحن اقا گفت دلم پر کشید تو صحن اقام.یادته سید چه ساعتایی بود تنها وتنها وتنها.من بودم ویه گنبد زرد .من بودم وکفترای سقاخونه.یه پنجره فولاد که...یه صدای روضه که از دور میومد یادته سید .
اون شب یادته عجب شبی بود باورم نمیشه اون من بودم.سید تو بگو بگو چی کار کرده بودم بگو تا شاید دوباره اقا بهم نگاه کنه.من که دارم دق می کنم .
اقا میگن اگه سه بار به جوادالائمه قسمت بدیم رد نمی کنی.نگفتن که ادمش کی باشه نگفتن که باید پاک باشه گفتن تو به بزرگی خودت جواب میدی.پس اقا به کرم اقام امام جواد به جود وبخشش پسرت به مهروبنیو جوونیه سالارت قسمت میدم هر کی دلش برات تنگ شده رو بطلب.منم راه بده بیام اقا دستمو خالی نذار دلم تنگهبرات بذار بیام.بذار بیام شاید اونجا بتونم دلمو صاف کنم بذار بیام
|
|
| 28498 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/28/2006 11:02:31 PM
کاربر مهمان
|
سید می بینی دیگه تنهای تنها شدم اخه مگه این دل چقدر تاب داره.ها اون از عزیزی که ...اینم از بچه های اهل دل.سید توروخدا این جوری نگام نکن بازم که داری ...اخه مومن حالا چی کار کنم.دلم نمیاد برم قلعمون خالی می مونه.پس کمک کن سید
سید دیدی اخر رفت دیدی زود اومد وزودم رفت.سید اشکامو ببین .حالا خودت بیاودرستش کن .خب بیا دیگه مگه تو نبودی که ...خب حالا بیا ببین من موندمو یه غصه به وسعت دریا ویه دل کوچیک که داره از غصه دق می کنه.خب همینو می خواستی من که بیچاره بودم گرفتار بودم می خواستی اتیشم بزنی مومن دستت درد نکنه حالا خاموش نمیشه خودت اب بیار بریز روش
سید نمی دونم دیگه چی بنویسم تو دلم غوغاست.
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
|
|
| 28497 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/28/2006 10:44:38 PM
کاربر مهمان
|
بچه ها مسئول تبلیغاتون که نیست برای همین صلواتا موندن.به حرمت سید گفته بودا پس بسم الله
|
|
| 28496 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوه
تاریخ:
9/28/2006 10:38:57 PM
کاربر مهمان
|
اقا سید دیدی چی شد؟دیدی سید ارومم کن دیگه مگه من مهمونت نیستم مگه سربازت نیستم اره سرباز بدیم اما حالا که رام دادی خودت ارومم کن
از همه اهل دلیا میخوام یه دعای باحال برام بکنن
|
|
| 28495 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/28/2006 10:31:58 PM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلب الزینب الصبور
بی بی جان خسته ام اگه اجازه بدی برم بخوابم
بچه ها قلعه فعلنه دست شما
یا زینب
|
|
| 28494 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/28/2006 9:58:26 PM
کاربر مهمان
|
ادامه پیام
و نيز در روايت ديگر محمّد بن مسلم مى گويد: امام صادق (ع ) فرمود: در كتاب و دستْ نوشتِ علىّ (ع ) آمده است كه مدح و ستايش پيش از مسئلت و خواستن حاجت است ، پس هرگاه خواستيد به درگاه خدا دعا كنيد، ابتدا ثناى او را بگوييد.
وى مى گويد به حضرت عرض كردم : چگونه ثناى خدا را بگويم ؟ فرمود: مى گويى :
يا مَنْ هُوَ اءَقْرَبُ إِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ، يا مَنْ هُوَ بِالمَنْظَرِ الاَعْلى [وَ بِالاُفُقِ المُبينِ]، يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ
- اى خدايى كه از رشته رگ گردن به من نزديكترى ، اى كسى كه ميان انسان و قلبش حايل مى گردى و از او به او نزديكترى ، اى كسى كه در تماشاگاه و منظر بلند [و در افق و كرانه آشكار] قرار دارى .
و نيز در روايت ديگر معاوية بن عمّار مى گويد: از امام صادق (ع ) شنيدم كه مى فرمود: [راه دعا كردن اين است :] ابتدا بجا آوردن مدح و ثناى الهى ، سپس اقرار به گناهان ، آنگاه مسئلت كردن . به خدا سوگند هيچ بنده اى با وجود اصرار برگناه ، از گناه خارج نمى گردد، و هيچ بنده اى از گناه در نمى آيد مگر اينكه به گناه خويش اقرار و اعتراف كند.
و نيز در روايت ديگر، حلبى مى گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : كنيزى دارم كه از آن خوشم مى آيد، ولى هر فرزندى از آن متولّد مى شود مى ميرد، و اينك پسرى از آن متولّد شده كه شبها مى ترسد، و مى ترسم كه او نيز زنده نماند و بميرد.
امام صادق (ع ) فرمود: چرا دعا نمى كنى ؟ در پاسى از آخر شب برخيز و وضو بگير و حقّ تمام اعضا را در وضو كاملاً بجاآور، و نماز بگزار و نيكو انجام بده ، و پس از نماز ستايش خدا را بكن ، مبادا كه مدح و ستايش نكرده درخواست نمايى (و حضرت چند بار اين جمله را تكرار فرمود و دستور داد كه ابتدا مدح و ثناى خدا را بگويد) و پس از مدح و ستايش پروردگارت ، بر پيامبر اكرم (ص ) صلوات بفرست ، سپس حاجتت را بخواه ، كه برآورده خواهد شد.
آيا نشنيده اى كه رسول خدا(ص ) ديدند كه مردى نماز مى خواند، وقتى آن مرد نمازش را تمام كرد بلافاصله رو به درگاه خدا كرد و حاجتش را درخواست نمود، پيامبر اكرم (ص ) فرمود: اين بنده در انجام امر پروردگارش عجله و شتاب نمود.
و نيز بار ديگر ديدند كسى نماز مى خواند، هنگامى كه وى نمازش را تمام كرد، ابتدا پروردگارش را ستود، و پس از مدح و ثناى پروردگار بر پيامبرش (ص ) صلوات فرستاد. آنگاه پيامبر اكرم (ص ) دوبار فرمود: درخواست كن كه حاجتت برآورده مى شود.
البتّه اين در صورتى است كه دعا كننده در حال دعا، امر خويش را به خداوندى كه مالكِ امور اوست ، واگذار ننموده و از او درخواست نكرده باشد كه هركدام از دو حالت (پنهانى و يا آشكارا دعا كردن ) را كه مى خواهد در دل او قرار داده و به او افاضه كند، وگرنه اگر به صورت كامل صفت تفويض را داشته باشد، خداوند - جلّ جلاله - هر كردار و گفتارى را كه براى او مى پسندد، به او الهام مى فرمايد. و اين امرى است كه ما بالوجدان آن را دريافته ، و عياناً بدان يقين و باور داريم .
در روايتى آمده كه حضرت ابى الحسن امام كاظم (ع ) فرمود: يك بار پنهانى دعا نمودن ، با هفتاد بار آشكار و در حضور مردم دعا نمودن برابر است .
و نيز در روايت ديگر آمده كه امام صادق (ع ) فرمود: بزرگى ثوابِ دعا و تسبيح گفتن بنده بين خود و خدا را، جز خداوند - تبارك و تعالى - نمى داند.
و بالاخره در روايت ديگر، صفوان جمّال مى گويد امام صادق (ع ) فرمود: خداوند - تبارك و تعالى - اين امر [يعنى ولايت ائمّة (ع
|
|
| 28493 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/28/2006 9:55:46 PM
کاربر مهمان
|
شرايط اجابت دعا از ديدگاه روايات
روايت آمده كه : امام صادق (ع ) كف دستان مباركش را به سوى آسمان گشود و فرمود رَغْبت اين است ، و پشت كف دستان خويش را به سوى آسمان قرار داد و فرمود: رَهْبت اين است ، و انگشتان شريف خويش را به سمت راست و چپ حركت داد و فرمود: تَضَرُّع اين است ، و تنها يك انگشت خود را بالا و پايين برد و فرمود: تَبَتُّل اين است ، و دستش را در برابر صورت مباركش به سمت قبله دراز كرد و فرمود: اِبْتِهال اين است . سپس فرمود: تا قطره اشك بر صورتت جارى نگشته ، ابتهال مكن .
در حديث ديگرى از امام صادق - صلوات اللّه عليه - آمده كه : اِسْتِكانت در دعا اين است كه دعا كننده هنگام دعا، دستانش را بر دو شانه اش قرار دهد.
يكى از احتمالاتى كه ممكن است مقصود از اين اشارات باشد آن است كه : گشودن دست در حالت رَغْبَت ، به حال كسى كه به خداوند - جلّ جلاله - اميد دارد، و حسن ظنّش به تفضّل او بر خوف از جلالِ عظمتش فزونى دارد، نزديكتر است ، لذا شخص راغب همواره خواهان ايمنى است ، و كف دستش را مى گشايد تا احسان خداوند به آن فرو ريزد.
و شايد مقصود از حالت رَهْبَت و پشت كف دستها را به سوى آسمان نمودن ، اين باشد كه بنده با زبانِ حالِ خاكسارى ، به مالك دار فنا و بقاء مى گويد كه : من جراءت آن را ندارم كه كف دستهايم را به سوى تو بگشايم ، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پيشگاهت ، كف دستهايم را رو به زمين قرار داده ام .
و شايد مراد از حركت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت تَضَرُّع اين باشد كه شخص تضرّع كننده به شيوه زنِ فرزند مرده در هنگام مصيبتِ بيمناك ، دستانش را برگردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ كردن آنها، گريسته و نوحه سرايى مى كند.
و شايد منظور از تَبَتُّل و بالا و پايين بردن يك انگشت بر اساس معناى تَبَتُّل در لغت كه انقطاع و بريدن و گسستن است ، اين باشد كه گويا شخصى كه تبتّل مى كند مى خواهد بگويد: من تنها و تنها به سوى تو منقطع گشته ام ، بخاطر اينكه تنها تو شايسته پرستش هستى ، و با يك انگشت و نه با همه انگشتان ، بر يگانگى و وحدانيّت خداوند سبحان اشاره مى نمايد. و اين مقام ارجمند و بزرگى است ، لذا بنده نبايد آن را ادّعا كند، جز هنگامى كه اشك از چشمانش جارى گرديده ، و بسان برده ذليل در پيشگاه حضرت حقّ ايستاده ، و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذكر خواسته خويش ، توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد.
و گويا مقصود از اِبْتِهال و دراز كردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله ، نوعى از اقسام بندگى و خاكسارى باشد.
و شايد منظور از اِسْتِكانت و گذاشتن دستها بر شانه ها، اين باشد كه گويا دعا كننده با اين حالت مى خواهد بگويد: من همانند برده جنايتكار - كه با حالت اسارت ، و در حالى كه در بند است و او را به غلّ و زنجير بسته و به سوى مولايش مى برند و در پيشگاهش قرار مى دهند - دستهايم را به گردنم بسته ام .
2 - بجا آوردن مدح و ثناى خداوند - جلّ جلاله - پيش از درخواست حوايج .
در روايتى آمده كه امام صادق (ع ) فرمود: هرگاه خواستيد حاجتى از خداوند طلب نماييد، ابتدا مدح و ثناى پروردگار را بجا آوريد، زيرا هركس حاجتى از پادشاهى بخواهد، ابتدا نيكوترين گفتارى را توان بر آن را دارد، آماده نموده و بيان مى كند، پس هرگاه خواستيد حاجتى از خدا بخواهيد، ابتدا خداوند را ستوده و مدح نموده و به تمام خير و خوبى ثناى او را بگوييد...
و نيز در روايت ديگر محمّد بن مسلم مى گويد: امام صادق (ع ) فرمود: در كتاب و دستْ نوشتِ علىّ (ع ) آمده است كه مدح
|
|