شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28402
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/28/2006 4:47:43 PM
کاربر مهمان
  با کلی حرف دل رفته بودم پیشش تمام حرف دلای بچه هارو بردم مستقیم بهش بگم .بزرگواری به خدا سید خوب پذیرایی کردی
28401
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/28/2006 4:47:37 PM
کاربر مهمان
  عصری پیش سید بودم اونجا هم داشت می خندید.گفتم بچه هات منتظرن تا.....جاتون خالی داشتم باهاش حرف می زدم که شروع کردن اقا نمی دونید دسته عزادارای جنوبی بودن از اینا که صدای طبل وسنجش ادمو هوایی می کنه جاتون خالی همه رو یاد کردم
28400
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/28/2006 4:46:33 PM
کاربر مهمان
  هر که دارد هوس کرب وبلا بسم الله
منتظر
عبدالفاطمه تو که رسم دیوونه ها رو میدونی چرا ...
بت شکن
سورنای عزیز
اقا مقداد
اقا مجید
اقا رضا
توبه
دلتنگ کربلا تو دیگه چرا نیستی ببین دارن روضه میخوننا نمی شنوی مومن
.....
....
28399
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/28/2006 4:46:18 PM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور

بی بی چه خبره اشب چه کردی با دلم دستم و بشکن که

اینا رو نگم.

ابالفضل اومد خدمت حسین گفت سیدی و مولا اجازه

میدید به میدون برم دیگه سینه ام تنگ شده.

گفت:

یا ابالفضل انت صاحب لوائی

می گه داداش این بچه ها از تشنگی زیاد این پیرهن

ها رو بالا می دند این بدن ها رو روی خاک نمناک

می زارند.

می گه شنیدم رقیه بچه ها رو جمع کرد می گفت غصه

نخورین عمو می ره آب میاره. می گه این مشک های خالی رو آوردند جلوی خیمه انداختند و رفتند یعنی

عمو ما تشنمونه..................

بمیرم برات آقا.

بمیرم برات............

بمیرم برات............

یا زینب
28398
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/28/2006 4:43:30 PM
کاربر مهمان
  کربلا ندیدم دیوونم دیوونم دیوونم
از عشق تو میخونم دیوونم دیوونم دیوونم
28397
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/28/2006 4:40:51 PM
کاربر مهمان
  با کلی حرف دل رفته بودم پیشش تمام حرف دلای بچه هارو بردم مستقیم بهش بگم .بزرگواری به خدا سید خوب پذیرایی کردی
28396
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/28/2006 4:40:50 PM
کاربر مهمان
  اينجا يه نفر ديگه هم منتظر روضه نشسته.....زودتر شروع كنيد.....
28395
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/28/2006 4:40:47 PM
کاربر مهمان
  اينجا يه نفر ديگه هم منتظر روضه نشسته.....زودتر شروع كنيد.....
28394
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/28/2006 4:40:46 PM
کاربر مهمان
  دیدی سید دیدی تنها دل من نمیگه اقا امشب بهمون سر میزنه دیدی.گفتم وقتی داری می خندی حتما خبری هست که ما بی خبریم
خبرامد خبری درراه است
سرخوش ان دل کزان اگاه است
28393
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/28/2006 4:38:02 PM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور

علمدار کربلا رفتی .

شاهد کربلا رفتی .

اگه رفتی خوش به حالت.

آخ که الان عکس بین الحرمین اینجاست دارم نگاش

می کنم.

چه قشنگ این گنبد آقا ابالفضل.

ببین ادب و حتی تو ی حرمشم رعایت شده یه کم عقب

تر از حرم حسین .

فدات بشم گفت منو طرف خیمه نبرید از رقیه خجالت

می کشم.

از ارباب خجالت می کشم. حسین ببین مشکم پاره شده

آب تموم شد .دیگه تموم شد.

امام حسین اومد رقیه گفت از عمو عباس چه خبر .

گفت: عموت و کنار نحر علقمه کشتن.

به زنا بگین لباس اسیری به تن کنند.

عمود خیمه ی ابالفضل رو بیارید پایین.

یا زینب.

<<ابتدا <قبلی 2846 2845 2844 2843 2842 2841 2840 2839 2838 2837 2836 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved