اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 28272 |
نام:
غلامرضا پرویزی
شهر:
کنگاور
تاریخ:
9/27/2006 2:14:02 PM
کاربر مهمان
|
کاش میامد زمان رفته باز
|
|
| 28271 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/27/2006 1:52:40 PM
کاربر مهمان
|
خدایا خدایا اینجا چه خبره؟ها؟تو بگو تا حالا کجا رفتی که همه از گناهشون بگن.خودت بگو اصلا جایی این طوری هست .هر جا میری حتی خودت هم ادعا می کنی پاک پاکی به روی خودت هم نمیاری که داری تو سیاهی گناهت غرق میشی حتی یه لحظه هم فکر نمی کنی که داری تو مردابی که خودت ساختی دست وپا می زنی تا نجات پیدا کنی اما هر چی بیشتر تلاش می کنی بیشتر فرو میری.اما اینجا هر کی از راه میاد اول میگه که گناهکاره اول میگه رو سیاهه تا بتونه حرف دل بزنه وگرنه مجبور میشه اینجا هم نقش بازی کنه وخودشو گول بزنه.سید مرتضی خدا خیلی دوست داره ها میدونی شدی واسطه خیر میون خداوبنده های گناهکارش.میبینی سید همه تا میان اینجا دلشون رو صاف می کنن تا روشون بشه حداقل به چهره خندونت نگاه کنن اخه میدونن که اینجا دیگه نمیشه کسیو فریب دادحتی خودشونو...
|
|
| 28270 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/27/2006 1:42:47 PM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
دیوانه دیوانه می رفتم قلندری
زیر لب می گفتم علی علی
مستانه مستانه می رفتم به علقمه
زیر لب می گفتم مولاتی یا فاطمه
شرمنده از اینکه نمی تونم همراهیتون کنم
باید برم.
عبدالفاطمه جان امروز اگه ناراحت شده من عذر می
خوام
می یام می نویسم چشم.
یا زینب
|
|
| 28269 |
نام:
منتظر
شهر:
ناکجاآباد
تاریخ:
9/27/2006 1:16:50 PM
کاربر مهمان
|
تازه ۸ تا جزء دیگه مونده ببخشید من غات زدم
|
|
| 28268 |
نام:
kaktoosabi
شهر:
teh
تاریخ:
9/27/2006 1:15:43 PM
کاربر مهمان
|
وقتی کاروان شهدا رو میاوردند تو اون ازدحام جمیعت دیدیم یک دختر شهید جلوی تریلی ایستاد تکون نمی خورد شلوغ شد جمیعتی برپا شد رفتیم ببینیم چه خبره !!! ..گفت تابوت پدرم اون بالاست باید بیارید پایین هر چی مسئولین کاروان گفتند شهدا رو می بریم به معراج شما هم بیا اونجا بهت میدیدم دیدند این دختر راضی نمیشه اصلا از جاش تکون نمی خوره بالاخره راضی شدن تابوت رو اوردن پایین گفت باید در تابوت رو باز کنید در تابوت رو باز کردند چند تیکه استخون .دختر گفت استخون دست بابام کدومه گفتن میخوای چیکار گفت بهم نشون بدین کدومه یکی گفت اینه . دختر گفت بابا بدنیا اومدم شهید شدی همه دوستام رو میدیم باباهاشون دست به سرشون می کشن ارزوم بود یه بار دستتات رو سرم باشه ....دست رو گرفت گذاشت رو سرش ..
|
|
| 28267 |
نام:
منتظر
شهر:
نا کجا آباد
تاریخ:
9/27/2006 1:11:34 PM
کاربر مهمان
|
1385 بسمه تعالي
آخرين آمار از همايش خودموني ختم قرآن(مجانيه)
از اهالي محترم *قلعه ي عشق* دعوت بعمل مي آيد در اين همايش بزرگ شرکت نمايند
شرايط ثبت نام:
هيچ محدوديتي(جغرافيايي-سني-جنسي و ...) وجود ندارد
تنها شرط ثبت نام انتخاب يک جزءاز قرآن کريم
**************
آمار به شرح زير مي باشد
**************
جزء ۱ = عبدالزینب عزیز
جزء۲=علمدارعزیز
جز ۲۸=زهرا خان عزیز
جزء ۳ = مقداد عزیز
جزء ۴ = رضای عزیز
جزء ۵ = روشنک عزیز
جزء ۶ = یک برادر عزیز
جزء ۷ = مجید عزیز
جزء ۹ = sara ی عزیز
جزء ۱۱ = سورنای عزیز
جزء ۱۴ = توبه عزیز
جزء ۱۵ = مبارز عزیز
جزء ۱۶ = بی قرار عزیز
جزء ۱۷ = شاهد عزیز
جزء ۱۸ = سایه ی عزیز
جزء ۲۰ = عبدالفاطمه عزیز
جزء ۲۳ = عبد عاصی عزیز
جزء ۲۵ = kaktoosabi ی عزیز
جزء ۲۶ = عاشق امیر عزیز
جزء ۳۰ = من حقیر
=====================
این دو باقی ماند از بهر شماست
*جزء ؟ = سید مرتضی آوینی
جزء ؟ = سید محمدجواد ذاکر*
*************
دوستان هر چه سریعتر آمادگی خود را اعلام نمایند
۱۰ تا دیگه مونده
بدو بدو تموم شدا
دیر بجنبی از دست رفته
بدو بدو ثواب مجانی
==============================
توجه
==============================
توجه
==============================
دوستان نظر خودشون رو راجع به اون دو جزء که برای شهید آوینی و سید جواد ذاکر کنار گذاشتیم بگن
اگه قبول دارید که هیچ
اگر نه برای اون دو تا هم داوطلب پیدا کنیم
==============================
==============================
|
|
| 28266 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/27/2006 1:08:24 PM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلب الزینب الصبور
چرا خجالت می دی مرد مومن
ایشالله یه روز میام اینقدر اثر انگشت
میزارم که خودت .............
میام ما ه رمضون ۳۰ روز. وقت زياد مرد مومن .عجله
كار شيطون.
از دس من ناراحت نشو. تو اگه از دس من ناراحت
شی سالار من دیگه باید برم
بمیرم من که غیر از بچه های اینجا کسی رو ندارم .
دل نسوزون. دل شكسته هستيم.
سالار گرد و خاک پات و بتکون من و می بینی شما
سروری .
اينقدر نوشته ها قشنگ بود كه ديگه اصلا به خودم
اجازه ندادم اون فضاي واقعا روحاني رو خراب كنم.
بزار يه كم پاك تر بشم بعد. يه كم گناه
دارم .گناهام پاك شد ميام مي نويسم.
دعا كن تا اربعين زنده بمونم .يه قرار مي زارم بچه
هاي اهل دل بيان صحن جمهوري اونجا ما ساعت 10.30
برنامه داريم هر شب.
یازینب
|
|
| 28265 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/27/2006 1:06:16 PM
کاربر مهمان
|
خدایا جز تو من یاری ندارم
تو را دارم به کس کاری ندارم
|
|
| 28264 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/27/2006 1:05:47 PM
کاربر مهمان
|
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خودحجابی ورنه رخم عیان است
|
|
| 28263 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
9/27/2006 12:42:11 PM
کاربر مهمان
|
سلامي دوباره
جزء ۲۸ رو زهرا خانم از شهر شيخ اشراق گفته بودن مي خونن
|
|