شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28232
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/27/2006 9:12:01 AM
کاربر مهمان
  ارباب شرمنده بی مرام شدم.

سید هنوز که منو می شناسی.

چشماي خيس و باروني كه خيلي حساس

فقط به فكر ديدن زريه عباس

چي بگم ديوونشم دلم منو بيچاره كرده

هواي كرببلاش دل من و آواره كرده

غم نخور اي دل خسته حالا كه كربلا نيستي

يه روزم نوبت تو مي شه كنار شيش گوشه بايستي

به دل مي گم غصه نخور ابو فاضل مهربونه

عاقبت اين قدمها رو به كربلا مي رسونه


28231
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/27/2006 9:08:46 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور

ايشالله هميشه نفست گرم باشه.

ابالفضل ايشالله تو شب اول قبر دستت و بگيره.

من يه 10 يا 20 شب پيش ما تو صحن انقلاب بوديم ساعت

دوازده شب . جاي همتون خالي.

امام رضا نصيب همتون بكنه.

يه هو ديدم دارن يه عده سينه زن وارد صحن ميشن.

صحن انقلاب . 12 نفري با يه ويلچر. روي ويلچر يه

شخصي بود.

انتهاي مجلس رفتم پيششون گفتم چي شده. گفت اين

رفيقم فلج. من ظهر اومدم اينجا .نشستم خيلي گريه

كردم ديدم يه آقايي اومد پيشم به من گفت چيه

ميگه براش تعريف كردم

ديدم يه پارچه ي سبزي به من داد .گفت اي نو ببند

به دست رفيقت برو غروب دوباره بر گرد .ميگه رفتم

غروب بر گشتم ديدم اون شخص شريف نيست خيلي گريه

كردم ديدم

خيلي ديدم يه هو يه شخصي داره مياد ديدم خودشه.

گفت حالش چطوره گفتم تغييري نكرد. گفت برو پيش

رفيقت تنهاست. گفتم پس چي شد .گفت برو .

اومدم ديدم رفيقم رو پاهاش وايستاده .مو هاي تنم

همه سيخ شد

اينم هديه به امام رضا.

بنويسيد به روي قبر و به روي كفنم

عاشق و ديوونه امام رضا منم منم

نامه او هك شده بر لوح به روي سينه ام

حرم قشنگ او كرببلام و مدينمه

پرو بال كفترات سايه بون دلمه

از عزل مهر رضا در آب و در گل منه

قربون كبوتراي

حرمت...............................

یا زینب
28230
نام: parisa mehnati
شهر: tabriz
تاریخ: 9/27/2006 8:59:13 AM
کاربر مهمان
  mikhaham baratun ye hadise ghodsi benevisam :HAR KE MARA BEKHAHAD MIYABAD HAR KE MARA BIYABAD ASHEGHAM MISHAVAD HAR KE ASHEGHAM SHAVAD ASHEGHASH MISHAVAM HAR KE RA ASHEGH SHAVAM SHAHIDASH MIKONAM HAR KE RA SHAHID KONAM KHODAM KHUN BAHAYASH MISHAVAM.Eltemase 2a
28229
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/27/2006 8:43:28 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي عباس الحسين

سلام به تموم اونايي كه اهل كو چه ي دل هستند.

مي بينم كه كوچتون دوباره مث قبل آباد شده.

مي بينم قلعه ي دلتون دوباره سبز و پر بار شده.

يا ابالفضل من مي دونم سيا هياش به خاطر دل سياه

ما بود.

من مي دونم كه چيزي جز ننگي برا آسد مرتضي نبودم.

آسيد منو ببخش.

پيامبر ميگه مسافران كشتي مث مردم يه جامعه اند اگه

يه كسي بخواد جاي خود شو سوراخ كنه به بهونه ي

اينكه جاي خودشه همه غرق مي شن.

من يه چكش گرفتم داشتم قلعه ي سيد مر تضي رو خراب

مي كردم.

من يه ماشين كنترلي شدم .شدم آلت دست شيطون .

شيطون با اون كنترلش هر كاري بخواد با من مي كنه.

شهيد بهشتي خواب مي بينه ميبينه شيطان يه نخ يه زنجير

با كلفتي هاي مختلف داره.

ميگه اين چيه . مي گه با اين آدماي مختلف رو مي

كشم طرف گناه .بانخ آدمايي كه نفس لوامشون تعطيل

تعطيله.

وبا اون زنجير كسي هايي رو مي كشم كه نفس امارشون

تعطيل تعطيله.

شيطون برا آدمايي مث من اصلا هيچ زحمتي نمي كشه فقط

كافي دسته ي اون كنترل بكشه طرف خودش منم مي رم

طرفش.

دارم به حرم ارباب نيگاه مي كنم.

دلم برا مبارز يه زره شدم يه زره .نمي دونم ايشا لله

كه هر جا هست خوب و شاد سرحال باشه.

دلم برا بسيجي خيلي خيلي تنگ شده مومن خوبي .كا رو

بار چطور.

برا مقداد ازش تشكر مي كنم به خاطر راهنمايي خيلي

مشتيش

شاهد عزيز كه تو ذهنم خيلي دوسش دارم.نمي دونم چرا.

عبدالفاطمه دلم هوات و كرده . مومن خوبي .مشتي دمت

گرم.

نمي تونم بيام زياد سر بزنم .

فقط مي گم بايد يه جوري زحمت بعضي ها رو جبران كنم.

اونا برا دل من خيلي كا را كردن من چي جز يه هيكل

شيش در چهر قناس به درد نخور تحويلشون دادم.

خدايا من و تو ماه رمضون به خودم بر گردون .

خدايا كاري كن اين خود واقعي رو بشناسم . خدايا

كمكم كن آدم باشم.

يه روزي شخصي مي گفت يه بزرگي رو ديدم كه ظاهر

اخروي افراد رو مي ديد گكفت روزي وارد مجلسي شد.

گفتم حاج آقا حيران و سر در گمي.

گفت يعني در اين جمع يك انسون نبايد وجود داشته

باشه.

خدايا من و انسان كن همون طوري كه اوردي من و ببر .

خاك تو سرم كنم. خدا مي گه من وضع هيچ گروهي رو

تغيير نمي دم مگه خود اون گروه بخوان كه وضعشون رو

تغيير بدن

بچه هاي دل خوش باشيد.

من جز 2 قرآن رو مي خونم. فقط روزش رو به من بگيد.

شاه علي مدد بر عمر لعنت



28228
نام: ایمان
شهر: ساری
تاریخ: 9/27/2006 8:34:26 AM
کاربر مهمان
  خدایا نمی دونم که چی بگم
چون تو خدایی و همه چیز رو می دونی
اگه می دونی پس چرا...
28227
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/27/2006 8:18:42 AM
کاربر مهمان
  آقای ادمین

بسم الله

کدوم جزء=== > (۲-۱۰-۱۲-۱۳-۱۹-۲۱-۲۲-۲۴-۲۷-۲۸)

انتخاب با خودتونه
28226
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/27/2006 7:56:59 AM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

گوشه ای از سوریه جا و مکانم بده

حرم الله حرم حرم بی بی زینب

بچه های اهل دل دلتون خرم باشه ایشاالله

بیاید دیگه.
خدا دل همه اهل دلیا رو خدایی کنه به حق دل شکسته

بی بی زینب

یا زینب.
28225
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/27/2006 7:45:02 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

سلام به تموم اهل دلیا من یه نوشته ای خوندم با اسم

عبدالزینب.

خیلی خوشحال شدم .

از اینکه بی بی طرفدارش زیاد شده.

و همه می خوان عبد بی بی باشن.

جا زیاد و به همه می رسه .

خو ش آمد می گم بهت.

یا زینب.
28224
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/27/2006 7:28:28 AM
کاربر مهمان
  بسمه تعالي


آخرين آمار از همايش خودموني ختم قرآن(مجانيه)

از اهالي محترم *قلعه ي عشق* دعوت بعمل مي آيد در اين همايش بزرگ شرکت نمايند
شرايط ثبت نام:
هيچ محدوديتي(جغرافيايي-سني-جنسي و ...) وجود ندارد
تنها شرط ثبت نام انتخاب يک جزءاز قرآن کريم
**************
آمار به شرح زير مي باشد
**************
جزء ۱ = عبدالزینب عزیز

جزء ۳ = مقداد عزیز

جزء ۴ = رضای عزیز

جزء ۵ = روشنک عزیز

جزء ۶ = یک برادر عزیز

جزء ۷ = مجید عزیز

جزء ۸ = نرگس عزیز

جزء ۹ = sara ی عزیز

جزء ۱۱ = سورنای عزیز

جزء ۱۴ = توبه عزیز

جزء ۱۵ = مبارز عزیز

جزء ۱۶ = بی قرار عزیز

جزء ۱۷ = شاهد عزیز

جزء ۱۸ = سایه ی عزیز

جزء ۲۰ = عبدالفاطمه عزیز

جزء ۲۳ = عبد عاصی عزیز

جزء ۲۵ = kaktoosabi ی عزیز

جزء ۲۶ = عاشق امیر عزیز

جزء ۲۹ = گل صنم عزیز

جزء ۳۰ = من حقیر
=====================
این دو باقی ماند از بهر شماست

*جزء ؟ = سید مرتضی آوینی
جزء ؟ = سید محمدجواد ذاکر*

*************
دوستان هر چه سریعتر آمادگی خود را اعلام نمایند

۸ تا دیگه مونده

بدو بدو تموم شدا

دیر بجنبی از دست رفته

بدو بدو ثواب مجانی

==============================
توجه
==============================
توجه
==============================

دوستان نظر خودشون رو راجع به اون دو جزء که برای شهید آوینی و سید جواد ذاکر کنار گذاشتیم بگن
اگه قبول دارید که هیچ
اگر نه برای اون دو تا هم داوطلب پیدا کنیم
==============================
==============================
28223
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/27/2006 7:26:18 AM
کاربر مهمان
  خدایا دلم گرفته کاش هنوز بچه بودم .می بینی الان این کوچولوها چقدر گلن .میبینی چه خوشگل می خندن وحرف می زنن اصلا ادم اینارو که می بینه به زندگی امیدوار میشه چون می بینه حداقل این عزیزا دلایی دارن قد اسمون قد دریا خنده هاشونو ببین از ته دل نه مصنوعیه نه برای دلخوش کردن یه عده است ببین از ته دل دارن می خندن.ببین چه راحت هر چی تو دلشونه میگن نه فکر وخیالی دارند نه گناهی دارن که ...خدایا پس چرا وقتی بزرگ میشیم همه چیزای قشنگ رو فراموش می کنیم یادمون میره اسمون دلامون یه روزی ابی بود وخنده هامون از عمق وجودیادمون میره یه زمانی انقدر با مادرو پدرامون راحت بودیم که تا دلمون براشون تنگ میشد می رفتیم طرفشونو خودمونو تو بغلشون مینداختیمو بوسه بارونشون می کردیم اصلا یامون رفته که اگه ناراحت می شدیم با خیال راحت اشکمون سرازیر میشد نه غصه این بود که یکی ازت دلیل گریه هاتو بپرسه نه این که از کسی خجالت می کشیدیم اما حالا... فراموش کردیم اگه با دوستمون دعوامون میشد دلمون اروم نمیشد تا باهاش اشتی کنیم ودوباره باهم باشیم یادمون رفته که یه زمانی همه عاشق سادگیمون بودن مثل ما که الان عاشق صداقت این کوچولوها هستیم اما انگار وقتی بزرگ بشی واگه بخوای همون سادگی وصداقت رو داشته باشی بقیه دیگه حتی چشم دیدنت تورو هم ندارن چه برسه به دوست داشتنت.انگار یه جورایی باعث ازارشون میشی.
باورت نمیشه این ادم همونه که تو بچگیا حتی یه بار هم دروغ نگفته حالابرگرده بگه کار که بدون دروغ پیش نمیره.برگرده بگه اگه بخوای پول دراری باید دروغ بگی.وای وای وای خدایا خودت بهمون رحم کن یعنی دیگه چقدروضغیت قراره بدتر شه.خدایا یعنی منم این طوری شدم یعنی انقدر از بچگیام دور شدم...خدایا به این ماه مبارک تمام این حرفای قشنگ که از یاد خودمم رفته بهم برگردون.دلم میخواد خنده هام واقعی بشن .میخوام هم دیگران هم حتی خودم اجازه بدن تا هر وقت دلم گرفت هر وقت دلم شکست هروقت از تو دور شدم هروقت یاد بزرگی تو مهربونیتو لطفت افتادم هر وقت یاد بدیای خودم سیاهی خودمو گناهام افتادم هروقت دلم برات تنگ شد راحت اشک بریزم وبلند بلند مثل همون روزا که با صدای بلند گریه می کردم......
<<ابتدا <قبلی 2829 2828 2827 2826 2825 2824 2823 2822 2821 2820 2819 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved