شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27992
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/25/2006 3:52:01 PM
کاربر مهمان
  پیامبراکرم (ص) فرمودند:

لَئِن یَهدِی اللهُ بِکَ رَجُلاً واحِداً خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنیا وَ ما فِیها

اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است.

(بحارالانوار،ج2ص2)
-----------------------------------------------
مجید دستت درد نکنه امید وارم به یاری خدا و راهنمایی های شما بتوان راه درست رو انتخاب کنم .
دراین رابطه باز هم منتظر پیام هایت هستم .
یا حق
27991
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 9/25/2006 3:49:43 PM
کاربر مهمان
  به ..به .. به .. همه اونايي كه خودشونو براي تو ميخوان و تو رو براي خودشون!
به ... خودم!
و به خودت!
... كه ..
منو آني و كمتر از آني به خودم وانگذار!
و ...
اهدنا الصراط المستقيم!
صراط الذين انعمت عليهم(نعمت هدايت)غير المغضوب عليهم و لا الضالين!

* * * * *
شما هم برام دعا كنيد! ... از اون دعاهاي آسموني!
از اونا كه خدا روش نميشه قبول نكنه!
باشه؟
27990
نام: مریم
شهر: تهران
تاریخ: 9/25/2006 3:45:53 PM
کاربر مهمان
  دردم از یار است ودرمان نیزهم
دل فدای اوشدوجان نیز هم
27989
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 9/25/2006 3:42:53 PM
کاربر مهمان
  سلام خدا!
آره میگم سلام چون ... ببخشید... اعتراف میکنم که مدتی ... به خودم نگاه نمیکردم که تو رو ببینم ...
الان میدونم کجایی ...
تو دل من!

چقدر قشنگ از اول رمضون شروع کردی ...

خدایا! ...
به خدا تو کارت موندم ... چرا همه اش تو خوبی و من بد؟ ...گاهی اوقات با خودم میگم حداقل برای تنوع هم که شده یه بار تو جلو باش یه بار تو اونی باش که اون دوست داره ... تا کی خدا اونی باشه که تو میخوای؟ .. تا کی باید همونطوری رفتار کنه که تودوست داری؟
...
امروز اولین روز رمضون گذشت ...

خدا کشتی منو...
آخه مگه من چی دارم که دوستم داری ...؟
آخه اشکای من چه ارزشی داره که خوشحالت میکنه...؟
تو چرا اینقدر خوبی ...که من باید اینهمه شرمنده ات بشم؟ ...

به من نگاه کن!..ببین! ..

خودمم همون بنده ضعیف ات ...
من ...
من ...
من ...

میبینی؟
تامیام از خودم بگم ... چیزی برای گفتن ندارم ...

آها فکر کنم پیدا کردم...
من هیچی نیستم ..اما با اینحال دوستت دارم...
...
ببخشید! ...
... این «عشق» تنها چیزی بود که داشتم که بتونم بهانه اش کنم و باهات حرف بزنم ... فقط همینو دارم ... قبوله؟
میخوایش؟
...
....
.....
آره میدونم اونو هم «تو» تو دلم گذاشتی ...
پس من از چی بگم ...
...
هیچی ...
...
اصلا بیا از تو بگم ...وای واژه ها کم میارن ...
تو ...
تو ...
تو ...
سرورم!
نمیدونم چی باید بگم ... نمیدونم کدومشونو باید بگم ...
...
اصلا بیا فلسفه رو بذاریم کنار ...
مسئله اینه:
یه دلی اینجاست ... آره اینجا ... ببین تا به یاد تو میوفته ...
بگو چیکارش کنم؟
ببینم ..
مگه نه اینکه مال توه!؟
مگه نه اینکه جای توه!؟
مگه نه اینکه برای تنهایی های خودت ساختیش!؟
...
خوب پس خود رقباتو بیرون کن ...
آره من هم تو رو میخوام ...
...
منتظر تماست هستم ... تا همیــــــــــشه
زياد منتظرم نذاري ها ... آخه ...
...
ببخشيد ...
.... من خيلي ضعيفم ...
...
بازم ببخشيد ...
.... ممكنه خداي نكرده با يه چيزي ديگه پرش كنم
...

خداي خوبم فقط يه چيز ميخوام:
به يادم باش ... من طاقت ندارم لحظه اي و حتي كمت راز لحظه اي دلتو خالي از خودم ببينم!

... ميدونم خيلي پر توقعم ... با اين همه ... گناه ...

اما مگه تو از من اينو نميخواي؟ ... خوب فدات شم! .. من هم دوست دارم... تو هميشه به يادم باشي...
خوب؟ ...
باشه؟ ...
فقط همين ...

... واي چقدر پررو شدم .. چه انتظار بيجايي ...

اما ممكنه اينطوري:
خدايا تو قسمت ميدم به ...
به خروش!
به بازمانده!
به عبدالفاطمه!
به عبدالزهرا!
به عبدالزينب!
به ناشناس!
به بيقرار!
به سورنا!
به شلمچه!
به مقداد!
به مبارز!
به دكتر!
به مجيد!
به علمدار!
به گمشده!
به دلسوخته!
به آهوي غريب!
به ليلاي غريب!
به هدي!
به شهيد گمنام!
به بسيجي!
به وصال!
به شاهد!
به كيميا!
به توبه!
به مسافر!
به گل نرگس!
به باران!
به كاكتوس آبي!
به خاك!
به باباي كاكتوس!
به عموي كاكتوس!
به زهراو داداش عليش!
به سيمرغ!
به ..به .. به .. هم
27988
نام: ا
شهر: ا
تاریخ: 9/25/2006 3:25:31 PM
کاربر مهمان
  ۱
27987
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/25/2006 3:20:12 PM
کاربر مهمان
  براي مبارز عاشق
براي خودت عشق رو دوباره معنا كن .نخست عشق چيه ؟دوم نياز چيه ؟و سوم فرق ميان اين دو چيه ؟ من فكر ميكنم اگر عشق حقيقي باشه و راهش راست, به آدم قدرت ميده ولي اگر احساس كردي از سر نيازه بطوريكه وقتي موضوع در كار نباشه اصلا حيات برات معنا نداره اين كمي اشكال داره و تا حدي بيمارگونه هست. در عشق زمانيه كه شما به وراي عشق ميرسي يعني جاييكه بدون موضوع هم شما وصلي منتها به يه منبع بزرگتر و غني تر. و در اون لحظه است كه حتي از تنهاييت لذت ميبري. گفته شده كه ايجاد پيوند يکي از بزرگترين موهبت هاي زندگي است : پيوند به معناي عشق ، به معناي تقسيم کردنه . اما پيش از آن که بتواني تقسيم کني ، بايد چيزي داشته باشي و پيش از آنکه بتواني عشق بورزي بايد سرشار از عشق باشي ، لبريز باشي . قبل از اينكه با گلي بتوني پيوند بخوريبايد خودت گل شده باشي والي اگر دانه باشي يا او دانه باشد كه پيوندي در كار نخواهد بود. گل شدن تو هم بستگي به انتخابهايي داره كه در زندگي ميكني بايد خيلي خيلي مراقب بود تا انتخاب غلطي نكرد. و واقعا هم خيلي سخته آدم از آرزوهاي غلطش دوري كنه.
خيلي سخته كه جلوي چيزايي بايسته كه او رو به مسيرهاي ناخواسته ميبرن. بيشتر مواقع هم ما به نام عشق فريب ميخوريم. چون درونمون اينقدر گودال و خلائ و زخم هست كه اولين نگاه مهربون ممكنه ما رو اسير كنه و قلابمون گير كنه به يكي كه مثل خود ما پرازدرد و گوداله. همه ما تنهاييم و هيچكسي جز خدا و ان منبع اصلي قدرت نميتونه ما رو پر كنه بنابراين از همونكه خودش همه چيز رو ميده بخواه كه در اين اسارت به تو كمك كنه كه خوب رو از غلط تشخيص بدي. شادي زندگي رو رو خودت قطع نكن و چشماتو باز باز باز نگه بدار. به گذر كسالت بار روزهاي بدون معشوق تن دادن و صبر كردن بهتره تا با او بودن و بعد پشيمان شدن. خلاصه عزيزاگر شرايط جور نيست حتا مصلحتي دركاره پس بهتره صبوري پيشه كني تا اين مه شكسته بشه و بتوني جلوترو بهتر ببيني.حق پشت و پناهت
27986
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/25/2006 3:01:07 PM
کاربر مهمان
  برای suria از holland
خدا خودش میگه من به بنده ام از رگ گردن نزدیک ترم
خدا خودش میگه عشق من به بنده ام از عشق مادر به طفل شیر خواره اش بیشتره
خدا خودش میگه اگه بنده ام بدونه چقدر دوستش دارم همش آرزوی وصال میکنه
اگه دعای کمیل بخونی میبینی خدا بعضی از گناهان بنده اش رو از فرشته ها پنهان میکنه تا آبروی بنده اش نره ...
حالا خودت قضاوت کن چنین خدایی مگه ممکنه صدای ما رو نشنوه.... اگه دعامون بر آورده نمیشه حتما حکمتی داره .....روزی شیطان به یک عابدی گفت تو که این همه خدا رو صدا میکنی تا حالا شده خدا جوابت رو بده ... عابد یه فکری کرد و گفت نه ...پس عبادت رو رها کرد و رفت خوابید... توی خواب بهش الهام شد ای عابد ! همون خدا خدایی که میکنی جواب ماست .... همین که میتونیم خدا رو صدا کنیم باید خدا رو شکر کرد ...
27985
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/25/2006 3:00:37 PM
کاربر مهمان
  برای شاهد دوکوهه
اون آقا براش یه راهنما بوده – فعلا هم ازدواج کرده – ایشون باید علاقه ای که به اون آقا توی دلشون پیدا شده از دلشون خارج کنن – راه رو یاد گرفته پس دیگه به اون آقا احتیاج نداره- بهتره برای ادامه راه به خانمها مراجعه کنه- خداوند رحیمه و رحمتش برا بنده هاش گسترده – خداوند به بند ه ای که نا امید از رحمتش باشه نظر رحمت نمیکنه – اگر انسان گناهی کرد توبه بکنه ( توبه نصوح) خداوند تمام گناهاش رو میبخشه – توی روایات داریم حتی از ذهن فرشته ها هم بیرون میاره که هیچ اثری از گناهش نمونده باشه – با خدا راحت باشید – یکی از عرفا میگفت حتی برای چیزهای الکی هم با خدا حرف بزنید ... این تفکر که بهش بگن چون از اول راه رو اشتباه انتخاب کرده بودی حالا هرچقدر به ما نزدیک بشی و خوب باشی قبولت نمیکنیم تفکری جاهلانه است ( یعنی اینقدر به خدا بدبینه – بهتره بره متن فارسی دعای کمیل و همچنین مناجات حضرت علی (ع) رو بخونه تا ببینه خدا چقدر خوبه –د خدا توی قرانش میگه من توبه کنندگان را دوست دارم
قسمتی از مناجات حضرت علی (ع )
مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی
مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور
مولای یا مولای انت الغالب و انا المغلوب و هل یرحو المغلوب الا الغالب
به سایت های زیر سر بزنه خیلی مفیدن
Www.hawzah.net
Www.balagh.net
Www.pajoohe.com
Www.shareh.com
27984
نام: عبد عاصی(شلمچه دلتنگ)
شهر: زمین خدا!
تاریخ: 9/25/2006 1:51:57 PM
کاربر مهمان
  يا أرأف من كل رئوف......!

سميعا...!!!

چگونه تو را بخوانم...؟؟

تو را با زلالي كدام اشك جاري شده بشناسم؟؟؟

نشاني تو را ز كدامين ستاره طلب كنم........؟؟

هاديا...!!!

خرامان خرامان به سوي تو مي آيم....عنايتي كن تا راه تو را بدوم...

بگذار خوني كه در رگهايم جاري مي شود نشانه اي از حضور تو در قلبم باشد....

دستانم را بگير...

راهي را نشانم ده كه تنها مقصدش تو باشي...

وهرگز مگذار در اين راه

چشم هايم غير از تو را بجويند و لبانم نامي جز تو را بر خود جاري سازند...

مگذار نفسم مجذوب زلالي چشماني شود كه پشت آنها دنياي پر از فريب انتظارم را مي كشد....!

مگذار اسير هوس هايي شوم كه تو را مي خوانند و در دل كافر به عشق تو اند.....

شاهدا....!!!

رخصت مده در جاده هاي صعب العبور زندگي ام تنها ردپاي يك نفر باشد.....

بگذار حلاوت با تو بودن در تك تك سلول هاي وجودم رسوخ كند ...

وحس كنم كه هستي......!!!!

27983
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/25/2006 1:50:49 PM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

چه کنم.

خدایا به دلای شکسته این بچه ها

به دستای گدایشون

امشب شب اول ماه خودته.

مهمون ماییم میزبان تو

تو که میزبانی تو همیشه میکنی

ولی ما هر موقع اومدیم خراب کاری کردیم مهمون

خوبی نبودیم.

خدایا منم دلم میخواد بشکنم.

منم می خوام بشکنم

غرور کل زندگیم وگرفته.

الهم اشف کل مریض .

الهم اشف کل اسیر.

یازینب
<<ابتدا <قبلی 2805 2804 2803 2802 2801 2800 2799 2798 2797 2796 2795 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved