شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27622
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 9/21/2006 6:47:00 PM
کاربر مهمان
  خدا میخوام ی جور داد بزنم که گوش همه عالم کر بشه که این صدای بغض دله منو نمی شنوه

کربلا نیام میمرم
زنده موندم مهاله
27621
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 9/21/2006 5:55:47 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی!
نمی دونم چه گناهی کردم که دیگه لیاقت حرف دل اومدن رو هم ندارم...
دلم برای تک تک شما دوستان خوبم تنگ شده بود...خدا رو شکر که بازم تونستم اینجا یه حرف دلی از خودم بذارم.
عرض ارادت شدید خدمت بزرگواران قدیمی حرف دل.
و آرزوی موفقیت برای دوستان جدیدمون.
دعا کنید بیشتر سعادت حضور در جمع شما خوبا ن رو داشته باشم.
یاعلی
داداش کوچیکتون بی قرار.
27620
نام: روح الطیف
شهر: روشن دلان
تاریخ: 9/21/2006 5:46:07 PM
کاربر مهمان
  دلا در عاشقی ثابت قدم باش....که در این ره نباشد کار بی اجر
27619
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 9/21/2006 5:46:05 PM
کاربر مهمان
  در فراغ کربلایت سوختیم
اخرین شب جممعه ماه شعبان ماه رسول الله
رسید در خونه مردی که در مسیر حضرت بود پرسید مردی که همیشه اینجا یاد ما می کرد کجاست .
عرضه داشتند یارسول الله این مرد یهودی و شکم گوسفند به سر شما می ریخت چه طور می گویید شما را یاد می کرد او در بستر مریضی افتاده است و حال بسیار بدی را دارد. پیامبر اکرم در خانه مرد یهودی را زد و به عیادت مرد یهودی رفت .مرد یهودی تا رسول خدا را مشاهده کرد از خجالت سرشو پایین انداخت اما پیامبر اکرم از سر لطف و کرم با این مرد برخورد کرد و مرد یهودی به وسیله پیامبر مسلمان شدن و در اخر عمرش مسلمان از دنیا رفت
یا بقیه الله رفتار و منش شما هم غیر برخورد جدتون نیست (عادتکم الکرم و سجیه الکمل احسان) دست مقدس اردبیلیها رو گرفتن هنر نیست آقا بیا ی نگاه هم به این دل ناپاک ما از سر لطف ، صدقه سری خوبات ما رو هم جزو افرادی قرار بده که ماه مبارک رو با تموم وجودشون درک می کنن ما که تو رو یاد می کنیم اونم به خوبی ، بی احترامی به شما هم نمیکنیم درسته شیعه خوبی نیستم و باعت شرم شمام ،اما من دارم اقرار به بدخت و گنه کاری خودم می کنم تا به این وسیله مورد لطف سما قرار بگیرم
مارم بخر آقا ، اسم ما رو هم جزو شب زنده داران ماه رمضون بنویس آقا ، ی کاری کن تو این ماه رمضونیه پاک شیم بتونیم بریم زیارت ارباب ، والا داقون شدیم ، این داغو از سینه ما ور دار
اسم ما رو هم جزو زائرای کربلا بنویس ، از وقتی اون سگ وارد حرم امام رضا شد به خودم خیلی امید وار شدم به خودم گفتم می تونی به عنوان سگ کاروانهای کربلا باشی ، اقا ما رو هم قبول کن هر چی که دارم همینه منو ردم نکن برم نگردون بلا گردون زائرای جدت اگه قرار بلایی بهشون برسه به من بخوره ،بزا منم ی سفر کربلا برم ، به من صدقه بده یا ایهاالعزیز
27618
نام: بی لیاقت
شهر: تهران
تاریخ: 9/21/2006 5:43:26 PM
کاربر مهمان
  ای کاش مردم هم مثل شما به یاد شهدا بودند.دستتون درد نکنه خودتون رو عشقه
27617
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 9/21/2006 5:37:52 PM
کاربر مهمان
  يا صادق
سلام
خدايا!
داري با اين دل عبدالفاطمه چه مي كني!؟
مي خواي زير بار اين همه شرم بشكنه!؟
مي خواي حقارتش رو به رخش بكشي و رسواي تموم عالمش كني!؟
خدايا!
تو كه ارحم الراحميني و ستارالعيوب
پس چه مي كني با اين همه غرور كه دلم رو پر كرده بود و عجب شكستي ام با اين درد...
شگفتا كه چه صدايش گوش خودم رو هم آزار داد!!!

نه خدايا!
اين شكستن هم شيرين بود
بشكن
اصلاً، بشكن اين من عبدالفاطمه رو قبل اينكه شعبان تموم بشه و عبدالفاطمه همين جوري مونده باشه.
خدايا!
چقدر به خودم وعده دادم شعبان كه بياد يه جور ديگه مي شم!!
خدايا!
پس چرا هنوز همون عبدالفاطمه ام!؟
خدايا!
.. ياد دلتنگ كربلا افتادم....
ياد توبه
ياد پشيموني
ياد شقايق
ياد شقايق هاي آتش گرفته
ياد اين همه نگاه سبز كه وجودم رو لبريز از ارامش كرده!
ياد ناشناس
ياد سورنا
ياد خاموش
ياد بي قرار
ياد حاج آقا بازمانده
ياد خروش...
ياد شلمچه
آه ... ياد هم قدمم
ياد سيمرغ
ياد گمشده
ياد داداش كيميا
ياد بسيجي عاشق شهادت
ياد علمدار
ياد مبارز
ياد مقداد ... ياد گردان مقداد...
ياد مبارز اون روزها
ياد مبارز الان
ياد ساراي عزيز
ياد داداش مجيد
ياد كنيزالزهرا
ياد شهيد گمنام
باد داداش هادي
ياد آدمين !!!
ياد دكتر اسلاميان
ياد دو كوهه
ياد وصال
ياد بي معرفت
ياد آقا سيد محمد حسين
ياد گمنام
ياد زهرا و علي
ياد علي كوچولو!
ياد طيبه
ياد يه بنده ي خدا
ياد خودم!!! ياد خودم....
ياد آقا رضا
ياد پانيذ
ياد يكي كه دلش از ما شكسته بود!
ياد يك برادر
ياد خودم!!!
ياد بهنام
ياد مرتضي
ياد ياشار
ياد مسافر
ياد روشنك
ياد باران
ياد ديده بان
..
اينجا هم يه جور محل گذره...
آري
محل گذر
مثل يه مسافرخونه
...
اما كيا يادشون رو سر در دلاي سربازاي قلعه مي مونه!؟
خدايا!
داري چي كار مي كني بااين دلم امشب
امشب كه شب جمعه ي آخر ماه شعبانه!
كي مي تونه تضمين كنه كه سال بعد ممكنه تو قلعه باشه!؟
كي مي تونه بگه تا سال بعد هيچ اتفاقي براش نمي افته و همين جا تو قلعه مي شينه و شباي ماه رمضون احيا مي گيره!؟
دوستان!
به قول يه عزيزي
بياييد اين شب جمعه ي آخري ماه شعبان دعا كنيم، برا همديگه، برا ظهور مولا...
آخ آقا!
بازم كه داره صبح جمعه مي ياد و ....
آقا
چقدر دلم تنگه كربلاست
كربلا نرم مي ميرم
...
بچه ها!
...
يادتون نره دعا كنيد!؟
يازهرا(س)


27616
نام: توبه
شهر: پشیمانی
تاریخ: 9/21/2006 5:09:38 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همگی
سلام بر همگی
با خودش عهد کرد تا رمضان نیامده سری هم به تاریکخانه دلش بزند و غباری برباید. عهد کرد در رمضان حواسش جمع باشد،خطا نکند،دلی را نشکند،حرف لغو نزند،و ............عهد کرد شب های قدر را تا به صبح بیدار بماند و کمی هم خودش را محاسبه کند، خود گمشده اش را بیابد عهد کرد این بار به عهدش وفا کند...................
همه روز ها سپری شدند و این بار نیز همه عهد هایش را فرا موش کرد. آه که او چقدر فرا موش کار است.
رمضان چمدانش را جمع و جور کرد و درش را بست و به یاد آورد آخرین عهدش را .عهد کرده بود رمضان که تمام شد ،یک دل سیر سر بر سجده بگذارد و شکر گوید،

رمضان تمام شد،
سر بر سجده نهاد،
و در سجده خوابش برد.
یا علی التماس دعا
27615
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/21/2006 4:49:13 PM
کاربر مهمان
  مبارز از شهر بی بندوباری
به پیام شماره 27608 دقت کن!!!
برای همین گفتم اسمتو عوض کن . من الان چند وقت است که با نام مبارز از اهواز اینجا پیام می دهم .
لطفا در پیام بعدی اسم جدیدت را معرفی کن چونکه خواننده پیام به اسم فرستنده دقت می کنه نه اسم شهر.
مچکرم
27614
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/21/2006 4:45:26 PM
کاربر مهمان
  آقای مبارز سلام
یک پیغام را چند بار نفرست - یه نگاه به صفحه بنداز.....
27613
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/21/2006 4:40:37 PM
کاربر مهمان
  تواضع
قال الله الحكيم : (و عباد الرحمان الذين يمشون على الارض ‍ هونا
:بندگان خداى رحمان آنان هستند كه بر روى زمين بتواضع و فروتنى راه روند)
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : ما تواضع احدلله اءلا رفعه الله
:هيچكس براى خدا تواضع نكرد مگر خدا رفعت و بزرگى به او دهد
شرح كوتاه :
فروتنى اصل همه شرافتهاست ، و شخص متواضع در مقابل اجلال و عظمت حق هميشه فروتن است و عبادتش را به اين صفت عظيم برگزار مى كند.
حقيقت تواضع را نشناخته اند مگر مقربين از بندگان كه بوحدانيت حق متصل شده اند.
خشوع و خضوع و خوف بظهور نمى پيوندد، مگر از تواضع ؛ ولذا اهلش ‍ چهره اى دارند كه اهل آسمانها از ملائكه و اهل زمين از عارفان آنان را مى شناسند.
از سيماى آنان و راه رفتن و برخوردهاى اجتماعى و خانوادگى بخوبى معلوم مى شود كه از هر نوع تكبرى بدورند
(محمد بن مسلم ) مردى ثروتمند از اشراف كوفه ، و از اصحاب امام باقر عليه السلام و صادق عليه السلام بود. روزى امام باقر عليه السلام به او فرمود: اى محمد بايد تواضع و فروتنى كنى .
وقتى محمد بن مسلم از مدينه به كوفه برگشت ، ظرف خرما و ترازويى برداشت و درب مسجد جامع كوفه نشست و صدا مى زد: هركس خرما مى خواهد بيايد از من بخرد (تا هيچ تكبرى به او سرايت نكند).
بستگانش آمدند و گفتند: ما را با اين كار رسوا كردى . فرمود: امامم مرا امر به چيزى كرد كه مخالفتش نخواهم كرد؛ از اين محل حركت نمى كنم تا تمام خرمايى را كه در اين ظرف است بفروشم .
بستگانش گفتند: حال كه چنين است پس كار آسيابانى را پيشه خود كن . وى قبول كرد و شتر و سنگ آسيابى خريد و مشغول آرد كردن گندم شد، و با اين عمل خواست از بزرگ بينى نجات يابد

<<ابتدا <قبلی 2768 2767 2766 2765 2764 2763 2762 2761 2760 2759 2758 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved