اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 27532 |
نام:
عظیم
شهر:
تهران
تاریخ:
9/20/2006 8:38:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام
خسته نباشی خدا قوت
دل تنگ من حال و هوای گریه دارد و از خدای بزرگ خواهان آنم شربت شهادت را بر من بنوشاند.
انشاء الله
|
|
| 27531 |
نام:
عسل
شهر:
تاریخ:
9/20/2006 8:02:17 PM
کاربر مهمان
|
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان امد وقتس که باز ایی
یا ابا الصالح المهدی ادرکنی
|
|
| 27530 |
نام:
داوود
شهر:
خرم اباد
تاریخ:
9/20/2006 5:14:11 PM
کاربر مهمان
|
سالهاگریه کردیم تا خودمان را از ما گرفتند.چهل سال سر مان را برروی دست گرفتیم تا بفر مایند کجا تقدیم کنیم.هر اینه چشمانم را که بر هم می نهم به همت مولایم همه عالم را مشاهده میکنم...
لاله ای از مللکوت. حاج شیخ جعفر مجتهدی
|
|
| 27529 |
نام:
فاطمه پور شمس
شهر:
شهرضا
تاریخ:
9/20/2006 5:09:51 PM
کاربر مهمان
|
اومرامی خواند من نیز خواهم مرد اما زندگی جاریست
|
|
| 27528 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
9/20/2006 5:03:18 PM
کاربر مهمان
|
ای شقایقهای آتش گرفته.............
|
|
| 27527 |
نام:
گمنام
شهر:
عشق آباد
تاریخ:
9/20/2006 4:46:20 PM
کاربر مهمان
|
خداي مهربونم
تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد
حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد
يا معين المتوكلين
|
|
| 27526 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/20/2006 4:15:08 PM
کاربر مهمان
|
عمر طولانى با بلاء همراه است
آورده اند كه وقتى جبرئيل به نزد (حضرت سليمان ) آمد و كاسه آب حيات آورد و گفت : آفريدگار تو را مخير كرد كه اگر از اين جام بياشامى تا قيامت زنده باشى .
سليمان عليه السلام اين موضوع را با عده اى از انسانها و اجنه و حيوانات مشورت كرد. همگى گفتند: بايد بخورى تا جاودانى باشى !
سليمان فكر كرد كه با خارپشت مشورت نكرده است . اسب را به نزديك او فرستاد و او نيامد. پس سگ را فرستاد، خارپشت بيامد!
سليمان عليه السلام گفت : پيش از آن كه در كار خود با تو مشورت كنم ، بگو چرا اسب را كه بعد از آدمى ، هيچ جانورى شريف تر از وى نيست ، به طلب تو فرستادم نيامدى ؟ و سگ كه خسيس ترين حيوانات است فرستادم بيامدى ؟
گفت : اسب اگر چه حيوانى شريف است وفا ندارد؛ و سگ اگر چه پست ترين است اما وفادار است ، چون نانى از كسى يابد همه عمر او را وفادارى كند.
سليمان عليه السلام گفت : مرا جامى آب حيات فرستاده اند و اختيار با من است قبول كنم يا نه ؟ همه گفتند: بياشام تا حيات جاودانى بيابى .
گفت : اين جام ، تو تنها خواهى آشاميد يا فرزندان و اهل و دوستانت هم خوردند؟ گفت : تنها براى من است .
گفت : صواب اين است كه قبول نكنى ، چون زندگانى دراز يابى ، جمله فرزندان و دوستان و اقوام پيش از تو بميرند و تو را هر روز غم و بلاء و رنجى رسد و زندگى بر تو ناگوار شود، و چون بلاء و غم ازدياد شود، و جهان بى ايشان برايت خوش نشود! سليمان عليه السلام اين راءى را بپسنديد و آب حيات را نپذيرفت و رد كرد.
|
|
| 27525 |
نام:
گمنام
شهر:
عشق آباد
تاریخ:
9/20/2006 4:01:54 PM
کاربر مهمان
|
به نام مهربانترين مهربانان
روز وصل دوستداران ياد باد
ياد باد آن روزگاران ياد باد
.........................................
گرچه ياران فارغند از ياد من
از من ايشان را (هزاران ) ياد باد
.........................................
مگه ميشه ماه رمضون پارسال فراموش بشه
من واقعا احساس ميكنم خدا منو از اين زمين پست
به معراج برد و با تمام وجودم حسش كردم
....................................
از تمام بچه هايي كه اسمشون رو بردي دلم براي يكيشون
خيلي تنگ شده
.............ليلاي غريب............... زود اومد و زود هم رفت
.......................................
يا ارحم الراحمين
|
|
| 27524 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
9/20/2006 3:30:57 PM
کاربر مهمان
|
يا مونس
ما كه هميشه دعا گوييم ولي اين گفته ها از اين سقف بالاتر نمي ره!
تو غربت خدا رو بيشتر مي شه حس كرد، مي تنم درك كنم چه حال دارين...
خدايا!
بازهم شكرت
...
يازهرا(س)
|
|
| 27523 |
نام:
فاطمه صالحی
شهر:
قم
تاریخ:
9/20/2006 3:27:35 PM
کاربر مهمان
|
وقتی به دنیا می اییم در گوشمان اذان می گویند وقتی می میریم برایمان نماز میخوانند .............چقدرزندگی کوتاهست...فاصله ی اذان تا نماز...
|
|