شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27512
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/20/2006 12:56:09 PM
کاربر مهمان
  عالم همه ذره اندو درياست حسين

خوبان همه بنده اندو مولاست حسين

در سبك شفا عت كند از قاتل خويش

از بس كه كرم دارد و آقاست حسين
27511
نام: بی نام
شهر: ایران
تاریخ: 9/20/2006 11:56:33 AM
کاربر مهمان
  مدتی هست انگلیس زندگی می کنم از اذان دور بودم
با این سایت دوباره زنده شدم احسنتوبداتون دعا می کنم
27510
نام: سایه
شهر: هر کجا هستم باشم
تاریخ: 9/20/2006 11:41:01 AM
کاربر مهمان
  ما ازموده ایم در این شهر بخت خویش....بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
27509
نام: سید غفور
شهر: ری
تاریخ: 9/20/2006 10:34:30 AM
کاربر مهمان
  خیلی چیز ها برای گفتن دارم ولی نمی دونم کدومش رو بگم
نمیدونم از چی بگم
ولی مطمئن باشید یه روز می رسه که خیلی چیزها گفتنی میشه...
یه روز که ...
همه ی انتظارها به سر رسید...
یه روز که...
اره اون روز وقت گفتنه...
اره...
اون روز ...
بخوای نخوای خیلی حرفها برای گفتن داریم...
27508
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/20/2006 10:17:38 AM
کاربر مهمان
  تقدیم به تمام عاشقای جدا مانده از معشوق

تو هـــــم تَرک، منم تَرک
اینم یه درد مشتـــــــــــرک
توغصه دار،من غصـه دار
پس واسه چی بیاد بــــهار
توبـی چراغ، من بی چراغ
کی بگیره ازما ســــــــراغ
توهم غریب، منم غریــــب
عشق یعنی چی یعنی فریب
توبارونی ،من بـــــــارونی
پس کجـــــا رفت مهربونی
توبی پنـــــــاه ،من بی پناه
کافی امشـــــــــب نوروماه
توبی وفا، من بی وفـــــــا
چی کــــــــارکنه با ما خدا
توبی فروغ، من بی فروغ
بازم به هم بــــــگیم دروغ
توبی جواب، من بی جواب
معنیش چی این جزســـراب
توتشنگی، من تشنــــــگی
کاشکی نمی گذشت بچگی
توخستگی ،من خستـــگی
پس چیه معنـــــــی زندگی
تواولی، من اولـــــــــــــی
چقدر قشنگ و مخملـــــی
تواعتماد ، من اعتمــــــاد
عشــــــق چرا دادیم به باد
توبــــــی گناه، من بی گناه
یعنــــــی همش بود اشتباه
27507
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/20/2006 9:59:05 AM
کاربر مهمان
  یکی از عرفا در خواب دید علامه عارف کامل حاج آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی یک نامه در دستش به لحن شدیدی گریه می کرد ، از خدمتش پرسدند :
این نامه چیست و چرا از بهرش این چنین پریشانید :
فرمودند: این نامه ، وصیتنامه شهید مهدی باکریست ...
از این نامه به این خاطر در حیرتم که این جوان در وصیت نامه خود چیزهایی نوشته که من از کار های او و نوشته های او از خود خجالت می کشم که من در عمرم چنین نبوده ام ...
نقل شده حضرت چنین گفت و با گریه رفت...
به نقل حجةالسلام حاج آقا برگی از شاگردان استاد...


خوب بچه ها برای ماه رمضون آماده شدین ...میدونم حتما از امروز به بعد هم روزه هستید ...

التماس دعا یا علی
27506
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/20/2006 9:38:49 AM
کاربر مهمان
  اینم وصیت علمدادلم هوا تو كرده منو ببر به كربلا

يا ده چشا تو كرده من و بخر تو رو خدا

اگه تو رو نبينم دق مي كنم من مي ميرم.

وقتي دارم مي ميرم سرا غت و هي مي گيرم

كفن كنيد تنم رو با پيرهن سياه روضه هاش

غسل بكنيد تنم روبا اشك ديده ها و گريه هاش

كاش مي شد تنم رو خاك بكنند تو علقمه

كاش مي شدم پايين پاي حسين و فاطمه

جنازم و بيارن بگين فقط به زير لب حسين

وقتي كه زنده بودم به لب مي گفتم زير لب حسين

تو حجله ي مردنم زنجير و سجن و يك علم بيا رين

به جاي قرآن خدا برام نوار روضه ي حسين بزارين

به روي سنگ قبرم حك بكنيد يه عمر دل سپرده

بگيد به آشنا ها گفته به لب يه يا حسين و مرده

روي خاك من بريزيد تربت كربلا كمي گل ياس

نقش بزنيد رو سنگم جون داده تا سوعا براي عباس
ر:
27505
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/20/2006 9:22:26 AM
کاربر مهمان
 
هر شبي گويم که فردا يارم آيد از سفر
چونکه فردا مي شود گويم که فرداي دگر
آنقدر امروز و فردا انتظارش مي کشـم
کاقبــت روز فراق يـــــــار مـن آيـد به سـر
من به اميد وصالش زنده ماندم تاکنون
وه چه خوش آندم که بازآيد نگارم از سفر
گر بيايد بوسه بر خاک کـــــف پايش زنم
تا نمايد لحــــــــــظه اي بر حال زار من نظر
من که مي دانم بيايد آخر آن دلـدار من
ليک مي ترسم نباشد آن زمان از من اثر
گر سر راهش بميرم نيست غم اي دل چرا
زنده مي گردم چــــــــــو او بنمايد از قبرم گذر
گر بيــــــايد روز گار تيـــــره ام روشن شود
شام هجران مي شود از وصف روي او سحر

27504
نام: مهسا
شهر: شر کرد
تاریخ: 9/20/2006 8:31:16 AM
کاربر مهمان
 

من می خوام یکی رو ببخشم .

خدایا کاری کن که اونم من و ببخش.
27503
نام: ابراهیم
شهر: cvrhk
تاریخ: 9/20/2006 8:19:34 AM
کاربر مهمان
  سلام بر سحر خیز مدینه ماراببخش
<<ابتدا <قبلی 2757 2756 2755 2754 2753 2752 2751 2750 2749 2748 2747 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved