اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 27502 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/20/2006 7:29:51 AM
کاربر مهمان
|
تو ننگ عربی، سید حسن!
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست میگیری
و از پشت تریبون المنار
با نعرههایت
چرت ما را پاره میکنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشههای سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت میگذاری
که ما را به یاد خمینی میاندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربی، سید حسن!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی
تا فردا در بهشت
برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت
که نمیدانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه میخوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشکهایت
به ریاض که نمیرسد؟!
منبع:www.sharifnews.com
|
|
| 27501 |
نام:
امیر
شهر:
تهران
تاریخ:
9/20/2006 5:55:26 AM
کاربر مهمان
|
ای شهید : برخیز و دست ما قبرستان نشینان عادات سخیف بگیر ( بخشی از سخنان شهید آوینی از نوار کاست بنام "خرمشهر شهری در اسمان " )
|
|
| 27500 |
نام:
علمدار
شهر:
دلتنگ علقمه
تاریخ:
9/20/2006 5:54:02 AM
کاربر مهمان
|
این هم ادامش
بگيد آقا ديگه محلتت تموم شده مي خوام اينجا رو
اجاره بدم به خوبي.چندين سال دست بدي بوده ديگه
بسه. از امروز ديگه بسه.
حرف زياد اما كو گوش شنوا.
فقط ....فقط اگه يه زلزله اي تو دلتون به وجود
اومد اگه دلتو ن به سنگ خورد .به جاهاي خوب خوبي
رسيديد من علمدار حقيرم فرا موش نكنيد.
موقع دعا ها تون اين ملتسم ياد بياريد.
الله وكيلي......
ببخشيد يادم رفت يه چيز.... (بيايد قسم بخوريم كه
ديگه قسمم نخوريم.)
من محتاد شدم هر روز بايد تزريق بشم .
اين تزريق من فرق داره اونا پر مي كنن ولي من خالي
ميكنم دلمو.
شاه علي مدد .
|
|
| 27499 |
نام:
علمدار
شهر:
دلتنگ علقمه
تاریخ:
9/20/2006 5:51:49 AM
کاربر مهمان
|
سلام
امروز هر چي اين مخ قراضه رو ناخونك زدم تا يه
چيزي بنويسم نامرد انگار لج كرده.حقم داره چون
فداش بشم اينقدر آكبند كه دلش نمي آد اصلا يه لك
روش بيفته.
سلام به همه ي اونايي كه خوشي زده اون ته ته دره ي
دلشون و گرفته.خدا كنه هميشه خدا خوشحال باشن .اما
نامردي نكنن تنها تنها شاد نباشن.مسري باشن بقيه
رو هم شاد كنن.
سلام به اونايي كه چراغ دلشون هميشه خدا روشن.شما هم
همين طور يكم از اون نورتون به همسا يتونم بديد گناه
دارن.
سلام به همه ي اونايي كه دلشون اندازه مشت دست
چپشون ولي داخلش كه مي ري دلي دارن به اندازه يه
دنيا .با شمام كه اين همه وسيع دلتون شما هم دس ما
رو بگيريد.
سلام به همه اونايي كه امروز دارن اين به اصطلاح
نصيحت ما رو مي خونن.امروز دريچه ميترال دلتون و
باز كنيد بزارين اين حرفاي من بره داخلش .
بعضي هام شايد بگن آقا تو كه لالايي بلدي واسه چي
برا خودت نمي خوني.
در جواب اونا اين و مي گم.
من لالايي بلدم واسه خودم هم مي خونم ولي فقط چرتم مي
زنه .حالا بي خيال حرفام چيه.
حرفام در مورد يه كلمه ي كه املاش خيلي سادست.ولي
بعضي ها بلد نيستن .يعني بلدن بنويسن .بلد نيستن رو
دلشون حكاكي كنن. حرفم با اوناست.
بچه هاي اهل دل شما رو به خدا قسم بيايد برا
دومين يا سومين بار يا اصلاهزارمين بار بيايد اون
نفري رو كه خيلي دوسش داشتيد يا داريد يا مي
تونيد داشته باشيداگه اشتباه كرده ببخشيد.
خيلي وقتا شده يه سنگ گرفتيم چشامون و بستيم اين
سنگ رو زديم به يه دلي كه مث شيشه پاك پاك بوده .
شايدم نبوده اصلا اون دل و شكستيم كه چي اون به
ما بدي كرده.
آقا جان بيايد يه روز اين دل و شخم بزنيد فقط يه
مشت كندم بخشش توش بكاريد.به ابالفضل قسم وقتي موقع
برداشت بشه يه محصولي مي ده.خودتون لذت مي بريد.
انسون بايد اشتباه بكنه .آدم بدون اشتباه
نيس .آقا جان نيس نيس .به اين تن بي مصرف قسم
نيس .اين تن و كفن كني نيس.چشا تو باز كن.خواهر من
برادر من.
شما رو به خدا .من دارم از دست كسي مجازات مي شم كه
منو نبخشيد.
يه كمي از اون بالا سري ياد بگيريد.چطور اون شما رو
مي بخشه شما نمي تونيد.چطور اون ستارالعيوب.شما نمي
تونيد
درسته شما خدا نيستيد اما خداي خودتون كه هستيد.
سنگ كه نذاشتيد توي اون دلتون.بابا اون دل
دل.كارشم بايد جز مهربوني چيز ديه اي نباشه.حتي بهت
بدي كردن بهشون خوبي .از محبت تيغ ها درخت ميشود.
كمكش كنيد از اول شروع كنه.از صفر .اون قسمتهايي
كه خرابه درست كنيد.اون قسمتم كه خوبه تقويتش
كنيد.
الان خودم بايد فردا پسفردا استارت بزنم. ولي لعنتي
استارتم بد جوري خراب شده.بد جوري . اينجام فداش
بشم ................
مي دونم بعضي ها رنگ دلشون سياه شده.بيايد درو
ديوارش و يه رنگ قشنگتري بزنيد.
بيايد همين امروز به اين شيطوني كه تو دلتون چند
ساله خونه كرده بگيد:
اسباب اساسيشو از خونه ي دلتون بريزه بيرون.بگيد
آقا د
|
|
| 27498 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
9/20/2006 4:50:39 AM
کاربر مهمان
|
الله اکبر
اشهد ان لااله الاالله
اشهد ان محمد رسول الله
اشهد ان علیا ولی الله
سلام عزیزان
سلام رفقای بیریای قدیم
سلام دوستای جدید
جان مولا یه چیز بگم ، نگید نه
یه چند ساعت به دلاتون فرصت بدید خودشون باشن نه بسته به قلم هاتون
به بیقراریه قلباتون فرصت بدید با ذاتشون بطپن ، نه با شور و اضطراب این دنیا
به روحتون فرصت بدید اونجایی باشه که قرارشو به دست بیاره نه جایی که نگاه این دنیایی به زور میبردش
به انگشتاتون فرصت بدید اون چیزی رو که آرزوشو دارن تایپ کنن نه به حکم جبر جواب همدیگه رو دادن
به نگاهتون فرصت بدید بره اون دور دورا یه سری بزنه !!! جان ناشناس نگذارید اینقدر نزدیک بین باشه
به حریم قلعه سیدمرتضی فرصت بدید دوباره یادش بیاره که دوشنبه اول ماه رمضونه و از فردا ، پس فردا باید بره پیشواز
یه آن به خودتون فرصت بدید که نگاه کنید نه ببینید
و یه آن به دلای پاک و باصفاتون فرصت بدید برای
سردارای دلشکسته قلعه
حاجیهای غریب مونده قلعه
بازمانده های از کاروان عاشقی قلعه
برای اونایی که عاشق کنیزی و نوکری خانوم فاطمه رو دارن
اونایی که ناشناس اومدن اما با دلای بیقراری آشنا شدن که جز خدا نمیبینن
اونایی که با بیقراریشون ، قرار از دل ما بردن
اونایی که با اسم علی اومدن و با رسم علی قلب ما رو بردن
اونایی که با تنهایی اومدن و با شیدایی رفتن
اونایی که با شاگردی اومدن اینجا اما استاد ما شدن و رفتن
اونایی که با صفای دلشون خروش روح ما شدن
اونایی که یه آن نظر کنید بغض گلوشونو از دلنوشتهاشون میبینید
اونایی که منتظرن ، مسافر مسافرخونه عاشقین ، اونایی که از نزدیک کربلا برات مکه و کربلای بچه ها رو میگیرین ، که سر سفره کویر نشستن و به ما آب حیات میرسونن ، که مست وصال شدن و اسمشون رو سردر قلعه ثبت شد و رفتن ،
و.............................................
دعا کنید
یاعلی
|
|
| 27497 |
نام:
علمدار
شهر:
دلتنگ علقمه
تاریخ:
9/20/2006 4:25:20 AM
کاربر مهمان
|
نشد بيداد و قتل و ضلم و غارت.
حريف همت والاي زينب
هزاران بار در ميدان يغما
شجاعت بو سه زد بر پاي زينب
_______________________
يا اباالفضل
ما كه روي تو پرستيم ملامت شنويم
بت پرستي اگر اين است كه اين مذهب ماست
|
|
| 27496 |
نام:
مریم
شهر:
تهران
تاریخ:
9/20/2006 4:15:19 AM
کاربر مهمان
|
به نام خالقم کسی که مرا برگزید و حس غرور را در تمام وجودم نسبت به باقی افریده هایش بوجود آورد دل من خیلی گرفته و بسیار آشفته ام از خالقم می خواهم که مرا در نهایت خواسته هایش تنها نگذارد مرا از دعای خیر فراموش نکنید که خیلی آشفته و غمگینم
|
|
| 27495 |
نام:
علمدار
شهر:
دلتنگ علقمه
تاریخ:
9/20/2006 4:03:55 AM
کاربر مهمان
|
يك گرو ه در عر صه ي قيا مت هستند كه فخر به ذات
احديت مي كنند. وقتي پرونده هاش و دادند چه دست
راست چه دست چپ مي بينند يه عده حلقه حلقه نشستند
هيچ جا نمي رند.
جبرئيل نا زل مي شه از طرف احديت كه برو طر ف اينا
ببين چرا اينا سمت مقام خودشون نمي رند.مامور حضرت
حق كه مي آد.مي بينه يه عده دور اربابشون حسين(ع)
حلقه زدند .
حسين (ع) روضه ي خود شو مي خونه و اونا گريه مي
كنند .بعد مي گن اونا حروله كنان و حسين حسين گويان
وارد بهشت مي شوند
|
|
| 27494 |
نام:
اسکندر نادرپور
شهر:
دانشگاه امير كبير
تاریخ:
9/20/2006 3:12:45 AM
کاربر مهمان
|
رمضان یعنی سوزش گناهان رمضان یعنی خودسازی دراین
ماه مبارک همه به مهمانی خداونددعوت شدهایم پس بیائید مهمان خوبی باشیم برای صاحب خانه
التماس دعا
|
|
| 27493 |
نام:
علمدار
شهر:
دلتنگ علقمه
تاریخ:
9/20/2006 3:04:26 AM
کاربر مهمان
|
دران نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید که خاک سر کوی تو باشم
|
|