شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27422
نام: رضا
شهر: کویر
تاریخ: 9/19/2006 1:08:13 AM
کاربر مهمان
  سلام
***



(ادامه از يادداشت قبل)(۲)

هر كس جلوي شر را بگيرد، روز قيامت خداوند غضبش را از او مي پوشاند و كسي كه يتيمي را اكرام كند، خداوند روز قيامت او را گرامي دارد و كسي كه رحمتش را در آن به ديگران برساند، خداوند روز قيامت رحمتش را به او مي رساند و كسي كه رحمتش را در اين ماه قطع كند، خدا نيز رحمتش را در روز قيامت از او قطع كند.... و كسي كه يك آيه از آيات قرآن را تلاوت كند، مانند اينست كه اجر ختم قرآن را در غير ماه رمضان برده باشد...
اي مردم در اين ماه درهاي بهشت بازست، پس از پروردگارتان بخواهيد كه آن را به روي شما نبندد و درهاي دوزخ بسته است پس از پروردگارتان بخواهيد كه آن را به روي شما باز نكند. شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند، از پروردگارتان بخواهيد كه آنان را بر شما مسلط نكند. علي (ع) فرمود: برخاستم و عرض كردم : اي فرستاده خدا برترين اعمال در اين ماه چيست ؟ فرمود : اي ابوالحسن ! بهترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات الهي است.../
التماس دعا...
27421
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/19/2006 1:08:01 AM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان
خوشحالم كه همگي در مسير رشد آگاهي و ارزشها قدم ميزنيم. و اصيلترين و دروني ترين هديه هاي الهي را با كلام زيبا به نمايش ميگذاريد.در اين تجربه درك
خدا و خويشتن هر كسي سهيم بشه درك سودمندي آن قطعا بعنوان منشائ لذتي معنوي ظهور و بروز خواهد كرد. درك زندگي و يا حس زنده بودن نوعي احساسات است كه به وسيله آن انسان هميقترين ارتباط خود با هستي را تجربه ميكند, و چون اين درك جزبه جز صورت ميگيره ما بايد به ارتباطات اهميت بديم كه همه اين رابه ها در جريان رشد ما تاثير دارند . خلاصه باز هم تشكر از همگي و به اميد ارتباط مستمر و ارزشمند. مجيد
27420
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/18/2006 10:17:24 PM
کاربر مهمان
  تحقير
قال الله الحكيم : (يا ايها الذين امنوا لايسخر قوم من قوم
:اى اهل ايمان ، نبايد قومى ، قوم ديگر را مسخره و تحقير كنند
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : من حقر مؤ منا او غير مسكين لم يزل الله عز و جل حاقرا له ما قتا
:كسيكه مؤ من يا غير مسكينى را تحقير كند و كوچك بشمارد همواره خدا او را خوار و دشمن دارد
شرح كوتاه :
عواملى همانند كبر و كينه و حسد و مانند اينها سبب مى شود تا بعضى افراد، ديگران را كه يا سود ندارند، يا زر و زور ندارند، و آنها رابه كارگرى و كارهاى پست وا مى دارند، تحقير و كوچك بشمرند.
عرض كردم احترام و كمك به خلق خدا، با الفاظ ركيك و اعمال ناپسند، در اهانت و زخم زبان در كوچك شمردن آنها دريغ نمى ورزند.
تحقير به هر شكلى كه باشد حرام است ؛ تازه اگر آن شخص دلش بشكند و رنجيده خاطر گردد، حتما اثر وضعى دارد و ضرر و زيانى بر عرض و شخصيت گوينده سرايت مى كند؛ پس بهتر است رعايت ضعيفترين خلق خدا را كرد، تا مورد لطف خداى تعالى قرار گرفت .
27419
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/18/2006 7:09:33 PM
کاربر مهمان
  گفتنش ساده نيست. اماواقعيت اين است که چه پیوند صمیمیتها که به آسانی یکرشته گسست......و البته که زندگی،همانطورکه میدانید،مثل همان دور باطل همچنان ادامه پیداکرد...... اين روزهاهوااينجا (اتاق) يکسره مه‌آلوداست خب ،الحمدلله و گوش شيطون كر,و چشم دشمن كور، باخواست خدا و براي پاره كردن پرده اين مه,تازگیها عاشق گنجشکی شدم که ازمشكلا ت اجتماعي و فرهنگي و سياسي؛فقر،اعتياد ،بي كاري ،گرسنگي ، فحشاء،فاصله نامتناهي طبقاتي وغيره وذالك باتزريق مقاديري كوچك ازاورانيم غني شده, ان شل ءالله حل مي شه و و و ....هيچ چیزنمی دو نه,هر بار پنجره روباز میکنم می یاد رودیوار روبرو میشــینه ومیخــونه...می گم همزمان عاشق یه پیشی و یه گنجشک شدن هم عالمی داره ها (و البته اگر حرامه كه هيچي بايد قيدشرو بزنم)......عشق من به پیشی هم از اونجايي شروع شد كه يه ظرف غذا گذاشته بودم براي پيشيه كه بياد بخوره ديدم رفت يواشكي دوستش رو آورد تا با هم غذا رو بخورن... خيلي جالب بود فكر كردم عجب پيشيه با مرام و باادبي...عجب!!!!... بگذرم چند روزي در واقع بااينترنت قهر بودم تقريباً.دو سه روزي ميشه‌ که نسبتاًآشتي کرده‌ام بله دراين هواي مه‌آلوداتاق فرصت غنيمت است,.... بله داشتم مي گفتم که رسيد..‌.به آدمهايسرد(و يه مشت آدم​هایی که هیچ چیز رو به غیراز خودشون تو این دنیانمی​بینن... نوری ندارند كه نثار كنند,و همه اش در فكر پارگي بند هاونه بندهاهستند)...اماازاونجايي كه احتياط شرط عقله بد نيست اين چندجمله روهم كه در جايي خواندم بگم:
"به زندگي بينديش باميدانگاهي پهناور ونامحدودکه درآ‌ نهيچ قله اي آخرين قله نيست،به يادداشته باش كه رسيدن غم انگيزاست وراه بهتر ازمنزلگاه است "؛برويم،بي آنكه به رسيدن بيانديشيم...كه روزهاو لحظه ها هيچگاه باز نميگردندو فراموش نكنيم كه ما هم به داشتن اميدمحكوميم و هم به تصرف خوشبختي در تمام لحظه هايي كه توميداني،ميشناسي و خواهي شناخت،بدان كه همه براي بازيهاي حقيرآفريده نشده اندبه شكوه آنچه بازيچه نيست بينديش"....برادر مقداد عشوه در كارقلم زندگيه كه باعث ميشه حتي خود منهم بعضي وقتا منتظرش بمونم تا به حرف بياد..بعضي وقتا ميره يه جاهايي كه ميگم خدا كنه دوباره برگرده...مخصوصا وقتي كه زندگي كسالت بار ميشه اونوقت واي ميسه برو بر نگام ميكنه و به ريش همه چيز ميخنده... عجيبه نه?!!!!
27418
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 9/18/2006 5:25:16 PM
کاربر مهمان
  سلام
ممنونم از شما بزرگوران همیشه خوش باشید
یاد معراج یاد شب معراج بخیر !!!!!!چند تا کیسه سفید کوچیک ..اولش ترسیدم نکنه؟ولی بعد که گفتم شاید این همون گمشده ما باشه ...هیچی ..بیخیال ..خسته نباشید

یا زهرا (س)
27417
نام: عباس حسینی
شهر: رفسنجان
تاریخ: 9/18/2006 4:28:11 PM
کاربر مهمان
  بنام خداوند رحمان رحیم
خوشابه حالتان که چه سبک بال رفتید ودنیا را برای دنیا پرستان وادامه راهتان را برای دوستان بجا مانده ولی حالا که فکرمیکنم میبینم که شهید با کری چه خوب آینده رادیده بود که همیشه میگفت دعاکنید که خداوند پذیرایتان باشد وشهید شوید که بعد از جنگ آنها که بمانند ودنبال دنیا نروند باید روزهای سختی را بگذرانند که همین هم شد یادانروزها که با همه مشکلات نبرد همه شما بفکر مردم ایران بودیدوبرای ایتام وبی سرپرستان گریه میکرده وکمک جمع میکردید تا انها هم بتوانند زندگی بدون دغدغه داشته باشند یاد پیر مراد بخیر که فکرش راحتی همه مردم ایران بود وارزویش ایرانی اباد بدون فقیر ودردمند ولی کجائید ببینید که دوستان بجا مانده شما باداشتن جراحتهای دردناک جنگ همه فراموش شدند ودیگر حتی شناخته هم نمیشوند گوشه خانهای خود نشسته بر اینکه چرا سعادت با شما بودن وبسوی حق رفتن نصیبشان نشد وکمرشان در زیر غصه قشر کم درامد جامعه مسلمان
ایران خم شده وشرمنده اینکه توانائی کمک هم ندارند زیرا که خودشان هم از کم درامد ترین قشر جامعه در امدند وحتی بعضیها ی انها هزینه درمان جراحات مانده از ان زمان را هم ندارند وبا سیلی صورت خویش را سرخ نگه میدارند. عزیزانم که دربهترین جای ممکن قراردارید واسطه ای شوید بین ما وخداتاشاید انان که انزمان از دولتی جان فشانیهای شما توانسته اند زندگی راحتی به هم بزنند خدا انها را به راه خودش کشانده تا شاید به دلشان بیفتد که چه عزیزانی خون خود را داده اند تاایشان به این زندگی رسیده اند وحال هم همه چیزرافراموش کردند .خدایا همه ما را براه راست هدایت وعزیزان مانده از دوران دفاع مقدس را شفاء وزندگی آرامی را برایشان مهیا فرما

آمین یاربالعالمین
27416
نام: بازمانده
شهر: از غربت
تاریخ: 9/18/2006 3:44:41 PM
کاربر مهمان
  با سلام

چند شبی بود که میگفتند حتما امشب عملیات ، بچه ها با تفنگهای پاک شده که سر اونها را با پارچه ای بسته بودند تا خاک داخلشون نره بدست و کوله های پر فشنگ و وصیعت نامه و کلی خشاب و نارنجک و.. که از حمایلها آویزون بود ! کلاه خودهایی که با سربند محمد رسول الله مزین بودند و پوتین به پا آنقدر مینشستند که همونجوری خوابشون می برد ! بنده خدا فرمانده که هر روز صبح باید جواب بچه های بی صبر را میداد ، روحش شاد ! بلاخره یک شب اوایل شب به یک ستون راه افتادند ، مسیر روبه سوی کربلا ..خوش بحالش هر کس به اون سو خون آلود میشد ..خدا میدونه چند تا از اون کوله ها با صاحبشون برگشتند...
...این قافله عزم کربلا دارد با نوای کاروان...
چند سال بعد وقتی ازش می پرسیدند راضی هستی که معلول هستی ؟؟؟ گفت من خیلی راضی هستم که جانباز هستم و خوشحالم که انتخاب شدم که امروز راوی اون همه عشق باشم !! وقتی به این جمله رسید بغضش ترکید ! هر قطره اشکش ...میگفت محرم و نامحرم !! چرا این را میگفت ؟؟ مگر هست هموطنی که نامحرم باشه؟؟
آه.. کجائید ای شهیدان خدایی ..
میخوام فریاد بزنم آه جبهه کو برادرهای من ! اما جبهه همه چیز را به همه کس نمیگه ، حق هم داره مگر ما یادگاری هامون را به هر کس نشون میدیم؟؟
بماند....داستان بلنذیست که در چند اسم و عکس خلاصه شده...
یا علی یا حسین
27415
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/18/2006 3:26:15 PM
کاربر مهمان
  کـــــاش می دیدم ، چیست؟
آنچه از چشم تو
تا عمق وجودم جاری ست!!!
27414
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/18/2006 2:54:25 PM
کاربر مهمان
  خیلی وقته که دلم پر میزنه
میره بین الحرمین سر میزنه
27413
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/18/2006 2:46:03 PM
کاربر مهمان
 
خُدا و بود و ديگر هيچ نبود
خدا بود و ديگر هيچ نبود
خلقت هنوز قباي هستي بر عالم
نياراسته بود
ظلمت بود
جهل بود
سرد و وحشتناك و در دايره
امكان هنوز تكيه گاهي وجود
نداشت
خدا كلمه بود كلمه اي كه هنوز
القا نشده بود
خدا خالق بود خالقي كه هنوز
خلاقيتش مخفي بود
خدا رحمان و رحيم بود ولي
هنوز ابر رحمتش نباريده بود
خدا زيبا بود ولي هنوز زيبايي
اش تجلي نكرده بود
خدا عادل بود
ولي
عدلش هنوز بروز ننموده بود
خدا قادر و توانا بود
ولي
قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل
نگذاشته بود
در سكوت
چگونه كلمه زاييده شود
در جمود
چگونه خلاقيت و قدرت تظاهر
كند
ظلمت بود سكوت و جمود و وحشت
بود
اراده خدا
تجلي كرد
كوهها
و درياها آسمانها
و كهكشانها را آفريد
چه انفجارها
چه طوفانها
چه سيلابها
چه غوغاها
كه
حركت اساس خلقت شده بود
و زندگي
با شور و هيجان زائد الوصفش
به هر سو مي تاخت
درختها حيوانها و پرنده ها به
حركت در آمدند
جلال بر عالم وجود خيمه زد
و جمال صورت زيبايش را نمايان
ساخت
و كمال اداره اين نظام عجيب
را به عهده گرفت
حيوانات به جنب و جوش در
آمدند و
...... وجود نغمه شادي آغاز كرد و
فرشتگان سرود پرستش سر دادند

<<ابتدا <قبلی 2748 2747 2746 2745 2744 2743 2742 2741 2740 2739 2738 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved