اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 27262 |
نام:
مریم سادات
شهر:
تهران
تاریخ:
9/17/2006 7:16:35 AM
کاربر مهمان
|
گر چه پنهان زنظر چهره زيباي تو نيست
چه كنم ديده من لايق ديدار تو نيست
|
|
| 27261 |
نام:
دلتنگی
شهر:
شهراشوب
تاریخ:
9/17/2006 7:11:58 AM
کاربر مهمان
|
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد ان روزگاران یاد باد
|
|
| 27260 |
نام:
علی
شهر:
قم
تاریخ:
9/17/2006 7:08:29 AM
کاربر مهمان
|
خدا رحمت کنه سید جواد ذاکر را مستی بود که دومی نداشت عاشقی بود که در فراق معشوقش شب و روز نمی شناخت چون رنگ اربابش گرفته بود مظلوم بود آری اوخیلی مظلوم بود حتی بعد مرگش
کنج خونه در دل شب هی می گم الاهی یا رب
همه آرزوم همینه بمیرم ز عشق زینب
|
|
| 27259 |
نام:
دلتنگی
شهر:
شهر اشوب
تاریخ:
9/17/2006 7:04:26 AM
کاربر مهمان
|
برای شادی روح شهدا ( شهید همت ،باکریا ،چمران،حسن باقری،بروجردی....)صلوات محمدی بفرستید
|
|
| 27258 |
نام:
دلتنگی
شهر:
شهر اشوب
تاریخ:
9/17/2006 6:58:37 AM
کاربر مهمان
|
خب انگار هر کی میاد اینجا از دلتنگیاش میگه
یاد کوچه مدینه میزنه اتیش به سینه
|
|
| 27257 |
نام:
اکبر
شهر:
دستگرد برخوار
تاریخ:
9/17/2006 6:55:30 AM
کاربر مهمان
|
شهدا ما را دریابید
|
|
| 27256 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
9/17/2006 6:29:25 AM
کاربر مهمان
|
شیعتی مهما شربتم ماء عضم فذکرونی او سمعتم به غریب او شهید فندبونی لیت کنت فی یوم عاشورا تنی ان تنضرونی کیف کیف استسقیل طفل و ابوا ان یرحمونی
و انا سبط الذی من غیر جرم قتلونی وبه جرم الخیل بعد القتلی عمدا سحقونی ...
یا علی اصغر حسین
|
|
| 27255 |
نام:
رضا
شهر:
تهران
تاریخ:
9/17/2006 6:13:32 AM
کاربر مهمان
|
خسته شدم .....................
|
|
| 27254 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
9/17/2006 5:35:13 AM
کاربر مهمان
|
معنی: و دشمنان از چهار سو تو را محاصره کردند و جراحات زیادی به تو وارد کردند و بین تو اهل بیتت حائل شدند ، یاوری بر تو باقی نگذاشتند و تو بر همه مصائب صبر نمودی و از اهل بیتت دفاع نمودی ...
تا آنجا که تو را از اسب به زمین افکندند و با بدن مجروح به خاک افتادی ، با سم اسبها بدن مجروحت را لگد کوب کردند و با شمشیر های بران بدن تو را قطعه قطعه کردند ...
تا آنجا که عرق شهادت از پیشانی تو سرازیر بود و تو ( از شدت درد به طرف راست و چپ می غلطیدی ) وبا گوشه های چشمت به طرف اهل بیت خود نگاه می نمودی فکر زن و فرزندان کوچکت تو را از یاد خود برده بود ...
اسب بی صاحبت با سرعت از معرکه گریخت در حالی که شیهه می کشید و گریه می کرد، به سوی خیام تو بازگشت ، زنان و فرزندانت او را پریشان دیدند ...
و با (زین واژگون)...از خیام بیرون دویدند در حالی که مو هایشان پریشان بود و صورت هایشان گشوده و بر سر و صورت می زدند و ناله هایشان بلند بود و روز های عزت آنان به ذلت تبدیل شد و به سرعت خود را به قتلگاه تو رساندند و دیدند که:
...(( شمر لعنة الله بر روی سینه تو نشسته و خنجر بر حلقوم پاک تو گذاشته و با دست ناپاکش ( محاسنت نازنینت را گرفته و با شمشیر آهنی تو را ذبح کرد و رشته حیاتت را برید و نفسهایت قطع گردید و سر مبارکت را بر بلای نی رفت و اهل بیتت همچون بردگان شدند و اسیر شدند و آنان را به رنج به زنجیر گرفتند و بر شتران برهنه سوارشان کردند و شدت گرمای آفتاب صورت آنان را سوزاند آنان را با دستهای بسته در بیابانها و صحراها و بازار ها گرداندند ...
((-:- زیارت ناحیه مقدسه-:-))
|
|
| 27253 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
9/17/2006 5:31:45 AM
کاربر مهمان
|
بک من کل الجهات و اثخونک با لجراح و حالو بینک و بین الرواح و من یبق لک ناصر و انت محتسب صابر تذب عن نسوتک و اولادک حتی نکسوک عن جوادک فهویت الی الارض جریحا تطوک الخیون بحوا فرها او تعلوک الطغاة ببو تر ها قد رشح للموت جبینک و اختلفت بالا نقباض و الانبساط شمالک و یمینک تدیر طرفا خفیا الی رحمتک و بیتک و قد شغلت بنفسک عن ولدک و اهالیک و اسرع فرسک شاردا الی خیامک قاصدا محمحما باکیا ...
فلما راین النساء جوادک مخزیا و نظرن سرجک علیه ملویا برزن من الخدور ناشرات الشعور علی الخدود لا طمات الوجوه سافرات و بالعویل داعیات و بعد المعز مذللات الی مصرعک مبادرات .........
...وااااااااااااااااااااااااااای
و الشمر لعنةالله جالس علی صدرک و مولغ سیفه علی نحرک قابظ علی شیبتک بیده ذابح ... لک بمهنده قد سکنت انفاسک ... خدااااااااااااااااااااااااا
و رفع علی القناة راسک و سبی اهلک کالعبید و صفدوافی الحدید فوق اقاتب المطیات تلفح وجوههم حر الهاجرات یساقون فی البری و الفلوات ایدیهم مغلوله الی الاعناق ...
|
|