شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27192
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/16/2006 2:19:55 AM
کاربر مهمان
  هی گفتید عشق عشق عشق عشق

اصلان عشق مخفف علاقه شدت قلبی

و فقط یل ام البنین و عشق

یا علی مدد
27191
نام: نادیا
شهر: خرم اباد
تاریخ: 9/16/2006 2:19:47 AM
کاربر مهمان
  خدایا دریاب خستگان درمانده را
27190
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/16/2006 1:41:36 AM
کاربر مهمان
  سبب قرب داورست نــــــــماز
فرق مومن ز کافرست نـــــماز
در میان خـــــــــدا و مخلوقش
ارتباطی مکرر است نــــــــماز
سپر آتـــــش است روزه ولی
ناجی روز محشر است نــماز
مهر آل علی است نـــــــــماز
بر محمد و آل محـــمد صلوات
27189
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/16/2006 1:25:06 AM
کاربر مهمان
  توی این دور و زمونه

عشــــــــــــــــــــــق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند
عشـــق را در پــستوی خــــــانه
نهان باید کرد!!!
آنکه شبا هنگام بر در می کوبدبه گشتن چراغ آمده است.
نــور را در پـــــــــستوی خانه
نهان باید کرد!!!
27188
نام: باران
شهر: دلم برای اسمان خدا تنگ است
تاریخ: 9/16/2006 12:49:18 AM
کاربر مهمان
  بنام سلام که نام خداست
(سلام برمنتظران مهدی فاطمه)

بچه های قلعه شهید آوینی سلام

خواهرها وبرادرهای خوبم شما که سرشار از یاد خدا هستید هر روز حرف های دلتون رو می خونم واز شما راه زندگی را میا موزم.
چند وقتی است که خبری از بازمانده بزرگوار نیست امیدوارم هر جا هرکدام از آسمانیهای جامانده برزمین هستید خدایارتان باشد وحق نگهدارتان.
http://rabeah.blogfa.com/
یکسری به وبلاگ رابعه بزنید من هم حرفهای دلم را نوشته ام خوشحال میشم همراهیم کنید.
التماس دعا
27187
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/16/2006 12:35:59 AM
کاربر مهمان
 

مرا در عاشقــــــــــــــــــــی پروا نباشد
دلم را بیم از این غــــــــــــم ها نباشد
ازآن ترسم که در بسیاری غــــــــــــم
برای عشــــــــــــــق در دلم جا نباشد

27186
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/15/2006 11:07:06 PM
کاربر مهمان
  به نظر من عشق فقط به خدا ائمه الهی می تونه واقعی باشه و اگر نه دروغ...

و اگه کسی میگه اینطوری نییس به نظر من آدمی هست که شدیدا احساساتی شده...
27185
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/15/2006 9:46:46 PM
کاربر مهمان
  پدر و مادر
قال الله الحكيم : (فلا تقل لهما اف و لاتنهر هما
:به پدر و مادر حتى اف نگوئيد و نهيب نزنيد
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : (بر الوالدين اءفضل من الصلاة و الصوم و الحج و المعرة والجهاد فى سبيل الله .
:نيكى به پدر و مادر از نماز و حج و عمره و جهاد در راه خدا برتر است .
شرح كوتاه :
در قرآن بعد از توحيد، خداوند به اين موضوع بسيار دقيق يعنى نيكى به پدر و مادر را متذكر شد، و آنقدر اهميت داد، تا جائى كه فرمود: (به آنها اف (يعنى ناخوشى ، يا تو) نبايد گفت و بانگ بر آنها نبايد زد و به گفتار نيك و خوش با آنها رفتار كرد.)
با توجه به نكات فوق هر نوع آزردن پدر و مادر احترام و نيكى نسبت به آنان واجب است . كسانى كه بخاطر جوانى يا احساساتى شدن و غضب احيانا موجب اذيت پدر و مادر را فراهم كردند، بايد رضايتشان را جلب كنند.
كه عدم رضايت آنان موجب عواقب سوء مى شود و فرزندان آن شخص ‍ بعدا با او بدى مى كنند؛ و از نظر اخروى اگر براى هر ناراحتى يك در جهنم باز شود براى كسى كه اسباب سخط پدر و مادر را باز كرد بقول پيامبر صلى الله عليه و آله : دو در جهنم باز مى شود

27184
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/15/2006 8:59:34 PM
کاربر مهمان
  بقيه مطلب: عشق، در مان‌کننده‌ي جسم و روح است؛ اضطراب راميزدايدو به قواي ذهني تمرکزميده.و كلام آخراينكه:
حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ / اگر چه صنعت بسيار در عبارت کرد
27183
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/15/2006 8:45:05 PM
کاربر مهمان
  سلام به حرفهای قشنگ دلهاي مهربان:
مطالبي درباره عشق نوشته بوديد به نظرم جاي بيان چند تا نكته باقي موند.اشخاصي كه معمولا عشق رانميشناسند آنرا رد ميكنند. آنهايي كه فكر ميكنند با حضور عشق حضور نفسانيات پنج گانه در انسان قوي ميشه بايد بدونن كه عشق را نميشاسند. آدم هايي كه اونرو خيال ميپندارن واونايي كه عشق رو در چرخش بايد ها و نبايد ها, بودن و نبودن ها در ميارن اونرو نميشناسن. واونهايي كه عشق را احساسات صرف ميدونن عشق رو نشناخته اند. و قطعا اوندسته افرادي كه عشق را در تصاحب و تملك ميبينند آنها هم حدودي از حقيقت دورند. بدون شك يكي از راه هايي كه براي پيدا كردن خدا وجود داره عشقه. عشقي كه قيد و شرطي نداره و فقط شعف و سرمستيست ... عاشقي كه قلبش از عشق سرشار شده سرمست وجود خداونده. در ضمن همه ما ميدونيم كه راه هاي جريان دادن عشق عموما ساده و بدون زحمته فقط به توجه , دقت , هنر و خلاقيت نياز داره و مسئله بعد حضور نيرو هاي منفي و ذهنيت منفيه كه از غياب عشق يانور يا شفافيت در درون ما خبرميده., و اينچنين غيبت وسدهايي هميشه اول خود ما رو از پا در مياره, براي اينكه بدون عشق اصلا نميتوان زندگي كرد. يا اينكه نميتوان زندگي سالم و شادي داشت. خداوند در قرآن ميفرمايد موئمنين هرگز دچار غم و اندوه نميشن و يا به تعبيري آنقدر در دادن و گرفتن عشق عالي هستن و انقدر از آن پر و لبريز شده هستن كه به مغناطيس عشق بدل شدن. و دائمادر زندگيشون بركت و نعمت وافزايش ديده ميشه. و تعجبي هم نداره, چرا كه با برتري يافتن حواس دروني , روح كه داره ازعشق انساني به عشق الهي صعود مي كنه اينقدر خالص و مقدس و صيقل داده ميشه كه هر آنچه در عالم هستيه به سوي خودش جذب ميكنه. اينكه خداوند در قرآن ميفرمايد پيامبر رحمت اللعالمينه يعني همين. يعني حضور ايشان چيزي جز حضور عشق, كه هر كسي بهش چنگ بزنه نجات پيدا ميكنه نيست. يعني حضور ايشان همان جوهر الهي عالم, همان آهنربا, يا همان عشقيست كه موجب وحدت دلها يي است كه, از طريق كشف حقيقت ميخواهند متحد شوند و ارواحشان را دركنار هم قرار بدهند. و درست به همين دليله كه قرآن ميفرمايد:با حضور عروه الوثقي يا حضور پيامبر رحمت و عشق, همگي بايد به ريسمان الهي چنگ بزنن و پراكنده نشوند , تا خوب بتونه خوب را, پاك , پاك را,و نور,نور را جذب كنه. و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا -( تفرقه در اينجا همان حضور متعدد و متكثر شخصيتها انسانيست كه اجتماع را دچار پيچيدگيهاي عجيب و غريب ميكنه).
عروهالوثقي يا حضور پيامبر رحمت و عشق , همان طناب محكم بهم پيچيده اي كه باعث ارتباط و اتصال محكم ما به همديگر و به خداوند ميشه, و شباهتها رو زياد ميكنه. و درست به همين دليل بقول برادر مقداد ,ما حق نداريم سازمان روانی خود را بدون در نظر گرفتن يكسري شرايط عقلي وشرعي به یکدیگر واگذار کنیم و اگر هم كرديم بايد مقصد جهت و نيت قرب و تكامل باشه. عشق ميتونه مقدمه ايمان باشه ميتونه تقويت كننده آن و در عين حال اگر نظام باورهاي ما تهي باشه ميتونه راه منجر به سقوط باشه.بنابر اين ما درباره عشقهاي انساني موظفيم آزادی روانی خود رامحفوظ بداریم...اگر چه به نظرميرسه,حتي پست ترين نوع عشق هم ميتونه به ارتفاعات الهي راه پيداكنه براي اينكه خداوند در همه چيز ذره اي از عشق را هم قرار داده , اما مسلما آنكه در طريق دين به مراحلي دست پيدا كرده هرگز موضوع عشقش را موضوعي با درجه پايين قرار نميده... در اصل طريق درمان عشق‌هاي پست، نهي در خلاء نيست، بل جايگزين کردن عشق برتره. با نظربرادر مجيد هم موافقم كه
<<ابتدا <قبلی 2725 2724 2723 2722 2721 2720 2719 2718 2717 2716 2715 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved