شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27122
نام: توبه
شهر: پشیمانی
تاریخ: 9/14/2006 5:03:13 PM
کاربر مهمان
  خدا کجاست؟چه طور می شود عاشقش شد؟چرا من نمی بینم؟
27121
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 4:57:54 PM
کاربر مهمان
 
هزاران جهد بکردم که سر عشــق بپوشم
نبود بر سر آتــــــــــش میّسرم که نجوشم
بُهوش بودم از اوّل دل به کـــــس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عـــقل ماند ونه هوشم
27120
نام: فرج الله فیض اللهی
شهر: ایلام
تاریخ: 9/14/2006 4:48:30 PM
کاربر مهمان
  وای از دست کنکور
27119
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 4:18:12 PM
کاربر مهمان
 
بــــــــــــــــــــر ســــــــــــــــــــر آنــــــــــــــــــــم کـــــــــــــــه گـــــــــــــــر زدســــــــــــت بـــــــــــرآ ید

دســــــــــــــت بـــــــــــــــه کـــــــــــــــــــــــــاری زنــــــــــــــــــم کـــــــــــه غصـــــــــــــــه ســـــــــــــرآید
27118
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 3:19:25 PM
کاربر مهمان
  خاطرات آقای قرائتی
جريمه خود
بعضى از روزها به حضور در نماز جماعت در اوّل وقت موفّق نمى شدم ، تصميم گرفتم هرروز كه از نماز اوّل وقت غافل شدم مبلغى را به عنوان جريمه بپردازم . پس از مدّتى حضورم مرتّب شده بود به خود گفتم : تو براى جريمه ناراحتى يا براى از دست رفتن پاداش نماز جماعت ؟!
ضمانت
بچه بودم با دوستانم مى رفتيم به روستاهاى اطراف كاشان ميوه هاى درختان را مى خورديم و وقتى صاحبش مى آمد فرار مى كرديم ، فكر مى كردم چون به سن تكليف نرسيده ام مسئوليّتى ندارم . سالها گذشت تا اينكه در حوزه آموختم كه تعرّض به مال مردم ضمانت دارد، گرچه در زمان كودكى باشد.
با لباس روحانيّت به همان روستا رفتم و صاحب باغ را پيدا كردم و داستان را برايش تعريف كرده و حلاليت طلبيدم . صاحب باغ از اين حركت خيلى خوشحال شد و علاوه بر حلال كردن ، ما را به خانه اش مهمان كرد.
رياست بر آفتابه ها
نوجوان بودم و عازم سفر مشهد، به قهوه خانه اى رسيديم . مردم وارد دستشويى شدند. يك نفر چندتا آفتابه را كنار هم چيده و چوب بلندى در دست گرفته بود و هركس مى آمد آفتابه اى را بردارد به دست او مى زد و مى گفت : اين را برندار، آن را بردار. من گفتم : اين آقا چرا اينطورى مى كند؟ گفتند: اين بنده خدا دنبال پست و مقام مى گردد و جايى گيرش نيامده ، بر آفتابه ها رياست مى كند!
پاداش نيّت خوب
روزى به پدرم گفتم : مى خواهى من چه كاره بشوم ؟ گفت : خوب درس بخوان ، دوست دارم مرجع تقليد و عالم ربّانى مثل آيت الله بروجردى بشوى .(1) گفتم : شما ثواب پدر آقاى بروجردى را بردى . چون به اين نيّت مرا به قم فرستادى .
درخت بدون ميوه
كنار خانه قديمى ما باغى بود، به پدرم گفتم : اين همه درخت ، يكى ميوه نمى دهد! گفت : اين همه انسان در اين خانه زندگى مى كند، يكى نماز شب نمى خواند.
اثر كار معلّم
يادم نمى رود روزهايى كه مدرسه مى رفتم ، وقتى مدرسه تعطيل مى شد بچه ها با سيخى ، ميخى ، چوبى ديوارهاى مردم را خط مى كشيدند. فكر كردم كه اين اثر كار معلّم است . وقتى معلّم مشق شاگرد را خط مى كشد، آنهم طورى كه گاهى ورقه پاره مى شود، بچه هم خارج از مدرسه به ديوار مردم خط مى كشد.
اما اگر معلّم در مقابل زحمت دانش آموز احسنت مى گفت و او را تشويق مى كرد، او نيز چنين نمى كرد.
نصيحت پدرم
27117
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 9/14/2006 3:00:39 PM
کاربر مهمان
 
گاهی اوقات این سوال واقعا ذهنمو به خودش مشغول میکنه:
خدا!
هنوزم دوستم داری؟

* * * * *
دعا کنید که هنوز هم دوستم داشته باشه
این یه دعای آسمونیه...
نه؟
27116
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 9/14/2006 2:49:39 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-دوست نازنینی که دانشجوی رشته دکترا واهل لیبی وگاهی اوقات در کلاسی با هم بودیم- هرجا باشد. شاد خوشحال وسلامت باشد./ که ایشان یکی از بهترین دانشجویان اسلام شناس وقعال وبا تکنیک ترین روش بحث اروپائی پسند بود.- امیدوارم کتابهای که بدستور سفارت محترم وانتخاب ایشان تهیه میشد در لندن به مقصد رسیذه باشد- در کلاس بحث رامن شروع میکردم وایشان بپایان میرساند در تمام علوم بخصوص علوم انسانی خوب ومتاسفانه در علوم اسلامی با داشتن گزارهای بسیار ومحکم ولی ضعیف بقول بچه ها در کریتون کاری بر اساس سیستم ملاک کارکردن وسازمان دادن نه انکه ریز درشت را در فورمولهای امریکائی بریزیم وبگوئیم هذا المراد. بخصوص زمانیکه دختران گروه فشاراز کلاسهای بسیار بالاتر وارد کلاس میشدند ویک دفعه حالت انفجاری میگرفتند که شما هنوز نمی فهمید در چه سطح تمدن جنابت مندیی زندگی میکنید در انگاستان از سطح پایین معتقد به حرامزاده غیره از حلال زاده است وسطح نخبه مخالفت ومبارزه میکند در کشور سطح نخبه مذهبی فرق قائل است وشما میپذرید من یکدفعه که گزاراها ی فلسفی ودینی به ضمیرر نا خوداگاه رانده میشدبعلت ناشیگری وکامپلکس روحی که در ایران بوجود امده بود در اوائل دانشجوی درسر کلاس گفتم بسیار خوشحال هستم که خداوند مزد کارشما داد وشما نمی توانید پیانوی رمز ساز ناوگان روسی که یک دیپلمه بسادگی مخابره میکند درک کنید یابسازیذ چه برسد به موشکهای انها دو روز بعد یک خانم استاد امریکائی در روی سکوی خاص راهرو ایستاد بود که من برای اولین بار ایشان میدیدم من همان که ایشان را غضبناک ودر خیره شدن بمن از دور نگاه میکرد وبشدت مدادی که در دست داشت ودست در کنار صورت بودوبشدت میفشرد برای پاسخ دادن اعتراض من امده است وقتیکه نزدیک شدم گفت اقای محترم امزیکا هم موشکدارد من از او جدا شدم ولی ازاین که نگفت موشکهای ما بهتر هست احترامی برای او قایل وبه او نگفتم که دانشگاه کنت وپنسلوانیا به دانشگاه شیراز اعلام کردند ما یکملیون دلار کتاب میفرستیم واسامی کتاب ها رادادند ودانشگاه شیراز بنا بر اظهار ریس کتابخانه درسطح پروفوسری از خارج که دانشگاه پول قابل ملاحظه را به این دانشگاه ها ارسال کرده بود واسامی کتب مورد نیاز را ارسال کرده بودند منجمله کتب های لغت تخصصی بخصوص هنر که در دانشگاه لنذن فهمیدم پیچیده ترین دروس است خواسته بودند ولی کتب امد نتها یک کتاب لغت نداشت بلکه هیچکدام ازان کتابها نبوده است هر چه دلشان خواسته بودند فرستادند ومدام کارشناسان برجسته اموزشی می امدند واز دانشجویان میخوا ستند مشکلات بیان کنند ولی هیچ ترتیب اثر نمیدادند در انگلستان فهمیدم به این روش میگویند "پرونده همیشه باز: یعنی خر کردن مردم: دوستی هندی داشتم کنار خوابگاه به جرئت میتوان گفت از لحاض استعداد ده با ر قوی تر از انیشتن هز 6 صبح تا 10 شب دروس اضافه در سطح کتری درتمام مقطاع انواع ریاضی فیزیک وشیمی وغیره برای حل مسائل کشتی سازی میخواند ودرتمام این علوم در کمنترین زمان برنده اول جهانی میشد تقاضا یپیچدهترین مسائل ریاضی کرده بود انگلستان پس از هزارمسائل گفته بودند تمام شد دانشگاه لندن از امریکا در خواست کرده بود امریکا ده تا ارسال کرده بود بلافصله در کتاب خانه حل کرد بو د هر چند راه وبقول ایشان با شرح بازگشت به اول بستر امریکا پاسخ داده بود مسائل ما تمام شد ومدتها من ایشان به بچه های ریشدارمیخندیم الغرض دوست لبیائی میفرمود شما دیگر حرامزاده ندارید یا این لغت از کتاب لغت بر دارید یا در کتاب لغت بنویسید تا فلا ن زمان معنی
27115
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 2:49:01 PM
کاربر مهمان
  اَلهُم اَرزٌقني شفاعَه الحُسَــــــــــــین یَومَ اَلوُروُد.
27114
نام: محمد خسین لشگری
شهر: ضیاءآباد
تاریخ: 9/14/2006 2:44:05 PM
کاربر مهمان
  یادشهدابخیر
27113
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 2:10:45 PM
کاربر مهمان
  امام با قر (ع)فرمودند:
همین که شب جمعه فرارسد خداوند عزّوجلّ می فرماید:
آیا دعا کننداهی هست که جوابش را دهم . آیا در خواست کننده ای هست که عطا کنم او را.آیا استغفار کننده ای هست که بیا مرزم او را.آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپزیرم.

*التماس دعا *
*التماس دعا *
*التماس دعا *
ببین سه بار نوشتم یادت نره ها...
<<ابتدا <قبلی 2718 2717 2716 2715 2714 2713 2712 2711 2710 2709 2708 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved