شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27062
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/14/2006 3:21:14 AM
کاربر مهمان
  ای خدا چه کردی با دلم که دیگه خودشم فراموش کرده

ای خدا تو که از همه چی اگاهی اگه به صلاح ماست بده

اگه نیس بگو بریم.ای رسمش نیس نیس نیس

هر قلعه ای یه علمدار میخواد کربلا نرفتیم ولی شاید

علمداری اینجا نصیبم شد.
27061
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 2:35:37 AM
کاربر مهمان
  دوستان از اینکه تعداد پیامهای من در روز ، زیاد است منو ببخشین .آخه کار من طوریکه هم در خانه و هم خارج از خانه سر و کارم با کامپیوتر ه و از اونجایی که دوری از شما خیلی مشکله (جدی میگم)هر نیم ساعت یه سری به قلعه می زنم .
27060
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 2:25:20 AM
کاربر مهمان
  وقتي گريه كردم گفتند بچه اي
وقتي خنديدم گفتند ديونه اي
وقتي جدي بودم گفتند مغروري
وقتي شوخي كردم گفتن سنگين باش
وقتي سنگين بودم گفتن افسرده اي
وقتي حرف زدم گفتند پر حرفي
وقتي ساكت شدم گفتند عاشقي
حالا كه عاشق شدم ميگن اشتباهه و گناه

عبدالفاطمه عزیز ، آقا مجید ، مقداد خان ، زهرا خانوم ، نرگس خانوم ، دیده بان ، شادی ، شایان ، محمد علی ، .... ، هم قدم ، خروش ، ناشناس ، سورنا ، بی قرار ، کیمیا ، شلمچه ، گم شده ، گمنام ، بسیجی ، دلتنگ کربلا ، عبدالزهرا ، دوکوهه ، ساراخانم ، علمدارعزیز ، پولدار ، منیره ، رضا ، ریحانه ، بی سا مان ، محمد رشیدی ، رقیه ، یاس ، علیرضا ، یک برادر ، سمانه ، sara ، Kaktoosabi و ..........

شما بگین عاشقی گناهه !!!
27059
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/14/2006 1:52:05 AM
کاربر مهمان
  هیچکاری با تقوا اندک نیست ، و چگونه اندک است انچه که پذیرفته شود.
(-:- حکمت ۹۵ -:-)
در شگفتم از کسی که میتواند استغفار کند و نا امید است.
(-:- حکمت۸۷ -:-)


((« یاد خدا،مرگ و قیامت == تسلط بر نفس »))

التماس دعا
27058
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 1:32:28 AM
کاربر مهمان
  الهی در شب قبرم بسوزانم
ولی محتاج نا مردان نگردان
عطا کن دست بخشش همت ام را
خجل از روی محتاجان برنگردان
27057
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 9/14/2006 1:05:34 AM
کاربر مهمان
 

سلام

چند روزه که هوای دلم عجیب ابریه ، آخه میدونی ... نگام نکن اونم اینقده عصبانی ... تو که میدونی من تاب نگاهتو ندارم !!!
آروز به دلم موند چشامو ببندم و بجای تلخی نگات از اینهمه ندونم کاریام ، صدای دلنشینتو برای گفتن تنها یه جمله کوتاه بشنوم ...
اما حالا که فکرشو میکنم ، میبینم تو که یه عمر منو حسرت کش شنیدن صدات و دیدن نگاه شیرینت نگه داشتی !!! انصافه من بقیه عمرمو منتظر یه جمله باشم ؟؟؟ نه نه نه
حالا دیگه باید بیایی و ستاره بارونم کنی ؛ اونقدر نیومدی که دیروز به گدایی در خونه خدا ، زار میزدم که نوکرتم من گدای پررویی هستم یا بده یا همه عمرم منو تحمل کن
آخ !!!! قربون نگاه اخموت ! بیا و بند دلمو پاره کن از حنجره ای که منو به اسم صدا میکنه ، بیا و بگذار قناری دلم شروع کنه برات چهچه زدن.....
آخ نازنین نگار من ! فدای اتم اتم وجودت ! قربون سایه روشن قد رعنات رو دیوار ساکت دلم !میدونی همین الان چه آرزویی دارم ،
اینکه من باشم و یه دشت و ته اون دشت تو .....
به آواز بیافتم
دستامو باز کنم
به دو بیام طرفت
بزنم به دستگاه شور
برم تو حال غریبی و غربت دلم
ناله عاشقی سر بدم
وقتی رسیدم بهت
بهم نگی خجالت بکش ، این کارا از تو بعیده ، بهم اخم نکنی ، نمیخوام دعوتم کنی ، اما بگذاری همین که بهت رسیدم ، خودمو بندازم تو بغلت ، سرمو روی شونه مهربونیت بگذارم و زار زار اشک بریزم از این همه دورافتادگی ،
سبک که شدم ....
فقط یه التماس دیگه !!!!
پیشونیمو ببوس بگذار تا ابد نشون شده خیمه گاه دیوونه های تو باشم
بعد از اون برو
اما رهام نکن
برو اما نه برای همیشه
برو اما نگذار دستم از دستت جدا شه
برو اما منم با خودت ببر
برو اما بگذار زندانبان عشق تو من باشم
برو اما هروقت خواستی صدام کنی
بگو
دیونه من کجایی ؟؟؟؟

آخ خدااااااااااااااااااااا چقدر دلم تنگه ......






یاعلی
27056
نام: جا مونده
شهر: بیخیال
تاریخ: 9/14/2006 12:45:07 AM
کاربر مهمان
  باب هشتم عزلت:

امام صادق (ع) فرمود:کسی که عزلت گزیده در حصن وارد شده و در حفظ و حراست الهی است خوشا به حال کسی که در خلوت و جلوت تنها باشد.
بعضی از آثار آن عبارتند از: حفظ اعضاء از گناه و آلودگی ...آرامش قلب ... سلامت زندگی ... شکستن اسلحه شیطان ... دوری از هر گونه بدی.
ضرورت عزلت:روایت است که : هیچ پیامبر و امامی نیست مگر مدتی از عمرش را عزلت گزیده باشد حال چه در ابتداء ماموریت و یا در انتهاء ماموریت .
معنای عزلت:عزلت همان خروج از مردم است و در گوشه ای به انزوا و از خلق بریدن و ریشه و معنای اصلی اش کنترل حواس و مانع شدن از تصرف آنها در محسوسات است البته از طریق خلوت گزیدن ...
27055
نام: جا مونده
شهر: بیخیال
تاریخ: 9/14/2006 12:26:15 AM
کاربر مهمان
  سلام
ضمن تشکر از بسیجی به خاطر ۲۷۰۴۴:
باب هفتم ادب مع الله:
سوال شد از امام جواد : یابن رسولله ادب با خدا چگونه است؟
حضرت فرمود: قرآن را تلاوت کند آنگونه که نازل شده است ، احادیث ما را روایت کند آنگونه ما گفته ایم و خدا را بخواند بدون اینکه از خدا طلبکار باشد و خود را مدیون خدا بداند ...دیلمی روایت میکند :
ای بنده من ایا سزاوار است وقتی با من سخن می گویی به چپ و راست نگاه کنی و در حالی که اگر بنده ای با تو چنین رفتار کند رهایش می کنی... بنده ام ایا این ادب است که وقتی با برادرت سخن می گویی به او توجه کنی و چقدر ادب را رعایت کنیی اما وقتی با من سخن گویی به من توجه نکنی پس چقدر بد بنده ای هستی تو ...
روایت شده روزی پیامبر به طرف گوسفندانش که به همراهی چوپانی به بیابان فرستاده بود رفت، چوپان بی خبر از آمدن آن حضرت لباس هایش را در اورده بود به محض اینکه متوجه امدن رسول الله شد لباسش را پوشید ... پیامبر فرمود: برو ما نیازی به چوپانی چون تو نداریم ما خاندانی هستیم که کسی را حتی در خلوت با خدایش رعایت ادب نکند استخدام نمی کنیم ...
نمونه هایی از رعایت ادب پیامبران :حضرت آدم و همسرش با خداوند اینگونه رعایت ادب را نموده و اینگونه عرضه می دارند « ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنالنکونن من الخاسرین»
خدایا ما به خویشتن ظلم کردیم و اگر تو ما را نبخشی و رحم نکنی جز زیان کاران خواهیم بود.
روایت حضور: خاطره ای از سفر حج علامه حسن زاده عاملی: یکی از همسفران حضرت نقل میکنند : ایشان مصداق روشنی از ادب با خداوند است هیچگاه ندیدیم حضرت روی چهار زانو بشیند و راحت باشد همیشه روی دو زانو مینشستند و مشغول ذکر می شدند ... یکی از شاگردان نقل میکند یک بار در عمرم ندیدم حضرت به دیوار تکیه دهد و راحت بشیند ...

27054
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/14/2006 12:01:06 AM
کاربر مهمان
  در کتاب ثواب الاعمال از امام صادق (ع)روایت شده که به صباح بن سیا فرمودند:میل داری به تو تعلیم نمایم چیزی را که روی تو را از گرمی آتش جهنم نگه دارد. عرض کرد: بلی .
فرمودند :بعد از نماز صبح صد مرتبه بگو:
((اللهم صل علی محمد و آل محمد))
که حق تعالی نگه می دارد روی تو را از گرمی جهنم.
27053
نام: رضا
شهر: کویر
تاریخ: 9/13/2006 11:51:19 PM
کاربر مهمان
  سلام
***

زندگي...

يك نامه سر به مهر است ، آن را بگشاييد.
يك سفر است ، به آن قدم بگذاريد.
دردناك است ، تحملش كنيد.
زيباست ، چشمان خود را به روي آن بگشاييد.
طنز است ، بر آن بخنديد.
حيرت انگيز است ، از آن لذت ببريد.
شمع است ، آن را روشن كنيد.
ارزشمند است ، آن را بيهوده تلف نكنيد.
هديه است ، آن را باز كنيد.
محبت است ، آن را ارزاني بداريد.
بي انتهاست ،‌به دنبال آن برويد.
و ... انواري نوراني است ، در آن بدرخشيد./


التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 2712 2711 2710 2709 2708 2707 2706 2705 2704 2703 2702 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved