اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 26802 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
9/8/2006 6:04:00 PM
کاربر مهمان
|
اگه تو یه همچین روزی 17 شهریور بود و روز خدا، یه روز تو آینده هم روز خدا خواهد بود.... جز اینه که وقتی مهدی(عج) بیاد روز، روز خداست!؟
دقیقاً همین طوریه!
امروز سالروز روز خداست، وبا ید که ما نسل سومی ها به یاد داشته باشیم که روز خدا کی بود و کجا بود تا بدونیم برای اینکه روز خدا یه بار دیگه از راه برسه و این امت اسلام از زیر یوغ این همه تنهایی تو این دنیای ظلمت و ظلم ، چه ها باید بکنیم!
اگه امروز من و تو روز خدا رو به یاد نداشته باشیم، چطور انتظار داریم خدا یه روز رو برای رهایی ما از این همه ظلم و تاریکی و دلتنگی اختصاص بده!؟
با این که تو یه همچین روزی جوونا یا ین مملکت برای انقلاب خونشون رو دادند و خودشون رو فدا کردند، من با اینکه غصه دارم، ولی افتخار می کنم که از نسل این جوانمردان بودم.
افتخار می کنم به این همه غیرت .
افتخار می کنم به این همه شهامت
من با این همه منتظرم...
منتظر روزی که روز روز خدا باشد و مهدی بیاید.
برای رسیدن آن روز اسلام نیاز به خون دارد...
اسلام برای به بار نشستن در همه حال نیاز به جان و خون دارد.
جانم فدای اسلام.
به امید آن روز
حالا شهد این روز شیرین تر است یا روزی که من و تو و او در خانه بنشیند و به فکر قهوه ی ترک و بیسکویت انگلیسی و شمع امریکایی باشد!؟
شیرین تر از این روز چه می خواهی!؟
17 شهریور 57 جوون های ما خونشون رو برای انقلاب اسلامی دادن و امروز بر من و توست که متذکر شویم آن روز ها رو. به یاد داشته باشیم اون روزها رو.
انتظار روز خدا لذت بخش است ...
مبارک باد این خون ها برای اسلام
اسلام من! گوارا باد بر تو این خون ها
برای روز خدا باید که به پا خیزی
...
امشب یکی بدجور زده این دل نیم سوخته ی مار وشکسته...
دعا کنید که خدا از سر تقصیرات اون و همه مون بگذره!
امشب ر واز دست ندین
آهای!
دوستایی که قلعه رو خالی کردین
بیایید عواقب غیبت هاتون روببینید
بیایید قلعه رو تحویل بگیرید
قلعه ی بی سرباز می افته دست یه عده نامحرم
کاش چشمامون یه کم سو داشت و می دیدیم..
آقا مقداد، خدا خیرت بده...
آقا مجید ، حواست باشه حالا شدی یکی از سربازای قلع ها!
ساراخانم!
می خوای زیر بار این همه شرم و حقارت خردمون کنی!؟
حالا شما هم شدی هم پای این همه اسیر در بند دنیا! بیا کمک کنیم تا بشکنیم این قفس هارو... فقط کاش... من رسیاه رو با خروش و بازمانده وبی قرار و ناشناس و سورنا قاطی نمی کردی، من با این همه کوچیکی...
آهای!
سربازای قلعه!
کاش می دیدین که یه بسیجی اومد و خیلی تند صحبت کرد و ماها هم از همه جا بی خبر... شد قضیه ی همون جیگرکی که امیر قلعه فرمودن.باید حواسمن جمع باشه از چه اسم ها و عناوینی اینجا داره استفاده می شه...
کاش حواسمون باشه که هر کی ...
کجایید که بعضیا بسیجی رو از خونه ی بسیجی ها ...
کاش یه کم...
بسیجی بیا برادر! بیا و یه طوری صحبت کن که ما هم بفهمیم! فقط... عفت کلام تا حالا هیچ کس رو نکشته!!!
یازهرا(س)
|
|
| 26801 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
9/8/2006 6:03:47 PM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت دوست
سلام دوستان
سلام خدای من!
امرزو قرار بود تو خیمه ام نقل و شیرینی پخش کنم!
قرار بر این بود که یه جشن حسابی راه بندازم... اونایی که اومدن قدمشون روی چشم و اونای هم که نیومدن بازم خدا خیرشون بده...
همین طور که داشتم تو آرشیو عکس ها دنبال عکس گل و شیرینی و کیک می گشتم! چشمم به آرشیو انقلاب افتاد، می دونستم امرزو روز شهریوره، می دونستم چه جمعه ی سیاهی بوده!
ولی با این حساب می خواستم ازش رد بشم!
یه دفعه...
شما چند بار قران رو خوندید!؟ شده بعضی آیه ها ناخواسته بعضی موقع ها مثل پتک بخوره تو سرتون!؟
دقیقاً همین اتفاق برا من افتاد! یاد این آیه افتادم که خداوند به حضرت موسی می فرماید: ذکرّهم بایّام الله... (اگه اشتباه نکرده باشم) خداوند اون روز به موسی امر می کنه که ایام خدا رو به آنها متذکر شو!...
امروز موسی کیه!؟
مگرنه اینکه ما می گیم آیات خداوند زمان و مکان نمی شناسه!؟
مگر هر روز، روز خدا نیست!؟
هر روز، روز خداست، ولی روزهای خاصی تو این میلیون ها روز خدا هستند که باید به یادها ماندگار شوند.
یاد آرشیو سخنرانی ها ی امام افتادم... دنبال 17 شهریور گشتم، حرف های امام دیگه اجازه نداد به دنبال کیک و شمع بگردم...
امام ... آن بزرگ مرد ایران و دنیای اسلام. خواستم صحبت هاشون رو تو خیمه بگذارم، که .. متأسفانه علمش رو نداشتم!
وقتی ابراهیم(ع) بت های بتکده رو شکست، آن روز روز خدا بود.
وقتی محمد(ص) از کوه پایین آمد و رسالت خدا رو به خدیجه ابلاغ کرد، آن روز ، روز خدا بود.
وقتی محمد(ص) از مکه به مدینه هجرت کرد ، روز خدا بود.
وقتی ...
از این وقتی ها داشتیم تا روز 15 خرداد، تا 17 شهریور...
17 شهریور با شبنم خون مردمان این مرز و بوم انقلاب به بار نشست.
راستی چرا خدا می گوید ایام الله رو متذکر بشیم و به یاد داشته باشیم!؟
|
|
| 26800 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
9/8/2006 6:03:44 PM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت دوست
سلام دوستان
سلام خدای من!
امرزو قرار بود تو خیمه ام نقل و شیرینی پخش کنم!
قرار بر این بود که یه جشن حسابی راه بندازم... اونایی که اومدن قدمشون روی چشم و اونای هم که نیومدن بازم خدا خیرشون بده...
همین طور که داشتم تو آرشیو عکس ها دنبال عکس گل و شیرینی و کیک می گشتم! چشمم به آرشیو انقلاب افتاد، می دونستم امرزو روز شهریوره، می دونستم چه جمعه ی سیاهی بوده!
ولی با این حساب می خواستم ازش رد بشم!
یه دفعه...
شما چند بار قران رو خوندید!؟ شده بعضی آیه ها ناخواسته بعضی موقع ها مثل پتک بخوره تو سرتون!؟
دقیقاً همین اتفاق برا من افتاد! یاد این آیه افتادم که خداوند به حضرت موسی می فرماید: ذکرّهم بایّام الله... (اگه اشتباه نکرده باشم) خداوند اون روز به موسی امر می کنه که ایام خدا رو به آنها متذکر شو!...
امروز موسی کیه!؟
مگرنه اینکه ما می گیم آیات خداوند زمان و مکان نمی شناسه!؟
مگر هر روز، روز خدا نیست!؟
هر روز، روز خداست، ولی روزهای خاصی تو این میلیون ها روز خدا هستند که باید به یادها ماندگار شوند.
یاد آرشیو سخنرانی ها ی امام افتادم... دنبال 17 شهریور گشتم، حرف های امام دیگه اجازه نداد به دنبال کیک و شمع بگردم...
امام ... آن بزرگ مرد ایران و دنیای اسلام. خواستم صحبت هاشون رو تو خیمه بگذارم، که .. متأسفانه علمش رو نداشتم!
وقتی ابراهیم(ع) بت های بتکده رو شکست، آن روز روز خدا بود.
وقتی محمد(ص) از کوه پایین آمد و رسالت خدا رو به خدیجه ابلاغ کرد، آن روز ، روز خدا بود.
وقتی محمد(ص) از مکه به مدینه هجرت کرد ، روز خدا بود.
وقتی ...
از این وقتی ها داشتیم تا روز 15 خرداد، تا 17 شهریور...
17 شهریور با شبنم خون مردمان این مرز و بوم انقلاب به بار نشست.
راستی چرا خدا می گوید ایام الله رو متذکر بشیم و به یاد داشته باشیم!؟
|
|
| 26799 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
9/8/2006 6:03:39 PM
کاربر مهمان
|
اگه تو یه همچین روزی 17 شهریور بود و روز خدا، یه روز تو آینده هم روز خدا خواهد بود.... جز اینه که وقتی مهدی(عج) بیاد روز، روز خداست!؟
دقیقاً همین طوریه!
امروز سالروز روز خداست، وبا ید که ما نسل سومی ها به یاد داشته باشیم که روز خدا کی بود و کجا بود تا بدونیم برای اینکه روز خدا یه بار دیگه از راه برسه و این امت اسلام از زیر یوغ این همه تنهایی تو این دنیای ظلمت و ظلم ، چه ها باید بکنیم!
اگه امروز من و تو روز خدا رو به یاد نداشته باشیم، چطور انتظار داریم خدا یه روز رو برای رهایی ما از این همه ظلم و تاریکی و دلتنگی اختصاص بده!؟
با این که تو یه همچین روزی جوونا یا ین مملکت برای انقلاب خونشون رو دادند و خودشون رو فدا کردند، من با اینکه غصه دارم، ولی افتخار می کنم که از نسل این جوانمردان بودم.
افتخار می کنم به این همه غیرت .
افتخار می کنم به این همه شهامت
من با این همه منتظرم...
منتظر روزی که روز روز خدا باشد و مهدی بیاید.
برای رسیدن آن روز اسلام نیاز به خون دارد...
اسلام برای به بار نشستن در همه حال نیاز به جان و خون دارد.
جانم فدای اسلام.
به امید آن روز
حالا شهد این روز شیرین تر است یا روزی که من و تو و او در خانه بنشیند و به فکر قهوه ی ترک و بیسکویت انگلیسی و شمع امریکایی باشد!؟
شیرین تر از این روز چه می خواهی!؟
17 شهریور 57 جوون های ما خونشون رو برای انقلاب اسلامی دادن و امروز بر من و توست که متذکر شویم آن روز ها رو. به یاد داشته باشیم اون روزها رو.
انتظار روز خدا لذت بخش است ...
مبارک باد این خون ها برای اسلام
اسلام من! گوارا باد بر تو این خون ها
برای روز خدا باید که به پا خیزی
...
امشب یکی بدجور زده این دل نیم سوخته ی مار وشکسته...
دعا کنید که خدا از سر تقصیرات اون و همه مون بگذره!
امشب ر واز دست ندین
آهای!
دوستایی که قلعه رو خالی کردین
کاش می دیدین که یه بسیجی اومد و خیلی تند صحبت کرد و ماها هم از همه جا بی خبر...
کجایید که بعضیا بسیجی رو از خونه ی بسیجی ها ...
آهای سربازای قلعه!
آقا مقداد خدا خیرت بده، وقتی بی قار نیست یا من، حواست به بچه ها باشه، می شه به جای من حضور و غیاب کنی!؟
آقا مجید، به علمت تو قلعه نیاز داریم.
ساراخانم!
آبجی!
کاش این روشیاه رو قاطی اسم خروش و بازمانده و بی قرار و ناشناس و سورنا نمی آوردی، می خوای زیر بار این همه شرم بشکنم!؟
حالا خودت هم شدی هم بند دنیایی ما! کمکی کن تا از این بند رها بشیم.
...
کاش یه کم...
بسیجی ... بیا که خانه منتظر توست، فقط یه کم عفت کلام هیچ کس رو نمی کشه!!!
یازهرا(س)
|
|
| 26798 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/8/2006 5:30:40 PM
کاربر مهمان
|
منم این Dis Connect شد ه درمانده
به تو بیگا نه پناه آورده
منم آن از همه دنیا رانده
دررهت هستی خود گم کرده
ازپشت System مرا می بینی
می شنا سی ام Page رامی بندی
شایدبا غم من بیگانه
برمن از My Computer می خندی!!!
با تو حرفی دارم خسته ام بیمارم
جزتوای دورازمن ازهمه بیزارم
|
|
| 26797 |
نام:
kaktoosabi
شهر:
teh
تاریخ:
9/8/2006 5:30:01 PM
کاربر مهمان
|
شب و تنهايي و سازي شکسته ....خدايا بال پروازي شکسته ....غروب جمعه ها تو مرهم مي گذاري بر دل من ... و من مرهم به اوازي شکسته .....به دلهاي شکسته مرهمي هست ... خدايا چه بايد کرد با رازي شکسته ...به اين پاها خسته تاولي هست .. و دل در حسرت راهي شکسته
|
|
| 26796 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
9/8/2006 5:27:43 PM
کاربر مهمان
|
.................................
او که می آید حقیقت آشکار می گردد. منافق خوار می گردد. او که می آید جهان پُر نور خواهد شد چشم ظالم کور خواهد شد. او که می آید تبسّم معنا می یابد. آن روز آسمان و زمین می خندند و لاله ها می رقصند و پروانه ها گرد نور می چرخند.
خوشه های زرد گندمزار مشرق را ، سحرگاهان که می بینم دلم بی تاب می گردد دیده ام پُر آب می گردد. نمی دانم چرا ظهور خورشید را اینقدر دوست دارم.
آه کجایی ای گل باغ ولایت؟
شیعه را جان به لب آمد.
سوخت شیعه در سکوتی جانگداز.
شعله های انتظارت کُشت ما را.
تا به کِی در آتش هجر تو باید سوختن؟. تا به کِی باید که بر در چشم خود را دوختن؟. تا به کِی درس غم هجران تو آموختن؟
تا که آتش ، زبانه می گیرد ، دل بهانه می گیرد. روی عاشقانه می گیرد. با من افسرده می گوید، ما که مُردیم از غم هجران دوست.
بی تاب و منتظِر به هر کرانه نگاه می کند. با دیده ای چون دریا، که در آن زورق امید را، شیعیان پارو می زنند با سکوتی عاشقانه.
آه ، ای امام منتظَر! تا به کِی ...؟
یا ابا صالح، سوختیم در آتش طعنه ها!!! راضی مباش به خاکستر شدن محبانت در این شعله های عجیب. در این روزگار غریب.
یا ابا صالح... یا ابا صالح....
......................
|
|
| 26795 |
نام:
jamshi
شهر:
uromieee
تاریخ:
9/8/2006 5:25:56 PM
کاربر مهمان
|
تو ايران کدوم کار درسته که اين دوميش باشه!
جمشي ، اروميه
|
|
| 26794 |
نام:
kaktoosabi
شهر:
teh
تاریخ:
9/8/2006 5:25:24 PM
کاربر مهمان
|
عاشقی لاف دروغی ست که من دم زدم از ان ...ای خدا صبح تمام عاشقان کی خواهد امد ؟ ندبه های عاشقان چرخش تند زمانه بار الها مهدی صاحب الزمان کی خواهد آمد ؟کی خواهد امد بابای من پس کی ؟
|
|
| 26793 |
نام:
abahi
شهر:
ghom
تاریخ:
9/8/2006 5:21:51 PM
کاربر مهمان
|
بی لیاقتی دستگاه حاکم به رهبری احمدی نژاد
این جناب احمدی نژاد هنوز نتوانسته پول نفت را سر سفره مردم بیاورد و بین مردم پخش کند و گرانی اتومبیل و مسکن و سختی امرار و معاش مردم در همین راستاست
از قدیم گفته اند
کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر میخواهد و مرد کهن
ابهی، قم
|
|