شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
26782
نام: زهرا
شهر: اهواز
تاریخ: 9/8/2006 2:57:03 PM
کاربر مهمان
  """یا مهدی ادرکنی"""
26781
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران
تاریخ: 9/8/2006 2:46:55 PM
کاربر مهمان
  با سلام
عید همگیتون مبارک
میبخشید چند وقتی دسترسی به کامپیوتر نداشتم..
ناشناس عزیز ! حیفم اومد خبرت نکنم !! دوربین زنده تصاویر خیلی زیبایی را از حرم آقا امام حسین و حضرت عباس داره نشون میده...
انشاالله که همگیتون تندرست و موفق باشید و همین امشب مرادتون را بگیرید... ای آبرو دارا!! دعا برای شیعیان و ملتمسین دعا یادتون نره !
اگر آخر ها جایی بود حقیر هم خیلی التماس دعا دارم

یا علی یا حسین
26780
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/8/2006 2:29:59 PM
کاربر مهمان
  برای رزوان از مراغه
رفتار سرد همسر شما ممکن است به علت چند چیز باشد
وجود افراد سخن چین-که حرفهایی را از قول مادرتان به همسر شما میگویند ویا از قول شما برعلیه خانواده همسر به شوهرتان میگویند- بعضی از افراد به علت های گوناگون ممکن است بر علیه شما پیش همسرتان سخن چینی کرده باشند پس یک صحبت دوستانه از سوی شما با همسرتان برای یافتن علت تغییر رفتارش میتواند موثر باشد
انجام کار ویا عملکردی که برخلاف میل همسرتان بوده از سوی شما
رفتار سرد خانواده شما (بخصوص مادرتان) با شوهر شما
وجود یک رفتار ناپسند در شوهرتان ( کینه ای بودن)
فکر نمیکنید همانگونه که شما به محبت کلامی نیاز دارید شوهرتان هم نیاز دارد- شما دارای قدرتی هستید که میتوانید به راحتی وضع موجود را عوض کنید-فقط کمی تدبیر و اندیشه میخواهد – اگر شما عاشق شوهرتان هستید او را از این عشق محروم نکنید حتی اگر او شما را محروم کند- بهترین راه یک گفتگوی صادقانه است همانطور که اکنون مشکل خود را گفتید با همین صداقت وآرامش مشکل خود را با شوهرتان بگویید- مطلب و یا مطالبی (کتاب – روزنامه – نوشته ای از خودتان ) که فکر میکنید باعث تغییر رفتار شوهرتان میشود به او بدهید تا بخواند- سعی کنید اطرافیان از مشکل شما بویی نبرند ( خواهر یا مادرتان) – همیشه در پیش فامیل از همسرتان تعریف کنید – با یک مشاور خانواده صحبت کنید – اگر از کلیه اقدامات فوق نتیجه ای نگرفتید موضوع را با مادر شوهرتان در میان بگذارید – رفت و آمد خود با خانواده همسرتان را بیشتر کنید واز آنها پیش همسرتان تعریف کنید – هیچ وقت سعی نکنید بحث و بگو مگو میان شما و همسرتان طولانی شود – زمینه های بوجود آمدن اختلاف را از بین ببرید ( ممکن است بعضی از فامیل شما ویا همسرتان به این سایت سر بزنند پس اگر با یک نام غیر واقعی ویا مستعار مطلب بنویسید برای خود شما و زندگیتان بهتر است)( دعا نزد خداوند یادتان نرود – نماز اول وقت یکی از راه حل هایی بوده که بنده شنیده ام سبب بهتر شدن وضعیت زندگی میشود)
26779
نام: waralaw
شهر: waralawcity
تاریخ: 9/8/2006 1:58:25 PM
کاربر مهمان
  ezbollah will destroy whole of zionism theory
26778
نام: رزوان
شهر: مراغه
تاریخ: 9/8/2006 1:00:32 PM
کاربر مهمان
  قبل از هر چيز ميخواستم ولادت باسعادت امام عصر را به همه دوستان تبريك بگم.
بين من و همسرم در طول دوران پيش از ازدواج هيچ چيزي جز عشق و محبت وجود نداشت. من سه سال است كه ازدواج كرده ام.من در طول دوران نامزدي تا به امروز دلم را به شوهرم سپرده ام.و شوهرم جز من به هيچ كس ديگر توجه نداشته است. از وقتى اين عشق و علاقه به وجود آمده بود تا شروع ازدواج انگار خوشبختى روى سر ما سايه انداخته بود. مادر من زياد از اين وصلت خوشحال نبود و رضايت نمى داد ولى شوهرم عاشق تر از آن بود كه با اين مخالفتها ميدان را خالى كند. آنقدر آمده بود و رفته بود كه بالاخره خانواده من به اين ازدواج جواب مثبت دادند.
من به خاطر اينكه معلم بودم و در مدرسه درس مى دادم، دوست داشتم زندگى مشترك مان را در تابستان و بعد از تعطيلات مدارس شروع كنيم. شوهرم هم مخالفتى نكرده بود. همين كه مى توانست سر سفره كنار من بنشيند و به دختر مورد علاقه اش برسد، براى او يك دنيا ارزش داشت. دوران نامزدى و عقدكنان چند ماهه هم سپرى شده بود. من و ا و بعد از برگزارى مراسمى آبرومندانه پاى به زندگى مشترك گذاشتيم. ولى من از ازدواج و زندگى مشترك وحشت داشتم با اينكه به شوهرم علاقه زيادى داشتم ولىى مى ترسيدم.
بعدا كه وارد زندگي شديم. همسرم اخلاقش خيلي عوض شد . خيلي سرد رفتار ميكرد. و بيشتردر سكوت بود. گاهي از مادرم بد ميگويد. و من از اينكه نسيم سردي در اين زندگي ميوزد ناراحتم. او را دوست دارم چون پاك و مومن است. اما بهيچوجه ابراز محبت كلامي كه براي ما زنها خيلي مهم است نميكند. آلان هم در اين روزهاي عيد مرتب به اين جلسه و آن جلسه ميرود. ولي حتي يك زنگ از بيرون نميزند كه ببيند من مرده ام يا زنده. اگر آقايان يا خانمها نظري دارند لطفا به اين بنده نا اميد ابلاغ كنند.منتظر پيام شما
26777
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/8/2006 11:49:02 AM
کاربر مهمان
  بيمارى
قال الله حكيم : (و اذا امرضت فهو يشقين )
:هر گاه مريض شوم خدا مرا شفا مى دهد.(172)
قال على عليه السلام : (اءشد من الفاقة مرض البدن
:شديدتر از بى چيزى مرض تن است .)(173)
شرح كوتاه :
از گنجهاى بهشت براى مؤ من در دنيا مريضى است ، چه آنكه مؤ من احيانا و سهوا اگر گناه كرد، خدا دوست ندارد با بار خطاء نزدش بيايد، او را مريض ‍ مى كند تا گناهانش آمرزيده شود.
مريض در حال بيمارى آه مى كشد، تقاضاى شفا مى كند، خداوند اين حالت مريض را دوست دارد و مى پسندد كه با او راز و نياز مى كند. گاهى هم براى بالا رفتن درجات و مقامات معنوى ، خداوند او را مريض مى كند.
بهترين بيمار آنست كه صبر در اين مصيبت كند و درد را كتمان كند و نزد افراد از مرضش شكوه نكند؛ تا اينكه عافيت الهى و ثواب كامل نصيبش ‍ شود.

26776
نام: زهرا
شهر: اهواز
تاریخ: 9/8/2006 11:47:35 AM
کاربر مهمان
  مبارز دوباره چی شده؟
26775
نام: زهرا
شهر: اهواز
تاریخ: 9/8/2006 11:35:21 AM
کاربر مهمان
  **********میلاد نور مبارک باد****
26774
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/8/2006 11:16:32 AM
کاربر مهمان
  ***برای خودت ارزش قائل شو ***

یک نفر و چند اسم؟؟؟ واقعا که خیلی ......!!!
منظورم اونی که با چند تا اسم میاد بالا و مرتب ازخودش مچکره.
فکر نکن نمی فهمیم ، بابا این فیلمی که تو داری بازی می کنی ما خودمون کارگردانش بو دیم.


26773
نام: یاس
شهر: دل
تاریخ: 9/8/2006 11:08:18 AM
کاربر مهمان
  خدایا تو چقدر مهربانی که در مقابل این همه معصیت و زشتی تنها و تنها غروبی دلگیر برای مجازات انسانها قرار داده ای.

جمعه بود امروز روز آه من
هر چه ماندم برنیامد ماه من
باز هم یک جمعه دیگر گذشت
روز موعود دل و دلبر گذشت
باز هم چشمم به راهش شد سپید
باز بیچاره دلم در خون تپید
<<ابتدا <قبلی 2684 2683 2682 2681 2680 2679 2678 2677 2676 2675 2674 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved