شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
26702
نام: نرگس
شهر: .....
تاریخ: 9/7/2006 1:24:12 PM
کاربر مهمان
  به نظر من بيان مسائل روز مهمترين پيامها براي جوانان هستند.
26701
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 9/7/2006 1:10:56 PM
کاربر مهمان
  یا جبّار
سلام خدای من!
نشسته بودم...
سر سجاده...
غروب بود
هنوز اذان نگفته بود...
داشتم فکر می کردم :عبدالفاطمه دنبال چی هستی!؟
پس فردا که نیمه ی شعبان برسه ، شعبان دیگه از نیمه گذشته، تو کجای کاری!؟
خدایا!
داشتم فکر می کردم، این بنده ات چطور روش می شه ازت چیزی بخواد وقتی تو با اون همه عظمتت دائم صدام می کنی ومن گوش هام رو می بندم!؟
خدایا!
داشتم فکر می کردم...
یاد این آیه افتادم که می فرمایی: (البته مضمون آیه اینه) من به هر کار نیک شما ها ده برابر پاداش می دم و به هر گناهی به همان اندازه کیفر! (فک کنم تو سوره ی انعامه.)
خدای من!
عجب خدایی هستی !
این همه بزرگی و این همه نادانی من!؟
این همه بذل و این همه جود واون وقت ما بنده هات ادعامون می شه یه تیکه از توییم که اومدیم زمین تا جلوه گر جمال تو باشیم!
عجبا!
این همه جود از تو و اونوقت این همه بخل و حسد از ما بنده ها ت در حق بنده های دیگه ات!
خدایا!
داشتم فکر می کردم با این همه بزرگی ات باز م یه در بخشش تو شعبون برا بنده هات باز می گذاری ومی گی بیا بنده ام، بیا خودت رو آماده کن و بساز که داره ماه میهمانی دادنم از راه می رسه!
تو سفره به این بزرگی روبرو ما باز می کنی و ما ... چقدر کفران نعمت می کنیم.
یکی از هزاران نعمت به چشم آمده ی من! این همه عید تو یه ماهه!
این همه قشنگی و عید تو یه ماه...
این همه عید چه معنی داره تو یه ماه!؟
نیمه ی شعبان، ماه بدر، غزل عاشقی و ترانه ی وصال...
ولی خدایا!
من که دستام خالیه هنوز!
خدایا!
بچه که بودم، همیشه دلم می خواست یه روز آقا رو ببینم، ولی حالا...
حالا دیگه نمی خوام
نه اینکه نخوام ها!
دیگه روم نمی شه آقا رو ببینم
بدون شناخت نمی خوام
با دست تهی نمی خوام
آخه آدم با چه رویی بره در خونه ی کسی وقتی هیچی از طرف نمی دونه!؟
آخه با چه رویی بیام جلو آقام!؟ بگم اومدم دردای من رو دوا کنی!؟ بگم اومدم دنیام رو بسازی!؟ بگم اومدم یه نعمت از خدا برا خودم بگیرم!؟
نه خدا!
اینجوری نمی خوام
اینجوری نمی خوام
یعنی یه جورایی هم می ترسم
می ترسم اگه آقا بیاد من همونی نباشم که آقا می خواد، اونوقت بازم می شم از قوم ضالین!
می ترسم آقا بیاد و من آقا رو انکار کنم، چرا!؟ چون آقا داره با این دنیای ناهمگون مبارزه می کنه!
منم که عادت کردم به این دنیای پر از ظلم...
ولی نه خدا!
عبدالفاطمه نمی خواد این باشه.
من نمی خوام ذهنم و فکرم بشه این دنیا که نمی شه توش به کسی اعتماد کرد!
من می خوام رشد کنم
من معرفت می خوام
من عشق می خوام
من دیوونگی می خوام
من خود اقا رو می خوام
خدایا!
اینا همش وقتی به دست می یاد که عبدالفاطمه بشکنه
یعنی دیگه خرد بشه در برابر تو
بشه همون بنده ای که تو می خوای
بشه یه عاشق
بشه یه مشت خاک توی دستای تو
...
یادش به خیر
یاد فکه افتادم
یاد عکسی که امسال ...
ای خدا
داره نیمه ی شعبان از راه می رسه و میلاد نور، و من هنوز اول راهم!
...
یازهرا(س)


26700
نام: جا مونده
شهر: بیخیال
تاریخ: 9/7/2006 1:08:29 PM
کاربر مهمان
  بچه ها همه با یه چیزی حال میکنن ما هم با این شعر

حال مکنیم:




امشب دریای دل طوفانیست اسمان دیده ام بارانیست

باز امشب یاد یاران است و من
خاطرات این شهیدان است و من

من کیم افتاده درد فراق دردمندم دردمند اشتیاق

بر لب دجله گیاهی بوده ام
زیر پای باکری لب سوده ام

ای دل غافل خموشی تا به کی
درد دل را پرده پوشی تا به کی

از خدا می خواه امدادت کند
در طریق دوست ارشادت کند

دفتر خونین خود را باز کن
ماجرای عشق را اغاز کن

ماجرایی را که در دشت جنون
شد رقم با جوهر گل خام خون

از دلاور مرد عاشورا بگو
قطره ای از وصف ان دریا بگو

سرزمینی که دریا لاله هاست
ساکنش تنها شهیدان و خداست

گر چه من از غافله جا مانده ام
مانده ام تنها ز هر جا مانده ام

اری اری با تمام لاله ها
اشناییم اشناییم اشنا

انکه با یاد خدا همراه بود
از خدا می گفت و با الله بود

بزم عاشوراییان را شمع بود
هر چه خوبی هست در او جمع بود

گو که دریایی میان سینه داشت
با شهادت الفتی دیرینه داشت

انکه مست ساغر اشراق بود
جلوه معشوق را مشتاق بود

هر که می از ساغر توحید خورد
راه بر سر چشمه خورشید برد

هرکه دردی داشت درمانش دهند
هر که جان بخشید جانانش دهند

پای هر سر داده نخلی دارهاست
بر سر ان میثم تمارهاست

هر کسی در راه او ایثار کرد
یا او را محرم اسرار کرد

عقل را با عشق اری جنگهاست
فاصله در بینشان فرسنگهاست

عقل گفت از خون و اتش کن خذر
عشق گفت ارام شو ای بیخبر

عقل می گوید شهادت مشکل است
عشق می گوید که این کار دل است

عقل گفتا این شهیدان کیستند
عشق گفت انانکه در خون زیستند

عقل گفتا دجله را امواجهاست
عشق گفتا موجها معراجهاست

عقل می گوید چه شد سردار ها
عشق می گوید بپرس از دارها

عقل گفتا هر چه کرد ان دجله کرد
عشق گفتا دچله را خون حجله کرد

عقل گفتا که در این ره دامهاست
عشق گفتا صید ان گمنام هاست

عقل از خواری و ننگ و عار گفت
عشق از جانبازی و ایثار گفت

عقل گفت از عارف صد ساله ها
عشق از عرفان سرخ لاله ها
26699
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/7/2006 1:08:07 PM
کاربر مهمان
  اصلا دلم نمی خواد از بچه ها یی که بچه های انتهای

جاده ی دل هستند جدا بشم ولی چه کنیم که گفته ی

اقا ست

اقا یون جای ما رو خالی بذارند ما میایم ولی با

نیومدن بیشتر حال می کنیم

چون کسی از رفتن و اومدن ما سود یا ضرری نمی بره

یک قطره ی آب بود با دریا شد

یک قطره ی خاک با زمین یکتا سد

آمد شدن تو اندر این عالم چیست

آمد مگسی پدید و نا پیدا شد

26698
نام: محمدرضا جوهری
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 9/7/2006 1:06:37 PM
کاربر مهمان
  یا علی
26697
نام: خواهر شهید
شهر: گلزار شهدا
تاریخ: 9/7/2006 1:00:54 PM
کاربر مهمان
  اقای جامونده لطفا ما رو هم دعا بفرمایین واقعا محتاجیم.

ضمنا خودتونو ناراحت نکنین به قول خودتون اینا همینطورین.
26696
نام: یاس
شهر: مشهد
تاریخ: 9/7/2006 12:52:38 PM
کاربر مهمان
  من دلم میخواد عضو بشم ولی نمی تونم چون زمان ثبت نام پیغام "لطفا ادری ایمیل خود را درست وارد کنید "می دهد اما من ادرس را درست می نویسم
26695
نام: جا مونده
شهر: بیخیال
تاریخ: 9/7/2006 12:49:22 PM
کاربر مهمان
  جواب بعضیا که باید خودشون درک کنن:

امر به معروف از اعمال ماه شعبان است.

قال الله تعالی : ای رسول نمی افریدمتان مگر به حرمت امر به معروف...

بعضیا میگن حرف نزنین بزارین ما کارمونو بکنیم ...

بعدمیگن: شما که هیچی ندیدین... راستی خنده نداره بچه ها...

لال شوم کور شوم کر شوم
لیک محال است که من خر شوم

هیهات من الذلت
بچه ها امر به معروف کنین تا پیشرفت کنیم.

التماس دعا
26694
نام: فاطمه قربانی چ
شهر: تهران
تاریخ: 9/7/2006 12:45:42 PM
کاربر مهمان
  بچه ها من دانشگاه قبول شدم اونم رشته ائ که دوست داشتم.
26693
نام: منتظر - علمدار
شهر: نا کجا آباد - علقمه
تاریخ: 9/7/2006 12:38:58 PM
کاربر مهمان
  سلام آقا مقداد
خسته نباشید
برامون دعا کن
تا نیم ساعت دیگه داریم می ریم
www.booye-sib.blogfa.com

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

یا حق
<<ابتدا <قبلی 2676 2675 2674 2673 2672 2671 2670 2669 2668 2667 2666 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved