اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 26692 |
نام:
جا مونده
شهر:
بیخیال
تاریخ:
9/7/2006 12:38:28 PM
کاربر مهمان
|
همه میگن کو عمل...
حی علی الفلاح
|
|
| 26691 |
نام:
منتظر
شهر:
یزد
تاریخ:
9/7/2006 12:14:40 PM
کاربر مهمان
|
یا یوسف زهراارزوی دیدارت را دارم خیلی دلم تنگ است اگر چشمان گنهکارم لیاقت دیدار شما راندارد
ایا میشود شماراباچشمدل ببینم خیلی منتظرم من صبر
ایوب ندارم
بیا جانم به قربانت بلای تو به جانم
نمانده دیگر از هجرت به تن تاب توان من
|
|
| 26690 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/7/2006 12:08:49 PM
کاربر مهمان
|
حلم
قال الله الحكيم : (ان ابراهيم لحليم اواه منيب )
: همانا حضرت ابراهيم بسيار حليم و تضرع كننده و طلب آمرزش از خدا مى طلبيد) (304)
قال الصادق عليه السلام : اذا تكن حليما فتحلم .
: اگر حلم نداريد خود را به حلم ورزيدن وادار كنيد.(305)
شرح كوتاه :
حلم چراغ حق است كه بوسيله نور آن صاحبش به جوار الهى نزديك مى شود.
شخص حليم بر جفاء خلق و خانواده و همكاران و مانند اينها صبر مى كند و به رضاى الهى ، بر جفاى آنان بردبارى مى نمايد.
حقيقت حلم آن است كه از كسى به شخصى بدى برسد، در گذرد؛ با اينكه قادر بر انتقام از او مى باشد، چنانكه در دعا وارد شده (خدا يا فضيلت وسيع و حلت اعظم است از اينكه به عمل من مرا مواخذه كنى و بگناهانم مرا خوار كنى .)
چون مؤ من در روى زمين منفعتش از همه بيشتر است ، بايد در مقابل گفتار و اذيت سفيهان حلم بورزد، كه اگر در مقام جواب سفيهان برآيد مانند هيزم گذاشتن در آتش است كه موجب زيادتى شعله مى شود.
|
|
| 26689 |
نام:
علمدار
شهر:
علقمه
تاریخ:
9/7/2006 10:56:41 AM
کاربر مهمان
|
آقای عبدالفاطمه مبارز سورنا کیمیا و همه ی اهل
دلیا ما رو دعا کنید ویه دعا دیگه اینکه دعا کنید
ماشین بره تو دره و فقط من و منتظر بمیریم .نوکرتونم
یا علی مدد
|
|
| 26688 |
نام:
علمدار
شهر:
علقمه
تاریخ:
9/7/2006 10:48:53 AM
کاربر مهمان
|
اقای منتظر ممنون
|
|
| 26687 |
نام:
زلا
شهر:
غع
تاریخ:
9/7/2006 10:48:27 AM
کاربر مهمان
|
آن بقعه ای که صد فرشته حاجب اوست
دنیا مواجب گیر شرع واجب اوست
هر صبح بعد از فیض ایراد نمازش
جبریل پیش پای درسش کاتب اوست
تنها مدیری که برای دستمزدش
عقل خدا تنها و تنها حاسب اوست
با خاک وادی و سلامش زنده هستیم
این هم ز دستان کریم و کاسب اوست
مرد خدا مردی که در اوج غریبی
تنها ترین سردار یثرب نائب اوست
|
|
| 26686 |
نام:
علمدار
شهر:
علقمه
تاریخ:
9/7/2006 10:47:01 AM
کاربر مهمان
|
سلام بچه ها ختم صلوات شب تولد امام زمان رو
فراموش نکنید به تعداد ۱۰۰۰صلوات
|
|
| 26685 |
نام:
منتظر
شهر:
نا کجا آباد
تاریخ:
9/7/2006 10:46:04 AM
کاربر مهمان
|
گل کنعان یه طرف یوسف طاها یه طرف
شاه شاها یه طرف حسین زهرا یه طرف
توی بخشش کی میگه حاتم گدایی می کنه
پیش اربابم حسین حاتم گدایی می کنه
تربت تو یه طرف بهشت حق هم یه طرف
خاک جنت یه طرف کرب و بلا هم یه طرف
باغ رضوان خدا میگن چیزی کم نداره
پیش خاک کربلا از عطر و بو ش کم میاره
گلای یاس یه طرف گلاب و الماس یه طرف
همه ی برادرا یه سو و عباس یه طرف
رستم و شنیده ای میگن قوی و با بنه
اما پیش نام عباس خودش و گم می کنه
همه عالم یه طرف حسین زهرا یه طرف
قامت صبر یه طرف قامت رعنا یه طرف
مرد مردا یه طرف اکبر لیلا یه طرف
براي آمدنت دست بر دعا دارم
خيال ديدن فرزند مصطفي دارم
بيا که آمدنت دير شد عزيز دلم
بيا که آرزوي حجت خدا دارم
در انتظار ظهورم ولي گنه کارم
خدا گواست که شرم از رخت چه ها دارم
گداي کوي تو ام کاش بشنوم روزي
به افتخار بگويي که من گدا دارم
قسم به روح رسول خدا خدا را شکر
که چون تو پادشهي خوب و با وفا دارم
به سينه آرزوي ديدن مدينه ي غم
زيارت نجف و توس و کربلا دارم
اگر چه حسن بسيار است اس دل
ولي آن به که در يار است اي دل
شبي در خاطراتم ديده بودم
که دست غمزه در کار است اي دل
چه غم از صبر باقي مانده ي من
مرا زين واژه ها آر است اي دل
تو را خوانديم و دادي اذن مستي
گنه ديدي دو چشم خويش بستي
بتا رحمي بر اين کوتاه دستي
که اي اي نازنين آخر که هستي
که هستي که شناساندي به طوفان
ره پر پيچ و تاب مي پرستي
رقص مستی می کنم
در خونه ی حسین
حق پرستی می کنم
به بهونه ی حسین
منکر و نکیر تا وقالم گشتند
تا اینکه وقال دست و پایم گشتند
رمز شب قبر را سوالم کردند
تا گفتم حسین بی خیالم گشتند
خونین دل همواره غمین را عشق است
تا کرب وبلا هست زمین را عشق است
هر چند که هیچ از همه ی ارزش ماست
مجنون حسینیم همین را عشق است
بیا که بی تو صدایم به هیچ کجا نرسد
کسی به داد دل داغدار ما نرسد
اگر چه فصل گل آمد ولی نه باور کن
بهار بی تو به گلواژه ی صفا نرسد
زمانه بر سر جنگ است و ظلم و خونریزی
کسی به جز تو به فریاد شیعه ها نرسد
غریب وار به یک گوشه فکر می کردم
چه می شود اگر آن یار آشنا نرسد
دعا کن ای گل زهرا که ضربه ای هرگز
به کاظمین و نجف یا به سامرا نرسد
هزار زخم بر فرق سرم فرو ریزد
خراش ناخنی اما به کربلا نرسد
ای کاش با دستش درونم چاه می ساخت
در طرح چشمانش مرا گمراه می ساخت
ای کاش در فیض سحر های رفیعش
از من غلامی ،قنبری دلخواه می ساخت
ای کاش در شبهای خالی از ستاره
از من میان آسمان یک ماه می ساخت
ای کاش من هم حاصل کشت تو بودم
تا اینکه از من بین مردم شاه می ساخت
ای کاش در بین شکاف کعبه بودم
تا اینکه از من یک لقاءالله می ساخت
آن بقعه ای که صد فرشته حاجب اوست
دنیا مواجب گیر شرع واجب اوست
هر صبح بعد از فیض ایراد نمازش
جبریل پیش پای درسش کاتب اوست
تنها مدیری که برای دستمزدش
عقل خدا تنها و تنها حاسب اوست
با خاک وادی و سلامش زنده هستیم
این هم ز دستان کریم و کاسب اوست
مرد خدا مردی که در اوج غریبی
تنها ترین سردار یثرب نائب اوست
کاش مهدي به جهان چهره هويدا مي کرد
پرده از مشکل پيچيده ي ما وا مي کرد
کاش مي آمد و بهر عاشقا
|
|
| 26684 |
نام:
خاک پای امام مهدی(عج)
شهر:
کهکشان راه شیری
تاریخ:
9/7/2006 10:39:14 AM
کاربر مهمان
|
خبر آمد خبری در راه است...
کاش که همسایه ی ما می شدی.....مایه ی آسایه ما می شدی.....هر که به دیدار تو نایل شود.....یک شبه حلال مسائل شود.....دوش مرا حال خوشی دست داد.....سینه ی ما را عطشی دست داد.....نام تو بردم لبم آتش گرفت.....شعله به دامان سیاوش گرفت.....نام تو آرامه ی جان من است.....نامه ی تو خط امان من است.....ای نگهت خاستگه آفتاب.....برمن.....ظلمت زده یک شب بتاب.....رده برانداز به چشم ترم.....تا بتوانم به رخت بنگرم.....ای نفست یارو مددکار ما.....کی و کجا وعده دیدار ما.....دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد.....به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد.....به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم.....کدام گوشه مشعر کدام کنج منا.....به شوق وصل تو در انتظار بنشینم.....ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش.....تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد.....ببوسم خاک پاک جمکران را.....تجلی خانه ی پیغمبران را.....خبر آمد خبری در راه است.....سرخوش آن دل که از آن آگاه است.....شاید این جمعه بیاید....شاید.....پرده از چهره گشاید...شاید....
|
|
| 26683 |
نام:
محب رقیه
شهر:
کوالالامپور
تاریخ:
9/7/2006 10:30:04 AM
کاربر مهمان
|
الهم عجل لولیک الفرج
|
|