شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
26622
نام: zahra
شهر: مشهد
تاریخ: 9/6/2006 2:30:04 PM
کاربر مهمان
  به نام تنها قبله گاه نیاز دل
اکنون ذلم برای نور و تابیدن تنگ شده است.
دلم برای پنجره تنگ شده
دلم برای خورشید تنگ شده
دلم برای طلوع تنگ شده
دلم برای حضور تنگ شده
دلم برای اشتیاق تنگ شده
دلم برای آرزو تنگ شده
هم اینک دلم انتظار را طلب می کند .
تنهایم و در این تنهایی دلم می خواهد دوستی رافریاد کنم
محبت را هدیه کنم و از تمام سرمایه های دنیا انتظار را به خود و همه منتظران هدیه کنم.

اما می دانید کدام انتظار . بگویید تا با هم ان را فریاد کنیم.آی آواره ترین دوستان.
26621
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/6/2006 2:25:11 PM
کاربر مهمان
  فردا شب دارم میرم قم موقع رفتن ازتون خداحافظی می کنم
26620
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/6/2006 2:19:03 PM
کاربر مهمان
  من گاو دیونه ی خر ۷ ماه پیش میرم تو وست ویژن تا

قبل از اون همه چی خوب بود همه ولی وقتی رفتم توش

بدهکاری بالا اوردم از نماز از خدا از هیات از همه چی

دور شدم تا شد به درس معدلم شد ۱۶.۳۰روی پدرم

ایستادم همسرم از دست دادم همه نسبت به من بدبین

شدند .پول کار رو از همسرم گرفتم که ای کاش می زد

تو سرم و به من نمی داد.ای کاش تا دعواها کم شدن

با هم بودن به خاطر این کار رفتن تو جلساتی که نا

محرم توش بود . چی بگم دعوا شد از هم جدا شدیم ای

لعنت بر این کار امروز بودم سر کار بنایی .که چی

پول خانمم بدم.خسته شدم از تظاهر ایستادگی .بعضی

روزا که می بینمش بیرون اینقدر دلم می سوزه اخه

رفتنش تقصیر من بود من گاو لعنتی احمق

دلم برا یه دردو دل درست حسابی لک زده دلم مخواد

بیفتم تو دامن یکی گریه کنم من و ببخشید دلتو همیشه شاد باشه یا علی
26619
نام: علمدار
شهر: علقمه
تاریخ: 9/6/2006 2:07:08 PM
کاربر مهمان
  دلم خیلی براتون تنگ شده امشب خیلی حرف دارم برای

شما که اهل دلید از اون ته تهای دل
26618
نام: ســـــورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 9/6/2006 1:28:55 PM
کاربر مهمان
 
ای علم افراشته در عالمین...اکشف یا کاشف کرب الحسین
26617
نام: تلللل
شهر: بلببب
تاریخ: 9/6/2006 12:44:42 PM
کاربر مهمان
  طزطططط
26616
نام: زهرا
شهر: اهواز
تاریخ: 9/6/2006 12:42:13 PM
کاربر مهمان
  اما به یاد داشته باش من سایه ی تو هستم. هر گاه تنها شدی من آن جا خواهم بود برای همیشه...........
26615
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/6/2006 12:40:21 PM
کاربر مهمان
  پرواز براي يك پرنده ضرورت است ،اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود...از خاطراتم تو اين مهموني يادم مياد كه,ديدم چند تا پرنده خودشون رو به اين در و اون در ميزنن كه بيان بيرون. يكي از اونا اسمش عبدالفاطمه بود , يكي حاجي بازمانده, يكي داداش هادي, يك ديگه بي قرار عزيزو .... دردنامه آن جانباز 70 درصد كه ‌دلش بد جوري داغدار بود و حرفاش از سياسي هم سياسي تر بود...يه پرنده لاغر و رنگ پريده كه پراشو شكوندن و حتي توقفسش هم نميتونه پرواز كنه و سرشو بكوبه به قفس...خوب بازم ميخواين بشنويد يا همينا بس بود?... از همون سالها پيش كه ميشناسمتون خيلي مواقع شده كه با خنده هاتون خنديدم و با گريه هاتون گريه كردم.ماها كه آسمونرو نديده بوديم ولي مي اومديم توي كلاساتون نه ببخشيد توي قفساتون و تمرين ميديم. بعضي وقتا هم ميگفتيد تمرين شما اينه كه مهربون باشيد.
يا اينكه ميگفتيد اصلا شمابهتره درخت باشيدكه ما پرنده ها وقتي تو آسمان خالی به پرواز در اومديم و دره هاو جنگلها رو طي كردم و خسته شديم بيايم رو ي شاخه هاي شما و, آروم به تماشاي خورشیدي كه هر صبحش می سازه و هر غروبش ویران می کنه بنشينيم. به هر حال من خواستم بگم خيلي سخته كه تصميم بگيري درخت باشي و, يه عمر زحمت بكشي و رنج ببري. ...درخت كه باشي خيلي اذيت ميشي. يكي مياد شاختو ميشكنه, يكي روت يادگاري مينويسه, يكي ازت بالا ميره, يكي مياد زير سايت بايد خورو پفشو تحمل كني , يكي به شاخت طناب ميبنده خودشو دار ميزنه, و چي بگم كه هر چي بگم بازم كم گفتم. درختا بايد بيشتر بشنون تا اينكه حرف بزنن....اصلا شما به من بگيد تا حالا شده يه درختي حرف بزنه??????? غار غار كنه? چه چه بزنه? سوت بلبلي در كنه? با بغ بغوش سرترو بخوره???? ميبينيد چقدر سخته شنيدن و حرف نزدن ...حالا شايد شمامنظور من رو بهتر درك بكنيد , يا شايد هم باورهاي منو تكذيب كنيد.. فكر كنيد كه اغراق ميكنم...فكر كنيد كه اينا همون تارعنكبوتايي ان كه اومدن شكار كنن...امدن بگن كه هي رفيق خدا دو بال و دو پا آفريده بود براي تو ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي. و زمين ا انتخاب كردي و رفتيو درخت شدي ???!!!.راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ???!!!... نگاهي كنيد ببينيد بالهاي ما درختا كجا هستن ...حتما آرزوهاي زيادي در پروازند...راستي يه مورد جالبي كه امروز به نظرم رسيد كه ما ميتونيم صداهاي بيشتريرو بشنويم. مثل صداهاي دورو صداهاي نزديك. صداهاي سفيد و صداهاي سياه. صداي رنگها. صداهاي نوراني و صداهاي تاريك. صداهاي ساكت و آروم و صداهاي شلوغ و پر همهمه. و خيلي صداهاي ديگه كه شنيدنشون بيشتر از حرف زدن اهميت دارن ... مطمئنا حق با شما بود تو سكوت پياماي ناب بيشتري هست...براي اونايي كه حرف حق بلد نيستن بزنن بهتره يا نقل قول كنن يا ساكت بمونن والي كار دست خودشون ميدن و زندگيشون پر از مشكل ميشه...بيشتر از اين حرفي ندارم.... زيبايی های زندگي همراه, بهشت در سينه هاي شما.آری ,آري بهشت ميتواند همينجا و هم اكنون باشد همينجا در سينه هاي شما....راستي ادامه توضيح درباره جنگ لبنان و فلسطين رو مطالعه كردم. خيلي عالي بود اميدوارم كه همه اين اطلاعات صحتش به اندازه صحت و صداقت خوتون باشه , در ضمن با داشتن وقت براي مطالعه به وب سايتهاي ارائه شده حتما سر خواهم زد. خداوند همه مريضها رو شفا بده همينطور مريض شما رو. سوره واقعه رو فراموش نكنيد
26614
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 9/6/2006 12:30:06 PM
کاربر مهمان
 
سلام
به نظر می رسه حرکتی سعی داره اینجور القاء کنه که بسیجی را از اینجا بیرون کردن.بدون اینکه دلش برای بسیجی سوخته باشه. و متأسفانه بعضی از دوستان هم دارن دنبال این حرکت می رن.
اینجا اصلاً خونه بسیجی هاست. دوستان قدیمی حتماً یادشون هست که پارسال هم یه (جیگرکی) سعی داشت همین کار و بکنه که نه تنها موفق نشد بلکه خودش پا به فرار گذاشت.
از بسیجی عاشق شهادت می خوام اگه آب دستشه بذاره زمین و بیاد جبهه!!!!! یا علی
26613
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 9/6/2006 12:10:26 PM
کاربر مهمان
 
بارالها!
سلام و درود فرست بر پدر بزرگوار فرهنگ غنی اسلام،خاتم الانبیاء، محمد مصطفی صلواة الله علیه. و بر شیر دلاور خیبر،وصی پیغمبر ، صاحب ذوالفقار ، آن زاهد شب بیدار ، مولای موحدان و امیر مؤمنان ، علی مرتضی سلام الله علیه. و بر ام الائمه ، راضیه مرضیه ، عذراء بتول ، قُرَّةَ عَینِ الرسول، خیرالنساء ، صدیقه کبری ، ام ابیها ، فاطمه زهرا سلام الله علیها. و بر همه اولیاء و اوصیا ، اختران تابناک آسمان عشق ، تا قاطِعُ البُرهان ، کاشِفُ الاَحزان و خَلیفَةُ الرَّحمن ، مولا بقیة الله الاعظم ، مهدی عدالت گستر روحی فداه.

روزی رسول صلی الله علیه به رزمندگان مخلص جبهه حق که از مصاف با کفار بازگشته بودند ، رو کرد و فرمود: این جهاد اصغر بود. اینک خود را برای جهاد اکبر آماده کنید!!

بار خدایا! گونی های سنگر ما را از معرفت پُر کن و خشاب سلاح مقاومت را از فشنگ هوشیاری خالی مگردان.
الهی دیدبانهای تهاجم فرهنگی گِرای دلباختگان تو را به توپخانه های رذالت و پستی داده اند و موقعیتهای پاکان تو در معرض گلوله باران توپهای خباثت است. بارالها ما را در سنگر فرهنگ پُر افتخارمان از شرّ پاتک های احمقانة مروجان سیاه بختی محافظت فرما.
تیرهای مستقیم تفنگ قباحت و زشتی را بر ما کارگر مینداز و ما را از تیر رس تک تیراندازهای حیله گر دوران، دور فرما.
خداوندا! اینک زمان جنگی دیگر است و شاید جنگی دشوارتر. که دیروز در ریگزارهای داغ جنوب و کوههای سرد غرب بود و امروز خاکریزهای دشمنان دین تو در وسط خیابانهای ماست با زاغه هایی پر از قبیح ترین مهمات.
دیروز توپ و تانک و خمپاره و گلوله بود و امروز............
دیروز در مقابلمان سیم خاردارهای بعثی ها بود و امروز............
خدایا تو را به والفجر هشت. به کربلای چهار به کربلای پنج. به فتح المبین. تو را به محرم به رمضان به بیت المقدس به طریق القدس. تو را به هویزه به خرمشهر به آبادان به مجنون. تورا به شبهای هور به غروب ماندگار شلمچه. تو را به فکه به دوکوهه به دارخوئین به جُفِیر به کوشک به حسینیه به زِید به طلائیه. تو را به کارون به بهمن شیر به اروند به نخلهای بی سر از پا افتاده. تو را به تپه های الله اکبر به حلبچه.
الهی تو را به شبهایی که با گلوله های سرخ چراغان می شدند و تو را به سحرگاهانی که چون فرا می رسید، گلچین شدن لایقان پرواز، آشکار می شد و جای خالی رفیقانمان با زبان بی زبانی از عروج شبانه اشان خبر می داد. الهی بچه های واحد مهندسی لشکر مقاومت و راکبان غیور لودرها و بلدوزرهای غیرت رایاری فرما تا در مقابل هجوم امروز ابلیسیان، خاکریز دو جداره ای بر پا نمایند تا فرزندان رشید سورة واقعه در آن ایمن باشند. آنانکه هیچ شبی را بی واقعه نخوابیدند تا شهادت، روزیشان گردد.
الهی تو را به خونهای پاکی که دیروز ریخت و به هوشیاری امروز بسیجیانت، گُردان خط شکن مبارزه با ابتذال را یاری فرما و این بار نیز در جبهة بزرگ جهاد اکبر ، شربت شیرین پیروزی را بر ما بچشان. آمین یا رب الشهداء.



<<ابتدا <قبلی 2668 2667 2666 2665 2664 2663 2662 2661 2660 2659 2658 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved