شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
26572
نام: رضا
شهر: کویر
تاریخ: 9/6/2006 2:03:15 AM
کاربر مهمان
  سلام
***

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين (ع) به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزيست. ليلا براى امام حسين(ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا (ص) رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا (ص) .هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش ميفرمايد: هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم.حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت. برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان ميرفت، امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود. پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود. پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد. ?قتل الله قوما قتلوك... و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين (ع) دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين‌(ع) قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد. ميلادش مبارك.../

التماس دعا
26571
نام: مریم
شهر: یزر
تاریخ: 9/6/2006 12:52:36 AM
کاربر مهمان
  از خدا می خواهم کسانی که به مال وثروت خود می نازنند بفهماند که این همیشه نیست از دنیا دست خالی به ان دنیا خواهیم رفت
26570
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/5/2006 11:34:46 PM
کاربر مهمان
 
سلام مجید احوالت:
راستی این تیکه از مطلبتو نگرفتم؟؟
((پسر گمشده تو اينجا پيدا كردي هان... خوب جايي اومدي... بزودي گمشده اصليتو همينجا پيدا ميكني )).

مجید من گمشده امرو پیدا کردم ولی بعضی ها چوب لای چرخمون میزارن.
26569
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/5/2006 11:13:32 PM
کاربر مهمان
 
صبح دوستان عزيز به خير . مقدادجان چطوري. پيامات خيلي قشنگن . بخصوص پيام اخيرت راجع به اسرائيل و لبنان. اينروزا صلح در جنگيدنه.... برادر حقيقت يه طوريه كه وقتي راجع بهش حرف ميزنيم. تازه ديگران متوجه ميشن كه بايد اونرو ديد . مبارز عزيز از طبع طنز گونه ات خوشم ميآد. شيطوني ميكني... پسر گمشده تو اينجا پيدا كردي هان... خوب جايي اومدي... بزودي گمشده اصليتو همينجا پيدا ميكني .
مثل اينكه بسيجي هم خداحافظي كرد. راستي عبدالفاطمه عزيز هم گويي كار مهمي داشتند . منتظر ميمونم.
26568
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/5/2006 10:19:19 PM
کاربر مهمان
  سلام مقداد صبح بخیر، راستی پیام شماره26536 را خوندی.

26567
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/5/2006 10:03:36 PM
کاربر مهمان
  انتظار مهدى(عليه السلام): ايمان به «غيب» اقرار به «ولايت» و باورداشت حق حاكميت «قرآن» است.

عصاره «يقين»، چكيده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است.

عشق به «زيبايى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «كمالات» است.

«تلاش» براى «يافتن»، «مقاومت» براى «رسيدن» و «جهاد» براى «ساختن» است.

انتظار مهدى(عليه السلام) : روايت «اشتياق»، حديث «جستجو» و قصّه «وصل» است.

انتظار مهدى(عليه السلام) : اقتداى به او، بيعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست. رمز پايدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست.

انتظار مهدى(عليه السلام) : «عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پيروزى» پيروان امامت است.

انتظار مهدى(عليه السلام) : سنگربانى «عقيده»، مرزبانى «انديشه» و مبارزه در راه پاسدارى از «فرهنگ اسلام و ولايت» است.

انتظار مهدى(عليه السلام) : انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است.
26566
نام: بنده خاکی
شهر: بی اسمان
تاریخ: 9/5/2006 9:57:45 PM
کاربر مهمان
  امشب دریای دل طوفانیست اسمان دیده ام بارانیست

باز امشب یاد یاران است و من
خاطرات این شهیدان است و من

من کیم افتاده درد فراق دردمندم دردمند اشتیاق

بر لب دجله گیاهی بوده ام
زیر پای باکری لب سوده ام

ای دل غافل خموشی تا به کی
درد دل را پرده پوشی تا به کی

از خدا می خواه امدادت کند
در طریق دوست ارشادت کند

دفتر خونین خود را باز کن
ماجرای عشق را اغاز کن

ماجرایی را که در دشت جنون
شد رقم با جوهر گل خام خون

از دلاور مرد عاشورا بگو
قطره ای از وصف ان دریا بگو

سرزمینی که دریا لاله هاست
ساکنش تنها شهیدان و خداست

گر چه من از غافله جا مانده ام
مانده ام تنها ز هر جا مانده ام

اری اری با تمام لاله ها
اشناییم اشناییم اشنا

انکه با یاد خدا همراه بود
از خدا می گفت و با الله بود

بزم عاشوراییان را شمع بود
هر چه خوبی هست در او جمع بود

گو که دریایی میان سینه داشت
با شهادت الفتی دیرینه داشت

انکه مست ساغر اشراق بود
جلوه معشوق را مشتاق بود

هر که می از ساغر توحید خورد
راه بر سر چشمه خورشید برد

هرکه دردی داشت درمانش دهند
هر که جان بخشید جانانش دهند

پای هر سر داده نخلی دارهاست
بر سر ان میثم تمارهاست

هر کسی در راه او ایثار کرد
یا او را محرم اسرار کرد

عقل را با عشق اری جنگهاست
فاصله در بینشان فرسنگهاست

عقل گفت از خون و اتش کن خذر
عشق گفت ارام شو ای بیخبر

عقل می گوید شهادت مشکل است
عشق می گوید که این کار دل است

عقل گفتا این شهیدان کیستند
عشق گفت انانکه در خون زیستند

عقل گفتا دجله را امواجهاست
عشق گفتا موجها معراجهاست

عقل می گوید چه شد سردار ها
عشق می گوید بپرس از دارها

عقل گفتا هر چه کرد ان دجله کرد
عشق گفتا دچله را خون حجله کرد

عقل گفتا که در این ره دامهاست
عشق گفتا صید ان گمنام هاست

عقل از خواری و ننگ و عار گفت
عشق از جانبازی و ایثار گفت

عقل گفت از عارف صد ساله ها
عشق از عرفان سرخ لاله ها


بسیجی جان شعرت خیلی جالب بود خیلی ممنوون اما چرا اینقدر نارا حتی بچه ها بسیجی چشه؟
26565
نام: بنده خاکی
شهر: بی اسمان
تاریخ: 9/5/2006 9:41:47 PM
کاربر مهمان
  غیبت ممنوع

مورد توجه بعضی ها!
26564
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/5/2006 9:12:57 PM
کاربر مهمان
  تقدیم به عاشقان حسین(ع)

نام:حسین(ع)
مشهور ترین لقب:سیدالشهداء
معروفترین کنیه :اباعبدالله
مکان ولادت:مدینه
تاریخ ولادت: ۵ شنبه ، ۳ شعبان، سال ۴ هجری قمری
نام مادر:فاطمه زهرا(س)
حاکم زمان تولد:یزدگرد
مدت عمر:۵۷ سال
دوران امامت:تقریبا ۱۱ سال
تاریخ وفات:۲ شنبه ، ۱۰ محرم، سال۶۱ هجری قمری
چگونگی و علت شهادت:به دست شمر لعین سربریده شدند
مکان وفات:کربلا
محل دفن:کربلا
حاکم زمان فوت:یزیدابن معاویه

***بین عشقای دو عالم به خدا حسین دو عشقه***
26563
نام: ماندانا
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 9/5/2006 8:37:24 PM
کاربر مهمان
  محمدرحمت للعالمین است شرافت بخش صدروح
الامین است محمد پاک وشفاف وزلال است

محمد تانبوت رابرانگیخت ولایت رابه کام شیعیان ریخت

ولایت باده غیب وشهوداست کلیدمخزن سروجوداست
<<ابتدا <قبلی 2663 2662 2661 2660 2659 2658 2657 2656 2655 2654 2653 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved