اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 26312 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 11:02:12 PM
کاربر مهمان
|
****ای خدای بزرگ****
ما همگی تنها و بی یاوریم
جز تو کسی را نداریم
اگر تو ما را رها کنی چه کسی به ما پناه بدهد
خدای بزرگ و مهربان
تو را به عظمت و جلالت قسم میدهیم که همه ی ما را رستگار کنی
و ما را محبوب خود کنی
ودر دل ما فقط عشق و محبت خودت را قرار دهی
****آمین یا رب العالمین****
|
|
| 26311 |
نام:
مجيد
شهر:
از كرج
تاریخ:
9/3/2006 10:55:16 PM
کاربر مهمان
|
خانم شيدا از تهران:
درباره پرسشت فكر كردم و احساس كردم بعنوان يه برادر چند خطي بهت جواب بدم.
خواهر خوب مهم نيست كه در دنياي فعلي به چه چيزهايي اصالت داده ميشه. مهم اينه كه بدوني اگر عشق نباشه زندگي تبديل به يه جنگل ميشه. اونم نه يه جنگل آروم بلكه يه جنگل وحشي. اگر تصور ميكني كه بدون عشق ميتوني به كمال انساني راهي پيدا كني سخت در اشتباهي. بيداري كه عشق در انسان ايجاد ميكنه حتي يه ساعت كوكي شماطه دار يا حتي يه خروس با قوقولي قوقوش نميتو نه ايجاد كنه.
اتفاقا بزرگترين و مهمترين چيزي كه از بچه گي بايد به ما ياد بدن و دربارش صحبت كنن اينه عشق چيه و چگونه بايد اونرو پرورش داد. و حرف آخر اينكه خواهر مهربون و پرسشگر عشق همون رشته اي هست كه ما آدمها رو به هم پيوند ميده. سخن گفتن از عشق در واقع سخن گفتن از خودمونه.ولي اين هشدار رو هم در نظر بگير كه براي عشق يه وقت خداي نكرده روحترو نفروشي....
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود جوينده عشق بي عدد خواهد بود
فردا كه قيامت آشكارا گردد
هر دل كه نه عاشق است رد خواهد بود
|
|
| 26310 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 10:11:41 PM
کاربر مهمان
|
برای زهرا از اهواز
شما خود معترفید که دوستتان باعث دوری شما از خدا میشود - چنین دوستی شایسته دوستی نیست - رهایش کنید-صادقانه به او بگویید که نمیخواهید با او دوست باشید- اگر به مسجد بروید دوستان خوبی پیدا میکنید - موفق باشید
|
|
| 26309 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 8:24:11 PM
کاربر مهمان
|
******بر محمد و آل محمد صلوات******
هدیه به امام زمان عزیز
|
|
| 26308 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 8:20:33 PM
کاربر مهمان
|
******بر محمد و آل محمد صلوات******
هدیه به امام زمان عزیز
|
|
| 26307 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 8:17:17 PM
کاربر مهمان
|
******بر محمد و آل محمد صلوات******
هدیه به اما زمان عزیز
|
|
| 26306 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 8:09:39 PM
کاربر مهمان
|
برای مبارز!
سلام
من منظور خاصی ندارررررررررررررررررررم.
این فقط یک بخش از کتاب ××پیامبر و دیوانه ×× نوشته ی جبران خلیل جبران بود.
یا علی
|
|
| 26305 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 7:54:56 PM
کاربر مهمان
|
هفت بار از روح خودم متنفر شدم
نخستین بار زمانی بود که او خوذ را ذلیل کرد تا ارتقاء پیدا کند.
بار دوم زمانی بود که او در برابر دیدگان افلیج جست و خیز می کرد.
بار سوم زمانی بود که او بین دشوار و آسان مخیر شد و او آسان را انتخاب کرد.
بار چهارم زمانی بود که خطایی مرتکب شد و با این گفته که دیگران نیز خطا می کنند خود را تسکین داد.
بار پنجم زمانی بود که به دلیل ضعف خویش تحمل کرد اما تحمل خویش را حمل بر قدرت خویش کرد.
بار ششم زمانی بود که صورت زشتی را نکوهش کرد و ندانست که آن صورت یکی از نقاب های خود اوست.
بار هفتم زمانی بود که ترانه ی مدحی سرود و آن ترانه را فضیلت خویش تلقی کرد.
از کتاب آوازهای دل پیامبر. نوشته ی جبران خلیل جبران. ترجمه ی مسیحا برزگر.
|
|
| 26304 |
نام:
مبازر
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 7:47:19 PM
کاربر مهمان
|
اینم برای عشق خودم.
اینو بدون عزیزم که همیشه تو قلب من جاداری.
((در شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم))
ازهر کسی که نوشته های منو می خونه خواهش می کنم. برای من دعا کنه تا به عشقم برسم .
ناز نفس همتون
|
|
| 26303 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/3/2006 7:31:07 PM
کاربر مهمان
|
برای زهرا از اهواز
منظورت چیهههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟
|
|