اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 25462 |
نام:
آزاده
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/22/2006 2:51:54 PM
کاربر مهمان
|
برای فاطمه از قائمشهر
دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست اسراف در محبت است
اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد سعی کن او را فراموش کنی
اگر در طلب آرامش درون هستی در دل نبستن است
آسودگی و آرامش فراهم نمی شود مگر با تغییر دیدگاهتان
|
|
| 25461 |
نام:
احمد فرجزاده
شهر:
فسا روستای صحرارود
تاریخ:
8/22/2006 2:49:53 PM
کاربر مهمان
|
آسمان دلم ابری است.آرام آرام اشکان که هر کدامشان نام تو راصدا می کنند به روی گلستان دلم می ریزند همه غنچه هابا رقص باد می رقصد و آن قطرات رادرآغوش می گیرند وهمگی با هم راصدا می زنندنیستان قلبم نی می زند واز دوری شکایت می کنند هرکجا که قدم می گذارم گل ها ازمن سراغ تو را می گیرنند و یرگها درختان وگل های شمعدانی دعای فرج رابا خود زمزمه می کنند ((االلهم عجل لولیک فرج)) التماس دعا
|
|
| 25460 |
نام:
علی
شهر:
م
تاریخ:
8/22/2006 2:37:32 PM
کاربر مهمان
|
من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة الجاهلية؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.» منظور از اين شناخت و معرفت چيست و چگونه حاصل ميشود؟
|
|
| 25459 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/22/2006 2:32:23 PM
کاربر مهمان
|
ای فرزند آدم! خوابت را برای وقت مرگت و فخر و بالیدنت را برای هنگام سنجش اعمال بگذار و خواهش نفسانیت را برای بهشت و آسایشت را برای آخرت واگذار وقتی می توانی بخندانی مگریان و هنگامیکه قادری مهر بورزی قهر پیشه نکن
|
|
| 25458 |
نام:
ادامه
شهر:
ادامه
تاریخ:
8/22/2006 2:25:21 PM
کاربر مهمان
|
http://mouood.org/content/view/2060/3/
|
|
| 25457 |
نام:
ادامه
شهر:
ادامه
تاریخ:
8/22/2006 2:10:01 PM
کاربر مهمان
|
.«»« حبيب من »و هرگاه باقيمانده جان من با آرزو زنده نمانده و فناى من مقتضى بقاى تو باشد. و اگر شيوه عشق از سنت چشم بر هم نهادن حمايت كند و از ديدارت محروم گردد. سياهى چشمى براى من باقى بگذار، شايد پيش از مرگم بوسيله آن، كسى را كه تو را ديده است ببينم.«»
« آه »چيزى را كه تو مىخواهى كجا در من هست، هرگز. و بلكه پلك چشمان من فاقد پردهاى از خاك پاى تو است.«»« مولايم »اگر مژده دهندهاى با مهربانى از سوى تو آيد و هستى من هم در مشتم قرار داشته باشد، آن را به تو تقديم نموده و خواهم گفت: آن را بگير.«»« سرور و مولايم اى امام من »بشكستگى من، بذلت من، بخضوع من، بفقر و نياز خودم و به بىنيازى تو. مرا به زير دست خائنى واگذار مكن. چون من يكى از ضعيفان تو هستم.«»
« آقايم آنگاه كه درباره رسيدن و وصل شدن به شما و لذت ديدار شما مىانديشم و در مورد احوال كسانى كه آنها را به پناه خود نزديك نموده، به آنان احسان كرده، مشرف به ديدار جمالت نموده، با تعليم خود آنان را بزرگداشته، با نوشانيدن جامهاى توحيد بر آنان منت گذاشته و شرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان كرامت نمودى تأمل مىكنم، نزديك است قلبم از حسرت شكافته شده و از غيرت، دو تكه شود. آه آه »واى بر قلب كسى كه مثل قلب من باشد«. »اى پوست بدن من پاكيزگى مرا سعادتمند نمىكند. و اى كبد من بدون ديدار بايد پاره پاره شوى.»
« آقايم خواهان شما، با ساير مشتاقين فرق دارد. زيرا زيبايى تو قابل مقايسه با زيبايى ساير معشوقها نبوده و بزرگى تو مانند ديگر بزرگي ها نمىباشد. باين جهت كه شما محبوبى هستى كه علت ايجاد خواهان و دوستدار خود بوده و او در هر حال و براى هر كارى به شما احتياج دارد، ولى ديگران چنين نيستند. بلكه در عالم محسوسات زيبايى وجود ندارد مگر اين كه مظهر گوشهاى از زيبايى شما، و بزرگيى نيست مگر ناشى از يكى از آثار بزرگى شماست. زيرا زيبايى شما مظهر زيبايى خداوند زيبا و زيبايى ديگران از مظاهر زيبايى شماست. و نيز بزرگى شما مظهر بزرگى ]خداوند[ بزرگ و بزرگى ديگران برگرفته از بزرگى شماست. شما منبع همه بزرگيها و زيباييها هستيد. منظور از زيباترين زيباييها، و بزرگترين بزرگها، در دعاى سحر، شما مىباشيد. و شماييد نورانىترين و درخشندهترين نور خدا. و نيز جدايى و دورى شما مانند جدايى محبوبهاى ديگر نيست. زيرا اگر محبوبهاى ديگر دوستدار را ترك كنند، مىگويند: محبوب او را ترك كرده، و بخاطر ترك كردن محبوب سرزنش متوجه دوستدار نمىگردد. ولى اگر شما كسى را ترك كنيد، مردم او را سرزنش نموده و خود نيز خودش را سرزنش مىكند. و هيچگونه تسلاى خاطرى نيز ندارد. زيرا نمىتوان گفت شما بيوفا بوده يا به دوستدار خود علاقمند نيستى. همه دوستدارانت اعتقاد دارند كه دوستى و وفاى تو بيش از دوستى و وفاى آنان است. بنابراين اگر آنان را ترك كنى معلوم مىشود، آنان كوتاهى نمودهاند. و كم محبتى آنان نشاندهنده نادانى آنان است. بهمين جهت كسى كه او را ترك نمايى ورشكستهترين افراد است مگر اين كه خود را تسلى داده و بگويد: در آينده به شما رسيده و هجران شما پاداشى براى او در پى دارد. ولى چه پاداشى بزرگتر از ديدار شماست مولايم همه فداى تو. جانم فداى مجد ريشهدارى كه همتايى ندارد. جانم فداى شرافتى كه لنگهاى ندارد. تا كى برايت سرگردان بوده و تا كى و چگونه و با چه زبانى دربارهات بگويم؟ براى من سخت است كه ببينم ديگران در مقابل تو و در مملكت تو ت
|
|
| 25456 |
نام:
مسعود اسلامیان
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/22/2006 2:02:45 PM
کاربر مهمان
|
اى پسر احمد آيا به سوى تو راهى هست تا ملاقات شوى. چه وقت روزها را با تو سپرى كرده و بهرهمند مىگرديم. تشنگى زياد ما طول كشيد. چه هنگام از آب گوارايت استفاده خواهيم كرد؟ مولايم سرورم چه وقت ما را ديده و ما نيز تو را مىبينيم در حالى كه پرچم پيروزى را برافراشتهاى؟ مولايم چه زمانى يكديگر را ديده و چشمان ما از ديدار تو روشن مىگردد و با راهنمايى تو هدايت مىشويم؟ و آنگاه ما را از حقايق امورمان آگاه كرده، گرهام به دست تو باز شده، نادانيها از بين رفته و كمالات كامل مىشود.
آقا و مولايم اميد و آرزويم كاش سرنوشت خود را مىدانستم، آيا با نور جمالت ديدگانم روشن خواهد شد آيا از وصال گوارايت سيراب خواهم شد يا با اين اندوهها روانه قبرم شده و با غصهها و اندوه فراوان از اين دنيا مىروم
« آقايم طولانى شدن جدايى شما مرا كشته و اميد وصال شما و آنچه درباره نشانههاى ظهورتان فرموديد، زندهام مىكند. چرا چنين نباشد كه اگر اين وعدههاى در روايات و انتظار ظهور شما و آثار آن نبود از بين رفته بوديم. درود و سلام خدا بر كسى كه ما را با اين وعدهها و انتظار ظهور شما زنده كرده و ما را از آن آگاه نمود. زيرا اين مطلب، امروز باعث زندگى بندگان مشتاق به شما و به وصال شماست و زبان حال همه ما مىگويد: »مرا وعده دادند. مرا وعده دادند. و اعلام رأى دادگاه آيين عشق را به تأخير انداختند، در حالى كه آيين عشق آيين من است. دل را با ياد محبوب شاد گردان و گوشهايم را با وعدهاش نوازش كن»؟
« آقايم اگر نمىدانستيم كه گشايش بعد از سختى است، اين سختيها بر دل و جان ما بيش از آن بود كه بتوانيم آن را تحمل كنيم، ولى باين جهت كه اينها علامت گشايش است تحمل آن براى ما آسان است و بدين جهت كه باين وسيله به شما مىرسيم اين سختيها محبوب ماست.
آقايم مدت سپرى شده و به آخر رسيد. منتظر امر شما هستيم. با ياد شما زندگى كرده، و آثار ظهور شما را جستجو مىكنيم.
آقايم كار سخت شده و ظلم و ستم فراوان، و فساد بىسابقهاى سراسر گيتى را فرا گرفته است. هواى نفس نيز ضميمه آن شده و آتش هواهاى نفسانى شعلهور گرديده و گيتى را سوزانده است، بوسيله آن شهرها خراب، آبادانى نابود و انسانها و حيوانات از بين رفتهاند.
آقايم بلاها زياد، مطالب پوشيده بر ملا گرديده و فقط به شما شكايت مىكنم. آقايم جدايى و هجران تو از تمام اين سختىها سختتر است زيرا بلا بهمراه تو، نعمت و اذيت در مقابل ديدگان تو راحت است. آقايم »و از من انتقام بگير، اگر اين انتقام مرا به تو نزديك مىنمايد. فدايت گردم در آن شتاب كن. و با هر وسيلهاى كه مىخواهى مرا در عشقم به خودت آزمايش كن. و من آنچه رضاى تو در آن است را انتخاب خواهم كرد. و در هر حال، تو به من از خودم سزاوارترى. زيرا اگر تو نباشى، من هم نخواهم بود.«»
« آقايم »تو قدرت نابودى قبيله را دارى، در راه عشق تو هر موجود زندهاى از نابودى لذت مىبرد. برده تو هرگز تقاضاى آزادى نخواهد كرد. اگر تو او را رها كنى او تو را رها نمىكند. آن زيبايى كه با جلال بزرگ خود آن را پوشانيدهاى، هر نوع شكنجهاى را در اينجا گوارا مىداند.«»« مولايم آرزويم »دلم آب شده به او رخصت بده تا باقيمانده خود را در آرزوى تو بگذراند. دستور بده خواب در چشمانم گذر كند. زيرا من مطيع اين دستور هستم. شايد در عالم رؤيا وجود گرانقدر تو را ببينم و به من وحى شود.«»« حبيب من »و هرگاه باقيمانده جان من با آرزو زنده نم
|
|
| 25455 |
نام:
سوسن کریمی
شهر:
اروميه
تاریخ:
8/22/2006 1:44:49 PM
کاربر مهمان
|
بنام خدا
سلام.همیشه از سایتتان استفاده می کنم. خسته نباشید. چرا بخش طنز ندارید؟؟؟.. يکي از طنزپردازان شعري در هجو اسراييل گفته جالب است و دل خنک کن!. سري بزنيد.
وبلاگ بولفضول
www.bolfozool.blogfa.com
|
|
| 25454 |
نام:
مسعود اسلاميان
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/22/2006 12:46:02 PM
کاربر مهمان
|
سلام
عيد همگي مبارك
پيام شماره 25440 از بنده نيست
آهاي مردم دنيا به خدا بيشتر از ۱۴۰۰ ساله كه يه پيغمبر خدا فرستاده كه مردم را از گمراهي نجات بده اما بعد از اين همه سال مردم دنيا نفهميدند راستي چرا ؟
|
|
| 25453 |
نام:
عادل اللهیان
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/22/2006 12:22:36 PM
کاربر مهمان
|
حاج اقا برای عاقبت بخیری ما دعا فرماید
|
|